الگوی گفتگو و تفاهم با دشمنی که قاتل است
اسلام ذوالقدرپور در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی مینویسد: مذاکره دارای صدها الگو، رویکرد و روند است که سختترین و تلخترین آنها را میتوان مذاکره با قاتل خود، برشمرد.
ادامه مطلب
اسلام ذوالقدرپور در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی مینویسد: مذاکره دارای صدها الگو، رویکرد و روند است که سختترین و تلخترین آنها را میتوان مذاکره با قاتل خود، برشمرد.
ادامه مطلب
سعید پورعلی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی مینویسد: سیاست خارجی مطلوب نه صرفاً با زبان تهدید پیش میرود و نه فقط با ادبیات مصالحه. کشوری که بخواهد در معادلات منطقه و جهان اثرگذار باشد، باید هم قدرت ایستادگی داشته باشد و هم مهارت گفتوگو. باید هم مقتدر باشد و هم دیپلمات. هم بر اصول خود پای بفشارد و هم زبان جهان را بفهمد.
ادامه مطلب
فاطمه خادم شیرازی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی مینویسد: اگر امروز از نفوذ و عمق راهبردی ایران سخن گفته میشود، این اقتدار برخاسته از بالهای علمی همان ققنوس است. او خود را در زبان صنایع پیشرفته، فناوری نانو، زیستفناوری و دانش هستهای صلحآمیز بازتولید کرده است تا نشان دهد هویت ملی میتواند در قامت یک قدرت علمی تبلور یابد.
ادامه مطلب
فرزاد محمدی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی مینویسد: در شرایطی که نقش برخی بازیگران از جمله اسرائیل دستخوش تغییر و وارونه شده، دولتهای عربی همچنان قادر به اتخاذ واکنشی مستقل و راهبردی نیستند و ترجیح میدهند در همان چارچوبهای از پیش تعیینشده رفتار کنند.
ادامه مطلب
مرتضی بنانژاد در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی مینویسد: جنگ آمریکا علیه ایران در سال ۲۰۲۶ را میتوان نه صرفاً یک رخداد نظامی منطقهای، بلکه یکی از نشانههای تحول در الگوی رهبری ایالات متحده و در نتیجه عاملی در شتابگیری گذار از هژمونی لیبرال به نظمی متکثرتر و چندقطبی دانست.
ادامه مطلب
رضا حاجی محمدی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی مینویسد: این وضعیت نه به سمت صلح پایدار، بلکه به سمت تعادل وحشتِ محدود حرکت میکند، جایی که هر دو طرف از جنگ تمامعیار اجتناب میورزند اما درگیریهای کنترلشده را برای تنظیم معادلات ادامه میدهند.
ادامه مطلب
سیدمصطفی هاشمیطبا نوشت: در یکی، دو ماه اخیر برخی صاحبنظران سیاسی و اجتماعی خارج از کشور و بهویژه آمریکا، درباره ایران اظهارنظرهایی شبههبرانگیز حاکی از اینکه ایران قدرت چهارم جهان شده است، بیان کردهاند و به دنبال آن برخی افراد و رسانههای ایران و حتی برخی مقامات حکومتی، عطف به آن اظهارنظرها، ایران را بهعنوان چهارمین قدرت جهان به رخ خارجیان و دشمنان میکشند.
ادامه مطلب
بهرام مرادی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی میکوشد نشان دهد که چرا همزمانی این سه مؤلفه، صرفاً یک حمایت دوجانبه نیست بلکه به تولید نوعی محرکهای پایدارِ مصونیت ساختاری انجامیده که پیامدهای آن هم برای بازیگران منطقهای و هم برای معماری حقوقی نظم بینالملل قابل رصد است.
