بررسی کارشناسانه یک رویداد

نگاه امریکایی، اروپایی و آسیایی به سقوط مادورو چیست؟

۱۸ دی ۱۴۰۴ | ۱۸:۰۰ کد : ۲۰۳۷۱۱۸ آمریکا انتخاب سردبیر
موسسه فارن پالسی ریسرچ به کمک کارشناسان حوزه‌های مختلف خود ربودن نیکولاس مادورو در ونزوئلا را بررسی کرده است.
نگاه امریکایی، اروپایی و آسیایی به سقوط مادورو چیست؟

دیپلماسی ایرانی:

آرون استاین، رئیس فارن پالسی ریسرچ

عملیات سریع تحت رهبری JSOC، مقایسه‌های قابل توجهی را با عملیات‌های قبلی آمریکا در آمریکای مرکزی و جنوبی، که با حمله به گرنادا (خشم فوری) و سپس پاناما (هدف عادلانه) آغاز شد، ایجاد کرده است. این ماموریت‌ها به امری عادی تبدیل شده‌اند، که تا حد زیادی مبتنی بر تاریخ جنگ جهانی علیه تروریسم و حملات شبانه‌ای است که USSOF در حمایت از اشغال عراق و افغانستان و سپس برای عملیات‌های ارزشمند، مانند عملیات‌هایی که اسامه بن لادن و ابوبکر بغدادی را کشتند، انجام داد. همیشه ارزش یادآوری دارد که چگونه نهادها تغییر می‌کنند و تکامل می‌یابند، به ویژه در پاسخ به شکست. خشم فوری یک کابوس عملیاتی بود. هدف عادلانه بهتر اجرا شد، اما با حضور آمریکا در پاناما امکان‌پذیر شد و نیروهای آمریکایی بدون آسیب جان سالم به در نبردند.

این عملیات اخیر بهتر اجرا شد. و دلیلی برای آن وجود دارد. آنچه اکنون به امری عادی تبدیل شده است، به هیچ وجه عادی نیست. و این عملیات‌ها بر اساس سابقه‌ای از رویدادهای مشابه ساخته شده‌اند؛ که همه آنها موفقیت‌آمیز نبوده‌اند. بنابراین، تمایل این است که به خاطر تیزبینی تاکتیکی خود را تحسین کنیم، یا پرچم خود را تکان دهیم که چگونه "فقط ایالات متحده می‌تواند این کار را انجام دهد". با این حال، یادآوری شکست، به ویژه هنگام فکر کردن به اینکه چگونه کشورهای دیگر از فجایع مشابه درس می‌گیرند، ارزشمند است. در اینجا من به روسیه و روزهای اولیه اوکراین فکر می‌کنم. پوتین نسخه‌ای از کاری را که JSOC به تازگی در نزدیکی کی‌یف انجام داد، امتحان کرد. این عملیات شکست خورد. با این حال، به جای اینکه بنشینیم و به تفاوت بین توانایی‌های ایالات متحده و روسیه فکر کنیم، فکر می‌کنم باید در نظر گرفت که چگونه شکست‌های چشمگیر به ارتش‌ها اجازه می‌دهد تا یاد بگیرند و تکامل یابند – و به این فکر کنیم که چگونه دشمنان آمریکا می‌توانند درس‌های خود را از عملکرد آمریکا بگیرند، درس‌های آموخته شده از شکست‌ها (یا موفقیت‌های) خود را درک کنند، و سپس بفهمند که چگونه تجهیزات و قابلیت‌ها را در مفاهیم عملیاتی خود ادغام کنند تا اقدامات مشابهی را در آینده انجام دهند.

