ارزیابی شکاف نخبگان سیاسی و امنیتی آمریکا

طوفان در واشینگتن بر سر جنگ با ایران

۰۹ فروردین ۱۴۰۵ | ۰۶:۰۰ کد : ۲۰۳۸۳۳۶ آمریکا انتخاب سردبیر
مهدی پاک‌نیا در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: مقدمه جنگ علیه ایران در شرایطی آغاز شده که در داخل آمریکا درباره ضرورت و پیامدهای آن اجماع کامل وجود ندارد. این وضعیت سبب شده است که شکاف‌هایی در میان نخبگان سیاسی و امنیتی واشینگتن شکل گیرد.
طوفان در واشینگتن بر سر جنگ با ایران

نویسنده: مهدی پاک‌نیا

دیپلماسی ایرانی: خلاصه مدیریتی تحولات ناشی از جنگ مشترک ایالات متحده و رژیم اسرائیل علیه جمهوری اسلامی ایران به یکی از موضوعات مناقشه‌برانگیز در سیاست داخلی آمریکا تبدیل شده است. برخلاف تصور اولیه از وجود اجماع در واشینگتن، مجموعه‌ای از اختلاف نظرها میان سیاستمداران، مقامات امنیتی، نظامیان سابق و تحلیلگران راهبردی درباره ضرورت، نحوه مدیریت و پیامدهای این جنگ شکل گرفته است. بخشی از دموکرات‌ها و حتی برخی چهره‌های جریان محافظه‌کار نسبت به هزینه‌های اقتصادی، خطر گسترش درگیری و پیامدهای آن برای امنیت انرژی جهانی هشدار داده‌اند. 

در سطح جامعه امنیتی نیز برخی مقامات اطلاعاتی و نظامی سابق نسبت به فقدان راهبرد خروج و احتمال تبدیل شدن جنگ به یک بحران بلندمدت ابراز نگرانی کرده‌اند. این شکاف‌ها می‌تواند پیامدهایی نظیر تضعیف اجماع داخلی در سیاست خارجی آمریکا، افزایش فشار کنگره بر دولت، طرح پرسش‌هایی درباره سطح حمایت از اسرائیل و تقویت گرایش‌ها به سمت راه‌حل‌های دیپلماتیک را به همراه داشته باشد. 

مقدمه جنگ علیه ایران در شرایطی آغاز شده که در داخل آمریکا درباره ضرورت و پیامدهای آن اجماع کامل وجود ندارد. این وضعیت سبب شده است که شکاف‌هایی در میان نخبگان سیاسی و امنیتی واشینگتن شکل گیرد. مسئله اصلی برای سیاست‌گذاران آمریکایی آن است که آیا تداوم این جنگ می‌تواند اهداف راهبردی واشینگتن را تأمین کند یا اینکه هزینه‌های اقتصادی، امنیتی و سیاسی آن به تدریج از منافع احتمالی پیشی خواهد گرفت. 

افزایش قیمت انرژی، خطر اختلال در تنگه هرمز، احتمال گسترش دامنه درگیری در منطقه و همچنین پیامدهای سیاسی داخلی، از جمله عواملی هستند که به تشدید این اختلاف نظرها دامن زده‌اند. 

۱. شکاف سیاسی در کنگره و احزاب بخش مهمی از انتقادات نسبت به جنگ از سوی نمایندگان و سناتورهای دموکرات مطرح شده است. الیزابت وارن جنگ علیه ایران را عامل افزایش هزینه‌های انرژی در داخل آمریکا دانسته و خواستار جلوگیری از تأمین مالی آن از سوی کنگره شده است. برنی سندرز، سناتور مستقل ورمونت و از چهره‌های مطرح جناح ترقی‌خواه آمریکا نیز با انتقاد از ادامه حمایت تسلیحاتی واشینگتن از اسرائیل، ارسال تسلیحات بیشتر به تل‌آویو را مغایر با قوانین بین‌المللی دانسته است. همچنین کریس مورفی سناتور دموکرات و رو خانا عضو دموکرات مجلس نمایندگان آمریکا با اشاره به احتمال بسته شدن تنگه هرمز و افزایش قیمت جهانی نفت، از محاسبات راهبردی دولت ترامپ انتقاد کرده‌اند. 

