کنگره یا نهاد قانون گزاری:

سبک پوپولیستی ترامپ در کارزار انتخابات میان‌دوره‌ای

۲۶ شهریور ۱۴۰۵ | ۰۹:۰۰ کد : ۲۰۴۰۵۱۶ اخبار اصلی آمریکا
محمدرضا ریاحی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: بررسی حوزه‌ی اطلاق مفهومی قدرت بیان گر آن است که ترامپ برای صدارت جمهوری‌خواهان در کنگره‌ی یکصدوبیستم از رهیافت های چندگانه قدرت استفاده می‌کند. 
سبک پوپولیستی ترامپ در کارزار انتخابات میان‌دوره‌ای

نویسنده: محمدرضا ریاحی، دکترای تخصصی روابط بین‌الملل و پژوهشگر مسائل آمریکا 

دیپلماسی ایرانی: محرک‌های ملی و بین‌المللی متأثر از تصمیمات حزب حاکم بر کاخ سفید موجب تحمیل بار مالی مضاعف بر هزینه مصرفی خانوار، نرخ سوخت و خرید مسکن در ایالات متحده گردیده است. رابطه‌ی بین تورم و عملکرد ترامپ به‌ویژه در نواحی کم‌درآمد آمریکا که درد از افزایش قیمت‌ها برای رأی‌دهندگان بیشتر احساس ناشی می‌شود؛ برجسته‌تر است. به هر میزان برداشت های مردم از تورم به کاهش سطح تأیید آن‌ها نسبت به عملکرد دولت منجر شود به همان میزان نیز از احتمال رأی به حزب حاکم خواهد کاست. وعده‌ی ترامپ به پرداخت سود سهام ۵۰۰۰ دلاری به شرکت‌کنندگان در انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره در صورت پیروزی جمهوری‌خواهان حرکتی پوپولیستی در جلب آرای حداکثری برای جمهوری‌خواهان است. بررسی حوزه‌ی اطلاق مفهومی قدرت بیان گر آن است که ترامپ برای صدارت جمهوری‌خواهان در کنگره‌ی یکصدوبیستم از رهیافت های چندگانه قدرت استفاده می‌کند. 

اهمیت موضوع 

قدرت در علم سیاست موجد رهیافت های چندگانه است. در اثنای کارزار انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره یکصدوبیستم ، ترامپ ، تمام ظرفیت‌های ملی را برای صدرنشینی جمهوری‌خواهان به خدمت گرفته است :

۱. قدرت به مثابه‌ی کنترل منابع: 

یعنی استفاده از توانایی‌ها و ابزارهای در دسترس برای تأثیر گذاری بر افکار عمومی و سایر بازیگران ملی.

فرامین اجرایی رییس جمهور قدرت استفاده از منابع داخلی را ضمانت می‌کنند. قدرت جذب منابع از جانب رییس جمهور گاهی موجب خلط قابلیت تبدیل قدرت به نفع حوزه‌ی ملی و یا جلب عناصر ملی در اختیار برای انتفاع حزب می‌شود و بر نتایج تحقق یافته تأثیر می‌گذارد. 

۲. قدرت به مثابه‌ی کنترل کنش‌گران سیاسی:

بر حسب یک رابطه‌ی علی بین کارگزار و کنش‌گر انسانی ، یکی می‌تواند بر رفتار دیگری تأثیر بگذارد. ترامپ برای تأثیر بر نتایج انتخابات میان‌دوره‌ای از ظرفیت بازیگران عرصه‌ی ملی به خوبی استفاده می‌کند. سابقه نفوذ ترامپ در صنعت هالیوود با معرفی سه شخصیت سینمای آمریکا و نزدیک به وی تحت عنوان « فرستادگان ویژه » در دوره‌ی اول ریاست جمهوری‌اش از آن جمله است.‌

۳. قدرت به مثابه‌ی کنترل نتایج:

از نظر«کنت والتس» قدرت می‌تواند ظرفیت و توان ایجاد،کنترل و دست‌کم تأثیرگذاری بر نتایج دلخواه را آشکار سازد. اگرچه انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره از نظر تاریخی غالباً برای حزب رییس‌جمهور چالش برانگیز است و بدیهی است که رأی‌دهندگان ناراضی آمریکایی به‌دنبال تغییر هستند و تنها یک سوم از واجدین رأی از عملکرد ترامپ رضایت دارند؛ ولی دولت فدرال تحت رهبری دونالد ترامپ در بسیاری از ایالت‌ها به‌دنبال تأثیرگذاری بر نتایج انتخابات است.‌