ادامه مطلب
احمد رشیدی نژاد در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی مینویسد: کشوری که در برابر دو قدرت هستهای آمریکا و اسرائیل ایستادگی کرده، از جنگهای ۱۲ روزه و رمضان سربلند بیرون آمده، انواع تحریمهای فلجکننده، توطئههای آشوب و برانداری را پشت سرگذاشته، و اکنون محاصره دریایی را تاب میآورد، همچنان در فهرست قدرتهای بزرگ دیده نمیشود. آیا این تناقض، تنها یک تناقض آماری است؟
ادامه مطلب
قدرتهای بزرگ، از ایالات متحده تا روسیه، در جنگهای اخیر در جهان فهمیدهاند برتری نظامی دیگر تضمین پیروزی برقآسا و بیدردسر نیست؛ فناوری ارزان، اراده مقاومت و همبستگی قدرتهای میانی، میدان را عوض کرده و نظم پساآمریکایی را در جهانِ پر از جنگ امروز، به مرحلهای ناآرامتر برده است. عصر «زور میگوید و جهان اطاعت میکند» دیگر آنقدر ساده نیست. قدرت هنوز مهم است، اما دیگر بهتنهایی کار را تمام نمیکند.
ادامه مطلب
مهسا پهلوان در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی مینویسد: از منظر میشل فوکو (۱۹۷۲)، گفتمانها تعیین میکنند که چه دانشی در جامعه معتبر است و چه دانشی نامعتبر. بدین ترتیب، گفتمانها نه فقط محصول قدرت، بلکه سازنده خودِ قدرت هستند.
ادامه مطلب
سجاد عبادی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی مینویسد: جهان امروز از نظر اتصال دیجیتال به یک وضعیت نسبتاً همگانی رسیده است. اما این همگانی بودن، به معنای توزیع برابر قدرت نیست. مسئله اصلی در لایهای عمیقتر قرار دارد.
ادامه مطلب
صالح غلامحیدری نوشت: قدرت که افسار میگسلد، نخستین قربانیانش انسانها هستند، اما نخستین متهمانش اغلب حقوق بینالملل و حقوق بشر. هر بار که جنگی رخ میدهد یا فاجعهای انسانی وجدان عمومی را جریحهدار میکند، موجی از تردید و سرخوردگی به راه میافتد و این پرسش بار دیگر تکرار میشود که اگر حقوق بینالملل و حقوق بشر وجود دارند، پس چرا جهان همچنان شاهد جنگ، اشغال، کشتار و آوارگی است؟ پرسشی که در ظاهر ساده به نظر میرسد، اما در دل خود یک سوءتفاهم بزرگ را پنهان کرده است؛ خلط میان نقض قواعد و بیاعتباری آنها.
ادامه مطلب
عبدالناصر نورزاد در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی مینویسد: آنچه امروز در خاورمیانه رخ میدهد را نمیتوان صرفاً به عنوان شکست نظامی یا سیاسی یکی از طرفها تعبیر کرد. این وضعیت بیش از هر چیز یک شکست فرسایشی در سطح سیستمی است؛ شکستی که در چارچوب ناکارآمدی ساختار موجود نظم جهانی رخ میدهد. در واقع، ضعف سیستمی در مدیریت رقابتهای جهانی و وابستگی بیش از حد به ائتلافهای شکننده، زمینهساز چنین بحرانهایی شده است. این بحران امنیتی در سایه بازیهای نامتقارن، محاسبات اشتباه و زمانبندیهای نادرست به ابعادی جهانی رسیده است.
ادامه مطلب
سید حجت سیداسماعیلی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی مینویسد: ایران با درک محدودیتهای نیروی هوایی خود در برابر رقبای منطقهای و فرامنطقهای، استراتژی «بازدارندگی نامتقارن» را بر پایه موشکهای بالستیک و کروز بنا نهاد. این توانمندی باعث شده است که هزینه هرگونه اقدام نظامی علیه خاک ایران به شدت بالا برود. در واقع، موشکها به ابزاری برای تحمیل «عقلانیت اجباری» به بازیگران مهاجم تبدیل شدهاند که این خود سنگ بنای ثبات در نظم جدید است.
