مشروعیت، امینت و بنیادگرایی در افغانستان

معامله با طالبان مولود صلح نیست

۲۵ فروردین ۱۳۹۲ | ۱۶:۳۶ کد : ۱۹۱۴۷۳۴ آسیا و آفریقا گفتگو
محمدامین فروتن، از رهبران جهادی افغانستان در گفتگو با دیپلماسی ایرانی با اشاره به سفر کرزی به قطر و کشتار اخیر در ولایت فراه معتقد است که صلح کالایی نیست که آنرا از بازار خرید و تا وقتی که گفتمان بنیاد گرای شریعت مدار در افغانستان هست، سخن از صلح پایدار نمی توان زد.
معامله با طالبان مولود صلح نیست

دیپلماسی ایرانی: حمله طالبان به دادگاه ولایت فراه که ۵۳ کشته و بیش از ۱۰۰ مجروح بجا گذاشت، یکی از مرگبار ترین حملات تهاجمی مخالفان مسلح دولت افغانستان در سال های گذشته بوده که مسئولیت آنرا گروه طالبان به عهده گرفته اند. حامد کرزی رئیس جمهوری افغانستان در واکنش به این کشتار، طالبان را مسئول ادامه جنگ در افغانستان خوانده و گفته است که این گروه اسیر بازیگران خارجی شده اند. این اظهارات در حالی صورت می گیرد که اخیرا حامد کرزی به قطر سفر کرد و با مقامات این کشور درباره روند مذاکرات صلح افغانستان گفتگو کرد. مدت هاست بحت راه اندازی دفتر طالبان در قطر مطرح است. به نظر می رسد کرزی قصد دارد از قطر به عنوان یک راه جایگزین برای کاهش نقش پاکستان در مذاکرات صلح استفاده می کند. در مورد این تلاش ها و آینده مذاکرات دولت افغانستان و طالبان با محمدامین فروتن، از رهبران جهادی افغانستان گفتگو کرده ایم که در زیر می خوانید:

اخیرا حامد کرزی، رئیس جمهور افغانستان در سفری به قطر در مورد برقراری تماس با طالبان و مذاکره با طالبان این گروه و گشایش دفتر طالبان در قطر با حاکم این کشور گفت وگو کرده است. به نظر شما با توجه به این اتفاق و حملات اخیر به دادگاه فراه آیا اساسا امکان گفتگو و صلح بین دولت افغانستان در شرایط حاضر وجود دارد؟

به نظر من اقداماتی از این دست راه کار حل بحران افغانستان نیست. بحران کنونی در افغانستان به یک نگرش  و بازنگری در تمامی عرصه های مدیریت و تلاش برای کسب مشروعیت توسط حکومت افغانستان نیاز دارد؛ زیرا با گذشت هر روز و ساعت، فقدان مشروعیت حقوقی و سیاسی دولت بیشتر مشاهده می شود. البته این فقط مشکل دولت کرزی نیست و باید اعتراف کرد که اکثریت دولت های که در اواخر قرن بیستم و در آغاز قرن بیست یکم به کمک بیگانگان در افغانستان و دیگر کشورهای منطقه بر سر کار آمده اند، فاقد مشروعیت ملی و مردمی بوده اند. زیرا بیشترین این دولت ها، به خصوص در افغانستان نسبت به سست شدن و بریده شدن پیوند های گوناگونی که گذشته جامعه افغانی را با حال آن متصل می کرد بی توجه بوده اند. بنابراین وضعیت کنونی جامعه افغانستان ناشی از عدم مشروعیت حقوقی دولت ها بوده است. این وضعیت فقدان مشروعیت تمامی تصمیمات دولت را تحت تاثیر قرار می دهد از جمله تصمیماتی که دولت در حوزه سیاست خارجی وبالخصوص در ارتباط با کشورهای منطقه انجام می دهد.

بر این اساس دولت باید چه باید بکند؟

استراژیست های حوزه امنیت وسیاست خارجی افغانستان باید با یک نگرش نو و بازنگری استراتژی های سیاست خارجی پیشین، منافع و اهداف تمامی کشورهای درگیر در قضیه افغانستان از جمله کشورهای همجوار و اسلامی را مورد مطالعه و بررسی عمیق قرار دهند. در این صورت می توان دریافت که افغانستان و فلان کشور هرچند به ظاهر وابسته به یک ایدیولوژی اند ولی آن کشور چه منافعی را دنبال می کند و با کشورهای دیگری دارای چه مناسبات سیاسی و اقتصادی می باشند؟  این روش سبب می گردید تا زمامداران کشور افغانستان به درک درستی از منافع خود و کشورهای دیگردر افغانستان دست یابند و در منطقه و جهان اقلا به یک مشروعیت مشروط و نسبی نائل آیند . البته باید با صراحت گفت که کمبود اراده برای تحقق این هدف سبب شده تا افغانستان از قطار کشورهایی که با همه دشواری ها به سوی آینده ای مرفه و پیشرفته گام برمی دارند، عقب بماند.

