پیام روشن افغانی ها به امریکا:

افغانستان جای شما نیست

۰۱ شهریور ۱۳۹۱ | ۱۴:۵۷ کد : ۱۹۰۵۷۶۶ اخبار اصلی آسیا و آفریقا
پیرمحمد ملازهی،‌ کارشناس مسائل شبه قاره در گفت و گو با دیپلماسی ایرانی معتقد است طالبان مسئولیت پرتاب موشک به سمت هواپیمای حامل رئیس ستاد مشترک ارتش امریکا را می پذیرند؛ حتی اگر در آن دخالتی نداشته باشند.
افغانستان جای شما نیست

 

دیپلماسی ایرانی:  مارتین دمپسی، رئیس ستاد مشترک ارتش امریکا که برای بررسی موضوع حمله نیروهای دولتی افغانستان به نظامیان خارجی در این کشور به افغانستان سفر کرده بود، با مهمان نوازی گرمی از سوی افغانی ها مواجه نشد. هواپیمای او در پایگاه نظامی بگرام مورد اصابت موشک قرار گرفت. این اقدام چه از سوی طالبان انجام شده باشد و چه از سوی نیروهای دولتی، پیام روشنی برای مقامات امریکایی دارد: افغانستان دیگر حضور نیروهای بیگانه را در این کشور بر نخواهد تافت. دیپلماسی ایرانی ابعاد این مسئله را در گفت و گو با پیرمحمد ملازهی، کارشناس مسائل شبه قاره بررسی کرده است:

 

امروز هواپیمای حامل مارتین دمپسی، رئیس ستاد مشترک ارتش امریکا در پایگاه بگرام مورد اصابت موشک قرار گرفت. به نظر شما این مسئله چه اهمیتی دارد؟

طبیعی است که طالبان مسئولیت پرتاب موشک به سمت هواپیمای حامل مارتین دمپسی، رئیس ستاد مشترک ارتش امریکا را می پذیرند؛ حتی اگر در آن دخالتی نداشته باشند. نکته مهم در این اقدام این است که مارتین دمپسی که مقام عالی رتبه ای به حساب می آید به این دلیل به افغانستان سفر کرده بود که مسئله کشتار نظامیان خارجی در افغانستان را به وسیله نیروهای پلیس و نیروهای امنیتی افغانستان با مقامات افغانی بررسی کند. مشکلی که الان برای امریکایی ها و ناتو پیش آمده این است که در گذشته اگر مورد حمله طالبان یا افراد شبکه حقانی قرار می گرفتند، امروز نیروهای پلیس و ارتش افغانستان هستند که به نیروهای امریکایی و ناتو حمله می کنند. در هفته گذشته چندین مورد حمله نیروی پلیس افغانستان به سربازان خارجی گزارش شده که این مسئله موجب نگرانی جدی امریکا و ناتو شده است. این سوال برای امریکایی ها و ناتو پیش آمده که چگونه است که نیروهایی که با سربازان امریکایی همکار هستند و تحت تعلیم و آموزش افسران خارجی هستند، به آن ها حمله می کنند. به خصوص در یکی دو مورد دیده شده که مربیان آموزش نظامی به نیروهای افغانی مورد حمله نیروهای خود قرار گرفته اند. این مسئله برای امریکایی ها بسیار سنگین تمام شده است. آن ها در حال حاضر نمی دانند سرباز افغانی که با آن ها زندگی می کند و به ظاهر می خواهد از آن ها خدمات آموزشی دریافت کند، قصد جان آن ها را دارد یا خیر؟

این مسئله باعث شده که جو بی اعتمادی سنگینی میان افغان ها و امریکایی ها و نیروهای ناتو ایجاد شود و بسیاری از کشورهای عضو ناتو تصمیم بگیرند زودتر از موعد از افغانستان خارج شوند. آقای مارتین دمپسی، به افغانستان سفر کرده بود تا راه حلی برای این مشکل بیابد. این که هواپیمای خود او مورد حمله قرار می گیرد بیانگر این است که وضعیت از حالت عادی کاملا خارج است و امریکایی ها در این قضیه دیگر تنها با طالبان درگیر نیستند، بلکه با خود افغان ها و نیروهایی که آموزش داده اند درگیر هستند. این مسئله دیگر امریکایی ها را به این نتیجه می رساند که هر چه سریع تر از افغانستان خارج شوند. در غیر این صورت مشکلات آن ها هر روز بیشتر خواهد شد.