ادامه مطلب
آنچه این روزها در برخی محافل سیاسی و رسانهای مطرح میشود، یادآور سناریویی است که جهان پیشتر در سوریه دیده است؛ جایی که قدرتهای خارجی با تعریف نقش «پیادهنظام نیابتی» برای گروههای محلی، کشوری را به میدان رقابتهای ژئوپلیتیک بدل کردند.
ادامه مطلب
فرهاد قادری در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی مینویسد: آیا این جابهجایی قدرت به طور طبیعی به سمت یک درگیری بزرگ، حتی جنگ، حرکت میکند؟ یا میتوان از تکرار الگوهای خونین تاریخ جلوگیری کرد؟
ادامه مطلب
عباس عبدالخانی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی مینویسد: این کشورها با وجود جمعیت محدود و وسعت جغرافیایی اندک، توانستهاند از طریق بهرهگیری از منابع مالی و سیاستگذاری اقتصادی هدفمند، موقعیت خود را در نظام منطقهای و حتی جهانی ارتقا دهند. مازاد درآمدهای انرژی، ذخایر ارزی گسترده و تراز مثبت حساب جاری به این کشورها امکان داده است که به سرمایهگذاران مهم در اقتصاد جهانی تبدیل شوند.
ادامه مطلب
رسول عبدالهیان در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی مینویسد: اگر انسجام نخبگان تضعیف شود و شکاف درون ساختار قدرت افزایش یابد، هر سناریوی تقابل از مذاکره تحمیلی تا برخورد محدود با مقاومت کمتری مواجه خواهد شد.
ادامه مطلب
کیوان محلهای در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی مینویسد: این مقاله در پی آن است تا با بررسی سیاستهای دوران ترامپ، نشان دهد که این دوره را باید حلقهای مهم و شتابدهنده در گذار به یک نظم چندقطبی جدید دانست، نظمی که در آن قدرت میان بازیگران متعدد و متنوعی توزیع شده است.
ادامه مطلب
فرهاد قادری در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی مینویسد: پرسش اصلی این یادداشت این است: اسرائیل چگونه تلاش کرده بازدارندگی آسیبدیده خود را احیا کند؟ و آیا این تلاشها واقعاً به «بازگشت تعادل قوا» منجر شده یا سیاستهای جدید به «ناامنی بیشتر» انجامیده است؟ تعادل قوا در خلیج فارس چگونه شکل گرفته و امروز چه تغییراتی را تجربه میکند؟ و مهمتر: واقعگرایی تا چه حد میتواند این تحولات را تبیین کند.
ادامه مطلب
سیاوش قدوسی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی مینویسد: در ادبیات راهبردی غرب، ایران نه بهعنوان یک دشمن مطلق و نه بهمثابه شریک بالقوه تعریف میشود. مفهومی که بهویژه در تحلیلهای RAND و ECFR قابل ردیابی است، Managed Adversary است؛ بازیگری که نه باید به نقطه فروپاشی رانده شود و نه اجازه عادیسازی کامل یابد. هدف، «مدیریت» است، نه «حل». قطعنامههای حقوق بشری دقیقاً در همین چارچوب معنا پیدا میکنند.
ادامه مطلب
سیروس حاجیزاده در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی مینویسد: این نوشتار به تفاوتهای رویکردی میپردازد؛ از بازدارندگی مبتنی بر تهدید در غرب و مهار مرحلهای در روسیه، تا رویکرد تلفیقی اقناع و اجبار در چین.
ادامه مطلب
فرهاد قادری در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی مینویسد: نخستین پیامد مهم جنگ اوکراین، فرسایش اقتدار نظم لیبرال غربمحور است. این جنگ نشان داد چارچوبی که پس از ۱۹۹۱ شکل گرفت—یعنی جهانیسازی، بازدارندگی هستهای، نهادهای چندجانبه و محوریت ناتو—توانایی جلوگیری از یک جنگ تمامعیار در اروپا را نداشت. از نگاه بسیاری از تحلیلگران، ناتوانی غرب در پیشبینی حمله روسیه، تعدد محاسبات نادرست درباره قدرت مسکو، و بیشبرآورد قابلیتهای بازدارندگی ناتو، نشانههایی از ناکارآمدی نظم لیبرال در شکل سنتی آن است. این خلأ ساختاری، زمینهای برای ظهور مرحلهای میسازد که برخی آن را «پسالیبرال» توصیف میکنند.
