گپ‌وگفتی دوستانه درباره جنگ و تحولات پس از آن

عقلانیت حاکم بر میدان و دیپلماسی است/ نباید در باد شعار بخوابیم/ تمرکز اصلی باید عبور از جنگ باشد

۲۹ فروردین ۱۴۰۵ | ۱۲:۰۰ کد : ۲۰۳۸۵۸۷ اخبار اصلی اخبار داخلی خاورمیانه
صادق ملکی در گپ‌وگفتی دوستانه با دیپلماسی ایرانی درباره جنگ رمضان می‌گوید: علایم تغییر سیاست‌ها باید از امروز آشکار شود تا به فردا امیدوار بود و بدان دل بست. جنگ ۱۲ روزه نشان داد که مدار سیاست داخلی و خارجی همچنان بر برخواسته از تسلط اندیشه‌ای بسته و دور باطل و مسدود عده‌ای خویش‌حق‌پندار و دور از خرد جمعی و عقلانیتی که نوید بخش زندگی باشد چرخیده است و این عده قلیل همچنان بر دمیدن و اصرار بر سیاست‌های غلط و شکست خورده گذشته خود اصرار دارند. مردم ما خوبند. در بن‌بست‌های انتخاب‌های محدود و  تحمیلی در  سالیان دراز راهی را انتخاب کردند که مرکز ثقل آن ایران باشد. این مردم در سطح بالاتری از مقامات می‌اندیشند و دل در گرو ایران دارند.
عقلانیت حاکم بر میدان و دیپلماسی است/ نباید در باد شعار بخوابیم/ تمرکز اصلی باید عبور از جنگ باشد

دیپلماسی ایرانی: جنگ امریکا و اسرائیل علیه کشورمان که بازخوردی جهانی و فراتر از انتظار داشته، به فاز جدیدی وارد شده است. دو طرف جنگ پذیرفته‌اند فعلا برای دو هفته آتش‌بس را بپذیرند و به میز مذاکره بیایند. تا کنون یک دور مذاکره مفصل در بالاترین سطح که از ابتدای انقلاب اسلامی تا کنون سابقه نداشته برگزار شده است اما به توافقی منجر نشده است. انتظار می‌رود دور دیگری از گفت‌وگوها طی روزهای آینده میان دو طرف برقرار شود و آتش‌بس نیز بار دیگر تمدید شود. این در حالی است که طرف امریکایی همچنان به فشارهای خود ادامه می‌دهد و در تازه‌ترین اقدام خود محاصره دریایی ایران را آغاز کرده است. در رابطه با جنگ اخیر و تحولات پیش رو گفت‌وگویی را با صادق ملکی، استراتژیست و کارشناس برجسته مسائل دیپلماسی، بین‌الملل و خاورمیانه داشته‌ایم که در ادامه می‌خوانید:

به نظر می‌رسد آغاز عملیات حال حاضر امریکا – اسرائیل علیه کشورمان را نباید از ۹ اسفند بلکه از آغاز اعتراضات ۱۸ – ۱۹ دی سال گذشته دید. زمانی که دونالد ترامپ وعده داد که کمک در راه است و جامعه کشور را برای حدود ۵۰ روز منتظر جنگ کرد، آیا شما با این دیدگاه موافقید؟

ریشه یابی و پرداختن به علل حوادث دی که بسیار دردآور بود و خواهد بود نه با انکار بلکه با پرداختن بدون عینک‌های از پیش تعیین شده امکان پذیر و در وقتش باید انجام بگیرد و زخم‌های آن  التیام یابد. الآن باید روی ماندگاری ایران تمرکز کنیم. نباید کشور را به این مرحله وارد می‌کردیم و شد آنچه نباید می‌شد. الآن برای خروج عزتمندانه همه و همه باید همدل شویم هر چند تفکرات متفاوت داشته باشیم. اگر خط قرمز ایران است باید به ایران اندیشد. باید در حالی که سر تعظیم در برابر فرزندان شجاع ایران فرود می‌آوریم و از آنان حمایت تام‌وتمام می‌کنیم، برای خروج و اصلاح راه‌های رفته نیز اندیشید و برای آن راه حل بدون وابستگی گروهی تلاش کرد. 

آیا فکر نمی‌کنید اگر رفتار دیگری پیش گرفته می‌شد چه بسا این جنگ روی نمی‌داد؟ مثلا اگر رئیس جمهوری محترم قاطع‌تر، مناسب‌تر و صریح‌تر رفتار می‌کرد و اجازه نمی‌داد بسیاری از خطاها رخ داد چه بسا وضعیت به این‌جا کشیده نمی‌شد؟ به هر حال رئیس جمهور اختیارات دارد که می‌تواند مسیر بسیاری از تحولات را تغییر دهد؟

بله، اما بضاعت رئیس جمهور همین است که می‌بینم اما چرایی را نمی‌بینم. نکته مهم اینکه تفکری که راه را برای آقای پزشکیان باز کرد به امروز اندیشیده بود لذا بیش از آن نمی‌شود در فضای مجازی پرداخت. حضور پزشکیان در این مسند یکی از مهم‌ترین عوامل نه تنها جلوگیری از ورود ایران به تجزیه بوده بلکه سبب شده است بسیاری از اتفاقاتی که می‌توانست بیفتد نیفتد. همه باید ضرورت اصلاحات را به معنای خطی ترجمه نکنیم. کشور در همه عرصه‌ها با ناترازی مواجه است که انشاالله در دوره پیش رو پس از جنگ  در یک رویکرد متکی بر آشتی ملی و با تکیه بر همه و همه مردم ایران شاهد ایران قدرتمند و همدل و ..... باشیم. اول باید ایران بماند، ایران بماند امیدها سبز خواهند شد.

شما در این وضعیت اولویت را در چه می‌بینید؟

در مرحله اول درک مهم زمان خروج از جنگ و فعال شدن دیپلماسی و در مرحله‌ی بعد اصلاح سیاست‌هایی که به رسیدن کشور به بحران و جنگی منجر شد که کیان ایران با جدی‌ترین خطر تاریخ معاصر خود مواجه شد. و شد آنچه نباید می‌شد. پرداختن به چرایی و اصلاح باید اولویت باشد. تغییر را مدیریت نکردیم و امروز از بیرون تلاش دارند تغییرمان دهند. 

فکر می‌کنید هنوز فرصت تغییر وجود دارد؟

بله، هنوز فرصت مدیریت تغییر را داریم. با یادآوری اینکه مدافعان ایران عزیز کاری بزرگ با پشتیبانی مردم کرده‌اند که مقطعی درخشان در تاریخ ایران خواهد بود، در عین حال نباید باد تعریف از خود، ما را مست کند‌که زمانه بیداری و هوشیاری بر اساس ظرفیت است. 

