گواهی برای خروج ایالات متحده از خاورمیانه
جنگ ایران برای آمریکا باخت بود، اما توافق آتشبس برد است
نویسنده: آدام گالاگر (Adam Gallagher)، پژوهشگر دفاعی در انجمن جان کوئینسی آدامز
دیپلماسی ایرانی: در سراسر جریانهای سیاسی در آمریکا، بسیاری توافق آتشبس ایالات متحده و ایران را تسلیم تحقیرآمیزی برای ایالات متحده دانستهاند. اما این اتهامات اساساً بیمعنی هستند. یادداشت تفاهم امضا شده اکنون یک شکست برای ایالات متحده نیست؛ بلکه اذعانی است به اینکه ایالات متحده جنگ را باخته است زیرا نتوانسته با هزینهای قابل قبول به اهداف حداکثری خود دست یابد.
اگرچه شرایط بسیار به نفع ایران است، اما دولت ترامپ با دستیابی به این توافق، حرکت انجام داد که امیدواریم به طور دائم به این درگیری پرهزینه پایان دهد، چه در آینده توافق جامعی حاصل شود و چه نشود. در درازمدت، درسهای این جنگ باید به یک سیاست خارجی بهتر و خویشتندارانهتر ایالات متحده منجر شود که در واقع به منافع آمریکاییها خدمت کند. ایالات متحده، به تشویق اسرائیل، برای دههها تهدید جمهوری اسلامی را بیش از حد بزرگ کرده است. اگر ایالات متحده بیجهت حضور خود را در خاورمیانه گسترش نداده بود، تقریباً هیچ کاری از دست تهران برای آسیب رساندن به ایالات متحده برنمیآمد. اما این جنگ موقعیت استراتژیک ایران را تقویت کرده است، زیرا تهران اکنون بر یکی از مهمترین گلوگاههای کالایی و انرژی جهان تسلط دارد. در همین حال، این درگیری برای ایالات متحده و اقتصاد جهانی فاجعهبار بوده است.
طبق برخی برآوردها، این جنگ ممکن است تا ۲۰۰ میلیارد دلار برای ایالات متحده هزینه داشته باشد. واشنگتن اکنون دستش به خون هزاران غیرنظامی ایرانی و لبنانی آلوده است و حداقل ۱۳ سرباز آمریکایی در طول دو جنگ تحمیلی اخیر کشته شدهاند. در همین حال، بزرگترین اختلال انرژی در تاریخ نه تنها بر قیمتها در فروشگاههای مواد غذایی و پمپهای بنزین آمریکا تأثیر گذاشته، بلکه عواقب زیانباری برای میلیاردها نفر در سراسر جهان داشته است. نفوذ چین رو به افزایش است، زیرا خود را به عنوان یک قدرت جهانی با ثبات با یک صنعت انرژی سبز پررونق معرفی میکند.
دولت ترامپ تمام این هزینهها را برای جنگی متحمل شد که در آن هیچ منافع اصلی ایالات متحده در خطر نبود. بسیاری با اشاره به بحران سال ۱۹۵۶ که در نهایت به پایان امپراتوریهای بریتانیا و فرانسه منجر شد، این سوال را مطرح کردهاند که آیا این جنگ شکستخورده میتواند لحظه سوئز آمریکا باشد یا خیر. اگر این جنگ واقعاً نتیجه مشابهی برای ایالات متحده به همراه داشته باشد، این درگیری در درازمدت برای منافع ایالات متحده، بهویژه برای آمریکاییهای عادی و برای جهان، سود خالص خواهد داشت. ایالات متحده باید سه درس کلیدی را درونی کند.
