موضع ایران چه میتواند باشد
رقابت ترکیه و رژیم صهیونیستی؛ آزمونی برای تسلط بر نظم جدید منطقه
نویسنده: رسول سوری، پژوهشگر ژئوپلیتیک و مطالعات منطقهای
دیپلماسی ایرانی:
اشاره ای بر مناقشه
تنش میان ترکیه و رژیم صهیونیستی، از یک اختلاف دیپلماتیک فراتر رفته و به رقابتی راهبردی برای کسب هژمونی در خاورمیانه بدل شده است. این منازعه در سطوح سیاسی، نظامی و اقتصادی جریان دارد و تحولات یک سال گذشته، بهویژه تغییر در محیط امنیتی منطقه، آنکارا را به عنوان یک قدرت فعال منطقهای مطرح کرده و تلآویو را با چالشی جدی برای برتری راهبردیاش مواجه ساخته است. شواهد نشان میدهد که دو طرف در حال مدیریت رقابت در چارچوب بازدارندگی متقابل هستند و اگرچه لفاظیها تند است، اما احتمال رویارویی نظامی مستقیم در کوتاهمدت اندک به نظر میرسد.
۱. میدانهای اصلی رقابت؛ از سوریه تا شاخ آفریقا
سنگر سوریه و تهدید تقابل مستقیم
سوریه پس از سقوط اسد، به مهمترین عرصه برخورد منافع تبدیل شده است. ترکیه به دنبال دولتی متمرکز و همسو با خود در دمشق است تا نفوذش را تثبیت کند و مرزهایش را در برابر گروههای کُرد ایمن سازد. در مقابل، رژیم صهیونیستی با حملات هوایی گسترده و حمایت از گروههای محلی، در پی تضعیف هرگونه قدرت متمرکز در سوریه و جلوگیری از شکلگیری محور مقاومت جدیدی در مرزهای شمالی خود است. هماکنون، پهنههای تحت نفوذ این دو کشور به یکدیگر نزدیک میشوند و خطر برخورد مستقیم افزایش یافته است.
رقابت بر سر تسلیحات پیشرفته و توازن قدرت
مسئله فروش جنگندههای اف-۳۵ آمریکا به ترکیه، به خطمقدم این رقابت بدل شده است. بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی، شخصاً کارزاری علیه این فروش به راه انداخته و آن را تهدیدی برای برتری هوایی رژیم میداند. تلآویو نگران است که این جنگندهها، توانمندیهای نظامی رو به رشد ترکیه را به سطحی برسانند که تهدیدی راهبردی محسوب شوند. با این حال، دولت ترامپ با رویکردی عملگرایانه، ترکیه را متحدی بااهمیت در ناتو میبیند و به فروش این جنگندهها تمایل نشان میدهد.
ائتلافسازی منطقهای؛ مثلث مدیترانه در برابر نفوذ آنکارا
رژیم صهیونیستی با تشکیل ائتلافی منطقهای با یونان و قبرس، به دنبال مهار نفوذ ترکیه در شرق مدیترانه است. این مثلث راهبردی که هماکنون شامل همکاریهای نظامی و برنامهریزی برای ایجاد یک نیروی واکنش سریع میشود، پاسخی به جاهطلبیهای ترکیه در حوزه انرژی و مرزهای دریایی محسوب میگردد.
گستره رقابت تا دریای سرخ و شاخ آفریقا
این رقابت به خارج از مرزهای خاورمیانه کلاسیک نیز کشیده شده است. رژیم صهیونیستی با به رسمیت شناختن سومالیلند، به دنبال ایجاد پایگاهی برای مقابله با نفوذ نظامی رو به رشد ترکیه در سومالی و تأمین امنیت دریایی خود در بابالمندب است.
۲. ریشهیابی رقابت؛ تلاقی منطقهای امنیتی متضاد
منطق رژیم صهیونیستی (پیشدستی و امنیت مطلق): در این چارچوب، رژیم هرگونه تهدید بالقوه در نزدیکی مرزهای خود را با حملات پیشدستانه از بین میبرد تا امنیت خود را به حداکثر برساند.
منطق ترکیه (استقلال راهبردی و نقش قدرت منطقهای): آنکارا خواهان نقشی مستقل از غرب و مشارکتی فعال، اگر نه مسلط، در تمام معادلات منطقهای است و تحرکات رژیم صهیونیستی را تلاشی برای محاصره و به حاشیه راندن خود میداند.
۳. آینده تقابل؛ هندسه برخورد یا بازی با قوانین مشخص؟
با وجود اظهارات تند مقامات ارشد رژیم صهیونیستی که ترکیه را «تهدیدی جدیتر از ایران» میدانند، بسیاری از تحلیلگران معتقدند که وقوع یک جنگ تمامعیار میان دو طرف به دلایل زیر منتفی است:
- هزینههای گزاف: ترکیه به عنوان عضو ناتو، درگیری با رژیم صهیونیستی را با ریسک برخورد با آمریکا و اروپا همراه میکند.
- مشغلههای رژیم: رژیم صهیونیستی در جبهههای دیگر مانند ایران، لبنان و غزه درگیر است و گشودن جبهه جدیدی علیه ترکیه را به صلاح خود نمیداند.
