مذاکرات اسلام‌آباد حتی از رفع اساسی‌ترین مانع هم عاجز ماند

حضور دست بالای تهران در میز مذاکره

۲۵ فروردین ۱۴۰۵ | ۰۶:۰۰ کد : ۲۰۳۸۵۳۰ اخبار اصلی خاورمیانه
اینکه تنگه هرمز همچنان عملاً بسته است، نشان می دهد که ایران با اهرم فشار بیشتری نسبت به آنچه قرار بود داشته باشد، وارد پاکستان شده است.
حضور دست بالای تهران در میز مذاکره

نویسنده: ادموند هیفی (Edmund Heaphy)، معاون دبیر سرویس خارجی RTÉ News

دیپلماسی ایرانی: پس از ۲۱ ساعت مذاکره در اسلام‌آباد، ایالات متحده و ایران موفق شدند از بدترین سناریوی ممکن جلوگیری کنند: شکست کامل مذاکرات صلح.

اما به نظر می‌رسد که این اتفاق تقریباً رخ داده است.

هیئت‌ها آن‌قدر از هم دور بودند که بدون هیچ توافقی برای دیدار مجدد از هتل پنج ستاره سرنا بیرون آمدند – مبنایی که حتی بدبین‌ترین تحلیلگران نیز آن را قابل دستیابی می‌دانستند.

اگرچه ایران اساساً تهدید کرده بود که نخواهد آمد و شروع مذاکرات به تعویق افتاد، اما وقتی دو طرف موافقت کردند که رو در رو ملاقات کنند – به جای اینکه به واسطه‌های پاکستانی برای رد و بدل کردن پیام‌ها بین اتاق‌ها تکیه کنند – واقعاً دلگرمی وجود داشت.

اینکه مذاکرات تا پاسی از شب ادامه یافت نیز به عنوان یک نشانه بالقوه مثبت تلقی می‌شد. شاید، برخی اظهار داشتند که آنها به سمت توافق در حرکت بودند و صرفاً به چند ساعت دیگر برای رفع شکاف‌های نهایی نیاز داشتند. اما در نهایت، آنها حتی نتوانستند برای ادامه گفت‌وگو توافق کنند.

با وجود تمام مشکلاتشان، حتی مذاکرات اخیر بین روسیه و اوکراین تعهدات مبهمی برای مذاکرات بیشتر به همراه داشت.

جی دی ونس، معاون رئیس جمهوری آمریکا، در یک کنفرانس مطبوعاتی در ساعات اولیه صبح روز یکشنبه گفت: «ما ۲۱ ساعت است که در حال مذاکره هستیم و چندین بحث اساسی داشته‌ایم. این خبر خوبی است. خبر بد این است که ما به توافق نرسیده‌ایم.»

برای بدتر شدن اوضاع، دو طرف با این باور که توپ در زمین دیگری است، از یک اتاق خارج شدند.

«پیشنهاد نهایی و بهترین»

ونس گفت که او یک «پیشنهاد نهایی و بهترین» را برای بررسی توسط ایران باقی می‌گذارد. معاون رئیس جمهوری آمریکا احتمالاً به تهران مهلت داده است.

اما منابع نزدیک به هیئت ایرانی به خبرگزاری‌ها گفتند که ایالات متحده به دنبال بهانه‌ای برای ترک [صلح] است و از نظر آنها، «توپ در زمین آمریکاست.»

ونس گفت که مسئله اصلی، عدم تمایل ایران به تعهد به عدم توسعه سلاح‌های هسته‌ای است. او گفت: «ما هنوز چنین چیزی ندیده‌ایم. امیدواریم که ببینیم.»

این به خودی خود، هیچ‌کس را که این موضوع را دنبال کرده باشد، متعجب نخواهد کرد. برجام – توافق هسته‌ای که در سال ۲۰۱۵ در زمان باراک اوباما به توافق رسید و محدودیت‌های شدیدی را بر جاه‌طلبی‌های هسته‌ای ایران اعمال کرد – حاصل ۲۰ ماه مذاکرات رسمی بود. دو طرف ۱۸ بار در ۱۱ شهر مختلف با هم ملاقات کردند.

البته، دونالد ترامپ در سال ۲۰۱۸ برجام را لغو کرد و آن را بدترین توافقی که تاکنون انجام شده توصیف کرد. از آن زمان، ایران به طور چشمگیری ذخایر هسته‌ای خود را گسترش داده و اکنون بیش از ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده با خلوص بالا در اختیار دارد، که بسیار بیشتر از قبل از وجود این توافق است.

از دید اسلام‌آباد، برجام به نظر می‌رسد توافقی بسیار بهتر از آن چیزی است که آقای ترامپ وانمود می‌کرد.

از سوی دیگر، ایرانی‌ها در ابتدا سیگنال می‌دادند که «خواسته‌های بیش از حد» احتمال توافق را از بین می‌برد – و به این ایده اعتبار می‌بخشیدند که انتظارات غیرواقع‌بینانه آمریکایی‌ها، که انتظار داشتند توافق تنها در یک دور مذاکره حاصل شود، مانع مهلکی بود که مانع اصلی بود.

اما محمد باقر قالیباف، رئیس مجلس ایران، که در کنار عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، رهبری هیئت تهران را بر عهده داشت، ساعاتی پس از آن توضیح متفاوتی ارائه داد. او گفت مشکل واقعی، اصل موضوع نبود اعتماد بود.

