دولت دیپلماسی کنشی را در پیش بگیرد

تعمیق الگوی سیاست خارجی توسعه‌گرا

۰۳ فروردین ۱۳۹۵ | ۱۶:۳۰ کد : ۱۹۵۷۲۴۹ پرونده هسته ای نگاه ایرانی خاورمیانه
محمد مهدی مظاهری، استاد دانشگاه در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: وخیم‌تر شدن بحران‌های سوریه و عراق یکی از تلخ‌ترین رویدادهای سال ۹۴ بود که عواقب و اثرات جانبی متعددی بر مردم این کشورها و نیز کل منطقه و جهان داشت.
تعمیق الگوی سیاست خارجی توسعه‌گرا

نویسنده: محمد مهدی مظاهری، استاد دانشگاه

دیپلماسی ایرانی: سال 1394 هجری شمسی در حالی به پایان رسید که تحولات تلخ و شیرین متعددی برای مردم ایران، منطقه و جهان در آن رقم خورد. سال 1394 برای مردم ایران سالی امیدبخش بود که با کلید تدبیر و درایت دیپلماسی دولت یازدهم، قفل های اساسی پیش روی سیاست خارجی کشور یک به یک گشوده شدند. مهمترین این قفل ها بحران غیرضروری پرونده هسته ای کشور بود که کشورمان را در وضعیت تحریم و انزوای بین المللی قرار داده بود. در نتیجه یکی از مهمترین تحولات سال 1394 حصول توافق هسته ای بین ایران و 1+5 بود که ضمن رفع تحریم ها و لغو قطعنامه های شورای امنیت علیه ایران، زمینه ساز بازگشت کشورمان به جایگاه واقعی خود در عرصه مناسبات منطقه ای و جهانی نیز گردید. این توافق که پس از بحث ها و مذاکرات طولانی بین ایران و قدرت های جهانی به دست آمد، با توجه به لغو تحریم ها و محدودیت های بانکی و صادرات نفت، فرصت های گسترده ای را برای اقتصاد و تجارت کشورمان فراهم می کند. با این حال این تنها عرصه اقتصاد کشور نیست که تحت تاثیر برجام رنگ تحول و پویایی به خود می گیرد؛ سیاست و روابط خارجی کشور نیز در ماه های پس از تصویب برجام آرام آرام به جایگاه اصلی و کنشگر خود باز می گردد. پس از تصویب و اجرایی شدن برجام اقتدار و ثبات جمهوری اسلامی ایران در منطقه، رویکرد معتدل و مسالمت جویانه دولت یازدهم و فرصت های اقتصادی و تجاری بکر رابطه با ایران، کشورمان را به مرکز توجه دیگر کشورها تبدیل نموده است. اگر از هجوم و رقابت جویی هیأت های تجاری اروپایی و نیز سفر مقامات سیاسی عالی رتبه اروپایی که پس از سال ها مجدداً در اولین ماه های پس از تصویب برجام به ایران سفر کردند، بگذریم، پس از آن نیز عرصه سیاسی، اقتصادی، نظامی و توریسم کشور با استقبال گسترده و کم نظیری مواجه بوده است.

بر این اساس از بین قدرت های شرقی، چین که در دوران تحریم به طور نسبی یار غار ایران بود، پس از تصویب برجام نیز خواهان تقویت و گسترش روابط با جمهوری اسلامی ایران شده است. لحن خصمانه و اتهام زنی های مکرر کشورهای غربی به کشورمان نیز بعد از توافق هسته ای کاهش یافت و بیشتر جای خود را به تأکید بر نقش مؤثر ایران در حل بحران های منطقه ای و ابراز تمایل برای همکاری اقتصادی با ایران داده است. دعوت از ایران برای شرکت در نشست‎های مربوط به حل بحران سوریه در وین و اذعان به نقش تاثیرگذار ایران در خاورمیانه، رویکرد جدید غرب پس از برجام بود و ایران را در جایگاه کشوری محوری در روند مبارزه با تروریسم قرار داد.

با این وجود سال 1394 برای مردم منطقه و جهان سال چندان امیدبخشی نبود. وخیم تر شدن بحران های سوریه و عراق یکی از تلخ ترین رویدادهای سال 94 بود که عواقب و اثرات جانبی متعددی بر مردم این کشورها و نیز کل منطقه و جهان داشت. از یکسو جنگ داخلی زیرساخت ها و تأسیسات این کشورها را به نابودی کشید و مسیر توسعه و پیشرفت آن ها را سال ها به تأخیر انداخت و از سوی دیگر گسترش ناامنی، موج آوارگان جنگی را روانه کشورهای همسایه و نیز کشورهای اروپایی کرد که این امر ضمن درگیر کردن کشورهای اروپایی با بحث پذیرش مهاجران، بدترین تصاویر از نقض حقوق این آوارگان را نیز به نمایش گذارد.