با این اوصاف، خطر بزرگتر در وقوع درگیریهای محدود و برخاسته از اشتباههای محاسباتی است؛ به ویژه در سوریه که محل تلاقی نیروهای دو طرف است. یک حادثه مرزی یا سرنگونی یک پهپاد میتواند به سرعت اوضاع را از کنترل خارج کند و دو طرف را به سمت تشدید تنش سوق دهد. به گفته کارشناسان، این یک «هندسه برخورد» است که در آن، اهداف حیاتی دو طرف قابل جمع نیستند.
۴. تبیین و تحلیل راهبردی
تهدید واقعی یا بهرهبرداری سیاسی؟
رفتار دولت نتانیاهو را میتوان در دو سطح تحلیل کرد:
در سطح نخست، نگرانی رژیم صهیونیستی واقعی است؛ برتری هوایی، ستون اصلی بازدارندگی این رژیم طی سه دهه گذشته بوده و ورود ترکیه به باشگاه دارندگان اف-۳۵ میتواند بخشی از این مزیت را کاهش دهد.
در سطح دوم، نحوه برجستهسازی این موضوع در فضای رسانهای نشان میدهد که ملاحظات داخلی و تلاش برای تقویت جایگاه امنیتی در افکار عمومی نیز مؤثر است، هرچند این عامل را باید در کنار سایر ملاحظات امنیتی دید، نه بهعنوان تنها انگیزه.
اف-۳۵؛ نماد رقابت بزرگتر
پرونده اف-۳۵، بیش از آنکه درباره یک جنگنده باشد، درباره آینده موازنه قدرت در خاورمیانه است. ترکیه طی سالهای اخیر با توسعه صنایع دفاعی، افزایش صادرات تجهیزات نظامی، حضور فعال در بحرانهای منطقهای و گسترش نفوذ اقتصادی، جایگاه خود را بهعنوان یک قدرت میانی تثبیت کرده است. در مقابل، رژیم صهیونیستی تلاش دارد برتری نظامی کیفی خود را که همواره مورد حمایت آمریکا بوده، حفظ کند. بنابراین، اختلاف دو کشور بر سر اف-۳۵، در واقع نماد رقابت بر سر معماری امنیتی آینده منطقه است.
چرایی پایین بودن احتمال جنگ
با وجود ادبیات تند دو طرف، عواملی مانند وابستگی امنیتی هر دو کشور به ایالات متحده، عضویت ترکیه در ناتو، هزینههای سنگین اقتصادی و نظامی، و ترجیح هر دو طرف به رقابت غیرمستقیم از طریق ائتلافها و فناوری، مانع از حرکت به سمت جنگ مستقیم میشود. به نظر میرسد محتملترین سناریو، افزایش رقابت ژئوپلیتیکی بدون ورود به جنگ مستقیم باشد.
نظم منطقهای در حال گذار
تحولات اخیر نشان میدهد که رقابتهای آینده خاورمیانه، کمتر حول محورهای سنتی و بیشتر بر موضوعاتی نظیر فناوریهای پیشرفته نظامی، کریدورهای ترانزیتی، انرژی، اقتصاد دفاعی، نفوذ در دولتهای شکننده و ائتلافهای امنیتی جدید شکل خواهد گرفت. چنین فضایی، ترکیه و رژیم صهیونیستی را به دو بازیگر اصلی این رقابت تبدیل کرده است.
۵. سخن پایانی و چشمانداز
رقابت میان ترکیه و رژیم صهیونیستی را باید نخستین نشانه شکلگیری نظم جدید خاورمیانه دانست؛ نظمی که در آن، رقابت بر سر فناوری، نفوذ منطقهای، اقتصاد و ائتلافهای امنیتی، جایگزین الگوهای سنتی تقابل خواهد شد. مهمترین ضرورت برای ناظران و سیاستگذاران، پرهیز از تحلیلهای هیجانی و تمرکز بر روندهای بلندمدت انتقال قدرت است. سیاستگذاری موفق در این محیط، مستلزم تمایز قائل شدن میان «تهدیدهای واقعی»، «رقابتهای ساختاری» و «بزرگنماییهای سیاسی» میباشد.
توصیههای سیاستی
۱. رقابت ترکیه و رژیم صهیونیستی نباید صرفاً بهعنوان یک فرصت تاکتیکی دیده شود؛ بلکه نشانه «تغییر ساختار قدرت منطقه» است و نیازمند بازنگری بنیادین در ارزیابیهای ژئوپلیتیکی ایران است.
۲. سیاست خارجی ایران میتواند ظرفیتهای اقتصادی، فناوری، ترانزیتی و دیپلماتیک را به ابزارهای اصلی افزایش نفوذ منطقهای تبدیل کند.
۳. به نظر میرسد ایران باید از گرفتار شدن در دوگانه «ترکیه یا رژیم صهیونیستی» پرهیز کند و سیاستی متوازن، منعطف و مبتنی بر منافع ملی را دنبال کند.
۴. توسعه روابط با قدرتهای میانی منطقه، تنوعبخشی به شرکای اقتصادی و تقویت همکاریهای چندجانبه، میتواند هزینههای ناشی از رقابتهای آینده را به طور قابلتوجهی کاهش دهد و زمینه را برای حفظ امنیت ملی در نظم در حال گذار فراهم آورد.


نظر شما :