مختصات راهبرد قدرت‌ها در منطقه خاورمیانه

مراقب تخریب تعاملات ایران و روسیه باشیم

۱۹ فروردین ۱۳۹۶ | ۱۷:۳۰ کد : ۱۹۶۸۲۲۱ اخبار اصلی خاورمیانه
سید احمد حسینی، کارشناس و تحلیلگر ارشد مسائل سیاسی و بین‌المللی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: حلقه‌های تکمیلی و اهداف غائی مسکو در منطقه تامین نشده است.
مراقب تخریب تعاملات ایران و روسیه باشیم

نویسنده: سید احمد حسینی، کارشناس و تحلیلگر ارشد مسائل سیاسی و بین المللی

دیپلماسی ایرانی: رفت و آمدهای مقامات آمریکائی و انگلیسی به منطقه خاورمیانه بخصوص کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و تلاش جهت همگرائی های جدید، حکایت از اهداف آشکار و پنهان بازیگران جهانی برای دستیابی به منابع و ذخائر سرشار این منطقه دارد.

با گذشت زمان و سپری شدن ماه های نخست ریاست جمهوری دونالد ترامپ در آمریکا و نیز جدائی انگلیس از اتحادیه اروپا، اکنون دو کشور انگلوساکسون با فراغت بیشتری برای بسط و تعمیق روابط خود با کشورهای این منطقه در تلاش هستند. از نظر آنان، در حالیکه بسیاری از کشورها و حتی کشورهای غربی در تنگنا و مشکلات اقتصادی بسر می برند، ثروت افسانه ای و غیرمتمدنانه ای در این منطقه از جهان انباشته است که خارج از ظرفیت های کشورها و حتی در مواردی بعنوان عامل خطر و بی ثباتی عمل می کند و باید برای آن چاره ای اندیشیده شود.

طبعا دست اندازی کشورهای غربی بخصوص دو یار دیرین یعنی ایالات متحده آمریکا و بریتانیای کبیر به پول انباشته در منطقه بصورت عریان و زورگیری آشکار میسر نیست و الزامات و فرمول بندی خاص خود را طلب می کند تا با ظاهر آراسته ای جلوه دهد و کشورهای منطقه هم قابلیت هضم و پذیرش آسان آن را داشته باشند. در چنین وضعی دستیابی قدرت ها به اهداف خود در قالب یک راهبرد با چهارپایه و ستون امکان تحقق پیدا می کند:

الف – معرفی ایران بعنوان عنصر بی ثباتی:

با وجود برجام و از میان برداشته شدن خطر ساختگی فعالیت های هسته ای، همچنان موضوع ایران و نقش آفرینی آن با تمسک به عناوینی همچون قدرت موشکی و نفوذ منطقه ای ایران ادامه دارد. در این راستا در ماه های گذشته مقامات آمریکائی و انگلیسی بطور مرتب بر این موضوع با استفاده از کلیدواژه هائی مانند نقش بی ثبات کننده ایران در منطقه اشاره و درصدد هستند این ادبیات را در منطقه و جهان جاانداخته و در سایه آن راهبردهای خود را به پیش برند.

طبعا موفقیت این دو کشور در به تصویر کشیدن ایران بعنوان یک منبع تهدید نیاز به یک ناجی و پشتیبان دارد که کشورهای منطقه را در برابر این تهدید، حمایت و زیر چتر خود درآورد و این همان نقطه آغاز اقداماتی است که شاهد طراحی و پیشبرد آن هستیم.

نکته حائز اهمیت در این بین، هماهنگی و تقسیم وظیفه بین قدرت ها و عوامل منطقه ای آنان همانند عربستان است تا در غیاب رقبای سنتی، برای نخستین بار رسالت مستقلی برای خود در پیش گرفته و به نقش آفرینی متفاوت از گذشته و آن هم در برابر رقیبی جدید به نام ایران بپردازند.

ب- تخلیه ظرفیت های استراتژیک منطقه:

با تلاش های صورت گرفته و فضاسازی سیاسی، رسانه ای و امنیتی در سطوح گوناگون، بخش بعدی اقدامات قدرت ها، وظیفه تامین امنیت کشورهای آسیب پذیر منطقه در قالب بسته های مختلف پیشنهادی نظامی، اقتصادی، مشارکت، هم پیوندی و ائتلاف سازی فراهم می شود.

