جمهوری اسلامی ایران و اروپا؛ همسایه های نامطمئن و چگونگی ترمیم آن

وقت آن است در رابطه با اروپا تجدید نظر کنیم

۲۹ آذر ۱۳۹۸ | ۱۲:۰۹ کد : ۱۹۸۸۲۸۷ اروپا انتخاب سردبیر
سید حسام الدین هانی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: به نظر می رسد از زمانی که جمهوری اسلامی ایران سیاست خارجی خود را محدود از کانال سه کشور انگلیس، فرانسه و آلمان کرد؛ ایران و اروپا همسایه های نامطئن شدند. اتحادیه اروپایی از عقبه حمایت ۲۷ کشور و همراهی با امریکا برخوردار است و مذاکرات جمهوری اسلامی ایران با اتحادیه اروپایی، بتدریج به صورت "تفوق یک طرفه اتحادیه اروپایی بر ایران" و دیکته منویات سیاسی اروپایی/غربی به جمهوری اسلامی ایران تفسیر شد.
وقت آن است در رابطه با اروپا تجدید نظر کنیم

نویسنده: سید حسام الدین هانی

دیپلماسی ایرانی: بی راه نیست گفته شود؛ ایران و اروپا همسایه هستند. نگاه ایرانی Mind-Set همیشه به طرف غرب و اولین همسایه، اروپا بود و متقابلا طی چهل سال گذشته، نگاه غرب در خاورمیانه، معطوف به جمهوری اسلامی ایران بوده است. هرچند سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران همه جانبه و توجه به منطقه، همسایگان و آسیا و دیگر نقاط جهان مد نظر است اما؛ اختلاط و مراودات کلان سیاسی ایران، بیش از آنکه با همسایگان باشد، با اروپا بوده و هست. "مذاکرات انتقادی" و سپس "مذاکرات سازنده" و توافق اولیه ما قبل "برجام"، موید نظریه فوق است. واردات تجاری و صنعتی از سوی جمهوری اسلامی ایران از اروپا و متقابلا صادراتی جمهوری اسلامی ایران، به دلیل قدرت مالی اروپا، معطوف اروپا بوده است. قبل از تحریم ها، عمده مشتری نفت ایران، اروپا بود و برنامه انتقال انرژی ایران به اروپا همواره در دستورکار اروپا قرار داشت تا انحصار روسیه برای تامین انرژی اروپا برداشته شود. 

به نظر می رسد از زمانی که جمهوری اسلامی ایران سیاست خارجی خود را محدود از کانال سه کشور انگلیس، فرانسه و آلمان کرد؛ ایران و اروپا همسایه های نامطئن شدند. اتحادیه اروپایی از عقبه حمایت 27 کشور و همراهی با امریکا برخوردار است و مذاکرات جمهوری اسلامی ایران با اتحادیه اروپایی، بتدریج به صورت "تفوق یک طرفه اتحادیه اروپایی بر ایران" و دیکته منویات سیاسی اروپایی/غربی به جمهوری اسلامی ایران تفسیر شد. ایجاد ارتباط بین مباحث هسته ای، حقوق بشر، بانکی و تجارت و محدودیت ملاقات مقامات عالی رتبه همگی بیانگر دست بالای اروپا در مقابل ایران است که به تدریج سه کشور انگلیس و فرانسه و آلمان با برخورداری از حمایت اتحادیه اروپایی و امریکا، تنظیم سیاست خارجی غرب با جمهوری اسلامی را در انحصار؛ فقط سه کشور انگلیس، فرانسه و آلمان قرار دادند و محدودیت ها علیه جمهوری اسلامی ایران رو به فزونی گذاشت. رویکرد میانجی گری ژاپن در ایجاد فضایی تنش زا بین جمهوری اسلامی ایران و غرب، بیانگر بن بست روابط بین ایران و اروپا است. 

به نظر می رسد برای ترمیم/احیای روابط بین ایران و کشورهای اروپایی؛ هرگونه ارتباط بین جمهوری اسلامی ایران و موسسات اتحادیه اروپایی متوقف شود. با خروج انگلیس از اتحادیه اروپایی، قطعا این اتحادیه از جایگاه قدرتمند قبلی برخوردار نخواهد بود؛ مضافا اینکه قدرت اجرایی اتحادیه اروپایی تضمین اجرایی ندارد و در صورت وقوع مناقشه، اتحادیه اروپایی پاسخگوی مطمئنی به جمهوری اسلامی ایران نخواهد بود. دولت های قدرتمند انگلیس، فرانسه و آلمان چارچوب سیاسی/اقتصادی روابط با جمهوری اسلامی را تعیین می کنند و در صورت تخطی اتحادیه اروپایی از انجام تعهدات، نه تنها اتحادیه اروپایی پاسخگو نیست بلکه جمهوری اسلامی ایران از قدرت چانه زنی با سه کشور تعیین کننده خط مشی سیاسی اتحادیه اروپایی، برخوردار نخواهد بود زیرا، سه کشور انگلیس، فرانسه و آلمان پشت نقاب اتحادیه اروپایی پنهان می شوند.