۴. قدرت به مثابه‌ی روابط اجتماعی:

این گونه از قدرت با شبکه ای از نیروها و عوامل اجتماعی پیوند می‌خورد. گفتمان سازی ترامپ در کارزار انتخاباتی فقط توان آشکارسازی ابزار و منبع قدرت در اختیار وی نیست. بلکه ترامپ خود را در جایگاهی می‌بیند که قدرت را برمی سازد. بنابراین روابط اجتماعی ترامپ در قالب تولید گفتمانی سوژه‌ها ( توزیع سود سهام ۵۰۰۰ دلاری به رأی‌دهندگان پس از پیروزی جمهوری‌خواهان) تجلی می‌یابد. نگارنده ،گفتمان سازی ترامپ را چه در ساحت داخلی و چه خارجی بر پایه‌ی «واقع‌گرایی معامله گرایانه» تعریف می‌کند. این رویکرد ناظر بر تفکر مرکانتیلیستی است .نکته‌ای که برای مخاطب این گزاره قابل بازگویی است آن که مهندسی افکار بر جریان تمام کنش‌گری های انتخاباتی دونالد ترامپ قابل ردیابی است. به تعبیری دیگر او با «ایماژ سازی» (تصویرسازی) و «پادگفتمان» ( تولید هاله‌ی معنایی حمایتی از گفته و عملکرد خود) قدرت را در بستر روابط اجتماعی با هدف مدیریت تصاویر ذهنی رأی‌دهندگان متجلی می‌کند.

آیا وعده‌های پوپولیستی محدودیت‌های عارض بر دموکراسی لیبرال را ترمیم می‌کند؟ یا به بنیادهای آن آسیب می‌رساند؟ 
دولت‌های پوپولیست فرآیندهای سیاست‌گذاری را به‌گونه‌ای تغییر می‌دهند تا وانمود کنند درک منحصر به فردی از مردم دارند. ازاین‌رو ، جایزه پنج هزار دلاری (سود سهام پنج هزار دلاری) در صورت پیروزی جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره‌ی یکصدوبیستم که چهارشنبه گذشته از سوی دونالد ترامپ بر امواج رسانه‌ها سوار شد؛ انتقادات جدی را از دو جهت متوجه رییس‌جمهور ایالات متحده کرد:

۱. تحقق وعده‌های پوپولیستی در دولت‌های دموکراتیک به طور سیستماتیک با عقلانیت عملی ، شواهد و دستور کارهای کثرت گرایانه متفاوت است؛
 
۲. اظهار یک شگفتانه مهیج (سود سهام پنج هزار دلاری) برای ۲۹۰ میلیون واجد شرایط رأی، با یک دال مرکزی هدف‌گذاری شده است. بسیج و تهییج افکار عمومی منتقد به وضعیت اقتصادی موجود به نفع جمهوری‌خواهان هرچند دو منطق استدلالی متفاوت در رد و یا پذیرش عملکرد پوپولیستی دولت‌ها وجود دارد:

اول. زمانی که کنترل و توازن میان جایگاه های اجتماعی تضعیف گردد و به زیان حفظ حقوق قشر اقلیت باشد و تفکر پوپولیست سعی بر تغییر قوانین بازی برای ماندگاری در نظام قدرت را داشته باشد،نهادهای دموکراتیک تضعیف می‌شود.‌ در این سطح تحلیل دولت دونالد ترامپ با طرح یک مشوق مالی و تهییج گرایش رأی‌دهندگان به تصاعد آرای جمهوری‌خواهان به صورت یک محرک انگیزشی از «مردم» برای توجیه استمرار سیاست‌های حزب خود، دنبال کردن قطب‌بندی سیاسی و اهریمن جلوه دادن مخالفان سیاسی خود در سطح ملی بهره می‌گیرد. 

دوم.‌ برخی هم استدلال می‌کنند پوپولیست ممکن است به دلایلی همچون بازگشت گروه‌های اجتماعی که قبلاً از پهنه‌ی سیاست به حاشیه رانده شده بودند ، منتهی به پاسخ‌گویی دموکراتیک شود. پاسخ‌گویی در برابر قشری از جامعه که مدت‌ها نادیده گرفته شده‌اند.‌ در این حالت از پوپولیست حمایت شده است.‌

اکنون ترامپ با طرح عمومی یک وعده‌ی مالی شگفت‌انگیز انتخاباتی خود را در برابر این سوال قرار داده که دولت وی چگونه قادر به تأمین این حجم از نقدینگی برای رأی‌دهندگان است؟!