امیلی هالند، مدیر بخش اوراسیا فارن پالسی ریسرچ

برکناری نیکلاس مادورو، رهبر ونزوئلا، توسط ایالات متحده، پیامدهای جدی برای سیاست خارجی روسیه، چه در داخل و چه در خارج از نیمکره غربی، دارد. عدم موفقیت در حفظ یک متحد ایدئولوژیک در آمریکای لاتین، ضربه دیگری به جاه‌طلبی‌های مسکو برای اعمال قدرت در خارج از اتحاد جماهیر شوروی سابق است. یک دهه پیش، مسکو منافع و توانایی محدودی برای حمایت از رژیم‌های دوست در سوریه و ونزوئلا داشت. امروز، مسکو توانایی خود را برای اقدام آزادانه در هر دو کشور از دست داده است و باید سیاست‌های خود را برای فعال ماندن در عرصه‌های رقابتی‌تر تنظیم کند. در ونزوئلا، مسکو کار زیادی برای محافظت از مادورو نمی‌توانست انجام دهد، اما این ادامه رویکرد فرصت‌طلبانه آن به سیاست خارجی است: مسکو از رژیم‌ها حمایت می‌کند وقتی که برایشان مناسب است و وقتی انگیزه‌ها تغییر می‌کند و تعهد پرهزینه می‌شود، آنها را رها می‌کند. در عین حال، اقدام ایالات متحده در ونزوئلا از دیدگاه پوتین مبنی بر اینکه کشورهای قدرتمند باید آزاد باشند تا هر کاری که می‌خواهند در حوزه‌های نفوذ تثبیت‌شده خود انجام دهند، پشتیبانی می‌کند.

در نتیجه، وقایع ونزوئلا برای اوکراین و اروپا یک معضل ایجاد می‌کند. اگر اروپا از اقدام ایالات متحده حمایت کند، در معرض خطر تضعیف اصول قانونی و ایدئولوژیکی قرار می‌گیرد که مخالفت آن با حمله روسیه به اوکراین را هدایت می‌کند. اگر این اقدامات را محکوم کند، در معرض خطر بیگانه شدن با ایالات متحده و تشدید تنش در روابط فراآتلانتیک در طول مذاکرات صلح در جنگ اوکراین قرار می‌گیرد. با این حال، بعید است که دستگیری مادورو در ونزوئلا به طور معناداری موضع حداکثری روسیه در اوکراین را تغییر دهد. اگر چنین چیزی اتفاق بیفتد، ممکن است عدم تمایل مسکو به تعامل معنادار با دولت ترامپ را تشدید کند و به طور بالقوه روند اخیر مذاکرات صلح را کُند کند.

شیهوکو گوتو، معاون رئیس برنامه‌ها و مدیر بخش آسیای فارن پالسی ریسرچ 

چین در ابراز مخالفت خود با دستگیری نیکلاس مادورو توسط ایالات متحده، با این استدلال که واشینگتن قوانین بین‌المللی و حاکمیت ونزوئلا را نقض کرده، تهاجمی عمل کرده است. با این حال، متحدان کلیدی ایالات متحده در منطقه هند و اقیانوس آرام، در ابراز نگرانی‌های عمومی خود در مورد اقدامات دولت ترامپ، بسیار سنجیده‌تر عمل کرده‌اند. به عنوان مثال، پاسخ رسمی ژاپن تأکید بر لزوم هماهنگی با گروه ۷ و سایر کشورها در مورد اقدامات آینده برای بازگرداندن ثبات به ونزوئلا بوده است.

در همین حال، بعید است که اقدامات ایالات متحده، پکن را برای انجام هرگونه اقدامی علیه تایوان در کوتاه مدت جسور کند. با این وجود، از آنجایی که جمهوری خلق چین همچنان در دیدگاه خود مبنی بر اینکه تایوان صرفاً یک استان یاغی چین است، تزلزل‌ناپذیر است، برکناری مادورو ممکن است به پکن بهانه بیشتری برای توجیه ادعاهای خود بر تایوان در درازمدت بدهد.

در عوض، نگرانی فوری در پایتخت‌های آسیایی در مورد سقوط مادورو، تأثیر آن بر قیمت نفت و برنامه‌های واشینگتن برای ذخایر آن است. تقریباً ۸۰ درصد از نفت ونزوئلا به چین صادر می‌شود و قطع عرضه مداوم نفت خام مقرون به صرفه، ضربه‌ای به اقتصاد چین خواهد بود. اما در حالی که ایالات متحده در حال بررسی آینده صنعت نفت ونزوئلاست که برای دستیابی به پتانسیل کامل خود به سرمایه‌گذاری‌های گسترده‌ای نیاز دارد، متحدان وفادار ایالات متحده در آسیا که از نظر انرژی فقیر هستند، از جمله ژاپن، کره جنوبی و تایوان، به ویژه نگران برنامه‌های واشینگتن برای کنترل ثروت منابع ونزوئلا خواهند بود.