در سطح رهبری حزب دموکرات نیز حکیم جفریز اقدام دولت در آغاز جنگ را «خودسرانه» توصیف کرده و آن را عاملی برای افزایش ناامنی و هزینه‌های اقتصادی در آمریکا دانسته است. نانسی میس، نماینده جمهوری‌خواه مجلس نمایندگان، پس از شرکت در جلسه توجیهی کمیته نیروهای مسلح درباره ایران اعلام کرد: «همین الآن از یک جلسه توجیهی کمیته نیروهای مسلح مجلس نمایندگان درباره ایران بیرون آمدم. بگذارید تکرار کنم: من از اعزام نیروهای زمینی به ایران حمایت نخواهم کرد.حتی بیشتر از قبل، بعد از این جلسه.» 

همچنین پاتریک رایان، افسر سابق تشکیلات اطلاعاتی ارتش آمریکا و نماینده دموکرات ایالت نیویورک در مجلس نمایندگان، نسبت به احتمال تکرار تجربه‌های جنگی گذشته هشدار داده است. وی در واکنش به احتمال اعزام نیروهای بیشتر برای حمله زمینی به ایران اظهار داشت: «بیست سال پیش، من و دوستانم را به جنگی فرستادند که برایش نه نقشه‌ای در سر داشتند و نه پایانی. حالا ترامپ، از کنج راحت ماشین زمین گلفش در مارئه‌لاگو، دارد همان اشتباه را تکرار می‌کند. بر عهده هر وطن‌پرستی است که مقابل این اقدام بایستد و موضع بگیرد.» این مواضع نشان می‌دهد که حتی در میان برخی از جمهوری‌خواهان نیز نگرانی‌هایی درباره هزینه‌ها و پیامدهای یک جنگ زمینی در ایران وجود دارد در مقابل، بخشی از جمهوری‌خواهان همچنان از اقدام نظامی حمایت می‌کنند؛ چهره‌هایی مانند سناتور تد کروز از ایالت تگزاس آن را اقدامی ضروری برای حفاظت از منافع آمریکا معرفی کرده‌اند. برخی از چهره‌های جنبش «ماگا» از جمله استیو بنن نسبت به هزینه‌های سیاسی و انتخاباتی جنگ هشدار داده‌اند و افرادی مانند مت گائتز، نماینده سابق ایالت فلوریدا نیز رابطه نزدیک واشینگتن با اسرائیل را مورد پرسش قرار داده‌اند. این وضعیت نشان می‌دهد که مسئله ایران به یکی از موضوعات اختلافی در درون جریان محافظه‌کار آمریکا نیز تبدیل شده است. 

۲. نگرانی‌های جامعه امنیتی و نظامی برخی از مقامات امنیتی و نظامی سابق آمریکا نسبت به پیامدهای راهبردی جنگ هشدار داده‌اند. مارک اسپر، وزیر دفاع سابق آمریکا، در ارزیابی خود از وضعیت جنگ تأکید کرده است که ایران تاکنون توانسته فشارهای نظامی را تحمل کند و نشانه‌ای از فروپاشی داخلی در این کشور مشاهده نمی‌شود. وی در این باره گفت: «ایرانی‌ها احساس می‌کنند سه هفته از شدیدترین حملات آمریکا و اسرائیل را پشت سر گذاشته‌اند و تاب آورده‌اند. همچنین هیچ نشانه‌ای از گسست در رژیم دیده نمی‌شود. منظورم این است که رئیس اطلاعات ملی همین دیروز در کنگره این را گفت، و آنها احساس دلگرمی می‌کنند، تا حدی که درباره شرایط پایان جنگ شرط و شروط می‌گذارند. به نظرم نمی‌آید به این زودی‌ها تسلیم شوند.» اسپر همچنین تأکید کرده که ماهیت این درگیری به «رقابت اراده‌ها» تبدیل شده است؛ به این معنا که هر طرف تلاش می‌کند فشارهای نظامی، اقتصادی و سیاسی طرف مقابل را تحمل کند. به گفته وی، در حالی که ایران تحت فشار نظامی قرار دارد، در غرب نیز فشارهای اقتصادی ناشی از افزایش قیمت انرژی و اختلال در عرضه نفت و گاز می‌تواند بر فضای سیاسی داخلی تأثیر بگذارد.

جیمز اسپایدر مارکس، ژنرال بازنشسته ارتش، این جنگ را پرهزینه توصیف کرده و معتقد است که ایران در برابر فشار نظامی تسلیم نخواهد شد. 