اول، زمان آن رسیده است که سرانجام از خاورمیانه خارج شود. دخالت ایالات متحده در منطقه، جان سربازان و منابع آمریکاییها را برای مدت طولانی به خطر انداخته است. تلاشهای ایالات متحده برای تسلط بر منطقه، عواقب خونین و بیثباتکنندهای برای مردم منطقه داشته و پولی را که میتوانست برای بهبود زندگی آمریکاییها استفاده شود، هدر داده است. پایگاههای عظیم و پرهزینه واشنگتن در بهترین حالت بیاثر بودهاند و حمایت بیدریغ ما از اسرائیل، تجاوز آن را ممکن ساخته است. خاورمیانه مدتهاست منطقهای با اهمیت استراتژیک رو به زوال بوده است و چالشهای آن اساساً سیاسی هستند. این مشکلات، از تهدید گروههای تروریستی گرفته تا جریان آزاد نفت از منطقه، به بهترین شکل توسط کشورهای منطقه قابل حل هستند.
دوم، ایالات متحده باید از تلاش همیشگی خود برای برتری جهانی دست بردارد. تلاشهای ایالات متحده برای اعمال هژمونی بر خاورمیانه، تنها نمونه کوچکی از سیاست خارجی گستردهتر واشنگتن پس از جنگ سرد است. ایالات متحده با اقیانوسهای عظیم در شرق و غرب و همسایگان دوست در شمال و جنوب، از مزایای جغرافیایی عظیمی برخوردار است. برای امنیت و رفاه نیازی به اعمال قدرت در سراسر جهان ندارد. جهان در حال چندقطبیتر شدن است و فناوریهای جدید به کشورهای ضعیفتر قابلیتهای دفاعی قویتری میدهند و برتری نظامی ایالات متحده را کم اثرتر میکنند. جنگ در ایران، نمونهای عمیق از این واقعیت جدید بوده است. سیاستگذاران ایالات متحده باید این موضوع را جدی بگیرند و سیاست خارجی ایالات متحده را به سمت جهتگیری عملگرایانهتر و با تمرکز بر حفاظت از کشور خود، تغییر جهت دهند.
سوم، ایالات متحده باید تنوع بخشی به منابع انرژی را جدی بگیرد. واضح است که کاهش وابستگی به نفت در منافع استراتژیک آمریکاست. سیاستمداران آمریکایی سالهاست که از وابستگی ایالات متحده به انرژی سخن میگویند. اما جنگ ایران نقص این منطق را نشان داده است. قیمت نفت توسط بازار جهانی نفت تعیین میشود، نه با میزان نفتی که ایالات متحده تولید میکند، که به این معنی است که ایالات متحده همیشه در برابر اختلالات بازار، چه در تنگه هرمز و چه در جای دیگر، آسیبپذیر خواهد بود. فناوریهای سبز یک دیوار آتش استراتژیک در برابر این آسیبپذیریهای انرژی فراهم میکنند. ایالات متحده پس از دههها تحریم بر علیه ایران، امتیازات اولیه و یک شریان حیاتی اقتصادی بسیار مورد نیاز را در اختیار این کشور قرار داده است، در حالی که تهران هیچ چیزی را از دست نداده است. اما این تصور که این یک توافق بد است - که توسط کسانی ارائه میشود که هرگز از هدف خود برای تغییر رژیم در تهران دست برنمیدارند یا کسانی که میخواهند علیه رئیس جمهور دونالد ترامپ امتیاز سیاسی کسب کنند - اساساً نکته اصلی را نادیده میگیرد. این توافق یک شکست نیست؛ جنگ یک شکست است، و از آنجا که ایالات متحده جنگ را باخته است، نمیتواند شرایط پایان آن را دیکته کند. اما پایان دادن به آن شرط اول و ضروری برای حرکت به سمت یک سیاست خارجی کمتر نظامی و نوسازی داخلی است.
منبع: نشنال اینترست/ ترجمه: علی رضوان پور، مدرس دانشگاه و تحلیلگر مسائل بین الملل و آزاده پرویش، دانشجوی مقطع دکتری گرایش DBA


نظر شما :