افغانستان به روزهای بحران بازمی گردد؟

ناامیدی واشنگتن از پیروزی در افغانستان

۳۰ تیر ۱۳۹۲ | ۱۶:۴۸ کد : ۱۹۱۸۷۸۱ آسیا و آفریقا نگاه ایرانی
محمدرضا بهرامی تحلیل گر مسائل آسیای میانه در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی تاکید می کند که ماهیت بازی آمریکا بعنوان مهمترین بازیگر بیرونی در افغانستان تغییر یافته و می توان گفت که با کشته شدن بن لادن ارزشی بودن پروژه افغانستان برای آمریکا خاتمه و آنرا به کالائی قابل گفتگو تبدیل کرده است .
ناامیدی واشنگتن از پیروزی در افغانستان

دیپلماسی ایرانی : ابهام نسبت به آینده را می توان بارزترین مشخصه تحولات اخیر در افغانستان محسوب نمود . مذاکره با طالبان هنوز شکل نگرفته و طبیعتا فرآیند صلحی تدوین نشده ، تنش با همسایه جنوبی ادامه داشته و گوئی این دو ساختار همچو دو خط موازی به نقطه مشترکی نخواهند رسید ، اختلاف نظر با آمریکا افزایش یافته و آینده روابط را با سوال مواجه نموده است  ، دولت زودتر ازآنچه تصورمی رفت با چالشهائی از درون حاکمیت مواجه و جایگاهش تضعیف شده است . در توضیح وضعیت فعلی در افغانستان می توان سه محور زیر را توجه قرار داد :

  1. بی اعتمادی نهادهای حکومتی نسبت به یکدیگر و مشخصا قوه مقننه به قوه مجریه .

به نظر می رسد این بی اعتمادی به جهت نگرانی ناشی از امکان رفتار فراقانونی قوه مجریه با بهره گیری از امکانات خود و جهت دهی برخی تحولات آتی این کشور است .

دو منبع نگرانی قوه مقننه در مقطع فعلی را می توان تلاش دولت به منظور برگزاری لوئی جرگه و همچنین نامشخص بودن روند مذاکره با گروههای شورشی با توجه به ساختار و راهکارتعیین شده  توسط دولت ذکر نمود . 

مجلس نمایندگان در افغانستان معتقد است فراخوان لوئی جرگه توسط دولت نه تنها منطبق باترکیب اعضا و موارد پیش بینی شده در قانون اساسی نمی باشد ، بلکه نوعی دخالت در اختیارات  قانونی شورای ملی نیز محسوب می گردد . هر چند این فراخوان لوئی جرگه با هدف بررسی موافقتنامه امنیتی افغانستان و آمریکا قرار است صورت گیرد ، اما جناحهائی از مجلس نمایندگان افغانستان و همچنین شورای همکاری احزاب که متشکل از گروههای اپوزیسیون سیاسی دولت می باشند نگران ورود لوئی جرگه به موضوع انتخابات سال آینده ریاست جمهوری  و اتخاذ تصمیماتی مغایر با مسیر قانونی و مشخص شده برای آن می باشند . این احتمال از نظر این مجموعه منتفی نمی باشد که برگزاری لوئی جرگه  می تواند با هدف سیاسی اعمال فشار بر آمریکا و به منظور جلب نظر آن کشور جهت عدم مخالفت با تاثیرگذاری احتمالی این جرگه بر فرآیند انتقال قدرت در افغانستان صورت گیرد .

مجلس نمایندگان همچنین با ارائه طرحی در خصوص چگونگی  توافق با گروههای شورشی در واقع نارضایتی خود از کارکرد شورای عالی صلح افغانستان که منصوب رئیس جمهور این کشور بوده  و در طی عملکرد چند ساله خود هیچگونه توفیقی را در مسیر برقراری صلح نداشته اند نشان داده است .

به نظر می رسد مجلس نمایندگان  افغانستان علاقمند است تا با درگیر نمودن بیشتر جامعه بین الملل در فرآیند صلح در افغانستان ، از امکان اعمال فشار احتمالی آنها بر منابع خارجی حامی گروههای شورشی در مسیر تغییر وضعیت فعلی بهره بگیرد .