اما اگر جنگ طولانی شود، چه؟

در صورت طولانی شدن جنگ و صدمات به زیرساخت‌ها همه ما بازنده خواهیم بود. لذا داشتن راهبردهای جایگزین و چند وجهی برای شرایط مختلف جنگی الزامی است و تشخیص خروج از یک وضعیت و ورود به وضعیت دیگر بسیار مهم است. فعلاً دیپلماسی در تعطیلات جنگی است باید ورود به آن را تسریع کرد.

با ترور شهید لاریجانی احساس می‌شود که تلاشی سازمان‌یافته برای هدف قرار دادن فرصت‌های خرد و دانش سیاسی و دیپلماسی وجود دارد، آیا شما با این موضوع موافقید؟

من با آقای لاریجانی سفر بوده‌ام. او فردی دارای خرد و دانش سیاسی و در عین حال منطقی و آشنا با فن مذاکره بود‌‌. 
درباره تروها و سازو کار آن خیانت و جاسوسی روشن است. فارغ از عوامل نفوذ و ضیف سیستمی که در ساختارها زمینه‌ساز بوده و هستند عدم ورود در برطرف کردن روزنه‌های نفوذ پس از ترورهای انجام شده علیه شهید سید حسن نصرالله و دیگر رهبران حزب الله، همچنین شهید هینه و جنگ ۱۲ روزه دیگر توجیهی ندارد. به خدا این همه تحقیر قابل قبول نیست. با شهادت نامیدن این ترورها از سنگینی خطاها و آثار مخرب این نابسامانی‌ها نکاهیم. خیلی دردناک است که همراه سرمایه‌های مادی، سرمایه‌های انسانی که هر یک تجربه گرانقدری را دارا بوده و ذخایر روزهای سخت و بحرانی هستند به‌راحتی حذف می‌کنند. فارغ از ضعیف‌های امنیتی، دقت کنیم که زخم‌های وارده بر پیکره مردم در حوادث دی نیز در روند این ترورها تأثیر داشته است.
با فعال کردن دیپلماسی از  شکاف و اختلاف نظر تل آو و واشنگتن در نگاه به ایران و نتایج جنگ باید سود جسته و اگر آتش بس قابل قبول مطرح است روی آن مانور داده شود و با شناخت و بهره‌گیری از روانشناسی خودشیفته ترامپ زمینه ناکامی نتانیاهو را فراهم کنیم.

ولی شد آنچه نباید می‌شد؟!

در نشدن ما سهم عمده‌ای داریم. ظرفیت خود را ندانستیم و بیشتر از توان‌مان بار بر دوش نهادیم. پس از ضربات پی درپی به جای رویکرد به مردم و تغییر در سیاست‌های داخلی و خارجی با ناسپاسی بیشتر بر دو قطبی در داخل و چالش بیرونی دمیدیم. امروز که گرفتار جنگیم و در حالی که دشمن عالی‌ترین مقامات را ترور کرده است همچنان در مدار شعار هستیم. ما در ظرفیت شکست آمریکا نبوده و نیستیم. نظام کشور و جنگ را نباید عاشورایی اداره کنیم و در مقابله با دشمن در حد  حوثی‌ها، حزب‌الله و یا حماس ظاهر شویم. خود تغییر را مدیریت نکردیم و امروز دارند تغییرمان می دهند. با این وجود هنوز به خط پایان نرسیده است و فرصت اندکی وجود دارد.
اگر ایران بماند از درون آن، همه آنچه ایران با آن تعریف می‌شود می‌تواند دوباره سبز شود. امروز روز سخت ایران است. در حالی که مدافعان حریم ایران شاهکار کرده‌اند باید از تمامی امکانات برای خروج از شرایط جنگی سود جست. 
به قوام گفتند با امتیازی که به روسیه دادی آبروی خود را بردی، گفت اگر آبرویی دارم چه بهتر برای ایران برود. باید یکی شجاعت داشته باشد و جام زهر را به‌جای آنکه ایران بنوشد، خود بنوشد. می‌شود ایران را نجات داد به شرطی که نرمال شویم و عقلانیت و خرد جمعی را بکار بگیریم و از پتانسیل‌ها استفاده کنیم. تاریخ ما را نخواهد بخشید اگر تعلل کنیم و بهای آن تجزیه ایران یا ویرانی باشد که ما را به عصر حجر ببرد.

اما نشانه‌هایی که دال بر تغییر سیاست باشد آیا مشاهده می‌شود؟

علایم تغییر سیاست‌ها باید از امروز آشکار شود تا به فردا امیدوار بود و بدان دل بست. جنگ ۱۲ روزه نشان داد که مدار سیاست داخلی و خارجی همچنان بر برخواسته از تسلط اندیشه‌ای بسته و دور باطل و مسدود عده‌ای خویش‌حق‌پندار و دور از خرد جمعی و عقلانیتی که نوید بخش زندگی باشد چرخیده است و این عده قلیل همچنان بر دمیدن و اصرار بر سیاست‌های غلط و شکست خورده گذشته خود اصرار دارند. مردم ما خوبند. در بن‌بست‌های انتخاب‌های محدود و  تحمیلی در  سالیان دراز راهی را انتخاب کردند که مرکز ثقل آن ایران باشد. این مردم در سطح بالاتری از مقامات می‌اندیشند و دل در گرو ایران دارند. زخمی هستند اما در تمامی مقاطع حساس مدارا می‌کنند تا ایران نجات یابد. اگر پاسخی است باید در بحبوحه بحران آغاز شود، همدلی ایجاد کند و استوارتر شود. نظام راهی جز تکیه بر آحاد مردم بدون توجه به خطوط فکری به عنوان مهمترین نقطه اتکا نداشته و ندارد.

اما به نظر می‌رسد عده‌ای دل در گرو ارتباط با امریکا و رسیدن به تفاهم با آن دارند؟

نباید در باد شعار بخوابیم. باور یا اعتماد به آمریکا ساده‌لوحی است، اما ساده‌لوحی بالاتر نفی و انکار قدرت آمریکاست. در نقطه نهایی ما از عهده آمریکا و اسرائیل بر نخواهیم آمد. سیاست‌های گذشته چون خطا و دور از ظرفیت‌های کشور بوده، شکست خورده است. مردم ما جنگ را انتخاب نکردند بلکه به آنان جنگ و وضعیت فعلی تحمیل شده است. عقبه‌های این تحمیل را بیشتر در درون جست‌وجو کنیم. به همه دلسوزان کشور میدان بدهیم ایران را متعلق به همه ایرانیان کنیم.
ذکر خاطره ای تلخ و شیرین شاید و شاید مفید باشد. قبل از روی کار آمدن اردوغان تشخیص دادم که او بر مسند قدرت خواهد نشست. به جناب آقای دولت‌آبادی، سفیر وقت پیشنهاد ملاقات دادم و به ملاقات او در دفتر حزب رفتیم. عبدالله گل، اردوغان، یاشار یاکیش و... بودند. پس از صحبت‌های معمول در خاتمه اردوغان رو به من کرد و پرسید از کرباسچی چه خبر. در پاسخ درنگ کردم آقای دولت‌آبادی گفت مشغول پروژه‌های مهندسی در دوبی و .... است. با مکثی معنادار رو به ما کرد و گفت من در زندان بودم و امروز خود را برای نخست‌وزیری آماده می‌کنم در حالی که کرباسچی در زندان است. من در مدیریت شهری و در شهرداری در بسیاری از پروژه‌ها از کرباسچی الگو گرفته‌ام. سکوت تلخ، شیرینی الگوگیری از مدیر ایرانی را از ما گرفت. باید این کشور را از رک‌زنی امیرکبیرها و انسداد مسیر اصلاحات رهایی داد.

