ترامپ در تنگنای سیاسی

احتمال ازسرگیری حمله به ایران و راهکارهای جلوگیری از یک فاجعه جدی

۰۸ آبان ۱۴۰۵ | ۱۳:۰۰ کد : ۲۰۴۱۰۰۹ اخبار اصلی خاورمیانه
رئیس‌جمهور آمریکا از متحدان خود خواست برای مقابله با بحران انرژی از ذخایر راهبردی‌شان استفاده کنند، اما هم‌زمان رهبران اروپایی را که جنگ را فاجعه‌ای تمام‌عیار می‌دانند و حاضر نشدند برای نجات او وارد عمل شوند، مورد انتقاد قرار داد و به حاشیه راند.
احتمال ازسرگیری حمله به ایران و راهکارهای جلوگیری از یک فاجعه جدی

نویسنده: سایمون تیسدال، نویسنده و روزنامه نگار پیشکسوت و تحلیلگر ارشد مسائل بین الملل روزنامه گاردین

دیپلماسی ایرانی: با پایان انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا، ترامپ ممکن است خود را از محدودیت‌های انتخاباتی رهاشده ببیند و سیاست‌های انتقام‌جویانه خود را دنبال کند؛ بااین‌حال، اراده سیاسی هماهنگ و دیپلماسی فعال می‌تواند مانع از تشدید بحران شود.

در شرایطی که نشانه‌های بروز بحرانی تازه در ارتباط با ایران بیش از پیش نمایان شده، مهم‌ترین پرسش این است که چگونه می‌توان پیش از آنکه فرصت از دست برود، از وقوع فاجعه جلوگیری کرد. صرف‌نظر از نتیجه نهایی انتخابات اسرائیل و انتخابات میان‌دوره‌ای هفته آینده در آمریکا، به نظر می‌رسد دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، و بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، در مقام همراه سرسخت او، مصمم‌هستند جنگی را که از ابتدا غیرقانونی و مبتنی بر انتخاب سیاسی آنان بوده است، بار دیگر از سر بگیرند. این جنگ نخستین بار در ژوئن سال گذشته آغاز شد و در فوریه دامنه آن گسترش یافت.

اوضاع به تراژدی‌ای شکسپیری می‌ماند که گویی به‌ناگزیر به پایانی خونین نزدیک می‌شود؛ پایانی که بدترین بخش آن هنوز در راه است. بااین‌حال، سه نکته تقریباً قطعی به نظر می‌رسد: آمریکا و اسرائیل بار دیگر در نابودی کامل توانمندی‌های هسته‌ای ایران، که بخش عمده‌ای از آن از نظر نویسنده همچنان فرضی است، ناکام خواهند ماند؛ ساختار حاکمیتی ایران پابرجا خواهد ماند؛ و میلیون‌ها انسان غیرنظامی در ایران و سراسر جهان بهای این تجاوز غیرموجه و بی‌پروا را خواهند پرداخت.

تلاش ترامپ برای فرار از مسئولیت شکست انتخاباتی

ترامپ با مانورهای سیاسی و تغییر جهت بحث عمومی، به‌شدت می‌کوشد مسئولیت شکست احتمالی جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای را از دوش خود بردارد؛ شکستی که عمدتاً افزایش تورم و قیمت سوخت و کالاهای مصرفی ناشی از جنگ به آن دامن زده است.

او مدعی شد حملات اوکراین به پالایشگاه‌های روسیه عامل افزایش قیمت‌ها بوده است، اما این ادعا نتوانسته افکار عمومی را قانع کند. ترامپ همچنین توافقی در زمینه سوخت دیزل با ولادیمیر پوتین منعقد کرد که در این تحلیل، توافقی فریبکارانه توصیف شده است؛ بااین‌حال، روسیه نیز مانند گذشته او را فریب داد.

رئیس‌جمهور آمریکا از متحدان خود خواست برای مقابله با بحران انرژی از ذخایر راهبردی‌شان استفاده کنند، اما هم‌زمان رهبران اروپایی را که جنگ را فاجعه‌ای تمام‌عیار می‌دانند و حاضر نشدند برای نجات او وارد عمل شوند، مورد انتقاد قرار داد و به حاشیه راند.

همچنین، بنا بر گزارش‌ها، ترامپ در برابر فشارهای لحظه آخری نتانیاهو برای حمله به ایران در همین ماه مقاومت کرد؛ فشاری که انگیزه‌های انتخاباتی داشت. او بیم آن داشت که چنین حمله‌ای موجی گسترده از پیروزی دموکرات‌ها در انتخابات آمریکا به راه بیندازد.

