ترامپ و انقلاب در روابط بین‌الملل

عصر جدید یا سقوط دیپلماسی کلاسیک؟

۱۲ بهمن ۱۴۰۴ | ۱۲:۰۰ کد : ۲۰۳۷۴۴۳ اخبار اصلی آمریکا
علی اصغر بصیری جم در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: بدون شک، دوران ترامپ در تاریخ روابط بین‌الملل نقطه‌عطفی است که هیچ‌گاه نمی‌توان آن را نادیده گرفت. او با اقدامات خود، بسیاری از اصول کهن دیپلماسی و حقوق بین‌الملل را به چالش کشیده و به‌طور واضح ساختارهای جهانی را دگرگون کرده است.
عصر جدید یا سقوط دیپلماسی کلاسیک؟

نویسنده: علی اصغر بصیری جم، کارشناس ارشد روابط بین الملل

دیپلماسی ایرانی: در دوره ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ، تغییرات اساسی در نحوه تعاملات بین‌المللی و اصول حاکم بر روابط بین‌الملل و حقوق بین‌الملل را شاهد هستیم. ترامپ با سیاست‌های تهاجمی و غیرقابل پیش‌بینی خود، دست به دگرگونی‌هایی زده که ساختارهای موجود را به چالش کشیده و برخی اصول بنیادین روابط دیپلماتیک را که با زحمات و هزینه های گزاف به دست آمده و تثبیت شده اند را به چالش کشیده است. او خود را نه تنها به عنوان رئیس‌جمهوری قدرتمند بلکه به عنوان یک نیروی بازتعریف‌کننده در تاریخ روابط بین‌الملل و حقوق بین‌الملل معرفی کرده است. 

حالا، دنیا در عصری زندگی می‌کند که به راحتی می‌توان آن را به قبل و بعد از ترامپ تقسیم کرد. ترامپ با شکستن قواعد کلاسیک دیپلماسی در دوره دوم ریاست‌جمهوری خود، به وضوح نشان داده است که برای او "دیپلماسی" و "حقوق بین‌الملل" مفاهیمی قدیمی و منسوخ شده‌اند. سیاست‌های او در تعاملات جهانی به هیچ وجه در چارچوب‌های کلاسیک حقوق و روابط بین المللی نمی‌گنجند. 

یکی از بارزترین اقدامات ترامپ، تهدید و اقدام به "ربایش" رئیس‌جمهور قانونی یک کشور، یعنی ونزوئلا، بود. ترامپ به طور علنی از گزینه‌های نظامی برای تغییر رژیم در ونزوئلا صحبت کرد و به این ترتیب به طور آشکار حقوق حاکمیت ملی و اصول عدم مداخله در امور داخلی کشورها را زیر پا گذاشت. این نوع رویکرد که در گذشته از سوی قدرت‌های بزرگ غربی بسیار محتاطانه‌تر در نظر گرفته می‌شد، هم‌اینک در دوران ترامپ به صورت علنی مطرح و عملی شد. 

علاوه بر این، ترامپ در موقعیت‌های متعدد، توافقات و قراردادهای بین‌المللی را که سال‌ها تلاش برای ایجاد آن‌ها انجام شده بود، بی‌ملاحظه و براساس دیدگاه خود لغو کرده است. خروج از توافق هسته‌ای ایران (برجام)، که به عنوان یک دستاورد بزرگ دیپلماتیک برای بسیاری از کشورهای جهان شناخته می‌شد در کنار خروج از معاهده تغییرات آب و هوایی را می‌توان تنها به عنوان مثال‌هایی از این اقدامات نام برد. این سیاست‌ها پیامدهای جدی در سطح جهانی داشته¬اند و به آن منجر شده‌اند که بسیاری از کشورها با شک و تردید به آینده توافقات بین‌المللی نگاه کنند. 

تهدیدات علیه ایران و افزایش تنش‌ها

یکی دیگر از ویژگی‌های برجسته دوران ترامپ، تهدیدات مستمر او علیه ایران و گسترش تنش‌ها در خاورمیانه بوده است. ترامپ بارها با به‌کارگیری انواع ابزارهای سیاسی و اقتصادی و اخیرا ارسال ناوگروه‌ها و نیروهای نظامی به خلیج فارس، بر شدت تهدیدات خود علیه ایران افزوده و منطقه را به آستانه جنگ کشانده است. 

در کنار این تهدیدات نظامی، ترامپ با سیاست فشار حداکثری خود تلاش کرده است تا ایران را مجبور به مذاکره دوباره تحت شرایطی کاملاً متفاوت از آنچه در توافق هسته‌ای قبلی پذیرفته شده بود به میز مذاکره بکشاند. 

این اقدامات نشان‌دهنده یک استراتژی جدید در روابط بین‌الملل است که هیچ‌گونه توجهی به اصول قدیمی مانند احترام به حاکمیت ملی و حقوق بشر ندارد. این رویکرد تهدیدآمیز ترامپ نه تنها وضعیت منطقه را پیچیده‌تر کرده، بلکه ایجاد بحران‌های جدید در سیاست‌های جهانی را نیز باعث شده است. 