  1. تشدید اختلاف نظر میان دولت افغانستان و دولت آمریکا

از مهمترین موارد این اختلاف نظر به تفاوت دیدگاه دو طرف در خصوص تعریف از منبع تهدید می توان اشاره نمود . در حالی که دولت افغانستان بر این باور است که طالبان و حامی آن یعنی پاکستان منبع اصلی تهدید بشمار می روند ، دولت آمریکا با جدا کردن تروریسم و شورش ، بر این باور است که تهدید اصلی مورد توجه آمریکا تروریسم بوده و شورش فعلی در افغانستان را یک نارضایتی داخلی در این کشور که برخوردار از مطالباتی بومی است تلقی می نماید . این تفکیک بخوبی عمق نگاه امریکا به بحران افغانستان را نشان می دهد . مهم نیست که این دیدگاه نوعی استیصال استراتژیک و یا نوعی ابتکار استراتژیک از طرف آمریکا محسوب  شود . در واقع دولت آمریکا به سختی در حال تلاش برای خارج کردن خود از دایره  " جنگ بدون پیروز " در افغانستان می باشد . دولت اوباما علاوه بر مرزبندی که فوقا ذکر شد تصمیم برخروج بخش قابل توجهی از نیروهای نظامی خود از افغانستان تا پایان سال 2014 دارد . بنابراین ماهیت بازی آمریکا بعنوان مهمترین بازیگر بیرونی در افغانستان تغییر یافته و می توان گفت که با کشته شدن بن لادن ارزشی بودن پروژه افغانستان برای آمریکا خاتمه و آنرا به کالائی قابل گفتگو تبدیل نموده است . 

تفکیک و مرزبندی صورت گرفته توسط آمریکا به این معنا است که طالبان و دیگر گروههای شورشی تهدیدی امنیتی  برای امریکا محسوب نشده و باید برای مشروعیت بخشی و ورود آنان به فرآیندهای سیاسی تلاش لازم صورت پذیرد . افتتاح  دفتر دوحه و انجام مذاکره با طالبان در این مسیر قابل تفسیر است .   بر اساس  این چارچوب نظری و در صورت رعایت حداقلی از قواعد بازی ، قاعدتا برتری طالبان نیز اگر چه مطلوب نخواهد بود ، اما موضوعی غیر قابل پذیرش  نمی تواند به شمار آید . همچنین پاکستان  نیز نه تنها منبع تهدبد نمی باشد ، بلکه باید از مزیت ارتباطی که با گروههای شورشی دارد برای جذب این گروهها بهره برداری نمود  .پذیرش این تئوری می تواند مبین خاتمه یافتن و یا حداقل کم رنگ شدن سیاست تشویق و تنبیه و یا چماق و هویج توسط آمریکا و در ارتباط با سیاستهای افغانی اسلام آباد محسوب شود . البته  افراطگرائی خطری بالقوه در محیط داخلی پاکستان محسوب شده و تلاش برای مهار آن مورد توجه آمریکا قرار دارد .

موضوع اختلاف نظر بعدی چگونگی  نهائی نمودن موافقتنامه امنیتی بین آمریکا و افغانستان می باشد . دولت آمریکا علاقمند است این موضوع تا ماه سپتامبر که ثبت نام کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری سال آینده آغاز خواهد شد  به امضا رسیده و خاتمه یابد . در واقع آمریکا بر این نظر است که نهائی نشدن این موافقتنامه تا آن زمان موجب قرار گرفتن آن در دستور کار تبلیغات کاندیداهای ریاست جمهوری افغانستان گردیده و این موضوع درگیر شدن بیشتر افکار عمومی افغانها و احیانا تولید مشکلات بیشتر را به همراه خواهد داشت .

دولت افغانستان با آگاهی از اضطرار زمانی دولت آمریکا ، این موضوع را ابزار مناسبی برای چانه زنی و هماهنگ نمودن سیاستهای افغانی واشنگتن تلقی می نماید . فراخوان لوئی جرگه با هدف بررسی این موافقتنامه بازی چند لایه ای است که دولت افغانستان در دستور کار قرار داده است . فرار از اتهامهای بعدی ناشی از تمکین به خواست آمریکا در پذیرش این موافقتنامه ، ارسال این پیام به مقامات آمریکا که بطور سنتی این قبیل جرگه ها در جهت خواست مقامات عالیه در افغانستان حرکت می نمایند و همچنین تثبیت مطالبات مورد نظر طرف افغانی را می توان از نکات مورد نظر دولت  افغانستان محسوب نمود . ازمهمترین بخش های این موافقتنامه ادامه حضور تعدادی از نیروهای نظامی آمریکا در قالب 9 پایگاه  نظامی در افغانستان و با شرط برخورداری ازمصونیت قضائی می باشد .

