آسیای مرکزی بار دیگر مهم می‌شود

بازگشت آمریکا به منطقه تحت نفوذ روسیه، چین و ایران

۱۳ دی ۱۴۰۴ | ۱۸:۰۰ کد : ۲۰۳۷۰۲۹ اخبار اصلی آسیا و آفریقا
اخیراً، رئیس جمهور ترامپ میزبان روسای جمهور پنج کشور آسیای مرکزی در کاخ سفید بود و ابتکار عمل را برای گنجاندن قزاقستان در توافق‌نامه‌های ابراهیم به دست گرفت. روی هم رفته، این اقدامات نشان دهنده بازگشت آمریکا به آسیای مرکزی بزرگ است.
بازگشت آمریکا به منطقه تحت نفوذ روسیه، چین و ایران

نویسندگان: سوانته کورنل (Svante Cornell)، مدیر تحقیقات موسسه آسیای مرکزی – قفقاز و برندا شفر (Brenda Shaffer)، عضو هیئت علمی دانشکده تحصیلات تکمیلی نیروی دریایی ایالات متحده 

دیپلماسی ایرانی: در ماه‌های اخیر، دولت دونالد ترامپ دیپلماسی خود را در منطقه مهم استراتژیک آسیای مرکزی، که بین روسیه، چین و ایران قرار دارد، تشدید کرده است. این دولت با میانجیگری خود، اعلامیه صلحی بین ارمنستان و آذربایجان صادر کرد و به تقریباً چهار دهه خصومت پایان داد. بخشی از این توافق شامل ایجاد یک مسیر ترانزیتی اصلی بود که شرکت‌های آمریکایی در آن فعالیت خواهند کرد. اخیراً، رئیس جمهور ترامپ میزبان روسای جمهور پنج کشور آسیای مرکزی در کاخ سفید بود و ابتکار عمل را برای گنجاندن قزاقستان در توافق‌نامه‌های ابراهیم به دست گرفت.

روی هم رفته، این اقدامات نشان دهنده بازگشت آمریکا به آسیای مرکزی بزرگ است. این بازگشت، به نوبه خود، با افزایش اخیر نفوذ ترکیه در منطقه، که قابل توجه‌ترین وزنه تعادل در برابر سلطه روسیه و چین در مدت زمان طولانی است، تسهیل شده است. تضعیف ایران همچنین فرصتی برای واشینگتن ایجاد می‌کند.

با این حال، روسیه و ایران با فروتنی تسلیم نخواهند شد. در حالی که مسکو و تهران چیز زیادی برای ارائه به کشورهای منطقه ندارند، اما هنوز ابزارهایی برای تخریب آنچه ایالات متحده در تلاش برای ساختن آن است، دارند. اگر قرار است ابتکارات آمریکا موفقیت‌آمیز باشد، واشینگتن باید با تهدیدات روسیه و ایران مقابله کند. چشم‌انداز موفقیت واشینگتن در منطقه از طریق برخورد با کشورهای آسیای مرکزی و آذربایجان به عنوان یک اتحاد، در مقابل سیاست‌های جداگانه به دلیل تمایزات جغرافیایی نامربوط، افزایش خواهد یافت.

ابتکارات دولت ترامپ، بازگشت نفوذ آمریکا در این منطقه مهم ژئوپلیتیکی، که شامل آسیای مرکزی، دریای خزر و قفقاز جنوبی می‌شود، را به همراه دارد. ایالات متحده در دهه ۱۹۹۰ نقش کلیدی در کمک به تثبیت استقلال کشورهای منطقه ایفا کرد، اما در طول دو دهه گذشته، واشینگتن نقش معناداری در منطقه ایفا نکرده است. با توجه به جایگاه این منطقه به عنوان محل تلاقی قدرت‌هایی از جمله روسیه، ایران، ترکیه و چین و همچنین منابع فراوان انرژی و معدنی حیاتی آن، غفلت آمریکا از آسیای مرکزی بزرگ، گیج‌کننده بود.