بااین‌حال، به‌محض پایان رأی‌گیری در انتخابات میان‌دوره‌ای، صرف‌نظر از نتیجه آن، این ملاحظات ممکن است اهمیت خود را از دست بدهند. از آن لحظه به بعد، نظر رأی‌دهندگان دیگر برای ترامپ اهمیت سابق را نخواهد داشت و او می‌تواند در دو سال پایانی دوره ریاست‌جمهوری خود، در حوزه سیاست خارجی و دفاعی، کم‌وبیش هر کاری را که بخواهد انجام دهد.

اما خواسته او ارتباط چندانی با تسلیحات هسته‌ای خیالی ایران، احتمال شکل‌گیری خیزش دموکراتیک در تهران یا دیگر توجیهات رسمی جنگ ندارد. ترامپ فرصت خواهد یافت همان کاری را انجام دهد که در آن بیش از هر چیز مهارت دارد: سیاست انتقام‌جویانه.

بزرگ‌ترین گناه ایران در نظر ترامپ این است که در برابر اراده امپراتوری سر فرود نیاورده است. او انتظار داشت با الگوبرداری از ونزوئلا، به پیروزی آسانی دست یابد، ساختار سیاسی ایران را تغییر دهد و قراردادهای نفتی پرسودی به دست آورد. اما آنچه نصیبش شد، مقاومت ایران، دردسرهای سیاسی و نظامی و چشم‌انداز جنگی بی‌پایان بود.

همان‌طور که ترامپ در داخل آمریکا با کینه‌توزی مخالفان خود را تعقیب می‌کند، اکنون نیز ایرانیان را قربانی سیاست‌هایش کرده است. این رفتار نه عقلانی است و نه صرفاً ایدئولوژیک؛ بلکه، مانند بسیاری از اقدامات دیگر او، مسئله‌ای شخصی است.
 
انگیزه‌های نتانیاهو؛ حفظ قدرت و دور ماندن از زندان

دلایل نتانیاهو برای تمایل به حمله‌ای دیگر نیز، هرچند از جنسی متفاوتند، در این تحلیل فاقد وجاهت توصیف شده‌اند.

نتانیاهو با توجه به ناکامی‌های متعدد و مزمن خود پیش و پس از حمله حماس در  هفت اکتبر سال ۲۰۲۳، و به علت آسیب‌هایی که اقدامات اسرائیل در غزه و لبنان به اعتبار بین‌المللی آن وارد کرده و حرکت به‌سوی اقتدارگرایی ملی‌گرایانه و متعصبانه، برای حفظ مقام خود و احتمالاً آزادی‌اش (از محاکمه) تلاش می‌کند.

او با وجود کارنامه مورد انتقادش، همچنان اصرار دارد که تنها فردی است که می‌تواند امنیت اسرائیل را تضمین کند. نتانیاهو همچنین مدعی شده که پیروزی مخالفان سیاسی‌اش ممکن است راه را برای نابودی اسرائیل در قالب یک هولوکاست هسته‌ای دوم هموار کند؛ ادعایی که در این مقاله به‌شدت ناموجه و تحریک‌آمیز ارزیابی شده است.

فرماندهان ارشد نظامی اسرائیل احتمال می‌دهند که نتانیاهو برای تسلط بر مذاکرات ائتلافی اجتناب‌ناپذیر پس از انتخابات و جهت‌دهی به روند تشکیل دولت، جنگ با ایران را از سر بگیرد. در چنین شرایطی، ادامه جنگ می‌تواند ابزاری برای حفظ قدرت و دور ماندن از زندان باشد.

پیامدهای حمله احتمالی؛ از جهش قیمت نفت تا گسترش جنگ

پیامدهای احتمالی حمله مجدد آمریکا و اسرائیل پس از سوم نوامبر باید به‌طور کامل درک شود. در وهله نخست، قیمت نفت بار دیگر افزایش خواهد یافت و ممکن است به سطوحی بی‌سابقه برسد؛ وضعیتی که بر زندگی مردم در سراسر جهان تأثیر منفی خواهد گذاشت.

مقام‌های پنتاگون، احتمالا با انتشار اطلاعات گمراه‌کننده، مدعی هستند ایران با هدف تلافی جنگ علیه این کشور، خود را برای حمله موشکی و پهپادی به پالایشگاه‌های نفت عربستان سعودی و دیگر کشورهای حاشیه خلیج فارس، و زیرساخت‌ها و کابل‌های اینترنت زیردریایی آماده می‌کند. به گفته آنان، ایران همچنین ممکن است محدودیت‌ها یا محاصره تنگه هرمز و تنگه باب‌المندب در دریای سرخ را تشدید کند.

