شرکتهای فناوری عرض اندام میکنند
بازیگران جدید جنگ و امنیت
نویسنده: سجاد عبادی، پژوهشگر سیاست و قدرت فناوری، عضو هیات علمی دانشگاه
دیپلماسی ایرانی: تا همین دو دهه پیش، بازیگران اصلی جنگها عمدتاً دولتها، ارتشها و ائتلافهای نظامی بودند. قدرت کشورها بر اساس تعداد نیرو، تجهیزات، بودجه دفاعی و ظرفیت صنعتی سنجیده میشد. اما تحولات سالهای اخیر نشان میدهد که ماهیت قدرت در حال تغییر است. جنگ اوکراین، رقابت فناوری آمریکا و چین، توسعه هوش مصنوعی و گسترش زیرساختهای داده، همگی نشانهای از ورود بازیگران جدید به عرصه قدرت جهانی هستند: شرکتهای فناوری.
در جنگ اوکراین برای نخستینبار شرکتهای فناوری نه در حاشیه، بلکه در متن معادله جنگ قرار گرفتند. اینترنت ماهوارهای استارلینک متعلق به شرکت اسپیسایکس، بخشی از ارتباطات حیاتی اوکراین را در زمان حملات روسیه حفظ کرد. مایکروسافت اعلام کرد دهها حمله سایبری علیه زیرساختهای اوکراین را شناسایی و خنثی کرده است. آمازون و گوگل نیز بخشی از دادهها و خدمات دیجیتال اوکراین را به زیرساختهای ابری منتقل کردند تا از نابودی فیزیکی آنها جلوگیری شود. در عمل، بخشی از تابآوری دولت اوکراین نه صرفاً توسط نهادهای حکومتی، بلکه توسط شرکتهای فناوری تأمین شد.
این تحول نشان میدهد که زیرساخت دیجیتال اکنون به بخشی از امنیت ملی تبدیل شده است. در گذشته دولتها مالک زیرساختهای اصلی قدرت بودند؛ اما امروز بخش مهمی از زیرساخت ارتباطات، داده، هوش مصنوعی، رایانش ابری و حتی ماهوارهها در اختیار شرکتهای خصوصی قرار دارد. به همین دلیل، مرز میان قدرت دولتی و قدرت شرکتی بهتدریج در حال تغییر است.
بر اساس گزارشهای مجمع جهانی اقتصاد و OECD، بازار جهانی خدمات ابری عمدتاً در اختیار چند شرکت آمریکایی است. همچنین بخش بزرگی از سیستمعاملهای تلفن همراه، موتورهای جستوجو، زیرساخت هوش مصنوعی و خدمات ارتباطی جهانی توسط تعداد محدودی از شرکتهای فناوری کنترل میشود. این تمرکز به آن معناست که شرکتهای فناوری اکنون تنها بازیگران اقتصادی نیستند؛ بلکه بخشی از معماری قدرت جهانی محسوب میشوند.
رقابت آمریکا و چین نیز این روند را تشدید کرده است. تحریمهای فناوری آمریکا علیه هواوی، محدودیت صادرات تراشههای پیشرفته و رقابت بر سر هوش مصنوعی، نشان میدهد فناوری به مرکز رقابت ژئوپلیتیک تبدیل شده است. در این رقابت، شرکتهایی مانند انویدیا، اپل، گوگل، مایکروسافت، آمازون، هواوی و TSMC فقط بنگاههای اقتصادی نیستند؛ بلکه بخشی از زنجیره قدرت ملی کشورها محسوب میشوند.
نکته مهمتر آن است که جنگهای جدید صرفاً در میدان نظامی جریان ندارند. امروز داده، شبکه، پلتفرم، افکار عمومی و زیرساخت ارتباطی نیز بخشی از میدان جنگ هستند. پلتفرمهای اجتماعی میتوانند بر افکار عمومی جهانی اثر بگذارند، خدمات ابری میتوانند عملکرد دولتها را حفظ کنند و الگوریتمهای هوش مصنوعی میتوانند در تحلیل اطلاعات، عملیات سایبری و حتی تصمیمگیری نظامی نقش داشته باشند.
