بعد از آن که مذاکرات صلح طالبان با آمریکا لغو شد

چشم انداز نامطمئن صلح در افغانستان و موقعیت دشوار پاکستان

۲۹ شهریور ۱۳۹۸ | ۱۶:۰۰ کد : ۱۹۸۶۳۶۶ آسیا و آفریقا نگاه ایرانی
مصطفی زندیه در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: به نظر می رسد ترامپ تصمیمی برای کنار گذاشتن تعهد کمپین خود برای مردم آمریکا دال بر اینکه او نیروهای آمریکایی را سال آینده از افغانستان به خانه برمی‌گرداند، ندارد. بنابراین، می توان انتظار داشت که پس از تبادل صحبت‌های جدی بین طرف های متخاصم همزمان با شدت حملات علیه نیروهای یکدیگر در افغانستان، آنها مایل خواهند بود که گفت وگوها را زودتر یا دیرتر از سر بگیرند.
چشم انداز نامطمئن صلح در افغانستان و موقعیت دشوار پاکستان

نویسنده: مصطفی زندیه، تحلیلگر ارشد مسائل جنوب آسیا

دیپلماسی ایرانی: دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا عصر شنبه، 17 شهریور در چند توییت متوالی گفت که قرار بود فردای آن روز با رهبران طالبان در کمپ دیوید دیدار کند اما تصمیم به لغو این اجلاس گرفت. او افزود، علاوه بر لغو این دیدار دستور به توقف گفت‌وگوها میان آمریکا و طالبان داده چرا که این گروه مسؤول حمله‌ای در کابل بوده که به کشته شدن ۱۲ نفر از جمله یک سرباز آمریکایی نیز انجامیده است. شایان ذکر است در همین رابطه دونالد ترامپ، رئیس جمهوری ایالات متحده، متن توافقنامه پیشنهادی صلح افغانستان با طالبان را که توسط فرستاده‌ خود، زلمی خلیل‌زاد، پس از چندین دور جلسه با طرفین ذینفع در قطر، اسلام‌آباد و کابل منعقد شده بود بی‌ارزش دانست. به گفته‌ وی، او تصمیم گرفته بود که رئیس جمهور افغانستان، اشرف غنی و رهبران طالبان را برای یک امضای تاریخی به کمپ دیوید فرا بخواند، اما در دقیقه آخر این برنامه را لغو کرد، زیرا طالبان به حملات خود نسبت به نیروهای آمریکایی و افغانی ادامه می‌دهد و خواهان توافق بر سر آتش‌‎بس نیست.

تصمیم رئیس جمهوری ایالات متحده تبعات و پیامدهای متعددی را درپی داشت که در اینجا به بخشی از آنها اشاه می شود:

چشم انداز نامطمئن صلح در افغانستان

طالبان اعلام کردند آنها با امضای هر گونه توافقنامه در کمپ دیوید هرگز موافقت نخواهند کرد؛ چرا که تمامی گفت وگوها برای تهیه متن توافقنامه در قطر صورت گرفته بود. طالبان همچنین اعلام کرد همواره پیشنهاد آتش‌بس را قبل از هرگونه توافقی رد کرده‌اند، هرچند آنها جلسه‌ مستقیمی را با نمایندگان دولت غنی نیز داشته‌اند. دو نکته اساسی در توافقنامه وجود داشت: یک جدول زمانی مسنجم آمریکایی برای خروج و یک ضمانت از جانب طالبان برای عدم اجازه به فعالیت تروریستی از خاک افغانستان در آمریکا.

روشن است که رئیس جمهوری آمریکا فرصت طلبانه به دنبال بهره برداری خاص از این موضوع بوده است. در واقع او به دنبال صحنه‌ آرایی کمپ دیوید به عنوان زمینه چینی برای انعقاد یک توافقی تاریخی بود تا از این طریق  به مردم آمریکا اصطلاحاً فروخته شده و ایالات متحده به رهبری دونالد ترامپ به عنوان فاتح یک کشمکش طولانی، پرهزینه و خونین معرفی شود. اما طالبان این توافق را رد کردند، زیرا آنان نیز به دنبال نشان دادن خود به عنوان فاتحان جنگ در افغانستان بودند و نمی‌خواستند که آنها به عنوان یک چهره‌ یک بازنده در آمریکا ترسیم شوند. در صورتی که طالبان با این شرایط کنار می آمد و زیر سایه دشمنان قسم‌خورده‌ خود یعنی دونالد ترامپ و غنی قرار می گرفت، عملاً فلسفه وجودی خود را زیرسئوال می برد.