به نظر می رسد مناسب است با توجه به تضعیف جایگاه اتحادیه اروپایی در صحنه بین الملل؛ روابط با کشورهای کلیدی اروپا گسترش یابد. کشورهای منطقه اسکاندیناوی از استدلال و منطق بیشتری در مقایسه با سیاسی کاری انگلیس و فرانسه برخوردارند؛ لذا می توان با کشورهای این منطقه، البته به تفکیک، نه به صورت تجمیع، روابط در زمینه های مختلف را مورد بحث و تبادل نظر قرار داد. کشورهای اسکاندیناوی از جایگاه مقبول تری در مقایسه با کشورهای انگیس و فرانسه برخوردارند. در بین سه کشور انگلیس، فرانسه و آلمان؛ کشور آلمان از قدرت سیاسی برخوردار نیست و سفیر امریکا در برلین از قدرت بیشتری در مقایسه با دولت آلمان در امر تعیین سیاست خارجی آلمان برخوردار است. دولت فرانسه هرچند علائم مستقلی در سیاست خارجی نشان می دهد اما، با خروج انگلیس از اتحادیه اروپایی، انتظار می رود، برای پوشش امنیتی، وابستگی فرانسه به پیمان نظامی ناتو و امریکا بیشتر از گذشته افزایش یابد. روابط با انگلیس باید دوگانه؛ در قالب "تهدید و همکاری جامع Comprehensive در منطقه" تعریف شود. انگلیس از قدرت مهار امریکا برخوردار است. امریکا در هیچ جنگی در خاورمیانه، بدون همراهی انگلیس شرکت نکرده است. حمله به عراق، علی رغم مخالفت سازمان ملل متحد، فرانسه و روسیه وآلمان، فقط توسط دو کشور انگلیس و امریکا انجام شد. اگر انگلیس، امریکا را در تجاوز به عراق همراهی نمی کرد، امریکا به عراق تجاوز نظامی نمی کرد. در گزارش کنگره در مورد جنگ عراق، علنا به "اغفال" سیاست خارجی امریکا توسط کشور ثالث اشاره شده است.(1)  کشور انگلیس کماکان بیش از هر قدرت دیگری در منطقه خاورمیانه نفوذ دارد منتهی منافع انگلیس را از طریق بهره برداری از "قدرت سخت امریکا" و "روابط ویژه" با امریکا اعمال می کند. با دولت جدید محافظه کار انگلیس باید به صورت جدی وارد مذاکره شد و موضوع "مهار امریکا توسط انگلیس" و یا بالعکس؛ تهییج اذهان عمومی امریکا و "اغفال سیاستمداران امریکا توسط مقامات سیاسی انگلیس" را "گوشزد پیشگیری از بحران" و "پیشنهاد همکاری سازنده" را مورد تایید قرار داد. بدیهی است در بین کشورهای قاره اروپا، با توجه به نوع دولت های حاکم در آن کشور، می توان به صورت مقطعی با دولت های منطقی، بر گسترش روابط و تاثیرگزاری در اروپا فعال بود. در حال حاضر به نظر می رسد تنها انگلیس، دولتی قدرتمند در اروپا است و می توان اهداف منظور را در دستورکار سیاست خارجی قرار داد.

[1] https://fas.org/irp/congress/2004_rpt/ssci_iraq.pdf , P. 34.

کلید واژه ها: ایران و اروپاایران و اتحادیه اروپاتجدید نظر در روابط ایران و اروپاایران و غرب


( ۶ )

نظر شما :

هادی ۲۹ آذر ۱۳۹۸ | ۱۲:۳۹
اقای هانی زاده ! وابستگی سیاست خارجی کشورهای اسکاندیناوی نظیر نروژ و سوئد اگر بیشتر از المان نباشد کمتر نیست. اینها همسایه روسیه هستند ( به خصوص نروژ) و کاملا نیازمند چتر حمایتی ایالات متحده.
سید وحید کریمی ۲۹ آذر ۱۳۹۸ | ۱۴:۳۷
من هم با نظر آقای هادی موافقم. کشورهای اروپایی وابسته به چتر امنیتی و تبادل اقتصادی با امریکا وابسته اند اما فکر می کنم منظور نویسنده شکستن باب مذاکرات محدود از کانال فقط سه کشور انگلیس، فرانسه و آلمان باشد.
حسن ۲۹ آذر ۱۳۹۸ | ۱۷:۵۷
بیش از ۲۰ سال است که ایده شکاف بین اروپا و امریکا و استفاده از اروپا در مقابل امریکا مطرح شده است. طراحان این سیاست ایا نمی دانستند اروپا که امنیت خود را از طریق ناتو و ایالات متحده تامین می کند در هیچ حالتی توان ایستادگی در مقابل امریکا و رفتار برخلاف آن را ندارد؟ چند وقت دیگر قرار است مردم ما تاوان کم سوادی برخی عزیزان را بدهند؟ آیا بهتر نیست اساس سیاست خارجی درست شود و منافع ملی در اولویت باشد؟
homan ۳۰ آذر ۱۳۹۸ | ۰۱:۲۲
کی میخواهید بفهمید غرب یعنی اروپا و امریکای شمالی و بیخود به دنبال دوست و متحد بین کشور های اروپایی نباشید که در واقع سیاست شان فرقی در کلان باهم ندارد و در راس همه اینا امریکا قرار دارد
سهراب ۰۱ دی ۱۳۹۸ | ۰۸:۳۹
واقعا عجیب هست هم دولتمردان و هم خیلی از تحلیلگران روابط بین المللی رو از منظر احساسی و مثل روابط خانوادگی میبینند. ایران با کمتر از یک درصد سهم در اقتصاد جهان با امریکا که ۲۵ درصد اقتصاد جهان رو دارد در افتاده و تحت تحریم امریکاست. چرا باید بقیه کشورها حاضر باشند که هزینه مقابله با این تحریمها را بدهند؟