کسی نمی تواند ایران و افغانستان را از هم جدا کند

درود ای همزبان من هم از ایرانم

۲۶ فروردین ۱۴۰۱ | ۱۴:۰۰ کد : ۲۰۱۱۲۱۸ آسیا و آفریقا انتخاب سردبیر
سید میثم موسوی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: تاریخ نشان دهنده روابط دیرینه این دو سرزمین است، که گهگاهی هم یک سرزمین واحد و یا یک ملت واحد بودند که خود نمایانگر دوستی، همدلی و همگرایی بوده است. در نتیجه، پیشرفت و آرامش در هر دو کشور بر دیگری تاثیرگذار خواهد بود، در آینده هم روابط ملتها و دولت های ایران و افغانستان الزام و ملزوم همدیگر خواهند بود.
درود ای همزبان من هم از ایرانم

نویسنده: سید میثم موسوی، دانشجوی دکتری مطالعات منطقه ای اهل افغانستان

دیپلماسی ایرانی: 

فرق شعر بیدل و اقبال و غالب در کجاست      
 رودکی و حضرت جامی و خاقانی یکی‌ است

                     ***

مرزها دیگر اساس دوریِ ما نیستند            

ای برادر! اصل ما را نیک می‌دانی یکی‌ است 
وضع افغانستان و ایران چنان است که علی رغم جدائی های اتفاقی در طول قرون، تا زمان سلطنت احمدشاه ابدالی تاریخ آنها مشترک بوده و این اشتراک برای هر دو ملت و هر دو کشور مایه سرافرازی است نه سرافکندگی.

جهات مشترک ایران و افغانستان چند چیز است: اول اشتراک محیط جغرافیایی که هر دو روی فلات ایران قرار دارند و این خود موجب یک نوع همبستگی جغرافیایی است که در طول قرون باعث سرنوشت مشترک بوده و در برابر خطرهای بزرگ، مانند خطر حملات مغول ها، سرگذشت مشابه داشته اند. دوم اشتراک نژاد در شعبه خاص ایرانی از نژاد آرین. سوم زبان و ادبیات و اخلاق و عادات و دین مشترک. چهارم تاریخ مشترک و در آخر محتملا سرنوشت مشترک در دنیای پرهیجان کنونی و آینده.

در حال حاضر که حدود جغرافیای سیاسی افغانستان و ایران جداست، اما مرز جغرافیای فرهنگی و ادبی یکی است یعنی هر دو در قلمرو زبان رایج و ادبی دری قرار دارند. اگر حافظه اشتباه نکند در جایی خواندم که آقای خلیلی، شاعر نامدار معاصر افغانستان ضمن سخنرانی در یکی از محافل در شهر تهران، این بیت را از صائب تبریزی خوانده اند:

معنی یک بیت بودیم (یا هستیم) از طریق اتحاد
چون دو مصرع، گرچه در ظاهر جدا هستیم ما

در جای دیگر اقای خلیلی این چند بیت را درباره ایران و ایرانیان سروده که گفته است:

به اختلاف زمان و مکان جدا نشوند
جماعتی که شدند از ازل بهم مأنوس
یکیست شاعر بلخ و یکیست شاعرروم
چنانکه شاعر غزنه یکی و شاعر طوس
سخنوری و سیاست زهم جدا باشند
چنانکه عالم معنی ز عالم محسوس

این گونه اشعار همانطور که مشخص است از دل برخواسته و بر دل و جان می نشیند و از یگانگی روحی و معنوی میان دو ملت و دو کشور ایران و افغانستان حکایت می کند.

ایران و افغانستان در طول صد سال گذشته خود که انواع و اقسام حکومت ها را در درون خود تجربه کرده اند که این روابط سیاسی با فراز و نشیب هایی همراه بوده اما هیچگاه اختلافات سیاسی مانع تدوام این دوستی ها و برادری ها میان مردم دو کشور نشد.

در اینجا باید به این واقعیت اذعان داشت که افغانستان در طی چهار دهه گذشته همواره به کشوری بی ثبات برای منطقه تبدیل شده است. در طول این چهل سال مردم افغانستان برای فرار از جنگ و رسیدن به آرامش همواره سعی کردند تا به کشورهای همسایه بویژه جمهوری اسلامی ایران به عنوان اولین مقصد، از خانه و کاشانه خود کوچ کنند. برکسی پوشیده نیست دولت ایران از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی زمانی که مردم افغانستان مورد تهاجم روس ها قرار گرفت تا به امروز به عنوان کشوری مهاجرپذیر، همه نوع حسن نیت، برادری و عنایت نسبت به مردم افغانستان داشته و در این راه کوتاهی نکرده اند.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، روابط دو کشور شکل جدیدی را به خود گرفت از این رو که ایران با وجود تمام مشکلات، مردم افغانستان را به عنوان دوست و برادر در خاک خود جای داده تا از فضای امن جمهوری اسلامی ایران برای زندگی آرام و بخصوص پیشرفت مردم افغانستان در عرصه تحصیل، استفاده بهینه کنند. 

