چالش ها و فرصتهای کلیدی برنهام
از تنگه هرمز تا اروپا، نخستوزیر جدید انگلیس درگیر است
نویسنده: روزالیند رابرتز (Rosalind Roberts) مدیر تحقیقات موسسه RUSI است. او قبل از آن برای چهار سال رئیس تحلیلگران تحقیقاتی در دفتر وزارت امور خارجه، مشترک المنافع و توسعه بریتانیا (FCDO) بود.
دیپلماسی ایرانی: اندی برنهام، نخست وزیر جدید بریتانیا، با یک زمینه چالش برانگیز بین المللی، با مشکلات حل نشدنی، اما همچنین فرصت هایی برای رهبری و اعمال نفوذ بریتانیا بر رویدادهای جهانی مواجه است.
در صدر فهرست «کارهای» نخست وزیر، ایجاد رشد اقتصادی خواهد بود که بریتانیا و دولت کارگر به شدت به آن نیاز دارند تا امور مالی عمومی را بهبود ببخشند، به تعهدات خود در زمینه خدمات عمومی عمل کنند و بحران هزینه زندگی را کاهش دهند. برنهام «رشد خوب در هر کد پستی» را خواستار شده و امیدوار است که سیاست خارجی بریتانیا را برای دستیابی به این دیدگاه مهار کند. اما تعامل بیفایده با این دستور کار، مجموعهای از چالشهای امنیتی و سیاست خارجی است که بدون شک در ماههای آینده توجه و منابع قابل توجهی را به خود اختصاص خواهد داد.
منازعات جاری
فروپاشی آتشبس ایالات متحده با ایران و خشونت و اختلال مداوم در تجارت در تنگه هرمز در روزهای آینده غالب خواهد بود و توجه فوری نخست وزیر را میطلبد. تفاهمنامه اسلامآباد، با طرح کلی آتشبس و دوره مذاکره شصت روزه، در تئوری هنوز در حال اجراست و امید میرود که به سرعت طرفین به این موضوع بازگردند. بریتانیا تاکنون نقش برجستهای در مذاکرات ایفا نکرده، اما برای نخست وزیر بریتانیا مهم خواهد بود که نشان دهد درگیر این موضوع است. تماس با کشورهای خلیج فارس، ترکیه و پاکستان، ارائه اطمینان خاطر در مورد تعهدات دفاعی بریتانیا در صورت وجود این تعهدات و حمایت بریتانیا از روند مذاکراتی که آنها رهبری کردهاند، گامهای مهمی خواهد بود.
توافق تقریباً جهانی بین کشورها در مورد لزوم تأکید مجدد بر آزادی دریانوردی در تنگهها، یکی از حوزههای بالقوه کشش و نفوذ است و بریتانیا و فرانسه پیش از این قصد خود را برای همکاری با عمان برای اطمینان از ایمن بودن آبهای سرزمینی آن برای دریانوردی اعلام کردهاند. اما نخستوزیر باید با احتیاط گام بردارد تا از درگیر شدن در آنچه تهدید به تبدیل شدن به یک درگیری دائمی با ایران را دارد، جلوگیری کند. اتخاذ روش جنگی اسرائیل توسط ایالات متحده – تلاش برای مدیریت تهدید از طریق «چیدن چمن» روتین، به جای راهحل استراتژیک – حاکی از یک دوره طولانی بیثباتی است که به مدیریت مداوم درگیری نیاز دارد.
در همین حال، جنگ روسیه علیه اوکراین همچنان ادامه دارد. برتری کنونی اوکراین در میدان نبرد و پیامدهای منفی فزاینده جنگ برای اقتصاد روسیه این امید را ایجاد می کند که مسکو بتواند به دنبال نوعی آتشبس باشد. اما در هر صورت، نشانهها حاکی از آن است که پوتین در حال تشدید دو برابری تنش است و در تلاشی برای تضمین چیزی که بتواند آن را به عنوان «پیروزی» بفروشد. اقدام پوتین برای تغییر پویایی در اوکراین میتواند چالش مهمی در شش ماه اول برنهام ایجاد کند، اما اگر او قادر باشد، به نخستوزیر اجازه میدهد تا اعتبار سیاست خارجی خود را بیشتر تقویت کند. دولت بریتانیا و شخص برنهام در مورد نیاز به نشان دادن حمایت بلندمدت از اوکراین صریح بودهاند و به روسیه پیام میدهند که بریتانیا تا زمانی که لازم باشد در آنجا خواهد بود. در شرایط تشدید تنش، جایی که نخستوزیر بریتانیا نقشی محوری در جلب حمایت بریتانیا، اروپا و آمریکا از اوکراین و کمک به رئیسجمهور زلنسکی برای مدیریت فشارهایی که ممکن است برای آتشبس زودهنگام با آن مواجه شود، مهمتر میشود.
سازمان ها و اتحادهای بین المللی
پسزمینه این دو بحران بزرگ، دگرگونی مداوم در روابط بینالمللی اصلی بریتانیا است. در اینجا نخستوزیر چالشهای دوگانهای دارد که ایالات متحده را درگیر در ناتو و در کنار خود به عنوان یک شریک امنیتی و اطلاعاتی ضروری میداند، در حالی که موقعیتی جدا از ایالات متحده را تعیین میکند و رابطه نزدیکتری با اروپا و برخی از قدرتهای نوظهور که اهمیت فزایندهای برای شکوفایی بریتانیا دارند، ایجاد میکند.