علاوه بر این غفلت، توافقات اخیر نشان می‌دهد که شرکت‌های آمریکایی اکنون یک مسیر ترانزیتی حیاتی در منطقه – مسیر ترامپ برای صلح و رفاه بین‌المللی- (TRIPP)  را اداره خواهند کرد و تضمین می‌کنند که واشنگتن در تحولات امنیتی منطقه مشارکت خواهد داشت. این جاده احتمالاً در سال ۲۰۲۶ آغاز به کار خواهد کرد و شامل ارتباطات ریلی و جاده‌ای است. این خط آهن امکان افزایش ترافیک بار از دریای سیاه تا مرز چین را فراهم خواهد کرد. تجارت انرژی در منطقه نیز افزایش خواهد یافت و احتمالاً مسیرهای جدیدی در سال ۲۰۲۶ ایجاد خواهد شد.

بازگشت واشینگتن به منطقه با چندین تحول ژئوپلیتیکی اخیر تسهیل شد. شاید مهمترین آنها ظهور اتحاد کشورهای ترک زبان باشد که ترکیه را با آذربایجان در قفقاز جنوبی و قزاقستان، قرقیزستان، ترکمنستان و ازبکستان را در آسیای مرکزی متحد می‌کند. کشورهای آسیای مرکزی اخیراً آذربایجان را به عنوان عضو کامل مکانیسم‌های همکاری رسمی آسیای مرکزی پذیرفته‌اند و همکاری منطقه‌ای را بیش از پیش تقویت کرده‌اند.

این اتحاد، برای اولین بار، وزنه تعادلی در برابر روسیه و چین در منطقه ایجاد می‌کند و به همین ترتیب، تا حدودی بازدارندگی در برابر دخالت مسکو در امور داخلی کشورهای منطقه – از جمله تلاش‌های آن برای دور نگه داشتن آمریکا – ایجاد می‌کند. واشینگتن از طریق افزایش همکاری با آسیای مرکزی، گسترش چین در منطقه را محدود می‌کند، بدون اینکه ایالات متحده مجبور به رویارویی مستقیم با پکن شود.

دولت ترامپ از همان ابتدا تشخیص داد که ترکیه (در کنار اسرائیل) به عنوان بازیگر غالب در خاورمیانه ظهور کرده است. اکنون، نقش آنکارا به طور قابل توجهی در آسیای مرکزی بزرگتر نیز در حال افزایش است. با توجه به همسویی منافع بین ایالات متحده و ترکیه در این منطقه، واشینگتن می‌تواند از ظهور ترکیه در آسیای مرکزی بزرگ بهره ببرد.

کاهش قدرت ایران نیز بازگشت آمریکا را تسهیل کرده است. پس از جنگ ۱۲ روزه ایران با اسرائیل، ارمنستان – که ارتباط نزدیکی با ایران داشت – متوجه شد که دیگر نمی‌تواند برای امنیت خود به تهران تکیه کند. پس از جنگ، نیکول پاشینیان، نخست وزیر ارمنستان، تصمیم گرفت که ترجیح دهد با ایالات متحده همکاری کند و به دنبال صلح با آذربایجان و ترکیه باشد تا اینکه به ایران وابسته بماند.

اقدامات اخیر آمریکا در آسیای مرکزی بزرگ بخشی از یک تصویر گسترده‌تر است که در آن نفوذ ترکیه و آمریکا در حال افزایش است، در حالی که نفوذ ایران و روسیه در حال تضعیف است. با این حال، تهران و مسکو بیش از حد سرمایه‌گذاری کرده‌اند که بتوان آنها را نادیده گرفت و این منطقه در همسایگی آنها قرار دارد. هر دو احتمالاً اقداماتی را برای تلاش برای متوقف کردن این تغییر لرزه‌ای انجام خواهند داد.

به عنوان مثال، گرجستان قبلاً نزدیکترین شریک آمریکا در منطقه بود. اما مسکو از بیدزینا ایوانیشویلی، الیگارش حاکم بر گرجستان، برای دور کردن آن کشور از غرب استفاده کرد.