دانیل ال. دیویس نیز هشدار داده است که دست‌کم گرفتن توانمندی‌های نظامی ایران می‌تواند به شکست راهبردی آمریکا منجر شود. همچنین نیکولاس برنز، سفیر پیشین آمریکا در ناتو، تأکید کرده که جنگ نه‌تنها به تغییر موازنه به نفع واشنگتن منجر نشده بلکه به یک بحران جهانی انرژی تبدیل شده است. 

در سطح نهادهای اطلاعاتی نیز نگرانی‌هایی مطرح شده است. جان برنان، رئیس پیشین سازمان سیا، ورود آمریکا به این درگیری را فاقد راهبرد خروج دانسته و نسبت به تبدیل شدن آن به یک بحران طولانی‌مدت هشدار داده است. 

لئون پانتا نیز تأکید کرده است که پیامدهای اقتصادی جنگ، به‌ویژه در حوزه انرژی، می‌تواند به یک چالش جدی برای آمریکا تبدیل شود. همچنین نیکولاس برنز، سفیر پیشین آمریکا در ناتو، تأکید کرده که جنگ نه‌تنها به تغییر موازنه به نفع واشنگتن منجر نشده بلکه به یک بحران جهانی انرژی تبدیل شده است. 

آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه سابق آمریکا، در سخنرانی خود در دانشگاه هاروارد به سناریوهای احتمالی پایان جنگ اشاره کرده و تأکید کرده است که هیچ‌یک از گزینه‌های موجود بدون چالش نیست. به گفته وی، یکی از سناریوها اعلام پیروزی بدون حل واقعی مسئله است، سناریوی دیگر حرکت به سمت مذاکرات جدید است که احتمالاً مستلزم امتیاز دادن به ایران خواهد بود و گزینه سوم تشدید درگیری است که خطرات قابل توجهی به همراه دارد. بلینکن همچنین تأکید کرده که تجربه‌های گذشته نشان می‌دهد تغییر رژیم در ایران از طریق فشار نظامی یا اعتراضات داخلی بسیار بعید است. به گفته وی، وجود ساختارهای قدرتمند امنیتی و نظامی در ایران، از جمله سپاه پاسداران، باعث می‌شود چنین سناریویی با موانع جدی روبه‌رو باشد و حتی اتکا به قدرت هوایی نیز احتمال اندکی دارد که به چنین نتیجه‌ای منجر شود. 

۳. نگرانی از نقش اسرائیل در تشدید درگیری برخی از مقام‌ها و تحلیلگران آمریکایی به نقش اسرائیل در تشدید درگیری اشاره کرده‌اند. جو کنت، مدیر مستعفی مرکز ملی مبارزه با تروریسم آمریکا، معتقد است که برای کاهش تنش با ایران ابتدا باید اسرائیل مهار شود؛ زیرا به گفته او، حملات اسرائیل می‌تواند تلاش‌های دیپلماتیک آمریکا را تضعیف کند. طرح چنین دیدگاه‌هایی نشان‌دهنده شکل‌گیری بحثی در میان بخشی از نخبگان آمریکایی درباره حدود و پیامدهای اتحاد راهبردی واشنگتن با اسرائیل است. 

۴. پیامدهای اقتصادی و انرژی بخش دیگری از تحلیل‌ها بر پیامدهای اقتصادی و انرژی جنگ متمرکز است. ولی نصر، تحلیلگر روابط بین‌الملل، تأکید کرده که ایران با تبدیل قیمت نفت به یک ابزار راهبردی، مسیر جنگ را تغییر داده و واشنگتن را غافلگیر کرده است. در همین حال، بحران در تنگه هرمز و افزایش قیمت انرژی به یکی از نگرانی‌های اصلی تحلیلگران تبدیل شده است؛ موضوعی که حتی برخی از منتقدان داخلی دولت ترامپ آن را نتیجه فقدان برنامه‌ریزی راهبردی پیش از آغاز جنگ می‌دانند. 

۵. پیامدهای سیاستی اختلاف دیدگاه‌های مطرح‌شده در میان سیاستمداران، نظامیان و تحلیلگران آمریکایی چند پیامد سیاستی مهم به همراه دارد: 

- تضعیف اجماع داخلی در سیاست خارجی: شکاف میان دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان و حتی اختلاف در داخل جریان محافظه‌کار می‌تواند توان دولت برای پیشبرد سیاست جنگی را کاهش دهد. 