طبعا این حلقه زمانی تکمیل و کارا می شود که امکان تعامل و گفتگوی ایران با کشورهای عربی از جمله عربستان به حداقل ممکن کاهش یافته و فضای سوءظن و اختلاف تشدید گشته و کشورهای مذکور در فضای بن بست و تنهائی استراتژیک گرفتار شوند و تنها راه نجات خود را در همکاری نزدیک و بدون حد و مرز با بلوک غرب با محوریت آمریکا و انگلیس و ائتلاف آشکار با رژیم صهیونیستی بدانند.

ج- حفظ کانون های بحران:

برغم ادعاهای ظاهری و مانورهای سیاسی و نظامی، حفظ کانون های بحران و درگیری از جمله در دو حوزه سوریه و یمن برای دستیابی به اهداف راهبردی دو کشور ایالات متحده آمریکا و انگلیس بهترین گزینه است تا بازیگران مختلف در آن مشغول شده و هیچ یک قدرت غلبه بر دیگری را نداشته باشند. در چنین وضعیتی، اهداف چند وجهی کشورهای یاد شده از طریق پرهزینه کردن بحران برای کشورهائی مانند روسیه و ایران از یک سو و در اختیار داشتن اهرم نگرانی و تشویش برای کشورهای ثروتمند عربی حوزه خلیج فارس فراهم شده و قراردادهای هنگفت اقتصادی، تجاری و غیره منعقد می گردد.

ج- تحریم و مشغول سازی روسیه:

یکی از کشورهای نقش آفرین و موثر در وضعیتی که مورد وصف قرار گرفت فدراسیون روسیه است که با شرایط ویژه ای در سیاست خارجی خود مواجه می باشد. برغم موفقیت های سیاست خاورمیانه ای نوین این کشور که از طریق سوریه توانسته است قدرت مانور و جذابیتی برای سیاست منطقه ای و بین المللی خود فراهم سازد اما حلقه های تکمیلی و اهداف غائی مسکو در این روند تامین نگردیده است.

در این راستا، تلاش مسکو برای افزایش ظرفیت های روسیه برای مواجهه با ایالات متحده آمریکا در دوره ریاست جمهوری جدید آن کشور تا این مرحله به نتیجه نرسیده و موضوع روسیه در فضای داخلی آمریکا به اندازه ای برجسته و حساس شده است که تصور و چشم اندازی برای بهبود وضعیت این کشور در تعامل با مجموعه غرب در آینده نزدیک به چشم نمی خورد.

در تبیین شرایطی که ذکر گردید نگه داشتن روسیه در حد و مرزهای کنونی، پرهزینه ساختن سیاست خاورمیانه ای آن کشور، تغییر و دگرگونی در فضای داخلی آن کشور از طریق زیر سوال بردن راهبرد کنونی و نیز فعال نمودن عناصر تروریستی و جدائی طلبی در داخل نظیر آنچه در انفجار متروی سنت پطرزبورگ افتاد طراحی خوبی برای بازداشتن روسیه از دستیابی به بازار و ظرفیت های انباشته منطقه است.

جمع بندی:

برغم گمانه زنی هائی که در مورد سیاست خارجی آمریکا در دوره ترامپ صورت می گرفت، رفتار کنونی آن کشور با همگرائی نزدیکی که با لندن پیدا کرده است جهت گیری خود را در تصاحب ثروت های کشورهای منطقه خلیج فارس قرار داده و در این راستا همچون گذشته بر طبل تهدید و خطرات نقش و نفوذ ایران می کوبد و کشورهای منطقه را به سمتی سوق می دهند که به غیر از واشنگتن و لندن انتخاب دیگری نداشته باشند.

در این راستا، متحدان آنان در منطقه با وجود اینکه در نهایت خود قربانی هستند اجرای بخشی از راهبرد غرب را در پیش گرفته و وظائفی همچون تخریب تعاملات ایران با همسایگان و شرکائی همچون روسیه را بر عهده گرفته اند که درک این وضعیت و تدبیر آن نیاز به مراقبت و هوشیاری دارد.

کلید واژه ها: سید احمد حسینیسوریهروسیه در سوریهایران و روسیه


نظر شما :