با وجود هشدار مشاوران نظامی

ترامپ در مخمصه حمله به ایران گرفتار شده است

۰۷ اسفند ۱۴۰۴ | ۱۸:۰۰ کد : ۲۰۳۷۸۸۷ اخبار اصلی پرونده هسته ای خاورمیانه
ترامپ هنوز هم ممکن است به ایران حمله کند. او پیش از این خود را در موقعیت دشواری قرار داده، درگیر یک تقویت نظامی گسترده و تهدید به اقدام شده است، قبل از اینکه بداند آیا می‌تواند به آن عمل کند یا با چه خطری مواجه می‌شود. برای رئیس جمهوری که به ویژه نگران جلوگیری از ضعیف به نظر رسیدن است، عقب‌نشینی در حال حاضر ممکن است غیرممکن باشد.
ترامپ در مخمصه حمله به ایران گرفتار شده است

نویسنده: اندرو گاثورپ (Andrew Gawthorpe) استاد تاریخ و مطالعات بین‌الملل در دانشگاه لیدن

دیپلماسی ایرانی: در حالی که ایالات متحده پیش از حمله احتمالی علیه ایران، به جمع‌آوری تجهیزات نظامی در خاورمیانه و اروپا ادامه می‌دهد، دونالد ترامپ با دو مشکلی مواجه است که روسای جمهور آمریکا پیش از او با آن دست و پنجه نرم کرده‌اند.

اولین مشکل، سوءتفاهم غیرنظامیان از جنگ است. دونالد ترامپ، رئیس جمهوری ایالات متحده امریکا که به تازگی از پیروزی‌های سریع و آسان علیه ایران در ژوئن گذشته و ونزوئلا در ژانویه امسال خبر داده، خواهان گزینه‌های نظامی است که به او اجازه دهد با ریسک یا هزینه کم به ایران آسیب برساند. اما علی‌رغم میلش برای او، چنین گزینه‌ای وجود ندارد. و گزارش‌هایی وجود دارد – که ترامپ آنها را انکار می‌کند – درحالی که ژنرال ارشد او در مورد خطرات مربوطه به او هشدار داده است.

علی‌رغم خساراتی که در درگیری‌های اخیر با ایالات متحده و اسرائیل متحمل شده، ایران قابلیت‌های قدرتمندی را حفظ کرده است. این کشور توانایی آزار و اذیت و شاید بستن خطوط کشتیرانی کلیدی، حمله موشکی علیه نیروهای آمریکایی و متحدان در سراسر منطقه و شاید انجام حملات تروریستی در سراسر جهان را دارد.

تهدیدهای مکرر ترامپ برای سرنگونی دولت ایران، احتمال استفاده تهران از این قابلیت‌ها را به جای اعمال خویشتن‌داری، مانند زمانی که ایالات متحده سال گذشته به آن حمله کرد، بسیار بیشتر می‌کند.

به گفته چندین رسانه، مشاوران نظامی ترامپ او را از این خطرات مطلع کرده‌اند. بنا به گزارش‌ها، رئیس جمهور این خبر را به خوبی درک نمی‌کند. سی‌بی‌اس نیوز گزارش می‌دهد که ترامپ «از آنچه دستیارانش آن را محدودیت‌های اهرم نظامی علیه ایران توصیف می‌کنند، ناامید شده است» و در حال تلاش برای گزینه‌هایی است که پیروزی بدون دردسری را برای او رقم بزند.

این تبادل نظرها بین ارتش و اربابان غیرنظامی آن، یادآور مداخلات دهه ۱۹۹۰ است. در دوران دولت کلینتون، کاخ سفید بارها پنتاگون را تحت فشار قرار داد تا برنامه‌های کم‌خطری برای مشارکت در سومالی و بالکان ارائه دهد. رئیس جمهور و کارکنانش می‌خواستند به عنوان افرادی که در مورد فجایع انسانی فوری کاری انجام می‌دهند، دیده شوند، اما آنها همچنین نمی‌خواستند با کشته شدن سربازان آمریکایی، ریسک ناراحتی سیاسی را به جان بخرند.

افسران ارشد نظامی، به ویژه کالین پاول، رئیس ستاد مشترک ارتش، علیه مقامات غیرنظامی موضع گرفتند. آنها به کاخ سفید گفتند که جنگ مستلزم ریسک است و اگر ریسک‌ها به درستی سنجیده نشوند، سربازان آمریکایی ممکن است جان خود را از دست بدهند.

پاول در خاطرات خود، پاسخ خود به سؤالی از مادلین آلبرایت، وزیر امور خارجه کلینتون، را به یاد می‌آورد: «اگر نتوانیم از این ارتش فوق‌العاده که همیشه از آن صحبت می‌کنید، استفاده کنیم چه فایده‌ای دارد؟» وی می‌افزاید: «فکر کردم که دچار آنوریسم مغزی می‌شوم.»