بهترین مثال این نوع ضعف همه جانبه سیاسی در نگاه غیر واقع بینانه  زمامداران افغانستان نسبت به استراتژی و دکترین امنیتی پاکستان است. عدم شناخت دقیق زمامداران افغانستان از میزان مناسبات ذات البینی میان قطر و پاکستان از یکسو و ازجانب دیگر معادله چند مجهوله ارتباط میان افغانستان و قطر این واقیعت را برملا می سازد که زمامداران افغانستان هنوزهم با شناخت علمی و عملی مؤلفه مشروعیت فاصله زیادی دارند. این بدین معنی است که اراده انجام هر عمل سیاسی بیرون از دایره منافع مشروع افغانستان تنها در قلمرو منافع بیگانگان مورد مطالعه قرار می گیرد و مسافرت جناب آقای کرزی به دوحه پایتخت قطر نیز نمی تواند از این امر مستثنی باشد.

بنابراین به نظر شما بحث دفتر طالبان در قطر و رویکرد دولت برای مصالحه با طالبان در بستر منافع دولت افغانستان مورد بررسی قرار نمی گیرد؟

 نه ، به هیچ وجه نه ! مسئله مصالحه با گروه طالبان و دیگر مخالفین مسلح دولت کابل را نیز باید در فرآیند منافع بیگانگان به ویژه کشور پاکستان و آمریکا مورد مطالعه قرار داد. نباید فراموش کرد که در دوران حاکمیت حزب دموکرات بر کاخ سفید استراتژی و دکترین موفق امنیتی منطقه ای ساختن بحران در افغانستان، جنوب غرب آسیا و شبه قاره موردنظر قدرت های منطقه ای بویژه کشورهای همسایه  است و ورود قطر به فرآیند صلح با طالبان نیز در همین  راستا صورت می گیرد. سفر کرزی به قطر و رایزنی با مقامات قطری در مورد دفتر طالبان در این کشور نیز صرفا برای استفاده تبلیغاتی و نشان دادن «استقلال مصنوعی افغانستان!» درافکار عمومی صورت گرفته است. درغیر این چه کسی ست که نداند، دفترطالبان دردوحه، پایتخت قطرماه ها قبل گشوده شده است؟ وکیست نداند که این دفتر در راستای منافع کشورهای خارجی دردوجهت متضاد یعنی درراستای ارتباط با طالبان (مسلح  و صلح طلب) مورد استفاده قرار می گیرد. زیرا افغانستان از دیر باز صفحه ای شده است برای بازی شطرنج کشورهای دیگر و این دفتر هم می تواند فقط به این هدف استراتژیک و دکترین نظامی کشورهای شامل در ائتلاف جهانی ضد تروریزم کمک کند.

دولت افغانستان پیشتر موافقت خود را در باره گشایش دفتر طالبان در قطر اعلام کرده و گفته بود در صورت قطع ارتباط  طالبان با القاعده و محکوم شدن تروریسم از سوی آنان، با این موضوع موافق است. به نظر شما تا چه اندازه می توان گفت که در حال حاضر طالبان ارتباط خود را با نیروهای تروریستی و القاعده قطع کرده است؟

درباره این شرط دولت حاکم بر افغانستان که اگر طالبان ارتباط خویش را با سازمان جهانی القاعده قطع کنند و از خشونت و آدم کُشی دست بکشند و آنرا محکوم کنند با دفتر طالبان در دوحه موافقت خواهند کرد باید گفت که ارتباط میان طالبان و سازمان تروریستی القاعده برخلاف تصوری که معمولا وجود دارد برمبنا و اساس منافع مادی استوار نبوده و نیست. طالبان و طالبانیزم یک پدیده ای عام در عرصـه گفتمان  و روش در اسلام و وابسته به بنیادگرایی مذهبی  است که هرچند در افغانستان به علت شرایط ویژه اقتصادی، اجتماعی و سیاسی نمودی بارز و متعین یافته است، اما می تواند در هرجای و هر مکان دیگری زمینه و محیط مناسب پیداکند و ریشه های خود را در آن خاک گسترش دهد.

ممکن است برخی از نیروهای بنام طالبان به صورت ریا کارانه ارتباط خویش را با الــقــاعــده قطع اعلام کنند اما از آنجا که طالبانیزم یک گفتمان بنیاد گرای شریعت مدار است، هرگونه تعامل تجاری و معامله گرانه با مؤلفه صلح نمی تواند به وجدان عمومی در جامعه مبدل گردد. در حالی که فرآیند تبدیلی مؤلفه صلح و آشتی به وجدان عمومی در جامعه از لوازم اصلی یک صلح دوام دار به حساب می آید.