در جنگ غزه و تنشهای خاورمیانه نیز نقش پلتفرمها و شرکتهای فناوری آشکار بود. شبکههای اجتماعی به بخشی از میدان رقابت روایتها تبدیل شدند و مسئله مدیریت محتوا، الگوریتمها و دسترسی به اطلاعات، ابعاد سیاسی و امنیتی پیدا کرد. به همین دلیل، بسیاری از دولتها به این جمعبندی رسیدهاند که حاکمیت در قرن بیستویکم فقط به کنترل سرزمین محدود نیست؛ بلکه به کنترل داده و زیرساخت دیجیتال نیز وابسته است.
گزارشهای ناتو و مراکز مطالعات امنیت سایبری غربی نشان میدهد حملات سایبری اکنون بخشی ثابت از راهبرد نظامی کشورها هستند. حمله به شبکه برق، سامانه بانکی، زیرساخت حملونقل یا مراکز داده میتواند بدون شلیک حتی یک موشک، یک کشور را دچار بحران کند. در چنین شرایطی، شرکتهایی که زیرساخت دیجیتال را مدیریت میکنند، عملاً به بازیگران امنیتی تبدیل میشوند.
از سوی دیگر، هوش مصنوعی در حال تغییر ماهیت جنگ است. بر اساس برآوردهای مؤسسات مطالعاتی غربی، سرمایهگذاری شرکتهای خصوصی در حوزه AI اکنون از بسیاری از بودجههای دولتی پیشی گرفته است. این موضوع باعث شده توسعه فناوریهای راهبردی بیش از گذشته در اختیار بخش خصوصی قرار گیرد. به همین دلیل، رابطه دولتها و شرکتهای فناوری وارد مرحله تازهای شده است؛ مرحلهای که در آن همکاری و رقابت همزمان وجود دارد.
چین یکی از کشورهایی است که این تحول را زودتر درک کرد. پکن تلاش کرده میان دولت، شرکتهای فناوری و راهبرد امنیت ملی هماهنگی ایجاد کند. آمریکا نیز در سالهای اخیر همکاری خود با غولهای فناوری در حوزه هوش مصنوعی، امنیت سایبری و زیرساخت ابری را افزایش داده است. به بیان دیگر، قدرت ملی در جهان جدید بیش از گذشته به توان فناوری و ظرفیت شرکتهای دیجیتال وابسته شده است.
اما اهمیت این تحول برای ایران، فراتر از یک بحث نظری است. جنگ و تنشهای اخیر میان ایران و اسرائیل نشان داد که بخش مهمی از معادله قدرت دیگر صرفاً در آسمان و میدان نظامی تعیین نمیشود؛ بلکه در لایه زیرساخت دیجیتال، داده و شبکه نیز جریان دارد. در این فضا، شرکتهای فناوری و پلتفرمها عملاً به بخشی از محیط راهبردی جنگ تبدیل شدهاند.
در جنگهای جدید، مسئله فقط حمله نظامی نیست؛ بلکه حفظ ارتباطات، مدیریت افکار عمومی، امنیت سامانههای بانکی، پایداری اینترنت، مقابله با حملات سایبری و کنترل جریان اطلاعات نیز اهمیت پیدا کرده است. تجربه سالهای اخیر نشان میدهد هرگونه اختلال گسترده در زیرساخت ارتباطی یا خدمات دیجیتال میتواند آثار اقتصادی و اجتماعی قابل توجهی ایجاد کند. به همین دلیل، کشورها تلاش میکنند علاوه بر توسعه توان نظامی، ظرفیت تابآوری دیجیتال خود را نیز افزایش دهند.
برای ایران، این مسئله چند بُعد مهم دارد. نخست، وابستگی زیرساختی. بخش مهمی از اقتصاد دیجیتال جهان بر بستر خدمات ابری، سیستمعاملها، تجهیزات شبکه و پلتفرمهایی شکل گرفته که عمدتاً در اختیار شرکتهای آمریکایی یا شرکای غربی آنهاست. این وابستگی در شرایط بحران میتواند به آسیبپذیری ژئوپلیتیک تبدیل شود.