پیامدهای چنین تحولاتی برای عرضه جهانی انرژی، حمل‌ونقل و تجارت بین‌المللی می‌تواند بسیار وخیم‌تر از بحران بهار گذشته باشد.

بنا بر گزارش‌ها، ترامپ در حال بررسی حمله‌ای غافلگیرکننده و برق‌آسا با مدت‌زمان محدود است. اهداف احتمالی این عملیات، در درجه نخست، مجموعه‌ای کوهستانی است که گفته می‌شود ذخایر اورانیوم غنی‌شده ایران در آن نگهداری می‌شود؛ افزون بر آن، پایگاه‌های موشکی و شبکه انرژی ایران نیز ممکن است هدف قرار گیرند.

این سناریو پیش‌تر نیز مطرح شده است. پیت هگست، وزیر دفاع وقت آمریکا، و فرماندهان نیروی هوایی این کشور ادعا کرده‌اند که بسیاری از این اهداف را پیش‌تر نابود کرده‌اند؛ برخی از آن‌ها حتی بیش از یک بار هدف قرار گرفته‌اند. بااین‌حال، احتمال دستیابی به موفقیت کامل در حمله احتمالی آینده نیز پایین است.

آنچه محتمل‌تر به نظر می‌رسد، طولانی‌تر شدن جنگ و افزایش شمار قربانیان غیرنظامی ایرانی در درگیری‌هاست. عده زیادی، از جمله بیش از صد دانش‌آموز دختر در حمله موشکی تاماهاوک به مدرسه‌ای در میناب در ماه فوریه، کشته شدند. در صورت ازسرگیری جنگ، ممکن است غیرنظامیان بیشتری به سرنوشتی مشابه دچار شوند. ترامپ و هگست تاکنون مسئولیت آن فاجعه و موارد مشابه را نپذیرفته‌اند.

گسترش درگیری‌ها و تشدید بحران جهانی

از دیگر پیامدهای قابل پیش‌بینی جنگ می‌توان به گسترش درگیری‌های مرتبط با آن به یمن، عربستان سعودی، عراق و لبنان، با مشارکت متحدان ایران و گروه‌های شبه‌نظامی (مقاومت) هم‌پیمان آن، اشاره کرد.

احتمال حمله به سفارتخانه‌ها و کارکنان آمریکایی در کشورهای مختلف منطقه، از اردن تا کویت، نیز مطرح است. هم‌زمان، ممکن است خشونت‌های فرصت‌طلبانه شهرک‌نشینان اسرائیلی و تصرف زمین در کرانه باختری تشدید شود. همچنین، احتمال افزایش عملیات ترور و خرابکاری مستقل و خودسرانه منتسب به عوامل ایرانی در اروپا وجود دارد.

در عرصه سیاسی، ادامه جنگ می‌تواند دموکراسی در آمریکا و اسرائیل را بیش از پیش تضعیف کند؛ به‌ویژه اگر جلوگیری عامدانه از پاسخ‌گویی درباره اقدامات نظامی، لاپوشانی رسمی، دروغ‌گویی آشکار و اعمال محدودیت بر فعالیت رسانه‌های مستقل تشدید شود.

پیامد دیگر، تعمیق شکاف میان واشنگتن و متحدان اروپایی آن خواهد بود؛ متحدانی که تمایلی به همراهی با جنگ ندارند. از سوی دیگر، افزایش اختلافات میان کشورهای غربی می‌تواند فرصت ژئوپلیتیکی تازه‌ای برای روسیه و چین فراهم کند؛ دو قدرتی که در این تحلیل، رقبای غیردموکراتیک غرب توصیف شده‌اند.

آمریکا با چه حقی اراده خود را بر دیگر کشورها تحمیل می‌کند؟

در این میان، دو پرسش اساسی مطرح است. نخست آنکه آمریکا، به‌ویژه در شرایط کنونی، بر چه مبنایی خود را محق می‌داند که چنین رفتاری در قبال دیگر کشورها داشته باشد؟

اگر بتوان ترامپ و نتانیاهو را موقتاً کنار گذاشت، باید پرسید افکار عمومی آمریکا، یا دست‌کم آن دسته از شهروندان آمریکایی که به جمهوری‌خواهان رأی می‌دهند، درباره این رویکرد چه نظری دارند. آیا پس از این همه مداخله نظامی فاجعه‌بار، هنوز روشن نشده است که جهان نه خواهان چنین مداخلاتی است و نه نیازی می‌بیند که آمریکا خود را مسئول نجات آن معرفی کند؟

در عصر جنبش «ماگا» (MAGA)، با شعار «عظمت را دوباره به آمریکا بازگردانیم»، این استثناگرایی متکبرانه و این تصور که واشنگتن حق دارد سرنوشت دیگر کشورها را تعیین کند، باید دوران خود را پشت سر گذاشته باشد.