در مقابل آمریکا نیز گزینه صفر به معنای امکان خروج تمامی نیروهای نظامی آمریکا در پایان سال 2014 را مطرح نموده است . این گزینه  هر چند می توانداهرم فشار و  ابزاری برای مذاکره با طرف افغانی محسوب شود ،  اما نزد برخی جناحها در آمریکا  یک گزینه جدی است و سوابق موجود در عراق و ویتنام منتفی نبودن آنرا در سیاستهای آمریکا به اثبات رسانده است . 

موضوع سوم چگونگی روند مذاکره و دستیابی به مصالحه با طالبان می باشد .  در حالی که دولت افغانستان اصرار دارد طرف واقعی این مذاکرات قرار داشته و در واقع این طالبان باشند که تحت شرایطی به محموعه دولت ملحق می شوند ، از نظر آمریکا نفس ورود این جنبش به فرآیند مصالحه ، خاتمه درگیریها و قرار داشتن بازی آنان در ژئوپلتیک آمریکا کفایت می کند . در این صورت جایگاه آنان در حاکمیت و جامعه افغانستان می تواند قابل گفتگو باشد .

  1. طالبان بعنوان مهمترین گروه شورشی تبدیل به عنصری کلیدی در افغانستان گردیده و در استمرار رفتارهای خود با تردید کمی مواجه می باشد . این جنبش در حالیکه در لایه های داخلی جامعه افغانستان هویت خود را از پیوند ایدئولوژی با قبیله بدست می آورد ، در سطح بیرونی  تلاش دارند تا خود را مجموعه ای توانمند و برخوردار از الگو و سابقه حکومت که توان اداره کشور و پذیرش مسئولیتها و تعهدات مربوطه را در چارچوب نظام فکری خود دارد معرفی نماید . این جریان تا زمانی که احساس پیروزی در آنها وجود داشته باشد دلیلی برای عقب نشینی و مشارکت در مصالحه نمی بینند ، در مبانی فکری خود برای اداره کشور تا کنون تغییر مشهودی ایجاد ننموده و حتی موضع علنی و رسمی نیز در ارتباط با پرهیز از  تعامل با دیگر جریانات افراطی و تروریستی درآینده اتخاذ نکرده اند . توسعه افراط گرائی در خاورمیانه و مشخصا سوریه در کنار عزیمت تعدادی از طالبان پاکستانی به این کشور ، این احتمال را تقویت می نماید که سلاحهای اهدائی غرب به معارضه در سوریه ، از طریق شبکه بهم پیوسته افراطگرها نهایتا در اختیار گروههای شورشی در افغانستان نیز قرار گیرد .

آنچه در انتها و با توجه به شرایط موجود با صراحت بیشتری می توان در مورد آن صحبت کرد ، ادامه بحران فعلی در افغانستان بعد از سال 2014 بعنوان یک احتمال جدی می باشد . علاوه بر اختلاف و شکاف عمیقی که بین طالبان و دولت فعلی به لحاظ ساختاری و اعتقادی وجود دارد  ، باید به این نکته  نیز توجه نمود که ریشه های این بحران صرفا در موضوعات داخلی و یا نحوه  نگرش بازیگران داخلی این کشورمحدود نبوده و آینده این کشور در شکل گیری ترتیبات آتی منطقه ای در غرب آسیا و حتی تا حدودی آسیای مرکزی موثر واقع خواهد گردید .  این موضوع نقش بازیگران خارجی را در این بحران پررنگ و بر پیچیده تر شدن آن افزوده است .

انتشار اولیه: شنبه 29 تیر 1392/ باز انتشار: یکشنبه 30 تیر 1392

کلید واژه ها: افغانستانمحمدرضا بهرامی


نظر شما :