ونزوئلا حلقه وصل مخالفان واشینگتن در امریکای لاتین است
ایران در حیاط خلوت یا حتی فراتر برای ایالات متحده
دیپلماسی ایرانی: سیاستگذاری عمومی فرآیندی از کنش فراگیر بازیگران بر سر قدرت است. کنش دارندگان کنونی قدرت برای ایجاد، حفظ، تقویت و نمایش توان خود در اداره امور عمومی مقابل دیگر مدعیان قدرت. فرآیندی از ستیز پایانناپذیر قدرت در همه حلقههای سیاستگذاری عمومی که جلوههای بارز آن را میتوان در سیاستگذاری خارجی و روابط بینالملل به خوبی دید.
سیاستگذاری خارجی و روابط بینالملل هر بازیگر، نظام جهانی را کارزار قدرت افزایی خود میداند و در این رویکرد جهان را به مناطق نفود خود تقسیم و بر اساس اهمیت هر منطقه، سیاستی را طرحریزی و هزینهای را پرداخت میکند.
یکی از واژههای مهم در تحلیل روابط بینالملل در چند دهه اخیر را میتوان "حیاط خلوت" دانست که توصیفی از مناطق مهم و راهبردی برای بازیگران نظام جهانی با مؤلفه نزدیکی جغرافیایی به قدرتهای بزرگ یا ابرقدرتهاست.
حیاط خلوت قدرتهای بزرگ، همان مناطق پیرامونی و گاه قارهای هستند که گونهای همگونی، همسازی و همپوشانی هویتی در زبان، فرهنگ، نژاد و... با قدرت بزرگ را دارد بوده و گاهی حکمرانی این بازیگران نیز پیرو هژمونی ابرقدرت منطقهای است.
راه هژمونی جهانی از هژمون منطقهای میگذرد، ایالات متحده امریکا برای برسازی هژمون جهانی خود در جهان برآشفته کنونی در مقابل بازیگران بزرگی مانند چین، روسیه و...، به بازیابی هژمون منطقهای یا سلطه بر حیاط خلوت خود نیازمند است.
حیاط خلوت ایالات متحده را میتوان در چارچوب سند راهبرد امنیت ملی ۲۰۲۵ این کشور، نیمکره غربی یا همان قاره امریکا دانست که بیشتر به کشورها و دولتهای کوچک این قاره اشاره دارد. کشورهایی مانند: پاناما، ونزوئلا، هائیتی، کوبا، اکوادور، کلمبیا و... که همواره میدان نبرد میان طرفداران و دست نشاندگان ایالات متحده با استقلال طلبان یا طرفداران بلوک شرق بودهاند.
سیاست تهاجمی دولت ترامپ علیه دولت مادورو را میتوان در چارچوب بازیابی هژمونی ایالات متحده در حیاط خلوت خود دانست که تلاش دارد رقیبان را از ونزوئلا بیرون کند. نکته مهم اینکه ونزوئلا نهتنها حیاط خلوت، بلکه اتاق خواب ایالات متحده محسوب میشود که چند دهه گذشته در اختیار رقیبانی مانند: ایران، چین و روسیه قرار گرفته بود!
اهمیت ونزوئلا در ژئوپلیتیک نیمکره غربی که آنرا به عنوان یک اتاق خواب و نه حیاط خلوت ایالات متحده برساخته را میتوان در مؤلفههای زیر کنکاش کرد:
یکم – تکمیل حلقه محاصره کوبا و نیکاراگوا: جایگاه جغرافیایی ونزوئلا به عنوان یک کشور آمریکای جنوبی در ژئوپلیتیک قارهای به گونهای است که این کشور در زمره بازیگران آمریکای مرکزی قرار میگیرد، زیرا ونزوئلا در شمال آمریکای جنوبی و جزایر آن در دریای کارائیب قرار دارند.