همان‌طور که اغلب در مورد ترامپ اتفاق می‌افتد، او این پویایی جهل غیرنظامیان در کنار تخصص نظامی را به افراط و تفریط سوق می‌دهد. اقدامات فعلی علیه ایران نه با یک استراتژی یا هدف مشخص، بلکه با یک پیام رسانه‌ای اجتماعی ریاست جمهوری که به معترضان ایرانی وعده می‌داد «کمک در راه است» آغاز شد. ناامیدی فعلی او ناشی از دشواری تبدیل آن وعده مبهم به یک طرح نظامی عملی است.

فشار بر محدودیت‌های اقدام

دومین موضوعی که گزینه‌های ترامپ را شکل می‌دهد و محدود می‌کند، فشار بیش از حد امپریالیستی است. ارتش ایالات متحده هر چقدر هم که قدرتمند باشد، محدودیت‌هایی دارد – و در سال‌های اخیر، این محدودیت‌ها به آن فشار آورده است.

به طور خاص، ایالات متحده کمبود شدیدی در مهمات کلیدی دفاع موشکی مانند رهگیرهای تاد و پاتریوت دارد. این سکوها برای دفاع در برابر اقدامات تلافی‌جویانه ایران حیاتی هستند، اما ایالات متحده در سال‌های اخیر با ارائه آنها به اسرائیل، اوکراین و تایوان، آنها را به شدت مصرف کرده است. نیروی دریایی همچنین ذخایر موشک‌های SM-2، SM-3 و SM-6  خود را که برای دفاع از ناوگان و سایر نیروهای آمریکایی حیاتی هستند، به پایان رسانده است.

نتیجه این است که ایالات متحده فاقد مهمات لازم برای ادامه یک درگیری طولانی و شدید با ایران است. اگر وارد چنین جنگی شود، باید موشک‌ها را از جای دیگری بیاورد و نیروهای خود را در اروپا و هند و اقیانوس آرام حتی بیشتر از آنچه هستند، با کمبود مهمات مواجه کند. و از آنجا که این کشور ظرفیت تولید محدودی از این موشک‌ها دارد، ممکن است سال‌ها طول بکشد تا ایالات متحده بتواند ذخایر خود را دوباره پر کند و برای شرایط اضطراری در مکان‌هایی مانند تایوان آماده باشد.

برای رئیس جمهوری که قول داده بود از درگیری‌های غیرضروری در خارج از کشور اجتناب کند و «آمریکا را در اولویت قرار دهد»، این خطرِ بیش از حد گسترده شدن، به ویژه طعنه‌آمیز است. اما این ناشی از فقدان دیدگاه استراتژیک جدی ترامپ است.

«بی‌اختیاری استراتژیک»

یک نام برای آن می‌تواند «بی‌اختیاری استراتژیک» باشد. به نظر می‌رسد ترامپ به جای تمرکز بر چند منافع ملی حیاتی و تخصیص قابلیت‌ها بر اساس آن، بین مناطق مختلف جهان پین‌بال می‌زند، بدون توجه به اینکه آیا ایالات متحده توانایی دستیابی به اهدافش را دارد یا خیر. به نظر می‌رسد او با توییت کردن، تعهدات خود را – که تعدادشان هم زیاد است – بدون پرسیدن سوالات اساسی در مورد قابلیت‌های نظامی یا ذخایر موشکی، عملی می‌کند.

ترامپ هنوز هم ممکن است به ایران حمله کند. او پیش از این خود را در موقعیت دشواری قرار داده، درگیر یک تقویت نظامی گسترده و تهدید به اقدام شده است، قبل از اینکه بداند آیا می‌تواند به آن عمل کند یا با چه خطری مواجه می‌شود. برای رئیس جمهوری که به ویژه نگران جلوگیری از ضعیف به نظر رسیدن است، عقب‌نشینی در حال حاضر ممکن است غیرممکن باشد.

اگر ترامپ علی‌رغم هشدارهای مشاوران نظامی خود به ایران حمله کند، این یکی از پرخطرترین تصمیمات نظامی خواهد بود که یک رئیس جمهور ایالات متحده در مدت زمان بسیار طولانی گرفته است. عواقب ژئوپلیتیکی و هزینه سیاسی آن بر عهده او خواهد بود، اما می‌تواند همه ما را تحت تأثیر قرار دهد.

منبع: کانورسیشن / ترجمه: سید علی موسوی خلخالی

کلید واژه ها: ایران و امریکا حمله به ایران حمله امریکا حمله امریکا به ایران دونالد ترامپ ایران و ترامپ توان نظامی ایران ناو ناو امریکا ارسال ناو امریکایی ناوهای امریکایی در منطقه ارسال جنگنده‌های امریکایی به خاورمیانه


( ۱۷ )

نظر شما :