آیا می‌شود در مذاکرات، به آمریکا یا تضمین آن اعتماد و شتاب زده عمل کرد؟

تاکید و طرح اعتماد در صحنه سیاست خارج از دایره واقعیت‌های حاکم بر این عرصه و معادلات آن بوده است. شتاب‌زدگی نیز امری مورد تایید نیست اما نشان دادن اراده و حرکت در جهت سیاست ایجابی باید مورد نظر باشد. تضمین به معنای آن‌که در ذهنیت برخی مطرح است وجود ندارد. قاعده تضمین شرایط حاکم بر توافقات و انتظارات از آن است. تضمین تا حدود زیادی به عملکرد و قدرت بازدارندگی ما، نحوه بازی ما و شرایط داخلی و بین‌المللی در روابط بین‌الملل بستگی داشته و دارد.
توافقات ابدی نیستند و تغییر شرایط می‌تواند آنها را تحت تأثیر قرار دهد. در این رابطه می‌توان به توافقات قبل از جنگ دوم میان آلمان و روسیه و سرنوشت آن و بسیاری دیگر اشاره کرد.

با وجود تمام این گفته‌ها به‌نظر می‌رسد ترامپ قابل اعتماد نیست؟

 ترامپ خود شفته را دیگران توانستند مدیریت کنند و از آسیب مصون ماندند، باید ما نیز راهی یابیم و ظاهراً هم در این راستا حرکت می‌کنیم. توجه داشته باشیم تاب‌آوری مردم و رشادت ستودنی میدان را باید به موقع نقد و زمان این دستاوردسازی را درک کنیم. اگر این مهم فهم نشود تراژدی رخ خواهد داد.

آیا در دو طرف ایرانی و آمریکایی برای عبور از جنگ اراده‌ای وجود دارد؟

فکر کنم پس از جنگ و آتش‌بس و بن‌بست‌های ناشی از آن این اراده در مرحله شکل‌گیری است. اراده دو طرف ایرانی و آمریکایی برای حل بحران نه مدیریت بحران، شاه کلید مذاکرات است. این راه‌کار در سیاست برد برد نه بر اساس پنجاه پنجاه بلکه بر اساس ظرفیت و امکان دستیابی و استوار بر عقلانیت می‌تواند تحقق یابد.

محورهای دستیابی به توافق احتمالی چه می‌تواند باشد؟

در اظهارات ترامپ مهمترین عامل توافق موضوع هسته‌ای ایران است، اما فکر می‌کنم این موضوع چالش فرعی بحرانی دیگر باشد. همان‌طور که گفتم واشینگتن دو ملاحظه راهبردی در خاورمیانه دارد. یکی امنیت اسرائیل که چالش اصلی است و دیگری امنیت انرژی در خاورمیانه. در واقع موضوع هسته‌ای ایران را واشینگتن تهدید تل‌آویو می داند. اگر در موضوع اسرائیل تغییر سیاستی رخ دهد و امنیت انرژی تضمین و تامین شود از سنگینی موضوع هسته‌ای بسیار کاسته خواهد شد.
به‌نظر می‌رسد طرح صلح پایدار و امنیت همگانی در خلیج فارس از سوی مقامات ایرانی علایم تغییرات در راهبردهای گذشته تهران است و می‌تواند گامی در جهت حل بحران باشد. یافتن راه حلی برای درصد و زمان غنی‌سازی، سرنوشت ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم، برد موشک‌ها و نیابتی‌ها، همچنین موضوع اسرائیل، توافق را دست‌یافتنی می‌کند.

اما آقای ملکی قبول بفرمایید بخشی از مشکلات ما که البته فقط مختص به ما هم نیست، بسیاری از کشورها را شامل می‌شود، همین موضوع رودروایسی و رک‌گویی‌هاست که دولتمردان برنمی‌تابند و چاپلوس‌ها بر تلخی آن می‌افزایند؟ این مساله سد راه بسیاری از اصلاحات مورد نیاز است.

بله، بخش مهمی از مشکلات تاریخی ما و شاید ملل خاورمیانه در نقد مقامات و اعتقادات ناشی از فرهنگ رودرواسی، چاپلوسی، نقاق تحت عنوان تقیه، اطاعت بدون تعقل، رابطه مرید و مرادی، تقلید .... است که بدون عبور از این بندها تغییر سخت خواهد بود. اگر رسیدن به دمکراسی یک روند حاصل تمرین است، این تمرین با اصلاح ناهنجاری‌های اشاره شده امکان تحقق خواهد یافت. به هر حال شما و دوستان استادید.

لطف دارید، اما بی‌شک باید بپذیریم ایران پس از جنگ دیگر هیچ‌گاه مثل قبل از آن نخواهد بود.

بله، ایران پس از جنگ، دیگر ایران قبل از جنگ نخواهد بود و یکی از راه‌های تسریع و کمک به تغییر، تقویت نقد و پرسشگری است. در نقد نباید خطوط قرمز و مصونیت برای هیچ‌کس و مخصوصا کسانی که در سپهر عمومی مسئولیت دارند قائل شد. انشاالله تیغ نقد بتواند عمومی شود تا راه برای اصلاحات، توضیحات، استعفا، برکناری، محاکمات و ... باز شود تا سنگینی و تبعات مسئولیت‌پذیری آنقدر سنگین شود که تن دادن بدان مسئولیت‌ها سخت و بعضاً دردآور شود. مای دیروز با مای امروز ما بسیار تغییر کرده است. فارغ از اینکه بسیاری از ما کم و بیش در ایجاد شرایط امروز سهم داریم، باید به این نکته اشاره کرد که آگاهی و شناخت حاصل روندی بود که ما طی نکرده بودیم. شهرهای ما روستاهای بزرگی بودند که میراث‌دار سنت تقلید، اطاعت، مرید و مردای و... بودند. این نقیصه از انقلاب مشروطیت تا انقلاب ۱۳۵۷ تدوام داشته اما علایم تغییر این روند بسیار جدی شده است. بسیاری از ما تحت تأثیر احساسات، عقل سخت‌گیر و پرسشگر را به حاشیه راندیم. عدالت‌خواهی ما بر آزادی‌خواهی چربید، در حالی که آزادی نقطه ثقل فهم در پرسشگری بود. در بخشی مهمی نه فقط ما، بلکه بزرگانی چون بازرگان، سحابی ها و... فریب خوردیم و در دام افتادیم. عدالت‌خواهی شیعی را زیر پوستی با سوسیالیسم ناخواسته پیوند دادیم و دنبال‌روی آرمان‌گرایی شدیم که مدینه فاضله آن امروز ماست. به هر حال عقل را در قفس کردیم و به راه آسان اطاعت تن دادیم. باید عقل را آزاد و پرواز داد تا بتوان نقادی کرد. پرواز در دایره اعتقاد میدان مانور ندارد. نسل امروز خوشبختانه راه ما را نرفته و من به شخصه بدین نسل و فردای ایران امید داریم به‌شرطی که از این مقطع سخت تاریخی به سلامت عبور کنیم. اعتراف به اشتباهات و حتی عذرخواهی‌ها امید اصلاح را در دل‌ها زنده و خود مهمترین عامل اتحاد و همبستگی است.

