بررسی رفتار متناقض اروپا در قبال تهران

نشست ضد ایرانی ماه فوریه ورشو را باید جدی گرفت؟!/بروز اختلاف جدی داخل اروپا بر سر ایران

۲۵ دی ۱۳۹۷ | ۱۳:۰۰ کد : ۱۹۸۱۱۳۹ اروپا انتخاب سردبیر
سید علی خرم در گفت و گو با دیپلماسی ایرانی بر این باور است: آمریکا از دل نشسته لهستان به دنبال یک تست زنی و آزمایش جامعه جهانی در میزان همراهی با کاخ سفید برای تقابل با جمهوری اسلامی ایران است. اگر واشنگتن بتوانند از دل نشست ماه فوریه ورشو پیروزی های نسبی کسب کند، یقینا بستری برای اقدامات بعدی محور ضد ایرانی خواهد بود.
نشست ضد ایرانی ماه فوریه ورشو را باید جدی گرفت؟!/بروز اختلاف جدی داخل اروپا بر سر ایران

گفت و گو از عبدالرحمن فتح الهی، عضو تحریریه دیپلماسی ایرانی 

دیپلماسی ایرانی – اخراج دیپلمات های ایرانی از تیرانا، برگزاری نشست ضد ایرانی 14 و 13 فوریه در ورشوی لهستان به موازات ایران هراسی های اخیر دانمارک و هلند، عدم پذیرش میزبانی دفتر SPV در وین، تحریم های اخیر قاره سبز علیه ایران در کنار تلاش هم زمان اتحادیه اروپا برای پیشبرد فعالیت ها در خصوص عملیاتی کردن سازوکار ویژه مالی ایران، شرایط پیچده و حتی متناقضی را از رفتار اروپایی ها در قبال ایران به دست می دهد. دیپلماسی ایرانی برای بررسی اهداف و دلایل این رفتارهای متناقض، گفت وگویی را با سید علی خرم، سفیر و نماینده دائم اسبق جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل متحد در ژنو، سفیر اسبق جمهوری اسلامی ایران در جمهوری خلق چین و لیبی و نماینده ویژه اسبق رئیس جمهور نزد رؤسای جمهور سنگال، گینه و گامبیا در کمیته صلح سازمان کنفرانس اسلامی ترتیب داده است که در ادامه می خوانید:

از نگاه شما تحریم‌های اخیر کشورهای اروپایی علیه تهران به واسطه اتهامات تروریستی و تلاش هم زمان با پیشبرد فعالیت ها برای عملیاتی کردن سازوکار ویژه مالی مبین چه نکته و یا نکاتی در خصوص برنامه و رفتار قاره سبز در قبال ایران است. از طرف دیگر به واسطه اخراج دیپلمات های ایرانی از تیرانا، برگزاری نشست ضد ایرانی 14 و 13 فوریه در ورشوی لهستان در کنار ایران هراسی های اخیر دانمارک و هلند، عدم پذیرش میزبانی دفتر SPV  در وین و غیره، آیا می توان عنوان داشت که اکنون کشورهایی مانند لهستان، مجارستان، آلبانی، هلند، اتریش و دانمارک در حال اثرگذاری بر آلمان، فرانسه و انگلستان در خصوص عدم همراهی با تهران در توافق هسته‌ای هستند؟

