تهاتر کلید حل قطع سوئیفت ارزی

بستن تنگه هرمز قیمت نفت را به ۳۰۰ دلار در هر بشکه می رساند

۲۳ تیر ۱۳۹۷ | ۱۲:۰۰ کد : ۱۹۷۷۷۳۹ اقتصاد و انرژی انتخاب سردبیر
حسن مرادی در گفت وگو با دیپلماسی ایرانی معتقد است که اگر ترامپ تنگه هرمز را بر انتقال نفت ایران ببندد و در ادامه این اقدام با واکنش ایران مواجه شود یقین بدانید که هر بشکه نفت از مرز ۳۰۰ دلار هم عبور خواهد کرد. اگر نفت هم از مرز ۳۰۰ دلار عبور کند تمامی برنامه های ترامپ در خصوص تحریم و فشار بر ایران به کلی از میان خواهد رفت چرا که ترامپ در همین نشست اوپک در وین به دنبال کاهش قیمت نفت به منظور ضربه زدن به اقتصاد و صنعت نفت کشور بود، حال در فضای نفت ۳۰۰ دلاری این ایران است که برنده میدان خواهد بود.
بستن تنگه هرمز قیمت نفت را به ۳۰۰ دلار در هر بشکه می رساند

عبدالرحمن فتح الهی – شرایط و التهابات بازار جهانی نفت ناشی از بازگشت تحریم های آمریکا علیه ایران به منظور قطع سهمیه نفت کشور می تواند این بازار را دستخوش تحولات و بحران های جدی کند. اکنون مساله قیمت جهانی طلای سیاه در این برهه و نیز بحث عدم تولید مازاد برای جایگزینی سهمیه ایران اما و اگرهای جدی را برای نفت در صحنه جهانی ایجاد کرده است. تهدید ایران بر بستن تنگه هرمز که به طور تلویحی توسط رئیس جمهوری بیان شد نیز بر ابهامات افزوده است. از این رو دیپلماسی ایرانی برای تحلیل شرایط آتی قیمت جهانی نفت و دیگر مسائل این حوزه گفت وگویی را با حسن مرادی، استاد حقوق بین‌الملل نفت و انرژی ترتیب داده است که در ادامه می خوانید:

در سایه بازگشت تحریم ها آیا دولت می تواند با فروش متوسط بشکه ای70 دلار برای خود حاشیه امن بسازد. چرا که مسئولین بودجه سال 97 را با نفت 55 دلاری بسته بودند. اساسا این افزایش 15 دلاری در چهار ماه نخست سال نسبت به نرخ بودجه اجازه مانور به دولت را خواهد داد؟

خوب دولت نباید این مساله و حاشیه 15 دلاری را عامل عدم توجه به شرایط و تحولات آتی کند. اگر چه اکنون ما نفت را به مراتب با نرخ بالاتری از سال گذشته به فروش می رسانیم اما امکان دارد در سایه بازگشت تحریم ها شرایط به نحو دیگری رقم بخورد. با وضعیت اقتصادی کنونی و مساله افزایش بودجه مصرفی کشور در برنامه و بودجه سال جاری این حاشیه 15 دلاری نمی تواند قدرت عمل چندانی را به دولت در مدت زمان طولانی بدهد. اگر چه در سایه بازگشت تحریم ها از هم اکنون ایالات متحده برنامه های جدی را برای قطع کامل و محدود کردن فروش نفت ایران به کار بسته است، اما ایران هم چندان دست و پا بسته نیست. شرایط آن طوری هم که باید به ضرر ما در جامعه جهانی رقم نمی خورد. در بازار جهانی، نفت ما مشتری های خود را دارد که تا کنون در مقابل فشارها مقاومت کرده و حاضر به ترک خرید نفت از ایران نبوده اند.

وضعیت ایران در دوران تحریم های ثوانیه به همین منوال پیش خواهد رفت؟

خوب بی شک ترامپ شاهرگ حیات اقتصادی ایران یعنی درآمد حاصل از فروش نفت را هدف گرفته است. هر چند که مطمئنا فروش نفت ما کاهش خواهد یافت، اما یقینا در سایه معاهدات و قراردادهای دو و یا چند جانبه ایران می تواند سهم خود را در بازار جهانی نفت داشته باشد. حال این که این سهم به چه عدد و رقمی می رسد باید دید که تحریم های ثانویه ایالات متحده در آبان ماه تا چه اندازه می تواند بر صحنه جهانی و مراودات شرکت ها و بانک ها با ایران اثر گذار باشد. البته نمی توان ادعا کرد که تهران می تواند همه سهمیه خود را در بازار جهانی نفت داشته باشد، اما تا حد زیادی می توان بازی خود را برای عدم کاهش سهمیه نفت ایران در دوران تحریم داشته باشیم.