در این زمینه البته الگوهایی هم داریم.

البته؛ مسئولیت‌پذیری و جسارت امام در پذیرش جام زهر عامل عبور از درد آن و پایداری مردم بود. ما علایم تغییر و اصلاح را از همین امروز باید ببینیم و این به جز نقد خطاهای گذشته دور و نزدیک امکان ندارد.

البته این موضوع یک اولویتی دارد و آن خروج پیروزمندانه از جنگ است. باید این جنگ را به اتمام برسانیم تا بعد به سراغ اصلاحات بیاییم.

البته؛ سرفراز خارج شدن از جنگ اولویت اول ما و همه ایرانیانی است که دل در گرو ایران دارند. توجه داشته باشیم که این ایرانیانی که شب‌ها برای دلگرمی و حمایت از میدان، به خیابان‌ها می‌آیند همگی از یک جنس و فکر نیستند. تعمیق در حال و احوال شهید لاریجانی شاید راهنمای فهم باشد. اجازه دهیم هر کس هر چه دارد به دایره بریزد تا تصمیم‌گیران خود بهترین را انتخاب کنند.

در اینجا ناچاریم البته به تهدیدهای ترامپ نیز توجه کنیم.

به علت تبعات متعدد، عملی شدن تهدید ترامپ برای منطقه خسارت و برای ایران فاجعه خواهد بود. باید تلاش کنیم با وساطت های ممکن این تهدید عملی نشود. اعراب با توجه به شرایط مالی که دارند در زمان اندکی با ایجاد بازار برای شرکت‌های غربی بازسازی شده و ما می‌مانیم تاریکی و ابعادی که بی‌برقی تصورش را نیز سخت خواهد کرد.

به نظر شما تاب‌آوری مردم با این شرایط تا چه اندازه خواهد بود؟

تاب‌آوری مردم در این شرایط اگر بعید نباشد بسیار سخت خواهد بود. اگر همه مراکز انرژی نابود شوند تبعات آن از بمباران اتمی یک شهر شاید بیشتر باشد.

اما شاید ترامپ وارد این ریسک نشود؟!

نفرمایید که ترامپ وارد این ریسک نخواهد شد. او نشان داده است که در دیوانگی نمونه ندارد. شدیدترین واکنش از طرف ایران، خسارات وارده به ایران را بخاطر شرایط متفاوت ما و دشمنان جبران نخواهد کرد. برای همین اگر راهی برای خروج است باید بکار بست.

اما به نظر می‌رسد جریان تندرو همچنان اجازه نمی‌دهد که راه خروجی از این جنگ پیدا شود؟!

پشت عملیات‌های نظامی که توسط میدان هدایت می‌شود عقلانیتی فراتر از پایدارچی‌ها بوده است. این گروهک آخرالزمانی در بیرون و داخل بیشتر  نقش شاهین‌ها و به تعبیر بهتر لولو خور خوره را داشته‌اند. پس، از رسیدن ابعاد جنگ به مرحله غیر قابل کنترل، مذاکره تمایل دو طرفه‌ بوده است که نشان‌های آن در اظهارات وزیر امور خارجه ایران و برخی مقامات دیگر قبل از اظهارات ترامپ مطرح شد. در هر شرایطی در نهایت این جنگ به مذاکرات خاتم خواهد شد. اگر اظهارات ترامپ با واسطه‌هایی در قامت چین، انگلیس یا آلمان تضمین شود، امید به آتش‌بس و پیشرفت آن جدی خواهد شد.
مقامات ما نه از روی ضعف و نه از موضع غرور باید با بهره‌گیری از قوه تشخیص زمان مقتضی که به‌نظر می‌رسد شرایط فعلی باشد را تشخیص دهند و اگر به پیام‌های مثبت ترامپ پاسخ مثبت نمی دهند، حداقل سکوت کنند و اگر تشخیص جدی بودن بود همراهی کنند. باید نگذاریم وادار به مذاکره شویم.

در این میان عده‌ای هستند که فکر می‌کنند باید طوری وضعیت را کش داد و پیش برد که پایان دوره ترامپ فرا برسد؟!

اشاره به پایان دوره ترامپ یک شوخی و طنز تلخ برای کسانی است که به جای زمین در آسمان سیر می‌کنند. آنها رویاپردازی دارند. بی‌تردید اگر جنگ طولانی و جدی‌تر و دامنه آن گسترش یابد ما شکست خواهیم خورد. دیپلمات‌ها و کارشناسان معمولاً نظر قاطع در امور... نمی دهند اما شکست آمریکا از ایران شوخی است. ما می‌توانیم سطحی از مقاومت را با توجه به ظرفیت های موجود پیروزی تلقی کنیم بیش از آن، افتادن در تله توهم خواهد بود.

به نظر شما بعد از آن چه خواهد شد؟

فعلا همگی تمرکز اصلی‌مان باید عبور به سلامت ایران و ایرانیان از جنگ و بحران باشد که شکر خدا این چنین است. تغییرات پس از جنگ نه اجتناب‌ناپذیر بلکه تحمیلی خواهد بود. راهی جز اصلاحات خطوط و راهبردهای گذشته و رویکرد به سیاست ایجابی نداریم. فعلاً نیروهای نظامی فوق‌العاده ظاهر شده‌اند اما مغرور نشویم و از وضعیت فعلی به سود آتش‌بس بهره برداری کنیم. باشد که مردم به آنچه در تمامی عرصه ها شایسته آن هستند دست یابند.