پهنه راهبردی ونزوئلا در شمال امریکای جنوبی که دریای کارائیب و خلیج مکزیک در جنوب ایالات متحده را دربرمیگیرد، بر دیگر کشورهای استقلالطلب منطقه مانند: کوبا، کلمبیا، نیکاراگوا و... اثرگذاری امنیتی و نظامی دارد، به گونهای که تصرف ونزوئلا از سوی ایالات متحده میتواند حلقه محاصره کوبا و نیکاراگوا را تکمیل کند.
تسخیر پاناما، دخالت مستقیم در سیاست هندوراس و اکنون تلاش برای اشغال ونزوئلا، حلقه محاصره قدیمیترین دولت ضد استعماری قاره امریکا یعنی کوبا را تکمیل و سرنگونی دولت کوبا را آسانتر میکند.
دوم – بندرگاه نفوذ جهان شرق: دریای کارائیب، آمریکای مرکزی و جنوبی در چند دهه اخیر به میدان نفوذ و بازی بازیگران مخالف ایالات متحده امریکا مانند: ایران، چین و روسیه تبدیل شده و پدرخوانده بزرگ قاره امریکا یعنی دولت ایالات متحده را به چالش کشیدهاند.
اگرچه سالها، کوبا و نیکاراگوا به عنوان دو بازیگر کانونی مقابله با ایالات متحده همراه و همکار جهان شرق بودهاند، اما برآمدن دولت هوگو چاوز و سپس دولت نیکلاس مادورو، ونزوئلا را به کانون اصلی ناسازگاری با نظم غربی تبدیل کرد. منابع و درآمدهای نفتی ونزوئلا که مؤلفه برتری راهبردی این دولت بر جایگاه کوبا، نیکاراگوا و... بود، این کشور را بندرگاه نفوذ و مقابله محور اصلی جهان شرق علیه ایالات متحده امریکا قرار داد.
نفوذ فراگیر ایران و برسازی قویترین روابط تاریخی سیاسی و اقتصادی ایران با یک دولت قاره امریکا را میتوان یکی از مؤلفههای سیاست خارجی تهاجمی و پویای ایران در دو دهه اخیر دانست که ونزوئلا را به عنوان یکی از بازیگران محور مقاومت و مؤلفه شکلگیری جهان مقاومت در نظام جهانی، توصیف میکرد.
جایگاه جغرافیایی و رژیم سیاسی ضد غربی ونزوئلا در چند دهه گذشته، این کشور را به بندرگاه نفوذ و مقابله جهان شرق علیه ایالات متحده و منافع راهبردی آن در قاره امریکا تبدیل کرده بود.
سوم – تمرکز بر نیمکره غربی و پاکسازی آن: چند دهه نفوذ و حضور رقیبان و دشمنان بزرگ ایالات متحده امریکا در ونزوئلا و برسازی یک دژ محکم ضد غربی در این منطقه، سبب شد تا دولت ایالات متحده در چند سال اخیر روندی از سیاستهای دگرگونی رژیم سیاسی ونزوئلا را طراحی و اجرا کند. سیاستهایی که با حمایت همهجانبه از مخالفین نیکلاس مادورو شروع و با تحریم فراگیر این کشور تقویت شد.
دولت ترامپ نیز از همان ابتدای دوره دوم، دولت مادرو را غیرقانونی و نامشروع دانسته و بر سرنگونی دولت قانونی مادورو اصرار داشته است. سیاست سرنگونی دولت مادورو به عنوان فاز نخست دگرگونی ژئوپلیتیک قاره امریکا را میتوان در این اندیشه جستوجو کرد که قاره امریکا حیاط خلوت ایالات متحده است.
سند راهبرد امنیت ملی ۲۰۲۵ دولت ترامپ که تمرکز ویژه بر نیمکره غربی دارد، مؤلفه بارز سیاست پاکسازی قاره امریکا بهویژه بازیگران اطراف ایالات متحده از رژیمهای مخالف و دشمن است. صفحه ۱۵ سندNSS 2025 به صراحت میگوید: «پس از سالها غفلت، ایالات متحده دکترین مونرو را برای بازگرداندن برتری آمریکا در نیمکره غربی و برای محافظت از میهن و دسترسی ما به جغرافیای کلیدی در سراسر منطقه، مجدداً تأیید و اجرا خواهد کرد. ما رقیبان غیر نیمکرهای را از توانایی استقرار نیروها یا سایر قابلیتهای تهدیدآمیز، یا مالکیت یا کنترل داراییهای حیاتی استراتژیک در نیمکره خود محروم خواهیم کرد.»1
این بخش از سند راهبرد امنیت ملی دولت ترامپ بر واقعیت ارزش بالای قاره امریکا و میزان نفوذ رقیبان غیر نیمکره که بیشتر رقیبانی از جهان شرق مانند ایران، چین و روسیه را دربرمیگیرد، اشاره دارد.
