مواجهه با امریکایی که قابل پیشبینی نیست
لحظه حساس اروپا
نویسنده: علی رضوانپور مدرس دانشگاه و تحلیل گر مسائل بینالملل
دیپلماسی ایرانی: اروپا با احتیاط بهسوی استقلال راهبردی بیشتر در حرکت است. شاید لازم باشد که این روند را تسریع کند.
شش سال پیش، امانوئل مکرون، رئیسجمهوری فرانسه، هشدار داد که اروپا دیگر نمیتواند برای دفاع از متحدان ناتوی خود به آمریکا متکی باشد. از آن زمان، درستی سخنان مکرون اثبات شده و اروپا سرانجام به هشدار او مبنی بر ضرورت اندیشیدن به خود به عنوان یک قدرت ژئوپلیتیک راهبردی، توجه نشان داده است.
در این راستا، اجلاس اتحادیه اروپا در دسامبر، که با چشمانداز فروپاشی اوکراین شتاب گرفت، یک نقطه عطف محسوب میشود.
سند راهبرد امنیت ملی دونالد ترامپ به وضوح اعلام میکند که «روزهایی که ایالات متحده مانند اطلس، تمام نظم جهانی را بر دوش میکشید، به پایان رسیده است.» این کشور روابط تجاری خود را باز تعادل خواهد کرد و از طریق استفاده راهبردی از تعرفهها، به دنبال «توافقهای تجاری عادلانه و متقابل» خواهد بود. اما نظام تعرفههای متقابل نه تنها تجارت جهانی را دچار آشفتگی کرده، بلکه مجادلهای درباره «مقدر به پرداخت بودن» نیز گشوده است. خشمی که در این سند موج میزند، متوجه اروپاست.
در بازتابی از سخنرانی جِی. دی. ونس در کنفرانس امنیتی مونیخ در فوریه ۲۰۲۵، این سند خاطرنشان میکند که اروپا، جدا از افول اقتصادی، «با چشمانداز واقعی و هولناکتر محو تمدنی مواجه است. سند راهبرد امنیت ملی موضوع مهاجرت گسترده را مطرح و تصریح میکند: «عصر مهاجرت انبوه باید به پایان برسد.» این سند پیشبینی میکند که اگر روندهای کنونی تداوم یابد، این قاره در عرض ۲۰ سال غیرقابل تشخیص خواهد بود. افزون بر این، «کاملاً محتمل است که حداکثر در عرض چند دهه، برخی از اعضای ناتو دارای اکثریتی غیر اروپایی شوند» و این نگرانی نیز بیجهت نیست.
در سال ۲۰۱۵، اروپا شاهد ورود گسترده پناهندگان بود، زمانی که آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان، در لحظهای مادروارانه اعلام کرد «از عهدهاش برمیآییم» و درهای اروپا را به روی تودههای خسته، فقیر و در همفشرده خاورمیانه گشود. فرانسه با مناطق شهری حساس (ZUS) خود با جمعیت مهاجر بالا روبهروست، سوئد در جنگ باندهای تحت رهبری مهاجران درگیر است و دادگاه عدالت اروپا نیز حکم داده که «قانون گتو» دانمارک در سال ۲۰۱۸ ممکن است با دستورالعملهای برابری اتحادیه اروپا در تضاد باشد.
محور اصلی سند راهبرد امنیت ملی بر مسائل دفاعی متمرکز است. شعار آن «صلح از طریق قدرت» است تا میراث ترامپ را به عنوان «رئیسجمهوری صلح» تحکیم کند. ترامپ لایحه دفاعی نزدیک به یک تریلیون دلاری را امضا کرده که ۸۰۰ میلیون دلار برای اوکراین و ۱۷۵ میلیون دلار برای سه کشور حوزه بالتیک را شامل میشود. تعداد نیروهای آمریکایی در اروپا نیز به زیر ۷۶ هزار نفر کاهش نخواهد یافت. فرمانده آمریکایی اروپا نیز همچنان عنوان فرمانده عالی ناتو را حفظ کرده است.
سند راهبرد امنیت ملی به مخارج ناکافی نظامی اروپا اشاره میکند اما از «تعهد لاهه» نیز نام میبرد که بر اساس آن کشورهای ناتو متعهد شدهاند ۵ درصد از تولید ناخالص داخلی خود را صرف دفاع کنند. اتحادیه اروپا با ابتکار «آمادگی ۲۰۳۰» که تا ۸۰۰ میلیارد یورو هزینه دفاعی اضافی برای مقابله با تهدید روسیه و حمایت از اوکراین پیشبینی میکند، تلاشهای خود را در این زمینه تشدید کرده است.
سند راهبرد امنیت ملی، روابط اروپا با روسیه را «به شدت تضعیفشده» ارزیابی کرده و مدیریت این روابط را مستلزم «مشارکت دیپلماتیک قابل توجه آمریکا» میداند. این امر به میزان قابل توجهی کمتر از انتظارات است، همانطور که طرح صلح ۲۸ مادهای طراحی شده توسط استیو ویتکاف، فرستاده آمریکا، و همتای روسی او، کریل دمیتریف، گواه آن است. همانطور که پلیتیکو اشاره میکند، ویتکاف که یک توسعهدهنده املاک است، این مناقشه را از دریچه ذهنیت املاک و مستغلات و مانند یک اختلاف بر سر ملک مینگرد.



نظر شما :