اگر دشمن اقدام به اشغال خاک کشور کند چه؟! برخی می‌گویند آن موقع فرصت خواهیم داشت تا بحرین را در جنوب و نخجوان را در شمال به مام میهن بازگردانیم، نظر شما چیست؟

تصرف هر قطعه از خاک ایران اگر همیشگی نشود معلوم نیست چگونه و به چه بهایی به مام مهین بازگردد. به خیال‌بافی تصرف سواحل جنوبی خلیج فارس، بحرین، نخجوان فرصت ندهیم. نباید اجازه دهیم که گرفتار احساسات در مدیریت جنگ شویم.

اگر جنگ فرسایشی شود، چه؟

ظرفیت دو طرف در جنگ فرسایشی یکسان نیست. اگر جنگ طولانی مثلاً بیش از سه ماه طول بکشد و زیرساخت‌ها زده شوند تاب‌آوری دو طرف تعیین کننده خواهد بود‌. اسرائیل کشور پادگانی و مردم آن عمدتا حامی جنگ و تاریخ آن مملو از بحران است. خاک آمریکا هم که از آسیب دور است. جبهه و جغرافیای جنگ و صف‌بندی‌ها نیز اگر گسترش یابد و مدیریت نشود می‌تواند به زیان ما اتئلاف‌ها عملیاتی شوند. گفته می‌شود الآن زمان چرایی و علل جنگ و... نیست این سوال در دو طرف باید پاسخ منطقی و مبتنی بر عقلانیت داشته باشد تا تاب‌آوری برای بقا را تقویت کند. برد برد در جنگ و مذاکره را باید بر اساس ظرفیت تعریف کرد. اگر بقا و یکپارچگی ما در این جنگ حفظ شود پیروزیم. افزایش زمان می‌تواند شرایط را علیه ما کند. نکته این است که در آمریکا و اسرائیل مخالفان جنگ صدا دارند لذا به شورش و اعتراضات غیرقابل کنترل و هزینه‌بر دچار نمی‌شوند، این مهم را ما نداریم.

اگر هم‌اکنون متوقف شود، چه؟

اگر همین امروز جنگ متوقف شود، بی‌تردید ایران پیروز جنگ تحمیلی ائتلاف آمریکایی، اسرائیلی، عربی خواهد بود. این جنگی کلاسیک نیست و استراتژی دفاع نامتقارن ایران بعدها موضوع کلاس درس مراکز و آکادمی‌های نظامی خواهد بود. با وجود این ارزیابی، تسریع و تحمیل آتش‌بس به دشمنان با بکارگیری قدرت نظامی و قدرت نرم دیپلماسی امری ضروری است و عدم توجه به این مهم و جنگ را به مسیر آخرالزمانی کشاندن خطای راهبردی خواهد بود.
نگاه عاشورایی اگرچه از  عوامل بسیار مهم مقاومت در مواجه با دشمنان در میدان نبرد است و این بعد از جنگ برای مهاجمان ایران غیرقابل درک است، ولی نباید این نگاه را  به فرجام کربلایی شدن کشاند.

اما قراین حکایت از آن دارد که حمله به زیرساخت‌های ایران همچنان در دستورکار دشمنان است؟

قراین می‌گویند که متجاوزان پس از اینکه نتوانسته‌اند نقشه‌های خود را طبق برنامه‌ها پیش ببرند، سعی دارند با تغییر استراتژی خود،  با حملات و هدف قرار دادن  زیرساخت‌های ایران، امکانات کشور را به گونه‌ای ویران کنند که در فردای پس از جنگ، ایران به دوران قبل از صنعتی شدن وارد شود. با توجه به این هدف جبهه خصم، ضروری است که با استفاده از تمام توان در بخش قدرت سخت و نرم و عقبه‌های حامی ایران، با شدت و توان تام، از عملی شدن این هدف جلوگیری کنیم. ذخیره  توان  و ظرفیت کشور و برنامه‌ریزی نظامی یا دیپلماسی برای حفظ این توانایی‌ها برای درگیری‌های دور، می‌تواند به بهای ویرانی زیرساخت‌ها، و بازگشت به زندگی روستایی منجر شود.

تاب‌آوری اجتماعی و حفظ وحدت ایرانیان در برهه حساس از جنگ را چگونه تفسیر می‌کنید؟

اخبار وارده از اردوگاه دشمنان ایران، به‌ویژه اسرائیل و عرب‌های همراه تل‌آویو از کاهش تاب‌آوری در بعد نظامی و خصوصاً  افکار عمومی حکایت دارد. این در حالی است که با گذشت زمان، ایرانیان در بعد وحدت ملی منسجم‌تر از زمان آغاز جنگ شده‌اند و خود را برای جنگ میهنی به مدت طولانی و به وسعت تمامی مرزهای مقدس آماده می‌کنند. با وجود این امتیاز مهم و راهبردی که مهمترین مایه دلگرمی در تداوم مقاومت در برابر دشمنان است، باید توجه داشت که با توجه به هدف قرار دادن زیرساخت‌های نظامی، شهری و عدم توازن در احیا و جایگزینی این توانایی‌ها در بلندمدت، به‌نظر می رسد تسریع در پاسخ به حملات اسرائیل و آمریکا آن هم با تمام توان می‌تواند مهمترین عامل جلوگیری از صدمه بیشتر به زیرساخت‌ها و تحمیل آتش بس باشد.

به نظر شما به کسانی که به دنبال سرزمین سوخته کردن ایران هستند، چه پاسخی می‌توان داد؟

اعتراف ترامپ به علل شلیک سنگین موشک‌های بالستیک به‌عنوان علت عقب‌نشینی ناو آمریکایی، باید عامل درس تکرار این گونه عملیات‌ها در پاسخ به حملات دشمنانی باشد که دارند روی سرزمین سوخته ایران تمرکز می‌کنند. اگر به این آرزو فرصت ندهیم و نگذاریم دیر شود، آتش‌بس و پیروزی نزدیک خواهد شد.
اسرائیل و به خصوص آمریکا دنبال زمین سوخته در ایران نیستند در بخش مهمی، عدم انعطاف و تغییر ما سبب جنگ شده و ادامه سیاست فعلی زمین ایران را سوخته خواهد کرد. جنگ ها به هدف تغییرات راهبردی آغاز و تحمیل می‌شود.