برخی تحلیل گران معتقدند ناامنی در افغانستان در حال گسترش پیدا کردن است و این نشان می دهد نیروهای خارجی و دولت نتوانسته اند به وظایف خود عمل کنند. به نظر شما آیا می توان میان این گسترش ناامنی و نزدیک شدن به موعد خروج نظامیان امریکا از افغانستان رابطه ای یافت؟

بی ارتباط نیست. هدف اصلی که باعث دخالت نظامی امریکا در افغانستان شد، تامین امنیت برای افغانستان بود. واقعیت این است که نه تنها نیروهای خارجی نتوانسته اند امنیت افغانستان را تامین کنند، بلکه با گذشت زمان این ناامنی که گسترش یافته است. اگر در گذشته ناامنی ها در شرق و جنوب اتفاق می افتاد که پایگاه سنتی قدرت طالبان و محل تمرکز قوم پشتون است، در حال حاضر به غرب و مرکز و شمال افغانستان نیز گسترش یافته است. این نشان می دهد که عملیات نظامی امریکا و ناتو در افغانستان با شکست مواجه شده و آن ها نتوانسته اند امنیت را تامین کنند. علاوه بر این که این مسئله نشان می دهد طالبان با گذشت زمان از قدرت عملیاتی بیشتری برخوردار شدند و طالبان نه تنها در شرق و جنوب که قوم پشتون در آن ساکن هستند و حامی طالبان هستند، بلکه از قومیت های دیگر فارس زبان و تاجیک و ازبک نیز عضو گیری کرده اند. این مسئله بیانگر آن است که تجاوز نظامی به افغانستان شکست خورده است.

اما باید در نظر داشت که درست است که امریکایی ها می خواهند نیروهای خود را در سال 2014 از افغانستان خارج کنند اما این خروج کامل نیست. آن ها در صدد هستند که در خاک افغانستان پایگاه نظامی تاسیس کنند و داخل این پایگاه نظامی باقی بمانند. این خود عامل مهمی است که برای طالبان انگیزه ایجاد می کند که هم چنان به جنگ ادامه دهند و ناامنی را گسترش دهند.

شما به این نکته اشاره کردید که نیروهای پلیس و امنیت افغانستان نیز به نظامیان بیگانه در این کشور حمله می کنند. انگیزه این نیروها چیست؟ آیا آن ها نیز با طالبان در ارتباط هستند؟

طالبان از چندین کانال امکان نفوذ در نیروهای پلیس و ارتش افغانستان را در اختیار دارد. حقیقت این است که زمانی که ژنرال عبدالرحیم وردک وزیر دفاع بود طرحی ارائه داد و تصویب شد که بر اساس آن افرادی که تازه در نیروهای نظامی افغانستان استخدام می شوند بر مبنای سهمیه بندی قومی بر اساس جمعیت انتخاب شوند. سهم پشتون ها با توجه به این که جمعیت آن ها بیشتر است، طبیعتا بیشتر خواهد بود. طالبان این فرصت را دارند که افراد متمایل به خود را بدون این که شناسایی شوند به عنوان داوطلب وارد ارتش و پلیس ملی و دستگاه های امنیتی کنند. بنابراین یک راه این است که این افراد در استخدام ها در مراکز امنیتی نفوذ پیدا کنند.

راه دیگری که طالبان در اختیار دارند این است که عده ای اظهار می کنند که از طالبان جدا شده اند و با سلاح و امکانات تسلیم دولت می شوند. این افراد وارد پلیس و نیروهای محلی می شوند. در یکی دو مورد معلوم شده که این افراد وابستگی خود را با طالبان حفظ کرده اند و در زمان مناسب دست به عملیات زده اند. حتی در منطقه هلمند با دو زرهی فرار کردند و به طرف طالبان رفتند. بنابراین راه دوم این است که طالبان در ظاهر تسلیم دولت می شوند ولی در باطن ارتباطات خود را با هسته مرکزی خود حفظ می کنند.

راه سومی که به نظر من وجود دارد این است که طالبان از کانال های مختلف خانوادگی و قومی سعی می کنند با افرادی را که در ارتش هستند یا در پلیس خدمت می کنند ارتباط برقرار کنند و آن ها را جذب کنند و بعد آن ها را برای عملیات مورد نظر خود مامور کنند. به نظر می رسد عمدتا کسانی که نیروهای خارجی را هدف قرار می دهند از این گونه افراد باشند. یعنی کسانی هستند که از کانال های تحقیقات عبور کرده اند و عضو پلیس شده اند ولی در زمانی که در خدمت پلیس هستند جذب طالبان شدند و ماموریت گرفتند که سربازان امریکایی را مورد هدف قرار دهند.

با توجه به این که مسئولیت های امنیتی در حال واگذاری به نیروهای افغانی است و حضور نیروهای بیگانه در افغانستان روز به روز کمتر می شود، برخی این احتمال را مطرح می کنند که طالبان به قدرت بازگردند. آیا طالبان می توانند باز هم در دولت حاضر شوند؟

احتمال این که طالبان بخواهند از طریق مسالمت آمیز قدرت را در دست بگیرند وجود دارند. اگر طالبان آشتی ملی را بپذیرند و همان طور که آقای کرزی گفته است سلاح را زمین بگذارند، می توانند در روند سیاسی دخیل شوند. با توجه به این واقعیت که جمعیت پشتون ها در افغانستان زیاد است، اگر طالبان وارد روند سیاسی شوند و در انتخابات شرکت کنند و انتخابات هم آزاد باشد، احتمال این که عناصر میانه رویی از طالبان وارد قدرت شوند وجود دارد.

تهیه کننده: تحریریه دیپلماسی ایرانی/12

کلید واژه ها: افغانستانامریکاناتوپيرمحمد ملازهي


نظر شما :