در ارمنستان، روسیه هنوز دو پایگاه نظامی دارد و تقریباً تمام زیرساخت‌های استراتژیک این کشور، از جمله بخش انرژی آن را کنترل می‌کند. مسکو پیش از این یک الیگارش به نام سامول کاراپتیان را برای به چالش کشیدن دولت طرفدار آمریکا در ارمنستان اعزام کرده و در حال تقویت نیروهای طرفدار روسیه در این کشور، به ویژه عناصری در کلیسای ارمنستان است.

حمله موشکی اخیر اسکندر روسیه به سفارت آذربایجان در کی‌یف احتمالاً اتفاقی نبوده و نشان دهنده تلاش مسکو برای ارعاب باکو است. ایران بارها آذربایجان را تهدید کرده و مخالفت خود را با طرح TRIPP اعلام کرده است. روسیه و ایران تقریباً در تمام کشورهای منطقه شبکه‌هایی را حفظ کرده‌اند که می‌توانند برای تضعیف امنیت فعال شوند.

موفقیت آمریکا در آسیای مرکزی بزرگ به تمرکز مداوم برای خنثی کردن تهدیدات روسیه و ایران نیازمند است. تلاش رئیس جمهور ترامپ برای برقراری ارتباط با کشورهای آسیای مرکزی به عنوان یک گروه امیدوارکننده است. کشورهای منطقه با هم، اعتماد به نفس بیشتری برای ایستادگی در برابر روسیه و ایران دارند.

تلاش آمریکا باید آسیای مرکزی و آذربایجان را نیز در بر بگیرد. اغلب اوقات، واشینگتن سیاست‌های خود را در قبال کشورها جدا می‌کند، تنها به دلیل مرزبندی‌های بوروکراتیک بین اروپا و آسیا در وزارت امور خارجه و همچنین بین فرماندهی مرکزی ایالات متحده (CENTCOM) و فرماندهی اروپایی ایالات متحده (EUCOM) در پنتاگون.

رئیس جمهور ترامپ همچنین باید خطوط قرمز روشنی را برای ایران بیان کند. ضروری است که به تهران اجازه داده نشود در ایجاد ارتباطات ریلی و جاده‌ای در امتداد TRIPP که ترکیه و غرب را از طریق قفقاز جنوبی به آسیای مرکزی متصل می‌کند، اختلال ایجاد کند. تحقق این کریدور به کشورهای آسیای مرکزی کمک می‌کند تا از وضعیت محصور در خشکی خود خارج شوند و با بازارهای جهانی ارتباط برقرار کنند و باید در سال‌های آینده یک اولویت کلیدی آمریکا باشد. این کریدور همچنین به ایالات متحده دسترسی و نفوذ بیشتری در منطقه مهم ژئوپلیتیکی آسیای مرکزی بزرگ می‌دهد و روسیه، چین و ایران را تحت کنترل نگه می‌دارد.

یک اقدام نمادین واحد و بسیار مهم وجود دارد که ایالات متحده می‌تواند برای نشان دادن تعهد خود به این منطقه حیاتی انجام دهد. آسیای مرکزی همچنان تنها منطقه بزرگ جهان است که هرگز توسط یک رئیس جمهور ایالات متحده از آن دیدن نشده است. در جریان اجلاس اخیر در واشینگتن، شوکت میرضیایف، رئیس جمهوری ازبکستان، از رئیس جمهور ترامپ دعوت کرد تا از شهر تاریخی سمرقند دیدن کند. اگر رئیس جمهور ترامپ این دعوت را بپذیرد، این یک سیگنال واضح ارسال می‌کند که آمریکا در آسیای مرکزی بزرگ آمده است تا بماند.

منبع: نیکی آسیا / تحریریه دیپلماسی ایرانی/۱۱

انتشار این مطلب به معنای تایید آن از سوی دیپلماسی ایرانی نیست و صرفا برای آگاهی خوانندگان دیپلماسی ایرانی منتشر شده است.

کلید واژه ها: امریکا ایالات متحده امریکا آسیای مرکزی قزاقستان دونالد ترامپ ازبکستان چین و امریکا روسیه چین روسیه و امریکا قرقیزستان تاجیکستان ترکمنستان


( ۶ )

نظر شما :