بگذارید با پاسخ به سوال آخرتان شروع کنم. یقیناً اکنون اختلافات جدی در خود قاره سبز و اتحادیه اروپا برای همراهی با جمهوری اسلامی ایران و عملیاتی کردن سازوکار ویژه مالی شکل گرفته است. از یک‌سو چنانی که اشاره داشتید کشورهای اروپای شرقی مانند لهستان، مجارستان و آلبانی به واسطه نگرانی های جدی ناشی از فاصله شکل گرفته میان قاره سبز با ایالات متحده آمریکا به دلیل حمایت از برجام و توافق هسته ای از جانب اتحادیه اروپا سبب شده تا تلاش‌هایی را برای پر کردن و تعدیل این فاصله و شکاف سیاسی و دیپلماتیک با واشنگتن انجام دهند، چرا که ورشو، بوداپست و به خصوص تیرانا وابستگی بسیار زیاد سیاسی، دیپلماتیک و امنیتی - نظامی به ایالات متحده آمریکا دارند. علاوه بر این به دلیل نبود استقلال سیاسی، این بازیگران همواره تلاش دارند که شرایط و بستر را برای حمایت ایالات متحده از خود به هر نحوی مهیا کنند. هرچند که کشورهای اروپای شرقی توان تقابل با اروپای غربی را ندارند، اما به دلیل نیاز مبرم به چتر امنیتی ایالات متحده آمریکا برای تقابل با روسیه که همواره در حافظه تاریخی خود احساس تهدید و ناامنی جدی از جانب مسکو دارند، تلاش های خود را برای کارشکنی ها در هر بُعدی برای حمایت از ایران و توافق هسته ای انجام می دهند.
مضاف بر این نوع نگاه که در کشورهای اروپای شرقی شکل گرفته است، اکنون موج جدیدی از جریان راستگرای افراطی پوپولیستی که در قاره سبز بعد از جنگ جهانی دوم در حال احیاء وقدرت گیری است، سبب شده تا کشورهایی مانند ایتالیا، هلند، دانمارک و اتریش نیز با کشورهای اروپای شرقی در خصوص عدم حمایت از ایران و برجام همراه و همسو شوند، چرا که این جریان راستگرای افراطی به شدت به دنبال فروپاشی اتحادیه اروپا و ایجاد ارتباطات نزدیکتر با ایالات متحده آمریکا است. به خصوص که با روی کار آمدن دونالد ترامپ در ایالات متحده بسیاری از این جریان‌های راستگرای افراطی قاره سبز قدرت بیشتری در کشورهای خود پیدا کرده اند، به گونه ای که رگه های این قدرت گیری تا آلمان نیز پیش رفته است و حتی انگلستان و فرانسه را هم درگیر خود کرده اند. لذا علاوه بر وابستگی سیاسی کشورهای اروپای شرقی و نیاز مبرم این کشورها به چتر امنیتی ایالات متحده و ناتو برای تقابل با تهدیدهای خود ساخته روسیه، جریان راستگرای افراطی هم به عنوان موج مضاعف به یک سینرژی در اروپا برای تقابل با ایران و برجام بدل شده است که می‌تواند در آینده نزدیک مشکلات جدی را برای تهران شکل دهد. همین نشست ضدایرانی ماه آتی میلادی در ورشوی لهستان، نگرانی‌های جدی را می‌تواند برای ما در حوزه اجماع سازی جهانی شکل دهد.

چرا اکنون لهستان و دولت آندژی دودا، رئیس جمهوری این کشور خود را میزبان نشست ضد ایرانی مدنظر دونالد ترامپ کرده اند؟ 

خیلی واضح و روشن است. چراکه لهستان هر دو ویژگی و اِلِمان ضدایرانی برای همراهی با ایالات متحده آمریکا را با خود به همراه دارد؛ از یک سو اکنون یک دولت راستگرای پوپولیستی به ریاست آندژی دودا در لهستان روی کار آمده که به دنبال نزدیکی جدی با مواضع و سیاست های کاخ سفید است. در همین راستا اخیرا هم توافقنامه همکاری‌های استراتژیکی را با دونالد ترامپ به امضاء رساند. از طرف دیگر ورشو به عنوان یکی از کشورهای اروپای شرقی، همواره به دنبال آن بوده است که چتر امنیتی ناتو و ایالات متحده برای تقابل با تهدیدات روسیه در اروپا و خود لهستان وجود داشته باشد. به گونه ای که از سال ۱۹۹۰ لهستان به همراه مجارستان و جمهوری چک به اعضای پیمان ناتو پیوست و زمینه برای استقرار نیروهای ایالات متحده به شکل موقت و گردشی در لهستان شکل گرفت، اما ورشو بارها خواستار ایجاد پایگاه نظامی دائم ایالات متحده امریکا در خاک خود بوده و برای گرفتن چراغ سبز از کاخ سفید در این خصوص اقداماتی را برای خشنودی واشنگتن انجام داده است.
مجموعه این شرایط دست به دست هم داده تا لهستان خود را میزبان نشست ضدایرانی ماه آتی میلادی کند. لذا اگر یکی از این دو عامل، مثلاً دولت راستگرای پوپولیستی در لهستان روی کار نباشد، قطعاً در سیاست‌های ضدایرانی ورشو قدری تعدیل ایجاد خواهد شد، هرچند که باز میزان وابستگی لهستان به آمریکا را نمی توان کتمان کرد. از آن سو کشوری مانند آلبانی خود را قربانی سال ها سیاست چپ‌گرای کمونیستی اَنوَر خُوجِه (رهبر آلبانی تا سال 1985 میلادی) می داند. از این رو تمایل بسیار زیادی دارد در فاصله کوتاهی گسل خود را بر لیبرالیسم آمریکایی ترمیم کند و به همین از هیچ اقامی برای خشنودی کاخ سفید دریغ نمی کند؛ از پذیرش تروریست های به اصطلاح مجاهدین خلق یا همان منافقین تا اخراج دیپلمات های ایرانی.