در این میان انتقادهایی به رفتار روسیه می‌کنند، کشوری که با آن توافق راهبردی امضا کرده‌ایم. می‌گویند در این گیرودار جنگ سنگین روسیه کمک عملی ویژه‌ای به ایران نکرد، نظر شما در این رابطه چیست؟

امروز وقت نقد رفتار روسیه نیست، همان گونه که روز یادآوری تاثیرات اخطار آمریکا در تخلیه آذربایجان نیست. امروز همه ما، فقط و فقط باید به ایران و ماندگاری آن تمرکز داشته باشیم و اگر لازم باشد برای آن سر دهیم.
بسیاری از ما حتی می‌دانیم که فداکاری آحاد مردم در فردای پس از جنگ که انشاالله با اقتدار نظامیان و حمایت مردم به پیروزی ختم می‌شود، ممکن است مورد بی‌مهری قرار بگیریم. ما دعوای غنیمت نداریم و دعوای ما ایران است و بس. انحصار طلبان خود حق‌پنداری که خویش را سال‌هاست در جایگاه حق گذاشته‌اند، باز آزاد خواهند بود که توفیق خروج کشور از مهمترین بحران تاریخ خود را به نام خود مصادره به مطلوب کنند. بدانند و بدانیم ما سهمی برای خود، جز ماندگاری ایران نمی‌خواهیم. همین که ایران بماند و فردا ی ایرانیان همراه صلح، امنیت و توسعه شود برای ما بالاترین دستاورد است.

در این میان عده‌ای توصیه به داشتن سلاح هسته‌ای می‌کنند و معتقدند اکنون زمان آن رسیده که فورا به تولید سلاح هسته‌ای اقدام کنیم، نظر شما در این رابطه چیست؟

من تعجب می‌کنم دوستانی که در عرصه بین‌المللی حضور داشته‌اند و از سازو کارهای آن آگاهی دارند چگونه می‌اندیشند که دستیابی به سلاح هسته‌ای را برای ایران توصیه می‌کنند.

آیا بستن تنگه هرمز شدنی و از نظر حقوق بین‌الملل قابل تحقق است؟

بستن تنگه هرمز و یا گرفتن عوارض عبور از آن با توجه به شرایط و جایگاه حقوقی آن به عنوان یک آبراه بین‌المللی شدنی نبوده و نیست. تنگه هرمز یک ابزار و مزیت ژیوپولتیکی برای ایران است که سیاست‌گذاری‌های غلط می‌تواند با ایجاد مسیرهای جایگزین از ارزش‌های این مزیت بکاهد و تسلط بر این جغرافیا را از فرصت به تهدید تبدیل کند.
دقت کنیم تغییرات در حقوق بین‌الملل حاکم بر تنگه هرمز از سوی کشورهای منطقه و جهان قابل پذیرش نیست و می‌تواند صحنه درگیری‌های ایران را گسترش دهد و توجیه بین‌المللی برای آن ایجاد کند.
از سوی دیگر ایجاد توقعات یا توهمات در نزد افکار عمومی داخلی و واکنش‌های منطقه‌ای و بین‌المللی سناریوی بحران در بحران خواهد بود.
از توهم اهدافی که در توان و ظرفیت ما نیست خارج شویم با واقعیت‌های تلخ مواجه شویم و برای عبور از آن بهترین راهکارها و قابل عمل را پیدا کنیم. توجه و تعمق کنیم امروز در جایی ایستاده‌ایم که فرصت سوگواری و تشییع را به ما نمی‌دهند لذا آنچه را عمل کنیم که شدنی است.

نظر شما درباره کسانی که ترامپ را دیوانه خطاب می‌کنند و می‌گویند ما با فردی طرفیم که قوه عقل و ادراک ندارد و آن را احمق توصیف می‌کنند، چیست؟

نگاهی که ترامپ را احمق و... خطاب می‌کند، اگر از سر خشم نباشد، در تحلیل رفتار او دچار ساده‌انگاری شده است. ترامپ را نباید فرد دید، عقبه، تیم و... دارد که برای هر شرایطی به وی راهنمایی می‌دهند. تحقیر و کوچک شمردن دشمن، خطای بزرگ و عواقب غیر قابل جبران خواهد داشت. پس از ترور شهید سردار سلیمانی گفتند و نوشتند لنگه کفش سردار از سر ترامپ بیشتر ارزش دارد، این نگاه و ساده‌انگاری و در بخشی شاید تخلیه خشم تا ترور رهبری و... رفت.

شما تحولات را به زیان ما می‌دانید در حالی که ثبت نام و اعلام آمادگی برای جنگ نزد اقشار جامعه رو به افزایش است؟

ثبت نام و اعلام آمادگی‌ها و حضور در خیابان‌ها، جوابگوی آسمان بی‌دفاع و حملات بی‌ملاحظه به ایران نخواهد بود.

شما ملاحظات کنونی برای رسیدن به آتش‌بس دائم را در چه می‌دانید؟

آمریکا دو ملاحظه راهبردی در خاورمیانه دارد، تنظیم امنیت اسرائیل که اصلی و دیگری تنظیم امنیت عبور انرژی از خلیج فارس. ما این دو ملاحظه را تلویحی پذیرفته و وزیر امور خارجه بدان اشاره داشته است. این دو را با صدای بلند در تماس عنوان کنیم. از واکنش‌ها هراس نداشته باشیم. موضوعات هسته‌ای، موشکی و نیابتی‌ها ذیل دو ملاحظه قابلیت حل شدن دارند. نگذاریم به شرایطی برسیم که هم ایران را زمین سوخته کنند و در کنار تحقیر نه تنها امتیاز دهیم بلکه خاک را نیز در معرض خطر قرار دهیم. مشکلات ما باید با آمریکا حل شود هر راهی جز این بیراهی است.
کمپ دیوید تسلیم مصر نبود پذیرش واقعیت و موجودیت اسرائیل بود‌. راهبرد نابودی اسرائیل از اول خطا و امروز شکست خورده است. اعلام تغییر این راهبرد در مذاکرات و همچنین امنیت انرژی و ملاحظات آن برای همه و پس از توافق راهگشا خواهد بود.
صحنه جنگ و تحمیل بار بیش از ظرفیت، اگر به فنای ایران منجر نشود چون پایان جنگ هشت ساله، بالاجبار به عقب‌نشینی یا به بایگانی سپردن نگاه ایدئولوژیک و تن دادن به تغییر راهبرد منجر خواهد شد. در این مقطع درک زمان و شرایط تغییر اهمیت مضاعف دارد. نباید دیر شود.

اما به نظر بسیاری امریکا به دنبال تسلیم کامل ایران است. این چیزی است که مقامات ارشد امریکایی از جمله دونالد ترامپ، رئیس جمهوری امریکا بارها گفته‌اند؟!

تسلیم سقف درخواست و آرزوی آمریکاست. توافق نشد و در کنار ایران، آمریکا و اسرائیل نیز هزینه دادند. قیمت بنزین، خسارات به ارزش‌های آمریکایی، انتخابات میان‌دوره‌ای، تظاهرات و نارضایتی از ترامپ و... همگی هزینه‌های آمریکای ترامپ است. پس باید دستاورد قابل ارائه داشته باشد. می‌شود برای او دستاورد سازی کرد. مدیریت بحران جوابگوی جنگ ایران با آمریکا و اسرائیل نیست. باید اراده بر حل بحران باشد.