او گفت: "همکاران من در هیئت ایرانی ابتکارات آینده‌نگرانه‌ای را پیشنهاد کردند، اما طرف مقابل در نهایت نتوانست اعتماد هیئت ایرانی را در این دور از مذاکرات جلب کند."

شما نمی‌توانید آنها را سرزنش کنید. سال گذشته، در حالی که مذاکرات بر سر برنامه هسته‌ای ایران در جریان بود، ایالات متحده و اسرائیل به سایت‌های هسته‌ای ایران حمله کردند. و تقریباً شش هفته پیش، ایران در دور دیگری از مذاکرات بود که ایالات متحده و اسرائیل جنگی را آغاز کردند که به کشته شدن رهبر معظم انقلاب منجر شد.

تنگه هرمز همچنان یک نقطه اختلاف است

وزارت امور خارجه ایران اعلام کرد که بحث‌ها تنگه هرمز، مسئله هسته‌ای، غرامت جنگ، کاهش تحریم‌ها و پایان کامل خصومت‌ها شامل می‌شده است.

البته، به نظر می‌رسد تنگه هرمز نیز یکی از نقاط اختلاف کلیدی بوده است.

ایالات متحده کاملاً حق دارد که از این موضوع ناامید شود – با توجه به اینکه تنگه هرمز حتی قرار نبود در دستور کار اسلام‌آباد باشد.

بازگشایی آن پیش شرط این مذاکرات بود – ایران متعهد شده بود که به عنوان بخشی از آتش‌بس توافق شده در سه شنبه گذشته، به کشتی‌ها اجازه عبور دهد. اینکه این تنگه همچنان عملاً بسته است، نشان می دهد که ایران با اهرم فشار بیشتری نسبت به آنچه قرار بود داشته باشد، وارد پاکستان شده است.

البته ایران این را می‌داند. و قصد ندارد کنترل تنگه را از دست بدهد – تهران که نشان داده است می‌تواند اقتصاد جهانی را از طریق این آبراه گروگان بگیرد، انگیزه کمی برای پس دادن این اهرم فشار دارد.

در معنایی وسیع‌تر، رهبران ایران معتقدند که از این جنگ در موقعیتی قوی‌تر از زمان آغاز آن بیرون آمده‌اند. آنها تقریباً شش هفته از شدیدترین بمباران‌های ایالات متحده و اسرائیل در تاریخ مدرن منطقه جان سالم به در بردند. رهبر معظم آنها کشته و جایگزین شد. ارتش آنها تضعیف شد، اما نابود نشد. و آنها در اسلام‌آباد رو در روی میز مذاکره با ایالات متحده نشستند و چارچوب ده ماده‌ای خودشان را به عنوان مبنای مذاکرات قرار دادند.

اینکه اوضاع به اینجا رسیده دقیقاً همان چیزی است که بسیاری از تحلیلگران را به این نتیجه رسانده که این جنگ نشان‌دهنده یکی از مهمترین محاسبات اشتباه استراتژیک ریاست جمهوری دونالد ترامپ است. جنگی که تا حدی برای تضعیف ایران آغاز شده، آن را جسورتر کرده است. جای تعجب نیست که آنها در رد خواسته‌های ونس بسیار راحت بودند.

اما، بدون هیچ توافقی برای دیدار مجدد، هیچ کس دقیقاً نمی‌داند که در آینده چه اتفاقی خواهد افتاد. در میان همه اینها، آنچه ارزش یادآوری دارد این است که شاید هر حرکتی را باید کمتر به عنوان یک موضع نهایی و بیشتر به عنوان یک تاکتیک مذاکره در نظر گرفت، زیرا هر دو طرف در این که دست بالا را داشته باشند، ذینفع هستند.

منبع: آر تی ای (rte) / تحریریه دیپلماسی ایرانی/۱۱

کلید واژه ها: ایران و امریکا مذاکرات ایران و امریکا مذاکرات اسلام‌آباد حمله امریکا حمله امریکا به ایران حمله امریکا و اسرائیل به ایران جی دی ونس محمدباقر قالیباف تنگه هرمز ایران و تنگه هرمز


( ۴ )

نظر شما :

علی روا ۲۵ فروردین ۱۴۰۵ | ۱۳:۰۵
سلام علم تحلیل جنگ ربطی به رسانه دوست یا دشمن بودن یا این که این تحلیل دشمن است یا دوست ربطی،ندارد تحلیل جنگ از اصول خاصی پیروی می‌کند اینکه آمریکا تنگه را می‌بندد نه بخاطر فشار به ایران یا جنگ هست بلکه در استراتژی جنگهای نوین طراحان قدرت را چینش می‌کنند که قدرت و اقتدار در ضعف قرار نگیرد نوعی نمایش اقتدار قدرت است ربطی به تحمیل اراده به مذاکرات و جنگ ندارد در این نوع چینش،تنگه را می‌بندد که قدرت و توازن قدرت را داشته باشد و در روایت بتواند از موضع قدرت وارد شود والا آمریکا از قدرت خود دراین جنگ هزینه کرده و بابت این هزینه باید درآمد کسب کند اینها اصول طراحی و چینش جنگهای نوین و استراتژی های اندیشکده های نظامی است که تحمل و تاب آوری داخلی را بالا ببرند و باید گفت تحلیل جنگی به مخالف و موافق بودن کوچکترین ربطی ندارد بی‌طرفانه تحلیل کردن تحلیل را واقع گرایانه می‌کند رسانه آمریکا در محدودیت تحلیل ارائه می‌کنند اکثرا نمی‌توانند صداقت داشته باشند