- افزایش فشار کنگره بر دولت: تلاش‌های مکرر برای محدود کردن اختیارات جنگی رئیس‌جمهوری نشان می‌دهد که احتمال تشدید نظارت قانون‌گذاران بر سیاست‌های نظامی دولت وجود دارد. 

- پیامدهای انتخاباتی برای جمهوری‌خواهان: نگرانی برخی چهره‌های محافظه‌کار از تأثیر جنگ بر انتخابات میان‌دوره‌ای نشان می‌دهد که این موضوع می‌تواند به مسئله‌ای تعیین‌کننده در رقابت‌های سیاسی داخلی تبدیل شود. 

- چالش در روابط آمریکا و اسرائیل: طرح دیدگاه‌هایی درباره ضرورت مهار اسرائیل یا انتقاد از حمایت تسلیحاتی واشنگتن از تل‌آویو می‌تواند نشان‌دهنده آغاز بحثی جدی در آمریکا درباره حدود و ماهیت این اتحاد راهبردی باشد. 

- افزایش احتمال بازگشت به دیپلماسی: با توجه به هشدارهای امنیتی و اقتصادی، بخشی از نخبگان سیاسی و نظامی آمریکا خواستار حرکت به سمت راه‌حل‌های دیپلماتیک برای پایان دادن به جنگ شده‌اند. 

جمع‌بندی جنگ ایالات متحده و رژیم اسرائیل علیه جمهوری اسلامی ایران نه تنها پیامدهای ژئوپلیتیکی گسترده‌ای در خاورمیانه ایجاد کرده، بلکه به یکی از مهم‌ترین موضوعات اختلافی در سیاست داخلی آمریکا نیز تبدیل شده است. گسترش شکاف در میان سیاستمداران، مقامات امنیتی و تحلیلگران نشان می‌دهد که اجماع سنتی در واشنگتن درباره نحوه مدیریت این بحران در حال تضعیف است. 

در چنین شرایطی، ادامه جنگ می‌تواند با هزینه‌های اقتصادی، امنیتی و سیاسی فزاینده‌ای برای آمریکا همراه باشد. به همین دلیل، نحوه مدیریت این شکاف‌های‌ داخلی‌ و ارزیابی ‌مجدد هزینه‌ها و منافع‌راهبردی جنگ ‌می‌تواند نقش‌ تعیین‌کننده‌ای در تصمیم‌گیری‌های آینده واشینگتن درباره مسیر این بحران ایفا کند.

کلید واژه ها: ایالات متحده امریکا آمریکا مهدی پاک‌نیا دولت امریکا دونالد ترامپ جنگ با ایران حمله امریکا حمله امریکا به ایران دولت ترامپ واشینگتن


( ۲ )

نظر شما :

علی روا ۰۹ فروردین ۱۴۰۵ | ۰۸:۵۷
سلام چیزی که در اینجا مایه بهت و تعجب اوره اینکه آمریکا با داشتن هزاران هزار دانشمند اقتصاد،نمی‌تواند حتی با کمک از عالی ترین هوش مصنوعی جهان به اسرار تکنیک اقتصاد جنگ پی ببرد و بدون هیج اطلاعات اقتصادی وارد نبرد هزینه ساز شده است هزینه در جنگ طبق کتب جنگ از قوانین و محاسبات خاصی پیروی می‌کند اقتصاد آمریکا با این جنگ رو به انحطاط گذارده و به زودی هزینه سنگینی بر دولت آمریکا وارد میشه ترامپ با پاسخ گویی افکار عمومی و حتی قدرت داخلی دچار ضعف و چند شخصیتی خواهد شد و این باعث شکل گیری نوعی جریانات داخلی خود هم حزبی هایش خواهد شد و در موقعیت بالاسری دیگر اجازه اعمال قدرت نخواهد داشت به اصطلاح امنیتی یعنی درون افتضاحی وقتی شاخص قدرت توان خوبی که انتظار است،رانمایش شکست می‌دهد این نظریه امنیتی اطلاعاتی شکل می‌گیرد و هرج و مرج را به شکل درون ساختاری نشان می‌دهد و قدرت،دو دستگی ایجاد شده حزب رقیب جناح مقابل را تحت،فشار و سپس در هم می‌شکند و قدرت،را برای چند دوره از رقیب به خاموشی میبرد