همین انگاره پاکسازی نیمکره غربی یا حیاط خلوت ایالات متحده امریکا در سخنان لیندسی گراهام Lindsey Grahamسناتور ارشد حزب جمهوری خواه این کشور نیز نمود دارد، آنجا که میگوید: «من همین جا شفافیت میخواهم. میخواهم در مورد کاری که انجام میدهیم با مردم آمریکا روراست باشیم. فکر میکنم کار خوبی انجام میدهیم. فکر میکنم داریم خودمان را به عنوان یک ملت امنتر میکنیم. داریم حیاط خلوت خودمان را پاکسازی میکنیم.»2
*
سیاستگذاری خارجی بدون طراحی حلقههای امنیت راهبردی یا مناطق مهم حیاتی برای بقا و نمایش قدرت هر بازیگر نظام جهانی، فرآیندی ناکارآمد خواهد بود. ترسیم زمین بازی برای نقشیابی در هندسه قدرت یا تضمین بقای خویش در مناسبات قدرت ازجمله انتخاب حیاط خلوت، عمق راهبردی و ... مهمترین مؤلفه چارچوب سیاستگذاری خارجی و روابط بینالملل است.
آنچه سیاستمداران ایالات متحده امریکا و همچنین راهبرد امنیت ملی ۲۰۲۵ این کشور، حیاط خلوت خود در نظام جهانی برشمرده و اصرار بر تملک راهبردی آن دارند، نیمکره غربی بهویژه کشورهای ضد هژمون ایالات متحده هستند که سالهاست میدان نفوذ و بازی قدرتهای جهان شرق مانند ایران، چین و روسیه شدهاند.
سیاست تهاجمی ترامپ علیه دولت مادورو که با تحریم و محاصره کامل دریایی ونزوئلا همراه شده و مؤلفههای یک تهاجم نظامی دارد را نمیتوان پاکسازی حیاط خلوت دانست، زیرا هزینههای این سیاست تهاجمی بسیار فراتر از پاکسازی حیاط خلوت بوده و گویای اهمیت ونزوئلا در سیاست راهبردی ایالات متحده است، ونزوئلا در این چارچوب نه حیاط خلوت، بلکه اتاق خواب ایالات متحده امریکا، جانمایی شده است.
فشار فراگیر و سیاست تهاجمی ایالات متحده امریکا علیه ونزوئلا نشان میدهد برخی کشورهای جهان شرق مانند ایران، چین و روسیه در اتاق خواب ایالات متحده حضور دارند و دولت ترامپ برای بیرون راندن این بازیگران از حیاط خلوت خود، باید ابتدا آنان را از اتاق خواب خویش یعنی ونزوئلا بیرون کند.
نفوذ فراگیر ایران، چین و روسیه در قاره امریکا بهویژه ونزوئلا که نزدیکی دریایی به ایالات متحده داشته، کانون ترابرد نیرو و قدرت جهان شرق و محور مقاومت در این قاره بوده، به گونهای است که میتوان ادعا کرد ایران در اتاق خواب ایالات متحده نفوذ و حضور اثرگذار داشته و ایالات متحده امریکا تلاش دارد اتاق خواب خود را از نفوذ رقیبان و دشمنان پاکسازی کند.
منابع:
1- https://s3.documentcloud.org/documents/26341602/2025-national-security-strategy.pd
2- https://www.truthnetwork.com/show/brian-kilmeade-show-brian-kilmeade/112647



نظر شما :