به نظر شما مدعوین نشست لهستان چه بازیگرانی هستند؟

در سایه همین میزبانی کشورهای اروپای شرقی و کشورهایی که جریانات راستگرای افراطی در آنها حضور و قدرت پیدا کرده است. در کنار آن مطمئنا برخی از کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، رژیم صهیونیستی و کشوری مانند برزیل که اکنون در آن دولت راستگرای آقای "بولسونارو" روی کار آمده است، از جمله میهمانان نشست ماه فوریه ورشو باشند.

پس آیا نشست ضد ایرانی 13 و14 فوریه ورشو برای دوپاره کردن اروپا صورت خواهد گرفت؟

خیر به این شدت نمی‌توان در مورد دوپاره کردن اروپا برای حمایت از ایران سخن گفت. اما به نظر می آید که آمریکا از دل نشسته لهستان به دنبال یک تست زنی و آزمایش جامعه جهانی در میزان همراهی با کاخ سفید برای تقابل با جمهوری اسلامی ایران باشد. اگر واشنگتن بتواند از دل نشست ماه فوریه ورشو پیروزی های نسبی کسب کند، یقینا بستری برای اقدامات بعدی محور ضد ایرانی خواهد بود. پس تهران و به خصوص دستگاه سیاست خارجی باید با دقت عمل، روشنگری های لازم را با ارائه ادله کافی انجام دهد. چرا که این یارگیری های آمریکا در سایه نشست لهستان، امکان دارد شرایط را برای تهران در آینده مشکل کند. البته این تلاش ها باید تا قبل از برگزاری این نشست و با به کارگیری تمام توان دیپلماتیک برای ناکامی برنامه ها و نقشه های کاخ سفید صورت گیرد. اگر چنین شود یقیناً این ایران خواهد بود که باعث دو شقه شدن کشورها در همراهی با سیاست های ایالات متحده آمریکا می شود.

 آیا تحریم های اخیر قاره سبز نشان از تاثیر سیاست‌های کشورهای بلوک شرق و جریان راست رادیکال در نگاه اتحادیه اروپا برای عملیاتی کردن سازوکار ویژه مالی دارد؟ 

در خصوص SPV و نگاه اتحادیه اروپا، آنچه واقع شده مبین این است که اتحادیه اروپا به هر نحوی که هست به دنبال عملیاتی کردن ساز و کار ویژه مالی مدنظرش حتی با وجود اعمال تحریم های اخیر است. این تلاش ها از سوی اتحادیه اروپا به دلایل مختلفی صورت می گیرد. این اتحادیه از یک سو می خواهد دغدغه های امنیتی خود را به واسطه حفظ توافق هسته‌ای رفع کند و از طرف دیگر استقلال سیاسی خود را هم در برابر نگاه کاخ سفید و دونالد ترامپ نشان دهد. پس برنامه عملیاتی کردن سازوکار ویژه مالی از طرف کشورهای مستقل قاره و تروئیکای قدرت اتحادیه اروپا یعنی آلمان، انگلستان و فرانسه پیگیری می شود. البته از آن سو اروپای شرقی و جریان راست افراطی نیز به دنبال عدم تحقق این مسئله است. حال باید دید که زورآزمایی ابن دو جبهه اروپایی به کجا می انجامد. البته در راستای این دو شقه شدن اکنون ترامپ نیز دو هدف را به صورت همزمان پیگیری می کند؛ اول همراه کردن برخی از کشورهای اروپایی با خود ضد ایران و دیگری نیز مبین تلاش رئیس جمهوری آمریکا برای فروپاشی و اختلاف افکنی میان اعضای اتحادیه اروپا و کاهش قدرت و نفوذ این اتحادیه میان خود اعضا است. با این وصف اتحادیه اروپا قدرت تقابل در برابر سیاست های کاخ سفید را هم نخواهد داشت. 