این‌که یک رئیس‌جمهور سایر کشورها را در معرض تهدیدات نظامی قرار می‌دهد و کشورها را به تنش‌های نظامی بیشتر دچار می‌کند، به وضوح نشان‌دهنده شیوه‌ای جدید از سیاست‌ورزی است که نه تنها دیپلماسی، بلکه ساختارهای حقوق بین‌الملل را نیز تضعیف کرده است.

سیاست‌های اقتصادی و نظامی ترامپ در برابر چین و اتحادیه اروپا

در عرصه اقتصادی، ترامپ با اعمال تعرفه‌های سنگین بر کالاهای وارداتی از چین و اتحادیه اروپا، نشان داده است که برای او منافع اقتصادی آمریکا اولویت دارد، حتی اگر این امر به تنش‌های تجاری و اقتصادی در سطح جهانی منجر شود. او به وضوح بیان کرده است که نمی‌خواهد از هیچ جنگ اقتصادی‌ای واهمه داشته باشد و این جنگ‌ها را به عنوان ابزارهای لازم برای برتری آمریکا می‌داند. این سیاست‌ها نه تنها در روابط آمریکا با چین و اروپا، بلکه در روابط آمریکا با بسیاری دیگر از کشورهای جهان نیز اثرات منفی گذاشته است. به عنوان مثال، خروج ترامپ از توافق‌نامه‌های تجاری متعدد با کشورهای مختلف، از جمله توافق‌نامه تجاری NAFTA با کانادا و مکزیک، نشان‌دهنده رویکرد انزواگرایانه ترامپ و نگرش "آمریکا اول" اوست. این سیاست‌ها بر اساس یک استراتژی اقتصادی بسیار یک‌جانبه‌گرا پی‌ریزی شده‌اند که هیچ‌گونه اهمیتی به نظم جهانی و همبستگی بین‌المللی نمی‌دهند. 

ترامپ و تغییرات در نظم جهانی

در نگاه کلی، دوران ترامپ در واقع ایجاد شکاف‌های گسترده‌ای در نظم جهانی پس از جنگ جهانی دوم را موجب شده است. ترامپ بارها اعلام کرده است که نمی‌خواهد ایالات متحده به عنوان یک رهبر جهانی عمل کند و تلاش دارد تا از بسیاری از معاهدات و سازمان‌های بین‌المللی خارج شود. به علاوه، او با زیر سؤال بردن نقش سازمان‌های بین‌المللی و چندجانبه، نظم جهانی مبتنی بر همکاری‌های مشترک را تهدید کرده است. یکی از نمادهای بارز این رویکرد، مداخله‌های ترامپ در کشورهای دیگر و تهدیدات مستقیم به تغییرات سیاسی در این کشورهاست. برای مثال، او نه تنها در مسائل داخلی عراق دخالت مستقیم می‌کند، بلکه حتی در امور داخلی کشورهای اروپایی و خاورمیانه نیز دست به مداخله می‌زند، از اوکراین در برابر روسیه حمایت می‌کند و اتحادیه اروپا و ناتو را در قبال حمایت از اوکراین متهم می‌کند اما در همین حال با پوتین عکس یادگاری می‌گیرد، هند را تحت فشار قرار می‌دهد تا از خرید نفت از روسیه خودداری کند اما می‌گوید پوتین دوست اوست و روابط خوبی با هم دارند! همین دست موضوعات باعث شده است که بسیاری از کشورهای جهان با احتیاط بیشتری در پی برقراری روابط محافظه کارانه با ایالات متحده باشند و به دنبال راه‌های جدیدی برای مقابله با چالش‌ها و تهدیدات جهانی باشند.

تغییر یا سقوط؟

بدون شک، دوران ترامپ در تاریخ روابط بین‌الملل نقطه‌عطفی است که هیچ‌گاه نمی‌توان آن را نادیده گرفت. او با اقدامات خود، بسیاری از اصول کهن دیپلماسی و حقوق بین‌الملل را به چالش کشیده و به‌طور واضح ساختارهای جهانی را دگرگون کرده است. در حالی که این رویکرد‌ها برای برخی کشورها فرصت‌هایی برای تقویت منافع ملی فراهم کرده، برای بسیاری دیگر، بحران‌ها و درگیری‌های بی‌پایانی در سطح جهانی را باعث شده است. آینده جهان پس از ترامپ همچنان مبهم است و تنها زمان می‌تواند نشان دهد که آیا بازگشت به سیاست‌های چندجانبه گرایی و همکاری‌های جهانی امکان‌پذیر خواهد بود یا خیر. در هر صورت، به نظر می‌رسد که دوران ترامپ، چه در عرصه دیپلماسی و چه در حقوق بین‌الملل، یکی از دوران‌های پرچالش و مهم تاریخ معاصر است و حقوق و روابط بین الملل را باید به دو دوره قبل و بعد از ترامپ تقسیم کنیم.

کلید واژه ها: علی اصغر بصیری جم امریکا ایالات متحده امریکا روابط بین الملل امریکا و روابط بین الملل خروج امریکا از سازمان‌های بین‌المللی دونالد ترامپ دولت ترامپ


( ۱ )

نظر شما :