آثار سوء بحران های سوریه و عراق به همینجا ختم نمی شد، تضعیف دولت های این کشورها، فضای مساعدی برای رشد گروه های تروریستی و به خصوص داعش فراهم آورد و سبب شد تا این گروه افراطی ضمن افزایش مناطق تحت تصرف خود در عراق، سوریه و لیبی، به عملیات تروریستی فرامرزی نیز اقدام کرده و موج وحشت را به آمریکا و اروپا نیز منتقل کند. عملیات های گسترده داعش در پاریس یکی از عجیب ترین حوادث سال 1394 بود که به خوبی نشان داد که تروریسم فقط مختص خاورمیانه نیست و زمانی که تفکری افراطی به عنوان وسیله ای برای براندازی حکومت های مخالف شکل گرفت و حمایت شد، آتش آن دامن خودی ها را نیز خواهد گرفت و امکان شیوع آن به سراسر جهان وجود دارد. در نتیجه چنین حوادثی بود که جدیت غرب برای مبارزه با تروریسم بیشتر شد، جنبه های عملی تری به خود گرفت و در صدور قطعنامه های شورای امنیت با هدف ترسیم نقشه راهی برای حل سیاسی بحران سوریه و خشکاندن منابع مالی دو گروه تروریستی القاعده و داعش نمود یافت.

البته این تنها کشورهای غربی نبودند که به دنبال راه حل هایی برای مبارزه با داعش و حل بحران سوریه برآمدند. سال 94 سال قدرت نمایی روسیه و باز شدن پای این کشور به مناسبات دیپلماتیک و نظامی خاورمیانه و تلاش برای ارائه نسخه روسی حل بحران های خاورمیانه نیز بود. پوتین رئیس جمهور روسیه ضمن طرح ادعای جدیت نداشتن کشورهای غربی در حل بحران سوریه و در مقابل کمک آنها و برخی کشورهای منطقه به گروه های تروریستی برای براندازی بشار اسد، از سیاست حزم و احتیاط خود فاصله گرفت و با حضور نظامی در سوریه تحولات منطقه ای و جهانی را به حال و هوای نظام دو قطبی بازگرداند.

سال 1394 همچنین یکی از بدترین سال ها برای وحدت و همبستگی در جهان اسلام بود. در آغازین روزهای این سال عربستان سعودی که پس از تغییرات متعدد در هیات حاکمه داخلی اش رویکردی عجولانه و بی پروا در سیاست خارجی را در پیش گرفته بود، با دخالت آشکار در مسائل داخلی یمن، به این کشور حمله کرد و علاوه بر کشتار مردم مسلمان این کشور و نابودی همه زیر ساخت های آنها، سبب تقویت و رشد گروههای افراط گرا در این کشور نیز شد. از سوی دیگر افزایش تمرکز مقامات سعودی بر مسائل خارجی به خصوص یمن، سبب ناتوانی این کشور در اداره و مدیریت مناسک حج شده و این امر سبب کشته شدن تعداد زیادی از مسلمانان کشورهای مختلف و اعتراض کشورهای اسلامی گوناگون از جمله ایران شد. اعدام شیخ نمر روحانی مبارز شیعه در عربستان یکی دیگر از مسائلی بود که به تیرگی هر چه بیشتر روابط ایران و عربستان انجامید و سبب ساز حوادث تلخی همچون حمله به سفارت عربستان در برخی شهرهای ایران نیز شد. با وجود تلاش های ایران برای جبران این امر، عربستان سعودی در ادامه سیاست های خصمانه و تفرقه افکنانه اش، از این حادثه نیز برای جبهه گیری علیه ایران استفاده فراوان نمود؛ هر چند از بین 57 کشور مسلمان عضو سازمان همکاری های اسلامی، تنها چهار کشور کوچک حاضر به همراهی با عربستان و قطع و کاهش روابط با ایران شدند. از دیگر سو اختلافات کشورهای نفت خیز اسلامی در بازارهای نفتی نیز منعکس شده و به دلیل عدم هماهنگی در سقف تولید، قیمت نفت در سال 94 به پایین ترین سطح خود در 13 سال اخیر رسید.