اکنون کشورهای مستقل اتحادیه اروپا برای تعدیل و مدیریت شرایط، سیاستی دوگانه را در قبال ایران در پیش گرفته اند؛ از یک سو تحریم هایی را علیه تهران در نظر می گیرند و از طرف دیگر تلاش‌های خود را برای عملیاتی کردن تعهدات خود دارند. در این راستا به نظر می آید برلین، لندن و به خصوص پاریس سعی دارند سازوکار ویژه مالی را به برخی از مسائل مانند توان موشکی و نیز دیپلماسی منطقه ای کشور گره بزنند. ارزیابی شما در این رابطه چیست؟ 

یقیناً کشورهایی مانند فرانسه، انگلستان و آلمان نیز برنامه‌های جدی خود را برای ایران دارند. به خصوص که این بازیگران در مسئله توان موشکی و دیپلماتیک منطقه ای تهران فصل مشترکی با دونالد ترامپ دارند. پس این بازیگران هم برای رفع نگرانی‌های خود و همچنین کسب پیروزی‌های سیاسی و دیپلماتیک برای افزایش توانشان برابر کشورهای بلوک شرق، جریان راست افراطی و به خصوص دونالد ترامپ، بازی های جدی برای ایران در سایه سازوکار ویژه مالی خواهند داشت. به خصوص که اکنون لندن به واسطه مسئله برگزیت، پاریس به دلیل جولان جنبش جلیقه زردها و برلین نیز به واسطه کاهش قدرت آنگلا مرکل به این قدرت نمایی نیاز مبرم دارد. البته همین مشکلات نیز همزمان قدرت عمل این هم کشور را در اتحادیه اروپا تا اندازه ای کمک رنگ کرده است. اگر انگلستان نیز از اتحاده اروپا خارج شود، شرایط برای این سه بازیگر قدری سخت تر هم خواهد شد. 

با این وصف آیا اساساً می توان به عملیاتی شدن سازوکار ویژه مالی اتحادیه اروپا نگاه داشت؟ 

علیرغم مشکلاتی که عنوان شد یقینا SPV عملیاتی می شود، اما این که میزان موفقیت آن و نیز توان تقابل آن با تحریم‌های ایالات متحده آمریکا تا چه اندازه باشد، جای سوال و اما و اگر دارد. در حال حاضر میزان موفقیت این ساز و کار به رفتارهای تهران بستگی دارد. در این راستا یقیناً دستگاه سیاست خارجی باید فعالیت های خود را در قاره سبز به شدت افزایش دهد و در مقابل مواضع و اتهامات منتسب به ایران روشنگری های لازم را با ادله کافی ارائه کند تا بتواند کشورهای حامی خود را برای پشتیبانی از خود تقویت کرده و برخی از بازیگران اروپایی را که در حال ایجاد شکاف با ایران هستند را به نسبت با خود همراه کند. این که ما در تهران بنشینیم و به مواضع دیپلماتیک و پاسخ های شعاری از زبان سخنگویی بسنده کنیم، یقیناً کاری از پیش نمی‌برد. متاسفانه دستگاه سیاست خارجی در این مدت تنها برخی شعارها، اظهارتاسف ها، تکذیب ها و تاییدیه ها دل خوش کرده است و هیچ گونه سفر و فعالیت دیپلماتیک را برای پر کردن این خلأ نداشته اند. من معتقدم که آقای ظریف باید در این راستا تلاش های خود را گسترش دهد. ضمن احترام به تمام کوشش‌های دستگاه سیاست خارجی در سفر به هند و عراق، ما باید برنامه های جدیدی برای این حوزه هم تا قبل از نشست ماه فوریه ورشو انجام دهیم. چرا که به نظر می آید در این نشست، ایالات متحده آمریکا برنامه جدی برای ایران هراسی و ایجاد یک اجماع در جامعه جهانی دارد.

کلید واژه ها: آمریکاروسیهانگلیسفرانسهاتحادیه اروپالهستانآلمانمجارستاندانمارکهلندآلبانیاتریشبرجامسیدعلی خرمسازوکار ویژه اروپایی‌ها برای حفظ برجامجریان راست افراطی اروپا


( ۳ )

نظر شما :