اما بسیاری می‌گویند ایران آن چنان قدرتی دارد که بتواند امریکا و اسرائیل را وادار کند تا به خواسته‌هایش تنش دهند. به‌ویژه که جنگ را آنها آغاز کردند و این ما هستیم که باید به آن پایان دهیم.

حقیقت این است که باید به برخی اخبار که فیک داخلی و  اظهار نظر بازنشسته‌های نظامی و سیاسی غربی مبنی بر اینکه ایران قوی و.... است اول باید مشکوک شد و دوم نباید دلخوش شد. ما قوی هم باشیم نباید از این گذاره شکست آمریکا و... استخراج شود. مجدداً تأکید می کنم به قول حسن روحانی باید با کدخدا بست. راهکارهای دیگر،  بن بست است. اگر ژیوپولتیک ایران سهمی و... است، آمریکا حتماً برای خود سهمی قائل است. ایران بر خلاف هند و کشورهای دیگر مستعمره نبوده و نخواهد بود اما برقراری نوعی موازنه عامل دوام آن بوده است. سخن ناصرالدین شاه بر سفر به شمال و جنوب ایران و لزوم اجازه از روس و انگلیس، ۲۸ مرداد و علل ان، ذوب آهن اصفهان و شاه و روسی  و.... درس‌هایی برای عدم تکرار تجربیات تلخ است. 

آیا هدف آمریکا بعد از انقلاب تسلط بر ژئوپلتیک و نفت ایران و به‌طور کلی ایران نبوده است؟

هدف و آرزوی تسلط بر نفت و منابع ایران از سوی آمریکا از ۴۷ سال پیش آغاز نشده بلکه واشنگتن حداقل از هفتاد سال پیش این سیاست و رویکرد را داشته و یکی از دلایل اصلی کودتای ۲۸ مرداد تسلط بر نفت بوده است. ژئوپلیتیک ایران در کنار منابع غنی آن همیشه مورد طمع بوده است. 
در ایران نظر یا توهمی وجود دارد مبنی بر این‌که به ایران اجازه و فضایی نمی‌دهند که به اندازه‌ای رشد و توسعه کند که جزو قدرت‌های بزرگ شود. به‌نظرم توسعه یا عدم توسعه ایران با توجه به منابع غنی آن بیش از عامل خارجی به عملکرد ما بستگی دارد. ما در  راهبردهای مختلف باید مشخص کنیم می‌خواهیم در کجای جهان بایستیم. آیا سر ستیز با جهان داریم یا در رویکردی ایجابی در تعامل با جهان به‌دنبال توسعه هستیم. چین مائو و چین پس از او دو چین متفاوت هستند. تغییر ریل این کشور تبلور تغییر نگاه و نتایج راهبردهای جدید است. اگر ما به عنوان ایران بر این نظر هستیم که راه گذشته خطا بوده است باید نقشه راه جدید ترسیم کنیم.

نظرتان در مورد آتش‌بس، مذاکرات و ترکیب هیئت بفرمایید. آیا این آتش بس‌تمدید می‌شود؟ آیا می‌توان به مذاکرات امید داشت؟ تأثیرات آتش‌بس و مذاکرات اگر روند مثبتی داشته باشد بر سیاست خارجی و داخلی چگونه خواهد بود؟

جنگ‌ها ابدی نیستند و دیر یا زود با آتش‌بس به صلح ختم می‌شوند. جنگ فعلی نیز مستثنا از این امر نیست. اولین دور مذاکرات را با توجه به حضور و ریاست قالیباف و ونس و مذاکره مستقیم مثبت ارزیابی می‌کنم. چگونگی روند و نتایج این مذاکرات از اهمیت فوق‌العاده‌ای در ابعاد سیاست داخلی و خارجی ایران و آمریکا برخوردار است. برای دو طرف امتحانی سخت و در عین حال روشنگر ادامه راه رفته یا اصلاح راهبردهاست. ترکیب‌های دو طرف‌، مخصوصا طرف ایرانی به لحاظ ملاحظات داخلی که می‌دانیم عالی است. اختیار، مسئولیت، تعهد، پاسخگویی، شکست، موفقیت و... در مذاکرات همه به‌نام نهاد و کانون اصلی قدرت در ایران ثبت می‌شود و خواهد شد. باید تلاش شود که آتش‌بس، به صلح پایدار ختم شود و ریل کشور بر مدار تعامل و رویکرد ایجابی در سیاست خارجی و داخلی چرخش کند.
در گذشته جایگاه ویژه قالیباف در هرم قدرت و نگاه توسعه‌ای و.... ایشان سبب شد،  بر ضرورت رای به قالیباف با هدف یکدست شدن قدرت در انتخابات تاکید کنم که این نظر مورد انتقاد اصلاح‌طلبان آرمان‌گرا واقع شد و در نهایت در انتخابات آقای رئیسی روانه پاستور شد. به هنگامی که ترکیب هیئت ایرانی در اسلام‌آباد مورد بحث بود به برخی از دوستان  انتخاب آقای قالیباف را به‌عنوان رئیس پیشنهاد دادم که مورد اعتراض برخی واقع شد. من این انتخاب و ترکیب را نه ایده‌آل بلکه به‌خاطر شناخت از سازوکارهای نظام به فال نیک گرفتم و امید دارم موفق شوند. بر این نظرم که مدل قالیباف در سیاست داخلی و خارجی و به‌طور کلی در حکمرانی مدل چینی مبتنی بر رویکرد ایجابی و تعامل با جهان، و در سیاست داخلی اولویت بر توسعه اقتصادی به‌همراه آزادی اجتماعی خواهد بود. اما شاید در فضا و آزادی‌های سیاسی، گشایشی چندانی رخ ندهد. ‌دقت کنید با توسعه اقتصادی، رفاه و آزادی‌های اجتماعی بخش مهمی از مسائل کشور را می تواند حل کند.
نکته مهم آن‌که پس از جنگ رمضان، ایرانی جدید در عرصه داخلی و خارجی ظهور خواهد کرد. البته باید منتظر بود دید.

آیا نشانه‌هایی که دال بر تغییر سیاست باشد، مشاهده می‌شود؟

توجه به لایه‌های اظهارات مقامات و نوع حضور هیئت ایرانی در اسلام‌آباد و اخبار ادامه آتش‌بس و مذاکرات را می‌توان نشانگر تغییر سیاست‌ها ارزیابی کرد. یعنی به فردا می‌شود امیدوار بود و بدان دل بست. اگرچه پس از جنگ ۱۲ روزه مدار سیاست داخلی و خارجی همچنان بر دور گذشته چرخید اما به‌نظر می‌رسد تغییرات ناشی از جنگ دوم و تحولات ناشی از آن در راهند. توجه داشته باشیم مردم ما شجاع، نجیب و خوبند. در سه جنگ سرفراز پای مهین ایستادند، در حالی که بعضاً با بی‌مهری مواجه شده بودند. در بن‌بست‌های انتخاب‌های محدود و  تحمیلی در سالیان دراز راهی را انتخاب کردند که مرکز ثقل آن ایران باشد. این مردم در بسیاری از مواقع در سطح بالاتری از مقامات می‌اندیشند و دل در گرو ایران داشته و دارند. زخمی هستند اما در تمامی مقاطع حساس مدارا می‌کنند تا ایران نجات یابد. نظام راهی جز تکیه بر آحاد مردم بدون توجه به خطوط فکری به عنوان مهمترین نقطه اتکا نداشته و ندارد. اگر بر مردم تکیه شود عبور از سخت‌ترین مشکلات امکان خواهد داشت ‌.