ادامه مطلب
عباس ترابی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی در خصوص نحوه شکل گیری نظام بین الملل بواسطه معاهده وستفالی از ۱۶۴۸ تا کنسرت اروپا در ۱۸۱۵ و سیستم سرکوب مترنیخ، سیستم اتحاد بیسمارک، و سیستم تئوفیل دلکسه وزیر خارجه فرانسه با عنوان توافق قلبی The Entente Cordiale بعنوان اتحادهای شکننده و نافرجامی یاد می کند که به واسطه عدم وجود یک نهاد مقتدر بین المللی و تنها به ابتکار شخصیت های مقتدرِ دول بزرگ جهت ایجاد یک ثبات هژمونیک بنا می شد و امروز نیز پس از هشتاد سال که از تأسیس سازمان ملل متحد می گذرد، بواسطه افول این سازمان، جهان در وضعیت ثبات آشفته و آنارشیک گونه هژمونیک به سر می برد و تلاش های ترامپ، اتحادیه اروپا، هند، روسیه و چین هر یک در این میان از جنس همان تلاش های قرن نوزدهمی است. ائتلاف هایی درون نظم آنارشیک که ماهیت و ذات دوران گذار از یک نظم لیبرال جهانی به یک نظم محافظه کار و ملی گراست.
ادامه مطلب
محمد بیدگلی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: یونانیان قدیم از ورزش برای بهبود وضعیت جسمانی شهروندان خود برای جنگها و برتری بر دیگر کشورها استفاده می کردند. ورزش در دنیای جدید در کنار تأثیرات جسمی، بهعنوان صنعتی است که در عرصههای مختلف اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، تأثیرات کمنظیری دارد. در عرصه جنگ نرم، ورزش یکی از مهمترین کارکردها را ایفا می کند.
ادامه مطلب
عباس عبدالخانی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی مینویسد: رقابت میان ایالات متحده و جمهوری خلق چین در زمینه هوش مصنوعی، تنها یک جدال فناورانه نیست؛ بلکه رویارویی بر سر بازتعریف ثروت، قدرت اقتصادی و نفوذ راهبردی در جهان دیجیتال به شمار میآید.
ادامه مطلب
محمد محمودی کیا در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی مینویسد: تحمیل موضوعات مرتبط با توان نظامی و به طور مشخص قدرت و برد موشکی ایران به عنوان پیششرطی برای ورود به گفتوگوی هستهای تنها به پیچیدهتر شدن منازعه منجر میشود و دستیابی به یک الگوی تعامل را به افقی دورتر – یا حتی غیرقابل انتظار – موکول میکند.
ادامه مطلب
محمد بیدگلی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: دیپلماسی فرهنگی امروزه به عنوان یک اصل اساسی و تأثیرگذار در عرصه روابط بینالملل مورد پذیرش قرار گرفته است و سیاستمداران جهان، راه برون رفت از مشکلات بشری را حاکمیت فرهنگ در مناسبات بین المللی میدانند. عرصه دیپلماسی و خصوصا دیپلماسی فرهنگی یکی از عرصه هایی است که تحلیل و بررسی آن لازمه برنامهریزی و تصمیمسازی برای تنظیم مناسبات رفتاری سیاست خارجی است.
ادامه مطلب
علی اکبر رضایی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی مینویسد: در حالیکه آمریکا درگیر فرسایش قدرت و کاهش نفوذ جهانی است، چین، روسیه، ایران و متحدانشان با ظرافتی حسابشده در حال بازتعریف توازن قدرت جهانیاند.
ادامه مطلب