در مقابل گروه همراه ترامپ نیز درخصوص معاهده‌ پیشنهادی شدیداً ناراضی بود. مایک پمپئو، وزیر امور خارجه ایالات متحده، پیش از این شروطی را بیان کرده و اظهار داشته بود که وی آن را تایید نخواهد کرد. جان بولتون، مشاور امنیت ملی سابق، نیز همواره درخصوص یک سیاست بسیار سخت گیرانه‌تر در قبال طالبان صحبت می کرد و به علت مخالفت‌ها با ترامپ مجبور به استعفا شد. جناح راست جمهوری‌خواه در کنگره و دولت دچار اضطراب بودند؛ آنان فکر می‌کردند که با تداوم حملات طالبان، این توافقنامه به عنوان یک عامل پوشش دهنده برای خروج نیروهای ایالات متحده عمل نمی‌کند و یک واکنش شدید داخلی را همراه خواهد داشت، به خصوص اگر قاتلان دیروز به عنوان دوستان امروز در خاک آمریکا تحسین شوند.

به نظر می رسد ترامپ تصمیمی برای کنار گذاشتن تعهد کمپین خود برای مردم آمریکا دال بر اینکه او نیروهای آمریکایی را سال آینده از افغانستان به خانه برمی‌گرداند، ندارد. بنابراین، می توان انتظار داشت که پس از تبادل صحبت‌های جدی بین طرف های متخاصم همزمان با شدت حملات علیه نیروهای یکدیگر در افغانستان، آنها مایل خواهند بود که گفت وگوها را زودتر یا دیرتر از سر بگیرند. براین اساس رئیس جمهور ترامپ فشار زیادی را بر پاکستان تحمیل خواهد کرد تا نه تنها به از سرگیری گفت وگو بلکه به انجام فعالیت بیشتر برای دستیابی به توافقی بهتر از طالبان برای آمریکا کمک کند. اتخاذ سیاست سنتی چماق و هویج محتمل خواهد بود و از سوی ترامپ تقویت خواهد شد: هویج‌ها شامل ارسال قطعات یدکی برای سیستم‌های تسلیحات آمریکایی پاکستان، کمک‌های صندوق پشتیبانی ائتلاف، انگیزه‌های تجاری و غیره خواهند بود، در حالی که چماق از طریق ابزارهای FATF و IMF به نمایش در خواهندآمد. 
روشن است که پیچیدگی‌های فراوانی در چشم انداز پیش رو وجود دارد: 

انتخابات ریاست جمهوری در افغانستان برای هفته آینده برنامه‌ریزی شده است. اگر این انتخابات به تعویق نیافتد و به صورت غیرقطعی توافق با طالبان نیز به تعویق بیافتد، دامنه خونریزی ها و بی‌ثباتی ها به نحو فزاینده ای گسترش خواهد یافت. این موضوع برای طرف های خواهان مشارکت گسترده در انتخابات و مخالفین این روند، مخاطرات بسیاری در برخواهد داشت و می تواند بازگشت آنها را به شرایط گذشته دشوار کند. 

در پاکستان این بیم وجود دارد که جدای از ایالات متحده، که مجبور به حمایت از دولت افغانستان از طریق پول و تسلیحات بیشتر خواهد شد، هندوستان، روسیه و ایران نیز تلاش خواهند کرد تا به تدوین سناریویی دست یابند که طبق این سناریو، در آینده به آسانی هزینه نخواهند کرد و کار را برای پاکستان به منظور متقاعد کردن هرچه بیشتر طالبان برای واگذاری برخی امتیازات به آمریکا دشوار خواهد ساخت. گذشته از این در صورت گسترش هرج و مرج، پیش بینی می شود پاکستان به همان اندازه آماده خواهد شد تا از مرزهای خود محافظت کند. چرا که در صورت درگیری بین جناح های مختلف در داخل افغانستان، این کشور احتمالاً اقدامات لازم را در مقابل فرار و هجوم فزاینده پناهندگان انجام دهد.

