خطر گسترش جنگ منطقه ای
حمله اسرائیل به ایران تنها با حمایت امریکا ممکن است

نویسندگان: مایکل ماکوفسکی، رئیس و مدیر عامل موسسه یهودی برای امنیت ملی آمریکا (JINSA) و سپهبد دیوید دپتولا، رئیس سابق بازنشسته اطلاعات نیروی هوایی و برنامه ریز اصلی کمپین هوایی برای عملیات طوفان صحرا و مشاور ارشد JINSA
دیپلماسی ایرانی: به گفته مقامات غربی و اسرائیلی، ایران در حال نزدیک شدن به توانایی ساخت سلاح هستهای است و این موضوع زنگ خطر را برای اسرائیل، ایالات متحده و متحدان عرب سنی آنها به صدا درآورده است. به ادعای دولت جدید امریکا، تهران که از حمایتهای مالی و نظامی سخاوتمندانهتر دولت جو بایدن برخوردار شده، از این فرصت برای پیشبرد برنامه تسلیحاتی خود استفاده کرده است. در این میان، سیاستهای دولت بایدن در خاورمیانه، بهویژه مماشات با ایران، بهعنوان عاملی در تشدید این تهدید تلقی میشود.
به گزارش آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA)، ایران در حال حاضر اورانیوم را تا سطح ۶۰ درصد غنیسازی کرده است، که تنها یک گام فنی کوچک تا سطح ۹۰ درصد مورد نیاز برای سلاح هستهای فاصله دارد. همچنین، ایران در حال توسعه سانتریفیوژهای پیشرفتهتر است و بهطور فزایندهای از بازرسیهای آژانس سرپیچی میکند.
این پیشرفتها از نگاه غربی ها نشاندهنده عزم تهران برای دستیابی به ظرفیت تسلیحات هستهای است، حتی اگر مقامات ایرانی همچنان بگویند که برنامه آنها صرفاً برای اهداف صلحآمیز است.
برای اسرائیل، وجود کشوری هسته ای در منطقه که دارای تسلیحات هسته ای باشد، تهدید موجودیتی است. یک ایران مجهز به سلاح هستهای نه تنها میتواند موازنه قدرت در منطقه را تغییر دهد، بلکه حیات دولت یهود را نیز به خطر اندازد. اسرائیل پیشتر نشان داده که حاضر است بهتنهایی علیه تأسیسات هستهای دشمنان خود اقدام کند، همانطور که در حملات سالهای ۱۹۸۱ به رآکتور عراق و ۲۰۰۷ به تأسیسات سوریه انجام داد. اما برنامه هستهای ایران به مراتب پیچیدهتر و پراکندهتر است و به یک تلاش هماهنگتر نیاز دارد.
ایالات متحده، بهعنوان نزدیکترین متحد اسرائیل، نقشی کلیدی در این معادله دارد. با این حال، سیاستهای دولت بایدن، از جمله آنچه آزادسازی میلیاردها دلار از داراییهای مسدود شده ایران و کاهش فشار تحریمها ادعا می شود، به تهران اجازه داده است تا منابع بیشتری را به برنامه هستهای و حمایت از گروههای مورد حمایت خود اختصاص دهد. منتقدان استدلال میکنند که این رویکرد، بهجای مهار ایران، به آن جسارت بیشتری بخشیده است.
در مقابل، اسرائیل خواستار استراتژی سختگیرانهتری است: تشدید تحریمها، انزوای دیپلماتیک و در صورت لزوم، اقدام نظامی مستقیم. مقامات اسرائیلی بارها هشدار دادهاند که اگر ایران به آستانه هستهای برسد، اسرائیل چارهای جز حمله نخواهد داشت، چه با حمایت آمریکا و چه بدون آن. با این حال، یک عملیات نظامی موفق علیه تأسیسات زیرزمینی و پراکنده ایران بدون پشتیبانی لجستیکی و اطلاعاتی آمریکا دشوار خواهد بود.
اتحاد آمریکا و اسرائیل در این زمینه برای اسرائیل ضروری است. به اعتقاد تل آویو واشینگتن باید از اهرمهای خود – از جمله قدرت نظامی، فشار اقتصادی و نفوذ دیپلماتیک – برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای استفاده کند. این شامل بازگرداندن سیاست "فشار حداکثری"، تقویت حضور نظامی آمریکا در منطقه و حمایت بیقید و شرط از اسرائیل در صورت اقدام نظامی است. در غیر این صورت، خطر یک درگیری گستردهتر در خاورمیانه افزایش مییابد که میتواند پای قدرتهای جهانی را نیز به میدان بکشد.
زمان رو به اتمام است. گزارشهای اخیر نشان میدهد که ایران ممکن است ظرف چند ماه به توانایی "گریز هستهای" برسد؛ نقطهای که در آن میتواند بهسرعت یک سلاح هستهای تولید کند. این امر مستلزم یک پاسخ فوری و متحد از سوی آمریکا و اسرائیل است. هرگونه تأخیر یا اختلاف میتواند عواقب فاجعهباری داشته باشد، نه تنها برای منطقه، بلکه برای نظم جهانی.
برای متوقف کردن ایران از رسیدن به سلاح هسته ای، به اعتقاد اسرائیل آمریکا باید از رویکرد مماشات دست بکشد و با آن در یک جبهه متحد عمل کند. این اتحاد نه تنها برای امنیت اسرائیل، بلکه برای ثبات خاورمیانه و جلوگیری از مسابقه تسلیحاتی هستهای در منطقه حیاتی است.
منبع: نشنال اینترست / تحریریه دیپلماسی ایرانی/۱۱
نظر شما :