به نظرم صلح و آشتی کالا نیست و نمی توان آنرا از بازار تهیه و خریداری کرد بلکه این فکر و فرهنگ طالبانی است که باید تغییر کند. از سوی دیگر حتی اگر مخالفین مسلحی که به نام طالبان و حامیان اصلی آنها یعنی پاکستان و دیگران نیز وجود نداشته باشد مشکلات افغانستان حل نمی شود چرا که شبکه مافیایی حاکم بر افغانستان اصولأ دارای مشروعیت حقوقی نیست و نخواهد بود. نباید فراموش کرد که اکثر نیروهای که به نام مخالفین مسلح اعم از طالبان و دیگران شناخته می شوند و گاه گاهی به خشونت می پردازند و بسیاری از بی گناهان را سر می بُرند، بازمانده های جهاد با اشغالگران شوروی نیستند؛ بلکه کسانی و نیروهای هستند که با دلایل و انگیزه های گوناگون دست به این کار می زنند و آنگاهی که به امید و آرمان شان خیانت دیدند و آرزوها و امید های مجروح  خویش را در نظام حاکم شبه سرمایه داری به سبک مافیائی غیر قابل تحقق یافتند لهذا در امتداد نیمه دوم حاکمیت رژیم حاکم دست به شورش های کور زدند.

اخیرا نیروهای آمریکایی کنترل کامل زندان بگرام را به نیروهای افغانستان واگذار کردند و دولت افغانستان به آزادی برخی از زندانیان طالبان اقدام کرد. به نظر شما تا چه اندازه این اقدام دولت افغانستان برای مذاکره با طالبان تحت فشار آمریکا صورت می گیرد؟

شاید این درست نباشد که گفته شود نیروهای امریکائی کنترل کامل زندان بگرام را به نیروهای افغانستان واگذار کردند؛ زیرا پس از این همه زورآزمایی های مصنوعی و مخالفت های ساختگی قسمت بزرگی از زندان بگرام به نیروهایی واگذار شده است که از جانب ناتو و نیروهای خارجی تغذیه می شوند وعمل میکنند. درعین حال مسؤلیت اعمال زشت وخلاف کرامت انسانی که از این پس علیه زندانیان در زندان بگرام انجام می گیرد به صورت مستقیم به دوش افغانها انداخته شد. علی الرغم هیاهوی دولت افغانستان  که آن را بزرگترین دست آورد خویش محسوب می کنند هنوز هم بیش صد تن از زندانیان خارجی و افغانی که در عملیات گوناگون علیه تروریزم از سوی نیروهای خارجی بازداشت شده اند و در زندان باگرام زندانی هستند به طرف افغانی تحویل داده نشده اند. این افراد در مغایرت با کنواسیونهای بین المللی حقوق بشر فاقد هرگونه حقوق شهروندی از قبیل حق دفاع از خود در دادگاهای عادلانه شناخته و شناسائی گردیده اند .

با این شرایط و با توجه به این که در آغاز سال جدید شمسی هستیم شما وضعیت افغانستان در سال جدید را چگونه ارزیابی می کنید؟

جمله معروفی هست که «آنجا و آنگاه که مردم حضور ندارند از مردم و ملت سخن گفتن یا دروغ است و یا عبث» لذا برای ایجاد زمینه برای حضور مردم در تاریخ و جامعه نباید به کوتاه ترین راه اندیشید بلکه باید به درست ترین و درعین حال دشوار ترین راه فکر کرد. افغانها همانند دیگر اقوام و ملتهای جهان محکوم به تغییرند و باید همگام با نوشدن طبیعت و سال نو، زمینه های بازگشت و باز شناخت خود و جامعه را فراهم کنند. جامعه افغانستان باید تمامی آنچه را که در بازار مکاره بورژوازی از یاد برده است،  دوباره به یاد آورد و به  افغانستان این پیر روزگار که طی نسل های متمادی به ویرانه ای بزرگی مبدل گشته است جان  دوباره دهد. این کار ممکن نیست مگر آنکه همه ما در اوج پیچیده گی های تمدن مصنوعی معاصر، نیاز به بازگشت به خویش را احساس کنیم.

تهیه کننده: تحریریه دیپلماسی ایرانی/ 16

انتشار اولیه: سه شنبه 20 فروردین 1392/ باز انتشار: یکشنبه 25 فروردین 1392

کلید واژه ها: افغانستانقطرکرزیپاکستانالقاعدهمحمد امين فروتن


نظر شما :