این در حالیست که جمهوری اسلامی ایران در دوران حاکمیت طالبان در دهه نود یک تعداد از دیپلمات هایش را از دست داد اما باز هم مساعدت های بشردوستانه خود را ادامه داد و بویژه بعد ازسال 2001 و هجوم کشورهای غربی به رهبری امریکا به افغانستان که همیشه در تلاش بودند تا فاصله بین دو کشور ایجاد کنند، ولی با وجود حسن نیت و با تمامی اشتراکات میان مردم دو کشور که از تاریخ بسیار غنی برخوردار هستند، باعث شده است تا این روابط مستحکم تر شود. 

بنابراین، تاریخ نشان دهنده روابط دیرینه این دو سرزمین است، که گهگاهی هم یک سرزمین واحد و یا یک ملت واحد بودند که خود نمایانگر دوستی، همدلی و همگرایی بوده است. در نتیجه، پیشرفت و آرامش در هر دو کشور بر دیگری تاثیرگذار خواهد بود، در آینده هم روابط ملتها و دولت های ایران و افغانستان الزام و ملزوم همدیگر خواهند بود.

به هر حالت هر چه از اشتراکات، وحدت و یگانگی دو کشور بگوییم، باز هم کم گفته ایم اما لازم است این موضوع را هم بگوییم که در کنار این همه اشتراکات، خیلی ها چشم دیدن نزدیکی دو ملت ایران و افغانستان را ندارند.

حوادث اخیر مشهد – هرات، نمونه ای از تلاش های دشمنان ملت افغانستان و ایران بوده که سعی داشتند با سرپوش گذاشتن ناکامی های خود، تنها تیر باقی مانده خود را در جهت ایجاد تفرقه میان دو کشور رها سازند که ان هم به سنگ خورد. امریکا و نوچه هایش غافل از این هستند که دو ملت با تمام اشتراکاتی که با یکدیگر دارند، به این آگاهی رسیده اند، حنای آنها دیگر برایشان رنگی ندارد.

شکست منافقین از آنجا بسیار واضح می شود که ملت و سیاستمداران افغانستان و ایران حادثه تلخ شهر مقدس مشهد - هرات را محکوم کردند و بر حمایت از یکدیگر برخواستند.

در این مسئله که امریکایی ها و سایر نوچه هایش در پشت صحنه مسائل اخیر هستند شکی وجود ندارد، در شرایط فعلی هدف اصلی دشمن در افغانستان و  ایران، قرار دادن مردم در برابر یکدیگر است (تفرقه بی انداز و حکومت کن)، به همین جهت مردم باید اتحاد خود را حفظ کرده تا مانع رسیدن دشمن به اهداف شومشان شوند. باید اذعان داشت که این گونه حوادث همیشه باعث همدلی بیشتر میان دو طرف شده است که باید شکست دشمنان را تجلیل کنیم. 

خلاصه اینکه مدعی می شویم، حوادث اخیر مشهد – هرات و ارتباط دادن آن به مردم مظلوم افغانستان از سوی منافقین، بیشتر تلاش نافرجامی در راستای دور کردن ملت ها، ایجاد شکاف فرهنگی و رواج بیگانگی و کین توزی است؛ در حالی که دوستی و برادری دو کشور، تضمین های تاریخی دارد که رد و انکار آن، نه ممکن است و نه معقول!!

در پایان باید گفت:

چه‌کسی می‌خواهد / من و تو ما نشویم/ خانه‌اش ویران باد ...

کلید واژه ها: ایران و افغانستان جمهوری اسلامی ایران طالبان ایران و طالبان افغانستان حادثه مشهد هرات کنسولگری ایران در هرات


( ۹ )

نظر شما :

