کسانی که واشینگتن را همچنان در خاورمیانه گرفتار میکنند
نقش لابیها در جنگ امریکا علیه ایران
دیپلماسی ایرانی: استیون ام. والت، استاد برجسته روابط بینالملل در دانشگاه هاروارد و ستوننویس شناختهشده نشریه فارن پالیسی، از مهمترین نظریهپردازان مکتب واقعگرایی در سیاست خارجی آمریکاست. او در مقالهای که در فارن پالیسی منتشر شده است، استدلال میکند که برای درک جنگ کنونی با ایران باید نقش «لابی اسرائیل» در سیاست داخلی آمریکا را نیز در نظر گرفت. به گفته او، جنگ ایران برخلاف انتظارها پیش میرود و اکنون بسیاری به دنبال تعیین مسئولیت آن هستند. والت تأکید میکند که تعیین مسئولیت باید دقیق باشد و نباید کل جامعه یهودیان آمریکا مقصر دانسته شود. از نظر او، لابی اسرائیل یک ائتلاف سیاسی از گروهها و افراد – یهودی و غیر یهودی – است که هدف مشترک آنها حفظ «رابطه ویژه» میان آمریکا و اسرائیل و تضمین حمایت گسترده نظامی و دیپلماتیک از اسرائیل است، صرفنظر از سیاستهای آن کشور.
به اعتقاد او، مسئولیت اصلی در نهایت بر عهده دونالد ترامپ، رئیس جمهوری ایالات متحده امریکاست که تصمیم نهایی برای جنگ را گرفته است، و همچنین بنیامین نتانیاهو که برای تثبیت برتری منطقهای اسرائیل به حمایت فعال آمریکا نیاز دارد.
والت تأکید میکند که ترامپ به تنهایی تصمیم نمیگیرد و به شدت تحت تأثیر اطرافیان خود قرار میگیرد. بسیاری از اعضای حلقه نزدیک او ارتباط مستقیم با لابیهای حامی اسرائیل دارند یا از حمایت مالی آنها بهره بردهاند. دو نماینده ویژه ترامپ در خاورمیانه، استیو ویتکاف و جرد کوشنر، داماد او از حامیان پرشور اسرائیل هستند. مایک هاکبی، سفیر آمریکا در اسرائیل نیز مواضعی بسیار نزدیک به اسرائیل دارد. مارکو روبیو، وزیر أمور خارجه، در دوران سناتوری خود از مدافعان سرسخت رابطه ویژه آمریکا و اسرائیل بود و کمکهای مالی قابل توجهی از حامیان اسرائیل دریافت کرده است. همچنین سوزی وایلز، رئیس دفتر کاخ سفید پیشتر به عنوان مشاور در کارزار انتخاباتی نتانیاهو فعالیت کرده بود. در مقابل، تنها فردی که پیشتر نسبت به حمایت بیش از حد آمریکا از اسرائیل تردیدهایی مطرح کرده بود تولسی گبرد، مدیر اطلاعات ملی، است.
والت همچنین به نقش حامیان مالی و شبکههای سیاسی مرتبط با اسرائیل اشاره میکند. او بهویژه از میریام ادلسون، یکی از بزرگترین کمککنندگان مالی در سیاست آمریکا و از حامیان سرسخت اسرائیل، نام میبرد که ترامپ حتی در سخنرانی خود در کنست از او تقدیر کرده و گفته بود ممکن است او اسرائیل را بیش از آمریکا دوست داشته باشد.
از نگاه والت، چنین روابط مالی و سیاسی تا حدی توضیح میدهد که چرا بسیاری از سیاستمداران آمریکایی – حتی در حزب دموکرات – از انتقاد مستقیم از اسرائیل یا از تصمیم دولت ترامپ برای ورود به جنگ خودداری کردهاند.
در بخش دیگری از مقاله، والت به گروهها و سازمانهایی اشاره میکند که به گفته او در شکلگیری و تقویت لابی اسرائیل و دستورکار آن نقش مهمی داشتهاند. از جمله این گروهها میتوان به آیپک (کمیته امور عمومی آمریکا – اسرائیل)، بنیاد دفاع از دموکراسیها، سازمان صهیونیستی آمریکا و اتحاد علیه ایران هستهای اشاره کرد. به گفته والت، این سازمانها طی سالهای گذشته تلاش کردهاند ایران را به عنوان تهدیدی دائمی برای آمریکا معرفی کنند، از گسترش روابط اقتصادی امریکا با ایران مانع شوند و هرگونه تلاش دیپلماتیک برای بهبود روابط را تضعیف کنند. بهویژه پس از توافق هستهای سال ۲۰۱۵ که برنامه هستهای ایران را محدود کرد، بسیاری از این گروهها کارزار گستردهای برای مخالفت با آن به راه انداختند و در نهایت توانستند دولت ترامپ را متقاعد کنند که در سال ۲۰۱۸ از توافق خارج شود، در حالی که ایران طبق گزارشها به تعهدات خود پایبند بود.
در نهایت، والت نتیجه میگیرد که نقش لابی اسرائیل تنها به این جنگ محدود نمیشود، بلکه در طول سالها به شکلگیری فضایی کمک کرده که در آن رؤسای جمهوری آمریکا – چه دموکرات و چه جمهوریخواه – بهسختی میتوانند فشار واقعی بر اسرائیل وارد کنند. از نظر او، این وضعیت به اسرائیل امکان داده است سیاستهای تهاجمیتری در منطقه دنبال کند، از جمله حملات مکرر به غزه، لبنان، سوریه، یمن و ایران.
والت در پایان هشدار میدهد که تا زمانی که نفوذ این لابی کاهش نیابد و رابطه آمریکا با اسرائیل به شکلی عادیتر تنظیم نشود، ایالات متحده احتمالاً همچنان در درگیریهای پرهزینه در خاورمیانه گرفتار خواهد شد.



نظر شما :