امروز آقای عراقچی، وزیر امور خارجه محترم کشورمان گفتند که در پی آتش‌بس در لبنان ایران نیز پذیرفته است تا تنگه هرمز تا پایان آتش‌بس برای عبور کشتی‌های تجاری باز شود. این تحول جدید را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

امید است اعلام گشایش تنگه هرمز و به‌طور کلی تحولات پیش رو با عقلانیت، تدبیر و کیاست و در هماهنگی میدان و دیپلماسی در جهت تامین منافع ملی در قالب ظرفیت و امکان دستیابی پیش رفته و مایه سربلندی و جلوگیری از جنگ ویرانگر شود. از آغاز جنگ بستن شدن تنگه هرمز یک امر مذاکراتی بود که ظاهراً در همین راستا مورد بهره برداری قرار گرفته است. در مذاکرات اسلام‌آباد و پیام‌های رد و بدل شده میان تهران و واشینگتن به نظر می‌رسد توافقات فراتر از آتش‌بس و مواردی چون بازگشایی تنگه هرمز بوده و همه جوانب اختلافات فیمابین را در بر گرفته است. با توجه به این امر به‌نظر می‌رسد اخبار مربوط به توافقات را به‌واسطه شرایط و عدم ایجاد شوک، آرام آرام دو طرف و البته با روایت خود اطلاع‌رسانی خواهند کرد.
دقت کنید. عراقچی سرباز – دیپلمات است. انتخاب او به عنوان وزیر امور خارجه در بخش مهمی حاصل این ویژگی عراقچی بوده است. تمامی اظهارات و اقدامات عراقچی در هماهنگی کامل با شعام است. الآن میدان و دیپلماسی یکدست عمل می‌کنند.
باز شدن تنگه هرمز کم و بیش با توجه به شرایط و اخبار توافق و... قابل پیش‌بینی بود. علی‌رغم آن، این خبر برای برخی شوک‌آور بوده است. در حالی که در تاریخ معاصر ایران هیچ شوکی و دردی بالاتر از پذیرش قطعنامه و نوشیدن جام زهر و سکوت مرگبار روزهای اول آن نبود ولی پیام امام آن را تا حدودی التیام داد و همه آن را با جان دل پذیرفتند.
جنگ‌ها ابدی نیستند و نباید آن قدر ادامه یابند که پیروزی معادل شکست شود. این جنگ دو سرانجام بیشتر نداشت یا شکست ما یا توافق؛ با توجه به ظرفیت و امکان دست‌یابی، ظاهراً عقلانیت حاکم بر میدان و دیپلماسی راه دوم را انتخاب کرده است و ما باید از آن پشتیبانی کنیم. نکته آنکه دوره پیش رو، پس از توافق، پایان یک دوره نیم قرنه و آغاز دوره جدید خواهد بود که می تواند نوید ایرانی باشد که شایسته نام اوست.

کلید واژه ها: صادق ملکی ایران و امریکا مذاکرات ایران و امریکا حمله امریکا حمله امریکا به ایران حمله اسرائیل به ایران جنگ رمضان حمله امریکا و اسرائیل به ایران


( ۹ )

نظر شما :

ایرانی ۲۹ فروردین ۱۴۰۵ | ۱۴:۱۷
دیپلماسی ایرانی لطفا باز در طبل غرب و آمریکا خوبه یا سازش کنیم به نفع کشور هست را در این سایت تبلیغ نکن اجازه بده سپاه و میدان کار خودشون را بکنند که خوب بلد هستند چند صدای در اصل کمک به دشمن است و بس
علی روا ۲۹ فروردین ۱۴۰۵ | ۱۴:۲۲
سلام آنچه که از کتاب قانون جنگ در خاطرم مانده در جنگها قدرت سنجی و اقتدار همیشه برگ برنده را داشته ناپلئون نتوانست و نیز هیلتر تمام اروپا را درگیر کردند حتی فراتر ولی بر مبنای قدرت ،تحرکات خود رانسنجیده گزینش کردند و در پایان باختند اگر چه در ابتدا قدرت و پیروزی از آنها بود معادلات قدرت از اصولی پیروی می‌کند در آمار و احتمالات بدون در نظر گرفتن متغییر نمیشه آمار دارد در نظام جنگ هم متغییرات فراوان بر قدرت تحمیل میگردد که شرایط را حتی به سمت بحران سوق می‌دهد آمریکا از قدرت خود هزینه کرد داشت ولی هزینه ایران با کسب اقتدار همراه بود شاید ظاهر امر فرانسه از هیتلر در حال باخت بود ولی در نتیجه آمار برگ برنده برد شاملش شد قانون جنگ قانون خاص و شامل سالیان سال برد تخصص هست حرکات ظرفیت‌های خاص دارد ما هرگز نمی‌توانیم بگوییم ایران برد یا باخت بعد حمله مغول و ویرانی عظیم ایران چی شد بعد حمله اتمی به ژاپن و حمله همه جانبه به آلمان شرایط آنها چی شد پس باید آمار شرایط را سنجش کرد هیتلر خودرای و پاسخگوی کسی نبود ولی ترا مپ حداکثر سه سال قدرت و نیز محدودیت سنا و فشار داخلی و رسانه ها را دارد این متغییرات بعلاوه متغییر قدرت و تغییرات نیروهای روایات ایران و دولت‌های دیگر اینها باید لحاظ بشه بعد بتوان آمار صحیح قدرت را داد نمایش مردم در خیابان نوعی نمایش اقتدار و کسب روایت هست که از خود جنگ بالاتر بود هیلتر نتوانست صحیح مدیریت روایت کند و وارد نبرد با سرما شد و باخت و ناپلئون با یخ جنگید و باخت اینها روایت است اگر ترامپ با آتش وارد جنگ بشه نابود میشه البته احتمال ادامه جنگ ناچیز است همه تحلیل‌های خارجی چه تعریف چه تکذیب کوچکترین خللی بنابر آنچه از کتاب قانون جنگ به یاد دارم در مدیریت روایت وارد نمی‌کند اینها در،زمان جنگ اصول،اقتدار و قدرت است