راه حل این عدم کاهش سهمیه ایران چیست؟

دیپلماسی؛ ما باید علاوه بر بیانیه سه کشور اروپایی و اتحادیه اروپا دیپلماسی خود را با کشورهایی نظیر چین، روسیه و هند و حتی کره جنوبی ادامه و افزایش دهیم تا بتوان شرایط را برای عدم قطع کامل سهمیه ایران در بازار جهانی نفت ایجاد کرد. این را مطمئن باشید که ایزوله کردن فروش نفت ایران نه شدنی و نه مطلوب بازار جهانی.

اما حتی در صورت عدم قطع فروش نفت ایران در بازارهای جهانی در بستر قطع سوئیفت ارزی چگونه می توان درآمد حاصل از فروش نفت را به کشور بازگرداند؟

اکنون مساله جدی تری که می تواند قدری نگرانی ها را از آینده افزایش دهد همین مساله قطع سوئیفت ارزی است. امروز می توان روی بحث تهاتر حساب باز کرد. به عبارت دیگر تهاتر کلید مشکل پول نفت ایران است. در این راستا ما باید اولویت های دیگری مانند استفاده از ارزهای دیگر را هم در دستور کار داشته باشیم. در این راستا هم باید ارزهایی به کار گرفته شوند که ارز خریداران عمده نفتی ما هستند مانند چین و هند. اما در خصوص تبادل پولی هم باید گفت که سوئیفت نمی تواند باعث قطع تمام مراودات ما در شبکه بانکی شود. مساله بلوکه کردن پول جدای از این داستان است. اما برای جلوگیری از بلوکه شدن پول نفت همه پول های حاصل از فروش نفت باید در مجاری بانکی غیر دلاری به گردش درآید.

برخی از کارشناسان آینده ملتهب بازار جهانی را در سایه بازگشت تحریم های ثانویه به منظور قطع بازار نفت ایران را عامل افزایش قیمت جهانی طلای سیاه تا مرز 90 دلار می دانند. ارزیابی شما در این رابطه چیست. آیا اساسا افزایش قیمت جهانی نفت در سایه نبود سهمیه ایران وجود دارد؟

بله این افزایش قیمت وجود دارد اما نه 90 دلار. به عقیده من قیمت 90 دلار برای هر بشکه قدری خوش خیالی است. اما قطعا اگر وضعیت بر همین منوال باشد افزایش قیمت صورت خواهد گرفت. به خصوص که اکنون مساله عدم تولید مازاد هم خود سبب شده تا نگرانی از آینده بازار جهانی نفت در سایه قطع سهمیه ایران روز به روز بیشتر شود. این جو روانی هم بر افزایش قیمت جهانی نفت موثر خواهد بود، اما با تاکید دارم نه در حد 90 دلار برای هر بشکه.

در آن سو اگر چه نبود تولید مازاد می تواند جو روانی را برای افزایش قمیت جهانی نفت ایجاد کند. اما بازیگرانی چون ریاض، ابوظبی و یا کویت می توانند خارج از اوپک دست به افزایش تولید بزنند در آن صورت وضعیت قمیت ها به کجا خواهد کشید؟

متاسفانه این رویه مرسوم و متداول این کشورها بوده است. در همین نشست اوپک در وین هم همین بازیگران به دنبال افزایش سقف تولید نفت اوپک برای ضربه زدن به ایران بودند. هر چند در بیانیه وین هم تنها 700 هزار بشکه افزایش تولید داشتیم و کشورها متعهد به رعایت همان رویه قبلی سهمیه تولیدی خود بودند. اما نمی توان بر تصمیمات خارج از اوپک این کشورها هم نگاه نداشت. علیرغم این نکته مساله ای که در این میان وجود دارد این است که در دوران تحریم های نفتی و نیز سیاست جنگ نفتی عربستان شرایطی برای این کشورها شکل گرفت که هم صنعت نفت و هم اقتصاد آنها دچار معضلات جدی شده است که تا کنون هم از همه آن خلاصی پیدا نکرده اند به خصوص عربستان. اگر ریاض تمایل به رقابت مجدد با ایران را هم داشته باشد یقینا توان آن را نخواهد داشت. حتی اگر توان آن را هم داشته باشد مدت زمان این رقابت برای عربستان طولانی نخواهد بود. چرا که شرایط و خسارات بر جا مانده از جنگ نفتی قبلی اجازه مانور زیادی به عربستان در آینده برای جنگ نفتی دیگری نخواهد داد. نکته دیگر هم این است که حتی اگر ریاض بتواند توان اقتصادی و تولیدی خود را بازیابد ذهنیت تلخ عربستانی ها از آن دوران مانع از شکل گیری جنگ نفتی مجددی خواهد شد.

