بازدارندگی دغدغه اروپاست (بخش پنجم)

دو اشکال به نقش تقویت‌شده‌ی نیروهای هسته‌ای بریتانیا و فرانسه

۰۸ شهریور ۱۴۰۴ | ۱۸:۰۰ کد : ۲۰۳۴۸۳۵ اخبار اصلی اروپا
مشکلات بازدارندگی گسترده از روزهای اولیه ناتو ناشی می‌شود، زمانی که «تضمین هسته‌ای» برای اولین بار حتی زمانی که اتحاد جماهیر شوروی شروع به توسعه ابزارهای تلافی هسته‌ای کرده بود، برقرار شد.
دو اشکال به نقش تقویت‌شده‌ی نیروهای هسته‌ای بریتانیا و فرانسه

نویسنده: لارنس فریدمن، استاد بازنشسته مطالعات جنگ در کینگز کالج لندن

دیپلماسی ایرانی: دو ایراد به نقش تقویت‌شده‌ی نیروهای هسته‌ای بریتانیا و فرانسه وجود دارد. این ایرادات توسط پرانای وادی و ویپین نارانگ مطرح شده‌اند.

اولین ایراد این است که فقط ایالات متحده زرادخانه‌ای با اندازه‌ی کافی برای ارائه‌ی بازدارندگی گسترده دارد. آن‌ها ادعا می‌کنند که «ایالات متحده زرادخانه‌ی هسته‌ای بزرگ‌تری از آنچه برای محافظت از سرزمین ایالات متحده نیاز داشت، ساخته، زیرا تصمیم گرفته است از متحدان نیز محافظت کند». فابیان هافمن نکته‌ی مشابهی را مطرح و خاطرنشان می‌کند که بازدارندگی هسته‌ای آمریکا «حداقل از دهه‌ی ۱۹۶۰، با یک هدف کلیدی دیگر در ذهن تکامل یافته است: تبدیل بازدارندگی گسترده در قاره‌ی اروپا به یک اقدام معتبر.»

هیچ‌کدام از این دو جمله کاملاً درست نیستند. اندازه‌ی زرادخانه‌ی ایالات متحده تابعی از تعهد به بازدارندگی گسترده نبود. این امر منعکس‌کننده‌ی الزامات مسابقه‌ی تسلیحاتی با اتحاد جماهیر شوروی و تمایل فرماندهی هوایی استراتژیک ایالات متحده برای پوشش هر هدف ممکن بود.

مشکلات بازدارندگی گسترده از روزهای اولیه ناتو ناشی می‌شود، زمانی که «تضمین هسته‌ای» برای اولین بار حتی زمانی که اتحاد جماهیر شوروی شروع به توسعه ابزارهای تلافی هسته‌ای کرده بود، برقرار شد. همانطور که مشخص شد ایالات متحده نمی‌تواند به قابلیت حمله اول دست یابد، تشخیص داده شد که بازدارندگی گسترده به خطر افتاده است. استقرار سیستم‌های کوتاه‌برد در اروپا، که آن هم در دهه ۱۹۵۰ آغاز شد، به عنوان نوعی اطمینان خاطر برای متحدان تلقی می‌شد، اما تعداد آنها در دهه ۱۹۶۰ محدود شد. نیروهای هسته‌ای میان‌برد در دهه ۱۹۸۰ معرفی شدند تا اعتبار بیشتری به بازدارندگی گسترده بدهند، اما سپس در نتیجه پیمان نیروهای هسته‌ای میان‌برد ۱۹۸۷ حذف شدند. اکثر نیروهای کوتاه‌برد ایالات متحده پس از پایان جنگ سرد خارج شدند.

تا زمانی که شوروی‌ها قابلیت حمله دوم را داشتند، هیچ قابلیتی برای حل مشکل بازدارندگی گسترده وجود نداشت. بهترین پاسخ، ایجاد نیروهای متعارف برای امکان‌پذیر کردن بازدارندگی از طریق انکار بود، اما این کار بسیار پرهزینه تلقی می‌شد. در عوض، به تعبیر توماس شلینگ، «تهدیدی که چیزی را به شانس واگذار می‌کند» وجود داشت - هیچ قطعیتی در مورد پاسخ هسته‌ای ایالات متحده به تجاوز شوروی وجود نداشت، اما تا زمانی که این احتمال وجود داشت، بازدارندگی در کار بود. متحدان دلیلی برای تردید داشتند که ایالات متحده از سلاح‌های هسته‌ای به نفع آنها استفاده کند، اما شوروی‌ها به اندازه کافی از این می‌ترسیدند که ممکن است آنها احتیاط را تشویق کنند. این رویکرد از پایان جنگ سرد وجود داشته است، با این اطمینان خاطر که ناتو از برتری متعارف بر روسیه برخوردار است. این اطمینان خاطر با افزایش نیروهای متعارف روسیه تضعیف شده است و می‌توان سناریوهایی را تصور کرد که در آنها از برتری محلی برخوردار باشد - به عنوان مثال، در حمله به یکی از کشورهای بالتیک.

در دهه ۱۹۷۰، ادعاهایی مطرح شد که مانند بسیاری از ادعاهای دیگر در این حوزه، غیرقابل انکار بودند، مبنی بر اینکه چگونگی درک عدم تقارن نیروها ممکن است بر تمایلات ریسک‌پذیری تأثیر بگذارد. همه اینها اهمیت اندازه را اغراق‌آمیز می‌کرد. نکته اساسی همچنان این بود که نیروهای هسته‌ای کوچک می‌توانند خسارات فاجعه‌باری به دشمن وارد کنند. تهدیدهای هسته‌ای بریتانیا و فرانسه مشکلات آشکاری از نظر اعتبار خواهند داشت، اما تهدیدهای آمریکا و به همین ترتیب روسیه نیز همینطور است. همه بحث‌های مربوط به استراتژی هسته‌ای از نظر گزینه‌های عملیاتی آینده در ناامیدکننده‌ترین شرایط، به این نتیجه ختم می‌شود که تنها گزینه‌های ضعیفی وجود خواهد داشت که هر کدام عواقب وحشتناک خود را دارند. این در مورد همه قدرت‌های هسته‌ای، بزرگ یا کوچک، در شرایطی که ممکن است با یک قدرت هسته‌ای دیگر روبرو شوند، صادق است.

به همین دلیل است که بحث‌های مربوط به استراتژی هسته‌ای به جای پیروزی در جنگ‌های هسته‌ای، بر اساس بازدارندگی از جنگ‌های هسته‌ای شکل می‌گیرد. بنابراین، مسئله این می‌شود: قدرت‌های هسته‌ای کوچک چه چیزی را می‌توانند بازدارند؟ این منجر به استدلال دوم وادی و نارانگ می‌شود.

منبع: موسسه بین‌المللی مطالعات استراتژیک (IISS) / ترجمه: سید علی موسوی خلخالی

ادامه دارد...

کلید واژه ها: لارنس فریدمن اروپا انگلیس بریتانیا فرانسه هسته‌ای بازدارندگی هسته ای بازدارندگی هسته‌ای اروپا امریکا امریکا و اروپا شوروی اتحاد جماهیر شوروی روسیه


نظر شما :