پرسش دوم این است که چگونه می‌توان از فاجعه پیش رو جلوگیری کرد؟ ازسرگیری جنگ و تبدیل آن به درگیری گسترده‌ای که ثبات جهان را مختل کند، اجتناب‌ناپذیر نیست؛ اما اقدام فوری ضرورت دارد.

دیپلماسی منطقه‌ای؛ فرصتی که هنوز از دست نرفته است

روند مذاکراتی که با میانجی‌گری قطر دنبال می‌شود، با وجود بی‌توجهی و تحریم آن از سوی کاخ سفید، هنوز به‌طور کامل فرو نپاشیده است. بدر البوسعیدی، وزیر امور خارجه عمان، این هفته در گفت‌وگو با گاردین اعلام کرد که اگر به مذاکرات فرصت داده شود، همچنان می‌توان به نتایجی عملی و پایدار دست یافت.

او پیشنهاد کرد که راه‌حلی بلندمدت برای کاهش تنش‌های منطقه‌ای می‌تواند در قالب پیمان عدم تجاوز میان هر شش کشور حوزه خلیج فارس، به‌علاوه ایران و عراق، شکل بگیرد. مبنای این پیمان آن خواهد بود که کشورهای منطقه، نه آمریکا، تأمین‌کنندگان اصلی و مشترک امنیت آینده خود باشند.

هم‌زمان با اظهارات وزیر امور خارجه عمان، مقام‌های ارشد عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه برای انجام مأموریتی دیپلماتیک در آخرین فرصت، با هدف جلوگیری از آغاز مجدد درگیری‌ها، در تهران حضور پیدا کردند. این تلاش‌ها شایسته حمایت‌اند؛ دست‌کم برخی کشورها در حال اقدام برای جلوگیری از جنگ هستند.

با وجود افزایش تنش‌ها، هنوز امکان پیگیری راهکارهای سیاسی و دیپلماتیک وجود دارد. موفقیت این تلاش‌ها به اراده طرف‌های درگیر برای پرهیز از اقدام نظامی و پذیرش راه‌حل‌های مبتنی بر مذاکره وابسته است.

ضرورت اقدام هماهنگ اروپا و دموکراسی‌های جهان

اطمینان‌بخش خواهد بود اگر بتوان تصور کرد که ترامپ و نتانیاهو به هشدارهای دیپلماتیک گوش می‌دهند. بااین‌حال، واقعیت این است که هر دو رهبر، هر یک به دلایل متفاوت، ممکن است ادامه جنگ را در راستای منافع سیاسی خود بدانند. ازاین‌رو، برای جلوگیری از تحقق این سناریو، اقدامی سریع، قاطع، هماهنگ و پیشگیرانه ضروری است.

بریتانیا، متحدان اروپایی آن و دولت‌هایی که دیدگاه‌های مشابهی دارند، آخر هفته گذشته در استانبول گامی محتاطانه اما معنادار برداشتند و بر ضرورت اولویت دادن به دیپلماسی به‌جای خشونت تأکید کردند.

اکنون این کشورها و همه دموکراسی‌های جهان باید موضعی مشترک اتخاذ کنند و از طریق یک اعتراض رسمی دیپلماتیک، به آمریکا و اسرائیل هشدار دهند که نادیده گرفتن افکار عمومی جهان و آغاز مجدد جنگ می‌تواند به گسستی پایدار در روابط بین‌المللی منجر شود.

چنین گسستی ممکن است پیامدهای منفی فوری و بلندمدتی در حوزه‌های اقتصادی، دیپلماتیک، تجاری، نظامی و امنیتی به دنبال داشته باشد.

جلوگیری از جنگی تازه مستلزم آن است که کشورهای مخالف تشدید تنش به مواضع لفظی بسنده نکنند، بلکه با اقدامی مشترک، پیامدهای سیاسی و بین‌المللی تصمیم به از سرگیری جنگ را برای طرف‌های ذی‌ربط روشن سازند.

منبع: گاردین / ترجمه: اکبر فیجانی، مدرس دانشگاه

کلید واژه ها: آمریکا ایران و امریکا مذاکرات ایران و امریکا احتمال جنگ امریکا با ایران جنگ امریکا با ایران حمله امریکا حمله امریکا به ایران


( ۲ )

نظر شما :