اما استراتژی دولت دوازدهم و به خصوص وزارت نفت برای رساندن سقف تولید به میزان 4 میلیون بشکه به کجا خواهد رسید. آیا با خروج برخی شرکت های بزرگ به واسطه بازگشت تحریم ها می توان به این چشم انداز دست یافت؟

اگر چه شرکت های بزرگی مانند توتال به واسطه فشارهای آمریکا از صنعت نفت ایران خارج شده اند. اما فاصله 200 هزار بشکه ای کنونی با چشم انداز وزارت نفت دولت دوازدهم را می تواند با اتکا به توان داخلی به تحقق رساند. ما هم اکنون 3 میلیون و800 هزار بشکه نفت در روز تولید می کنیم. لذا این فاصله عدد چندان بزرگی نیست که نتوان با توان خود و اتکا به شرکت های داخلی به آن دست یافت. اکنون بحث افزایش تولید و بالا بردن سقف سهمیه مهم نیست، بحث اصلی فروش و مهمتر از آن بازگشت درآمد حاصل از فروش نفت است وگرنه که مساله سهمیه 4 میلیون بشکه ای در شرایط کنونی هم می تواند تحقق پیدا کند.

در شرایط فعلی مساله بسته شدن تنگه هرمز تا چه اندازه می تواند نزدیک به واقعیات میدانی باشد. اساسا این مسائل چه آثاری بر بازار جهانی نفت خواهد داشت؟

زمانی که ترامپ از هزاران کیلومتر آن طرف تر برای منطقه خاورمیانه تصمیم گیری می کند یقینا ایران می تواند برای حدود قانونی 40 کیلومتری مرزهای خود تصمیم بگیرد. فرقی نمی کند این مرزها آبی باشد یا خاکی و یا هوایی. اگر ترامپ به دنبال بستن مسیر روی نفت کشهای ایران است چرا ما نتوانیم مرزهای آبی خود را در دست بگیریم. البته ایران همواره به دنبال تعامل بوده، هست و خواهد بود، اما در مقابل برخی مواضع بی منطق و هژمونیک واکنش نشان می دهد. مضافا این که طبق قوانین و حقوق بین الملل دریاها ایران حق بستن آب راه های خود را روی کشتیرانی بین المللی دارد. این حق حاکمیت ما بر مرزهای خودمان است. چرا که بیشتر مرز آبی خلیج فارس از آن ایران است. نه آمریکا و نه هیچ کشور دیگری توان بستن تنگه هرمز را ندارد. اگر چنین شود ایران هم می تواند راه بر سایر کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به منظور نقل و انتقال نفتشان ببندد، آن گاه جهان خواهد دید که چه کسی ضرر می کند. اگر ترامپ این کار را بکند و با واکنش ایران مواجه شود یقین بدانید که هر بشکه نفت از مرز  300 دلار هم عبور خواهد کرد. در این شرایط این آمریکا است که متضرر واقعی است. در ضمن کشورهای عربی منطقه که تا کنون مزه تحریم را نچشیده اند در مقابل ایران که در کوران تحریم آبدیده شده با کوچک ترین التهاب در صنعت و اقتصادش به واسطه بسته شدن تنگه هرمز به یک عقب نشینی جدی دست خواهد زد. لذا اگر نفت هم از مرز 300 دلار عبور کند تمامی برنامه های ترامپ در خصوص تحریم و فشار بر ایران به کلی از میان خواهد رفت چرا که ترامپ در همین نشست اوپک در وین به دنبال کاهش قیمت نفت به منظور ضربه زدن به اقتصاد و صنعت نفت کشور بود، حال در فضای نفت 300 دلاری این ایران است که برنده میدان خواهد بود.