ماکسیمیلیان هس، عضو ارشد، ماکسیمیلیان هس، عضو برنامه اوراسیا در موسسه فارن پالسی ریسرچ و بنیانگذار شرکت مشاوره ریسک سیاسی Enmetena مستقر در لندن

تأثیر سرنگونی رژیم مادورو بر بازارهای نفت، در کوتاه‌مدت، حداقل است، به جز شادی و شعف کسانی که از قبل برای محیط قیمت‌گذاری نرم ناشی از چرخه کاهش اوپک پلاس آماده شده‌اند. در میان‌مدت، یک گذار منظم که شاهد ورود سریع شرکت‌های غربی و از سرگیری تولید در میادین نفتی که مدت‌ها غیرفعال بوده‌اند و سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های آسیب‌دیده باشد، می‌تواند به طور بالقوه تولید ونزوئلا را از حدود ۹۰۰ هزار بشکه در روز به نزدیک ۲ میلیون بشکه در روز و در درازمدت شاید به ۳ میلیون بشکه در روز برساند، اما حتی این را هم من بیش از حد امیدوارکننده می‌دانم. ونزوئلا حدود ۱۰۰ میلیارد دلار طلب معوقه از طلبکاران دارد که بیشتر آنها در اختیار صندوق‌های سرمایه‌گذاری است، اما برخی دیگر هنوز در اختیار مدعیان صنعت نفت است و تلاشی برای بهترین موقعیت‌یابی وجود خواهد داشت که حتی در سناریوی کاملاً «تحت سلطه آمریکا» نیز اوضاع را به تأخیر می‌اندازد – و این نتیجه‌ای بیش از حد خوش‌بینانه است که با وجود موفقیت اولیه نمی‌توان به آن امیدوار بود. شاید کشوری که بیشترین نگرانی را در مورد تأثیر میان‌مدت و بلندمدت دارد، کانادا باشد، زیرا تولید نفت خام سنگین ونزوئلا در صورت بازیابی و بازگشت به پالایشگاه‌های ایالات متحده، پروژه‌های ارسال نفت از شمال مرز ایالات متحده را در درازمدت از نظر اقتصادی کمتر توجیه‌پذیر می‌کند.

روسیه خود در آخرین رویدادها ضربه شرم‌آوری خورده، زیرا در پایان اکتبر یک معاهده همکاری جدید با مادورو نهایی کرده است که اگرچه یک معاهده دفاعی متقابل نیست، اما ماده جدیدی در مورد افزایش همکاری دفاعی را شامل می‌شود. مسکو در طول دهه گذشته نشانه‌های نمادینی از حمایت دفاعی نشان داده و برخی از واحدهای ضد هوایی را به ونزوئلا ارسال کرده است که به وضوح حتی در حمله ۳ ژانویه نیز مورد استفاده قرار نگرفتند، یا به دلیل عقب‌نشینی ارتش یا اینکه ایالات متحده توانست آنها را قبل از اینکه بتواند از خط خارج کند. کاراکاس قوی‌ترین حامی کلامی کرملین در کل نیمکره غربی بوده است و اگر دولت‌های چاویستا کنار بروند یا تسلیم خواسته‌های ترامپ و روبیو برای اداره امور مطابق با دستورات آنها شوند، مطمئناً این وضعیت تغییر خواهد کرد. البته، این تنها آخرین نمونه از معاهدات و اعلامیه‌های حمایت روسیه است که مانند دستمال توالت شوروی بی‌ارزش جلوه می‌کنند – ارمنستان، رژیم اسد و ایران همگی در چند سال گذشته ناامیدی‌های بزرگی در حمایت‌های ادعایی کرملین را شاهد بوده‌اند. جنگ در اوکراین ممکن است کرملین را به تهدیدی بزرگ برای اروپا و در نتیجه برای اتحاد یورو – آتلانتیک تبدیل کند، اما در سطح جهانی، این کشور فروتن شده است زیرا نمی‌تواند مانند قبل از سال ۲۰۲۲، نیروی نظامی خود را در جای دیگری به کار گیرد.