جمع بندی:

طی 18 سال گذشته، استراتژی و اهداف ایالات متحده برای افغانستان به طرز چشمگیری تغییر کرده است. در طی این سال ها تلاش شد تا افغانستان از یک جامعه کاملاً قبیله ای به یک کشور دموکراتیک تغییر چهره دهد. اما طنز ماجرا این است که ایالات متحده در حالی آماده ترک و خروج از افغانستان می شود که تقریباً دو سوم این کشور در کنترل طالبان قرار دارد و باید با آنها برای خروج ایمن مذاکره کند. فرض براین است آنها می توانند با طالبان تندرو کنار بیایند به شرطی که اطمینان حاصل شود که آنها هیچ فضا و فرصتی را به القاعده و هودارانش نمی دهند. حتی این اهداف متوسط نیز تاکنون محقق نشده است. دراین شرایط موضوع خروج ایالات متحده از افغانستان در سایه ابهامات جدی قرار گرفته است. به نظر می رسد بنا به دلائلی که خواهد آمد ظرفیت طرح چنین خروجی وجود ندارد: به گفته یک کارشناس مسائل تروریسم و امنیت بین الملل یک خروج خوب نیازمند تضعیف طالبان، تقویت زیرساخت های افغانستان و کارآمدی دولت و داشتن ارتشی قوی درافغانستان خواهد بود. امری که در طول 18 سال گذشته نیز امکان پذیر نشده است.  کارشناس یادشده به درستی گفته هر خروجی برای افغانستان یک خروج بد است و هر حضوری نیز یک حضور بی فایده است. از سوی دیگر تصمیم غافل گیرکننده ترامپ، رهبران نظامی و سیاسی پاکستان (ژنرال باجوا و عمران خان) را در وضعیت دشواری قرار داده است. آنان در حالی که همزمان با مدیریت جداسازی و تضعیف رژیم رئیس جمهور غنی در افغانستان و حامی خارجی آن دولت یعنی هند، گمان می کردند که وضعیت برد – برد را برای پاکستان در مقابل طالبان و آمریکا ایجاد کرده‌اند. درحالی که طرح جدید پاکستان و رویاهای این کشور با آمریکا به صورت یکجانبه از سوی ترامپ لغو شده است. حاکمیت در پاکستان به دنبال احیای این روند است. برخی تحلیل گران براین باورند که تحقق این هدف از سوی حاکمیت در این کشور تنها از طریق ثبات سیاسی، احیای اقتصادی و اجماع ملی در داخل پاکستان رخ خواهد داد که البته مسیر آسانی نخواهد بود.

کلید واژه ها: افغانستانپاکستانطالبان ایالات متحده امریکادونالد ترامپمذاکرات صلح افغانستان


نظر شما :

ابراهیم قدیمی ۲۹ شهریور ۱۳۹۸ | ۲۳:۴۱
تازمانیکه فعالیت های کاشت وبرداشت خشخاش و موادحاصله از ان در افغانستان سهمیه بندی عادلانه مقبول بین گروههای در ظاهر مبارز ولی در باطن در فعالیت کشت وبرداشت خشخاش ومواد حاصله از ان سهمیه بندی مورد قبول فعالین بسیار بسیارمحترم در این زمینه در افغانستان و اطراف نگردد در گیریها در افغانستان ادامه دارد.نظرمن از سالها بسیار پیش این بود که جنگ افغانستان جنگ تریاک است در صورت ظاهری سیاسی عقیدتی.بجای فعالین سیاسی فعالین مقبول در این زمینه را جهت سهمیه ومرزبندی واشتی گروههای فعال در این زمینه را اعزام نمائید.واقعیت در این است که هم شرکت های دارو سازی وهم بازار مواد مخدر جهانی که بسیار توانا هم هستند به مشتقات خشخاش نیاز دارند.کاشت وبرداشت کنترل شده خشخاش در محلی دیگر با اجازه سازمان های مسئول باعث ارام شدن افغانستان واسایش مردم رنج دیده ان کشور خواهد شد. با سعی در حذف خشخاش فعالیت اقتصادی موثری باید در افغانستان تدارک دید.ایا حذف خشخاش از اقتصاد افغانستان امکان پذیر است.اگر حذف نفت ازاقتصادعربستان امکان پذیر باشدحذف خشخاش از اقتصاد افغانستان هم امکان پذیر خواهد بود.