ناگفته نماند که ایجاد یک رابطه موثر با پرزیدنت ترامپ – برای کمک به کاهش خطرات ناشی از تغییرات سریع در سیاست دولت برای بریتانیا و آماده کردن زمینه برای تعامل در مورد نگرانی های استراتژیک مشترک – یک اولویت کلیدی خواهد بود.
در مورد اروپا، نشست برنامهریزیشده بین نخستوزیر جدید بریتانیا و رهبران اتحادیه اروپا (که با استعفای کر استرامر به تعویق افتاد) احتمالاً بستری اولیه برای تعامل با رهبران اروپایی و برای پیگیری تعدادی از مسائل مربوط به امنیت، اقتصاد و مهاجرت ارائه میکند. تقریباً مطمئن است که همنوایی حال و هوای خوبی خواهد داشت زیرا اروپاییها علاقه شدیدی به نشان دادن همبستگی با نخست وزیر برنهام دارند، اما در درازمدت، مشخص نیست که آیا اروپا هنوز کاملاً با یک رابطه جدید با بریتانیا که فراتر از برگزیت حرکت میکند و بر نیازهای وضعیت امروز تمرکز میکند، موافق است یا خیر.
این امر مستلزم پویایی سیاسی جدید است و جالب است که ببینیم نخست وزیر چگونه به رهبری در سطح اروپا گام بر میدارد، از جمله به طور بالقوه به کارگیری دیدگاه سیاسی نوپای خود از "منچستریسم". اما فرزند جدید در بلوک و آخرین نفر در لیست بلند نخست وزیران، این چالش را در کنار تاثیر سیاست داخلی و اولویت ها در سراسر قاره افزایش می دهد. در حالی که فرصتی برای برنهام برای همکاری با امانوئل مکرون، رئیس جمهوری فرانسه برسر اوکراین، ایران و روابط با اتحادیه اروپا وجود دارد، انتخابات ریاست جمهوری فرانسه که برای آوریل ۲۰۲۷ برنامهریزی شده است میتواند بهآرامی اختیار و توجه ماکرون را از بین ببرد.
در ادامه، نخستوزیر به دنیایی قدم میگذارد که در آن چابکی استراتژیک – ایجاد مشارکتها و ائتلافهای مبتنی بر موضوع – نه تنها برای مقابله با بحرانها، بلکه برای چالشهای بلندمدت در روابط بینالملل مانند تغییرات آب و هوا و مقررات فناوری، اهمیت فزایندهای دارد. اجلاسهای بینالمللی فرصتهایی را برای تعامل گستردهتر و ایجاد ائتلاف فراهم میکند و اولویتهای او را نشان میدهد. برنهام احتمالا در ماه سپتامبر در مجمع عمومی سازمان ملل شرکت خواهد کرد. در نوامبر، او باید تصمیم بگیرد که آیا در COP31 در آنتالیا شرکت خواهد کرد، جایی که غیبت او به عنوان یک گام عقبمانده در انتقال آب و هوا و انرژی در نظر گرفته میشود. سپس او باید اولویتهای خود را برای میزبانی G20 بریتانیا در سال آینده مشخص کند.
ساختار دفاع و دیپلماسی
پیشرفت در همه این مسائل، به علاوه بسیاری دیگر – غزه، سودان، مدیریت چین – همگی به روابطی که برنهام با همکاران کلیدی خود در کابینه ایجاد میکند و به دیپلماسی زیرکانهای بستگی دارد. در سطح عملی کمکی نمیکند که دفتر امور خارجه، مشترکالمنافع و توسعه همچنان با یک تمرین بازسازی داخلی دردناک، که کاهش توانایی در دیپلماسی، توسعه و تخصص عمیق را تهدید میکند، منحرف شود. و در حالی که انتشار طرح سرمایهگذاری دفاعی سرانجام به وزارت دفاع اجازه داد تا از این درام خارج شود، بودجه وزارتخانه همچنان با پرسشهای مداوم در مورد اینکه چه آرزوهایی در بازنگری استراتژیک دفاعی باید به تعویق بیفتد و اینکه آیا و چگونه وزارت دفاع میتواند مسیری را برای صرف ۳.۵ درصد تولید ناخالص داخلی برای دفاع تا سال ۲۰۳۵ تعیین کند، همچنان درگیر است.
این مشکلات ظرفیت نهادی و ابزارهایی را که نخستوزیر جدید در اختیار خواهد داشت، کاهش میدهد، زیرا او قصد دارد اعتبار خود را در امور بینالمللی تجلی دهد و با شرکای خود برای مقابله با چالشهای بینالمللی فراوان همکاری کند. با این وجود، نقاط قوت بریتانیا در زمینه تجربه و دسترسی دیپلماتیک، توانایی نظامی، نفوذ اقتصادی و قدرت نرم همچنان به نخست وزیری قدرت میبخشد که بتواند به طور مؤثر این اهرم ها را به کار گیرد.
منبع: روسی (RUSI) / تحریریه دیپلماسی ایرانی/۱۱


نظر شما :