بر این اساس سال 94 در حالی به پایان رسید که جهان و منطقه خاورمیانه جای امن و با ثبات تری نسبت به گذشته نیست. بسیاری از ملتهای خاورمیانه با وجود انقلاب و تحول خواهی ها، همچنان از حکومت های نامشروع و غیر مردمی رنج می برند، گروه های تروریستی انشعابات بیشتری پیدا کرده و اهداف و روش های آنها خشن تر و فراگیرتر شده است. از آن مهمتر با وجود آرمان کشورهای اسلامی، وحدت و انسجام در اتخاذ تصمیم و جهت گیری هنوز حلقه مفقوده آن هاست و اختلاف مواضع بین آنها همچون همیشه سبب افزایش نقش و نفوذ قدرت های شرقی و غربی در منطقه شده است. در چنین شرایط ناامیدکننده ای اما اوضاع جمهوری اسلامی ایران متفاوت است؛ ایران در سال 94 ققنوس وار از بین آتش و خاکسترهای خاورمیانه سربرآورد و می رود تا با کلید تدبیر و حزم اندیشی خویش قفل های منطقه ای را نیز بگشاید.

دستگاه دیپلماتیک کشور که با بسیج همه توان خود توانست در حوزه غالب کردن گفتمان دیپلماتیک سربلند شود، هم اکنون در موقعیتی است که بتواند این گفتمان را در عرصه منطقه ای و جهانی تئوریزه و عملیاتی کند. بر این اساس جمهوری اسلامی ایران که در آخرین روزهای سال 94 با پشت سر گذاشتن انتخابات موفق، امن و همراه با مشارکت بالای داخلی، چرخش مسالمت آمیز قدرت را تجربه کرده و به دنیا ثابت کرد که کارآمدی و شگفتی آفرینی آن تنها در حوزه سیاست خارجی نیست و در عرصه داخلی نیز می تواند الگویی موفق برای کشوهای منطقه باشد، حال باید با دیپلماسی کنشی خود مقدمات فضایی بهتر برای سال 95 خاورمیانه را رقم بزند.

در درجه اول لازم است جمهوری اسلامی ایران ابتکار عمل را در حوزه انسجام کشورهای اسلامی بدست بگیرد و با برگزاری نشست های متعدد و دعوت از سران کشورهای اسلامی شرایط گفتگو و حل اختلافات را بین آنها بوجود بیاورد. بی شک اعتماد سازی و تنش زدایی که سبب تغییر رویکرد کشورهای غربی نسبت به ایران شد، می تواند در حوزه کشورهای اسلامی نیز مفید بوده و سبب شود تا این کشورها برای رسیدن به اهداف والاتر که همانا توسعه و پیشرفت جهان اسلام و مقابله با دشمن مشترک است، مجدداً گرد هم جمع شده و ضمن تعهد به عدم تهدید و مزاحمت برای یکدیگر، بر سر نکات مشترک با هم به توافق برسند. ایجاد منطقه امن و با ثبات، بازگشت رویکرد اقتصادی به اوپک و تنظیم بازار نفت و نیز گرفته شدن بهانه از عربستان سعودی و ترکیه برای تهدیدزا معرفی کردن ایران، از جمله ثمرات پیشتاز شدن ایران در حل اختلافات با کشورهای اسلامی است.

گام بعدی تعمیق الگوی سیاست خارجی توسعه گراست که در افزایش و گسترش روابط اقتصادی و سیاسی ایران با کشورهای مختلف نمود می یابد و نتیجه آن تبدیل جمهوری اسلامی ایران به قدرت فعال و کنشگر در حوزه های مختلف اقتصادی، سیاسی، انرژی و ... خواهد بود. پیگیری این سیاست سبب می شود تا ایران با حضور مقتدرانه در حل بحران های منطقه ای، مبارزه با تروریسم و بهبود روابط تجاری، اقتصادی و سیاسی با سایر کشورها، فعالانه در امور بین المللی ایفای نقش کند و با تداوم مشی دیپلماسی و گفتگو از موضع قدرت، منافع ملی کشور را تضمین کرده و به صلح و ثبات در عرصه منطقه ای و بین المللی نیز کمک کند.

انتشار اولیه: سه شنبه 3 فروردین 1395 - انتشار مجدد: چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۹۵

کلید واژه ها: خاورمیانهبرجاممحمد مهدی مظاهریسیاست خارجی ایران


نظر شما :