اما مواضع روحانی در این خصوص را آن هم در این شرایط حساس منطقی می دانید؟ چنین سخنانی نمی تواند واکنش منفی و حساسیت کشورهای عربی منطقه خلیج فارس را در پی داشته باشد؟

ببینید چنان که گفتم طبق حقوق بین الملل دریاها بستن تنگه هرمز توسط ایران روی کشتیرانی بین المللی یک توان و پتانسیلی است که در اختیار ایران قرار دارد. سخنان دکتر روحانی به معنای عملی کردن آن نیست. از سوی دیگر لحن دکتر روحانی هم لحن تحکم آمیزی نبوده که بتوان آن را به معنای تهدید و هشدار علیه کشور یا کشورهایی خاص در نظر گرفت. دکتر روحانی گفتند که ما این توان را داریم، اما به دنبال هیچ تنشی نیستیم. اگر با بستن تنگه هرمز ایران نتواند نفت بفروشد، یقینا سایر کشورهایی که از این تنگه نفت می فروشند هم نمی توانند نفت خود را بفروشند. لذا این سخنان نمی تواند حساسیتی را در پی داشته باشد، بلکه می تواند گزینه های مقابله ایران با اقدام آمریکا را به جهان نشان می دهد. 

کلید واژه ها: آمریکااماراتنفتعربستان سعودیاوپککویتسوئیفتبرجامحسن مرادی


( ۴ )

نظر شما :

ابراهیم قدیمی ۲۴ تیر ۱۳۹۷ | ۱۸:۲۷
مطلبی که به غلط مصطلح شده است وتبلیغ میگردد این است که امریکا بیان میکند که ایران را تحریم اقتصادی میکند.فروش نفت ایران را متوقف میکند.این حرکت امریکا را میتوان اینگونه نیز بیان کرد وبه واقعیت نیز نزدیک تر است که امریکا جهان را از معامله با ایران ممانعت میکند.لذا میتوانیم بگوئیم که امریکا معامله جهانی با ایران را تحریم میکند.در هر معامله چندطرف ذینفع اند .هم خریدار وهم فروشنده وهم واسطه ها وخدمات دهندگان بین خریدار و فروشنده.معاملات نفتی خارجی ایران تقریبا با نفت بشکهای هفتاد دلار معادل ۶۵ میلیارد دلار درسال است گفته میشود ایران حدودسالانه چهل میلیارد صادرات غیرنفتی دارد.در مجموع امریکا جهان را از دویست میلیارد تجارت جهانی محروم میکند.کسی برسرشاخ بن میبرید.امریکا در واقع تجارت جهانی را تحریم میکند.من همواره اعتقاد دارم که فروشنده بیشتر نیاز به فروش دارد تا خریدا ر به خرید.بر این اساس است که این همه هزینه تبلیغ تجاری وهزینه بازار یابی میشود.این ایران نیست این تجارت جهانی است که بیشتر متضرر است.فرض میکنیم که نفت را عربستان ودیگر خدمتگذاران تامین کردند خرید دیگر کالاها را که انجام میدهد.تصور من ان است که اگر عربستان سعی در افزایش تولید کند روسیه باید متقدم شود.اگر بازار ما به دوستمان برسد بهتر است تا دشمن ما.این برنامه تحریم جهانی نسخه ای است که پزشکان عربستان و اسرائیل وامارات نوشته اند وبدست اامریکا دادهاند.وگفته اند بخور که شفا است..نمی دانند که این نسخه قاتل تجارت جهانی است وقاتل ..صریحا عرض کنم اگر روزی این واردات صنعتی غیر ضرور مخرب محیط زیست و..... وارد ایرا ن نگردد وسرمایه ها بجای گسترش تولید نفت وافزایش ان در بخش های دیگر متمرکز شود ان روز روز ی است که پیشرفت واشتغال به ایران روی اورده است. اگر دولت ومردم درست هدایت شوند.عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد..در مورد تنگه هرمز ایران فقط تنگه را در اختیار ندارد ساحل شمالی خلیج فارس وبحر عمان در اختیار ایران است.اگر تنگه بسته شود قیمت نفت دیگر بشکه ا نی نیست.انگشتانه ای است.جریان هفده میلیون بشکه نفت روزانه متوقف میگردد.در گیری در تنگه هرمز یعنی در گیری در کل خلیج فارس.زمینی دریائی هوائی.البته عربستان صادراتی از دریاس سرخ خواهد داشت که امکان ان است که ان هم اسیب ببیندنه امریکا میتوند ایران را تحریم جامع کند ونه ایران میتواندتنگه هرمز را کاملا مسدود کند لذا مجموع این حرکات ویرانی شمال وجنوب خلیج فارس خواهد بود ونفت انگشتانه ای.ایران چنانچه تصمیم به بستن تنگه بگیرد برای هر سناریوئی باید اماده باشد.