تیم بال، سرهنگ دوم بازنشسته، ارتش ایالات متحده و عضو غیرمقیم برنامه امنیت ملی در فارن پالسی ریسرچ 

حمله‌ای که به دستگیری رئیس جمهور ونزوئلا، نیکولاس مادورو، منجر شد، داستان هشداردهنده‌ای است. با انتشار خبر این حمله، اکثر پیامک‌هایی که دوستان و همکارانم برای من ارسال می‌کردند، در این خلاصه می‌شد: «ممکن است با این موافق نباشم، اما شگفت‌انگیز است که ما توانایی انجام این کار را داریم.» مشکل اینجاست. داشتن یک توانایی بسیار کمتر از دانستن زمان استفاده از آن و زمان عدم استفاده از آن اهمیت دارد.

قابلیت‌های هدف‌گیری و اجرای فرماندهی مشترک عملیات ویژه (JSOC) در ونزوئلا به طور کامل به نمایش گذاشته شد. استعداد مردان و زنان JSOC - از تحلیلگران اطلاعاتی گرفته تا خود مهاجمان - غیرقابل انکار است. با مهارت‌هایی که با بیش از ۲۰ سال عملیات ضد تروریستی در عراق، افغانستان و فراتر از آن تقویت شده‌اند، آنها به سادگی در کاری که انجام می‌دهند بسیار خوب هستند. اما آنها سیاست‌گذار نیستند و مسئول اتفاقات بعدی در ونزوئلا نیز نیستند.

ایالات متحده سابقه طولانی و اغلب شرم‌آوری در اجرای تغییر رژیم‌ها با پیامدهای ویرانگر دارد. این تغییر رژیم‌ها به اشکال مختلفی انجام شده‌اند، از کودتاهای تحت حمایت سیا گرفته تا حمله نظامی متعارف به عراق. اغلب، اجرای خودِ تغییر رژیم، پیش از موعد، موفقیت‌آمیز اعلام می‌شود، اما اوضاع به سرعت (مثل عراق) یا چند دهه بعد (مثل ایران) از هم می‌پاشد. متأسفانه، به نظر نمی‌رسد دولت فعلی از هیچ یک از این موارد آگاه باشد. در حال حاضر، به نظر می‌رسد که آنها در حال محاسبه این هستند که حذف مادورو به آنها امکان دسترسی نامحدود به منابع انرژی ونزوئلا را می‌دهد و همین برای صدور مجوز عملیات کافی بوده است.

در دست سیاست‌گذاران شایسته، توانایی اعزام نیروی تهاجمی برای ربودن یک دیکتاتور از خانه‌اش می‌تواند بخش کوچکی از یک استراتژی بزرگ برای مقابله با یک تهدید مشروع امنیت ملی باشد. در دست دولت فعلی، که برنامه‌هایش برای آینده ونزوئلا در بهترین حالت نامنسجم به نظر می‌رسد، احتمالاً به یک فاجعه فاجعه‌بار دیگر در سیاست خارجی منجر خواهد شد. "ماشین JSOC" می‌تواند با اثرات مخربی به کار گرفته شود، اما برای تضمین انتقال مسالمت‌آمیز قدرت یا تثبیت رژیم‌های سرنگون شده، عقب می‌ماند. هنوز چیزهای زیادی برای تعیین آینده ونزوئلا وجود دارد، اما تاریخ به نفع دولتی نیست که هنوز نتوانسته است برنامه خود را بیان کند، آن هم اکنون که نیروهای تهاجمی به پایگاه خود بازگشته‌اند.

منبع: فارن پالسی ریسرچ اینستیتیوت / ترجمه: سید علی موسوی خلخالی

کلید واژه ها: ونزوئلا نیکولاس مادورو سرنگونی نیکلاس مادورور دستگیری نیکولاس مادورو سقوط مادورو امریکا ایالات متحده امریکا امریکا و ونزوئلا دونالد ترامپ


( ۲ )

نظر شما :