سیاوش ۲۶ فروردین ۱۴۰۱ | ۱۴:۵۹
قبول کنیم بعد از صد ها سال جدایی سرزمینی بین ایران و افغانستان بین ملت ایران و مردم افغانستان تفاوت های فرهنگی بسیاری ایجاد شده درست است در گذشته پیشینه تا حدودی مشترک داشتیم اما سال ها جدایی ما را تبدیل به دو ملت و دو فرهنگ جدا کرده بهتر است به این تفاوت ها احترام بگزاریم. شما می بینید که در مورد رود هیرمند چطور آب را روی مردم سیستان بستن در صورتی که ما داریم از میلیون ها مهاجر افغان نگهداری میکنیم. و درکنار آن کلی کمک های مالی ترانزیتی هم به طرف افغانستانی در این سال ها داده شده. اخراج مهاجرین غیر مجاز کمترین خواسته ملت ایران هست
ناشناس ۲۶ فروردین ۱۴۰۱ | ۱۷:۳۳
آقا میثم ... یک واقعیت تلخ را بپذیر . جغرافیای فعلی افغانستان دوام آور نیست . تناقضات فرهنگی ، مذهبی و زبانی در افغانستان از حد نرمال بالاتر است . اکثریت بالای 50 درصد در هیچ موردی وجود ندارد . اقلیتهایی که تعدادشان و در نتیجه قدرت و نفوذشان به هم نزدیک باشد ، هیچگاه با هم کنار نخواهند آمد . گاهی اوقات طلاق تلخ ، شیرینتر از ادامۀ تلختر است .
خسرو ۲۷ فروردین ۱۴۰۱ | ۱۴:۵۶
جغرافیای مشترک عامل مهمی برای دوستی و قرابت دو ملت ایران و افغانستان است و امیدواریم تا حد اتحاد واقعی دو کشور و ملت پیشرفت کنیم ولی بحث از نژاد آرین و یا فرهنگ و ادبیات مشترک واقع گرایانه نیست و بیشتر انتزاعی است چون فقط 20درصد مردم افغانستان تاجیک هستند که در زبان و نژاد خودرا با قسمتی از مردم تاجیک ایران مشترک می انگارند اسم رمز پیشرفت و تعالی و صلح و رفاه در منطقه احترام به تمامی اقوام و ملتها و مذاهب و فرق اسلامی است فراموش نکنیم که در هر دو کشور ایران و افغانستان( مردم فارس زبان و شیعه ) اکثریت نیستند چون در ایران اکثریت شیعی -- آذربایجانیها ی ترک و در افغانستان هزاره های ترک هستند
سهراب ۲۷ فروردین ۱۴۰۱ | ۱۷:۰۵
ایران و افغانستان باید به سمت اتحاد یا یونفیکشن اول از نظر اقتصادی و بعد سرزمینی بروند. حداقل با نیمه غیر پشتون افغانستان. این باید مهمترین پروژه سیاست خارجی هر دولتی در ایران باشد.
ناشناس ۲۷ فروردین ۱۴۰۱ | ۱۷:۵۲
هزاره ها ، ترک ؟! آذری ها ، اکثریت ؟! اطلاعات ، اندک ! تا خسروان چه آرزو کنند .
به خسرو ۲۷ فروردین ۱۴۰۱ | ۲۰:۵۰
فقط 20 درصد جمعیت افغانستان هزاره فارسی زبان هستند ( و ۲۵ درصد مذهب شیعه )نه تاجیک ،جمعیت تاجیکها بیشتر از 20درصد است ،اینقدر باورش برایت سخت است ؟؟؟؟؟ تا ۱۸۰ سال پیش یک ملت و کشور بودند ایران و افغانستان ،اشتراکات ایران و افغانستان باور کن از جمهوری باکو بیشتر است ( شعرای فارسی زبان ،تاریخ و تمدن ،زبان ،جشنها و مشاهیر علمی ،و....) حتی همین سواد پشتوها ایران ستیز به علت زندگی در ایران است ،انها مانند برخی از همشهریان شما نظامی ،ابن سینا و....ترک نمی داند و سواد تاریخی آنها بیش از شماست ،زبان فارسی در اکثریت است در افغانستان حتی در همان مکالمات خود پشتوها بدون زبان فارسی گنگ است ،اگر ترکها اکثریت بودند مخصوصا هزارها در افغانستان که ترکیه زحمت رعیت پروری فقط از قوم ازبک برای پیاده سازی سیاستهای پانترکی نمی داد که فقط عبد الرشید دوستم تحت حمایت ترکیه قرار گرفت و ضارب طلاب مشهد فقط ترک تبارهای ازبک بودند ،
سلام ۲۷ فروردین ۱۴۰۱ | ۲۲:۲۸
با سلام. ای کاش هر چه سریع تر طرح صیانت از فضای مجازی اجرا شود، دلیلش هم نظراتی است که دارم می خوانم. یکی دنبال پشتونیزه کردن و دور کردن هر چه بیشتر افغانستان از ایران و تفرقه افکنی هست و بهانه اش آب هست. یک عزیز دیگر هم نظرش چند تکه شدن افغانستان هست که هر انسان عاقلی می داند چه تبعات خطرناکی در صورت تجزیه افغانستان وجود خواهد داشت. یک بنده خدا دیگر هم که چی بگم. اگه طرف از شاخ آفریقا هم بیاد ایشون یک بهانه ای میاره که این آقای آفریقایی محترم هم نژاد من هست.
سیاوش ۲۸ فروردین ۱۴۰۱ | ۱۹:۰۹
من دنبال تفرقه افکنی نیستم ‌. اما نظر من این هست بین ملت ایران و ملت افغانستان در طی سالیان دراز که از هم جدا شده اند تفاوت های فرهنگی زیادی ایجاد شده است. و اما اینکه هنوز مشترکات زبانی و مراسم های مشترک هم داریم که شکی نیست. و اینکه اگر شما فکر می کنی موضوع آب ایران در سیستان موضوع کم اهمیتی هست حداقل فیلم ها و عکس های اون منطقه ببین که با بستن آب از سوی افغانستان چه مشکلاتی عظیمی برای مردان و زنان اون منطقه ایجاد شده . من به فکر هم وطنانم هستم. اما اینکه شما نظرات مختلف بر نمی تابی و دنبال محدود سازی هستی برو خودت اصلاح کن .