این وعده‌ی شگفتانه برای دولت در صورت تحقق، ۱٫۳۵ تریلیون دلار هزینه خواهد داشت. تعدادی از سناتورهای جمهوری‌خواه از جمله «برنی مورنو» از اوهایو آمادگی سنا را به‌منظور تصویب این طرح بلافاصله پس از انتخابات میان‌دوره‌ای با عنوان «سود سهام ترامپ» اعلام کرده‌اند.

تجزیه و تحلیل 

در یک عبارت، وعده‌ی مالی ترامپ نیاز به تصویب کنگره دارد با نظر به این که قانون اساسی اختیار کنترل هزینه‌ها را به کنگره تفویض نموده است. از طرف دیگر تشدید کسری بودجه و تورم پیامد طرح شگفتانه مالی ترامپ است.‌

انگیزه ترامپ از طرح این ایده در چرخه‌ی تفکرات معامله گرایانه او با توجه به تنگناهای اقتصادی شهروندان ایالات متحده به‌عنوان یک «گزینه ترمیمی» برای پوشش حفره‌ها و گره‌های اقتصادی حزب حاکم بر کاخ سفید است.‌

دیگر آن که این وعده زمانی که در اولین کنوانسیون میان‌دوره‌ای حزب جمهوری‌خواه در «دالاس» رسانه‌ای شد. رییس‌جمهور ایالات متحده را در برابر این پرسش قرار داد که اگر سیاست‌های اقتصادی حزب حاکم بر کاخ سفید واجد کارآمدی است؛ چرا و با چه توجیه منطقی چنین پرداختی وعده داده می‌شود؟!

در نوامبر ۲۰۲۵ ترامپ در پلتفرم رسانه اجتماعی خود نوشته بود سود سهام حداقل دو هزار دلاری برای هر نفر پرداخت خواهد شد که هنوز محقق نشده است.

وقتی رهبر اقلیت دموکرات در سنا طرح سهام پنج هزار دلاری ترامپ را تلاش وی برای رشوه دادن به مردم آمریکا می‌داند؛پیش از آن که وعده‌ی این طرح عزم ترامپ را در جلب آرای شرکت‌کنندگان به سمت رأی به نمایندگان جمهوری‌خواه به نمایش گذارد،نشانه آشکاری از ناکامی و ورشکستگی سیاست‌های حزب حاکم بر کاخ سفید را نمایان می‌سازد.‌

نتیجه‌گیری 

وخامت اوضاع اقتصادی شهروندان ایالات متحده،ترامپ را با فشار فزاینده‌ای مواجه ساخته است. وخامت وضعیت اقتصادی ایالات متحده و طرح یک ایده شگفتانه به‌منظور برون رفت از آن در مبارزات انتخاباتی نمایندگان کنگره به تنهایی عامل تعیین کننده‌ای در نتیجه‌ی صدرنشینی یکی از دو حزب در کنگره‌ی یکصدوبیستم خواهد بود. باوجود افزایش هزینه‌های انرژی ، هزینه‌های بالای مصرفی خانوارهای آمریکایی و افزایش نگرانی‌ها در کاهش توانایی شهروندان در خرید مسکن؛ بنا بر گزارش رسمی «کمیته‌ی بودجه‌ی فدرال» عملی شدن این وعده‌ی انتخاباتی ۱۰۵ واحد فشار تورمی ایجاد خواهد کرد.‌ این در حالی است که بدهی ملی ایالات متحده در ماه گذشته‌ی میلادی از مرز ۴۰ تریلیون دلار گذشت. 

چنانچه نمایندگان جمهوری‌خواه به اکثریت کرسی‌های کنگره دست‌یابند، برای تحقق این وعده ملزم به تدوین لایحه هستند. چراکه طرح این گونه وعده‌ها بدون تصویب کنگره قابل اجرا نیست.

پیش از این و در طول همه‌گیری کوید ۱۹ کمک‌های مالی که دولت برای افراد و مشاغل خرد در نظر گرفت و میان آنان توزیع گردید پس از حمایت و تصویب کنگره عملی شد. به بیانی دیگر با این طرح مهیج ، ترامپ ملت ایالات متحده را این‌گونه مخاطب خود قرار داده است که چنانچه حزب حاکم بر کاخ سفید در کنگره‌ی یکصدوبیستم بر مصدر قدرت باقی بماند، بخشی از سهم تولید ثروت در ایالات متحده به مردم داده می‌شود.‌

کلید واژه ها: آمریکا ایالات متحده امریکا دونالد ترامپ انتخابات میان دوره ای انتخابات میان دوره ای کنگره امریکا محدرضا ریاحی


نظر شما :