دوم، مسئله افکار عمومی و پلتفرمهاست. در جنگهای جدید، روایتها به اندازه عملیات نظامی اهمیت پیدا کردهاند. شبکههای اجتماعی اکنون بخشی از فضای جنگ شناختی هستند و الگوریتمها میتوانند بر جهتگیری افکار عمومی جهانی اثر بگذارند. در چنین شرایطی، شرکتهای فناوری عملاً به بازیگران تأثیرگذار سیاسی و امنیتی تبدیل شدهاند.
سوم، مسئله هوش مصنوعی و داده است. تحلیل دادههای لحظهای، تصاویر ماهوارهای، سامانههای شناسایی و عملیات سایبری، همگی به زیرساخت پردازشی و ظرفیت AI وابستهاند. به همین دلیل، بسیاری از قدرتهای جهانی سرمایهگذاری گستردهای در این حوزه انجام دادهاند. آمریکا و چین رقابت اصلی خود را اکنون بر سر تراشه، cloud و هوش مصنوعی متمرکز کردهاند؛ زیرا این حوزهها بخشی از قدرت راهبردی آینده محسوب میشوند.
برای ایران، این تحولات به معنای ضرورت بازتعریف مفهوم امنیت ملی است. امنیت در جهان جدید صرفاً به مرز و تجهیزات نظامی محدود نمیشود؛ بلکه شامل امنیت داده، امنیت شبکه، زیرساخت ابری، مراکز داده، سرمایه انسانی دیجیتال و توان حفظ عملکرد کشور در شرایط بحران نیز هست.
ایران در سالهای اخیر در حوزههایی مانند خدمات دیجیتال، پرداخت الکترونیک، تجارت آنلاین و اقتصاد پلتفرمی پیشرفتهایی داشته، اما همچنان با چالشهایی مانند مهاجرت نیروی انسانی متخصص، محدودیت سرمایهگذاری، ضعف زیرساخت ابری و وابستگی فناوری مواجه است. در حالی که بسیاری از کشورهای منطقه و آسیا به سرعت در حال سرمایهگذاری روی هوش مصنوعی، مراکز داده و امنیت سایبری هستند، ایران نیز ناگزیر است نگاه راهبردیتری به اقتصاد دیجیتال و زیرساخت فناوری داشته باشد.
در نهایت، تحول اصلی آن است که در قرن بیستویکم قدرت تنها در اختیار دولتها نخواهد بود. شرکتهایی که داده، الگوریتم، ماهواره، زیرساخت ابری و هوش مصنوعی را کنترل میکنند، به بخشی از معادله ژئوپلیتیک تبدیل شدهاند. همانگونه که شرکتهای نفتی در قرن بیستم بخشی از نظم قدرت جهانی بودند، شرکتهای فناوری نیز در حال تبدیل شدن به بازیگران راهبردی قرن بیستویکم هستند؛ تحول مهمی که جنگهای جدید، از اوکراین تا جنگ اسرائیل و امریکا علیه ایران، آن را آشکارتر از همیشه نشان دادهاند.
منابع
1. NATO, Cyber Defence Reports 2024
2. Microsoft, Digital Defense Report 2024
3. World Economic Forum, Future of the Digital Economy 2024
4. OECD, Digital Economy Outlook 2024
5. CSIS, Technology and Geopolitics Reports
6. IMF, Digitalization and Economic Resilience
7. World Bank, Digital Development Reports
8. European Commission, Digital Sovereignty Strategy
9. McKinsey Global Institute, The Future of Digital Globalization
10. RAND Corporation, Artificial Intelligence and Modern Warfare
11. Carnegie Endowment, Cyber Warfare and Geopolitics
12. Microsoft Threat Intelligence Reports on Ukraine Cyber Operations


نظر شما :