به مناسبت یکصدمین سالگرد امضای پیمان دوستی

ایران و افغانستان: اشتراکات، مشکلات و چشم انداز روابط

۰۳ تیر ۱۴۰۰ | ۱۲:۰۰ کد : ۲۰۰۳۴۸۱ آسیا و آفریقا انتخاب سردبیر
احمد بخشی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: براساس آمارهای سازمان تجارت جهانی (WTO) در سال ۲۰۱۸ افغانستان بیشترین واردات کالا را از ایران داشته که نشان از فرصت طلایی برای تجار ایرانی دارد. آمارها نشان می‌دهد که در این سال کشورهای ایران (۱۷ درصد)، چین(۱۵ درصد)، پاکستان(۱۴ درصد)، قزاقستان(۱۰ درصد)، ازبکستان(۷ درصد)، ترکمنستان(۵ درصد) و هندوستان(۴ درصد) به ترتیب بیشترین نقش را در خصوص تامین کالاهای وارداتی کشور افغانستان داشته‌اند.
ایران و افغانستان: اشتراکات، مشکلات و چشم انداز روابط

نویسنده: احمد بخشی، مدیر گروه پژوهشی افغانستان، دانشگاه بیرجند

دیپلماسی ایرانی: تاریخ نگاری های مشترک و خط یکسان و حوزه ادبی و علمی یکسان میان ایران و افغانستان، به عنوان یک روح در دو جسم عمل می کنند و اینها نقاط بسیار مستحکم دوستی دو کشور محسوب می گردند. وجود شاخصه های یکسان تمدنی قبل و پس از اسلام در دو کشور، حاکی از وجود حوزه بسیار غنی تاریخی و تمدنی بین دو کشور است که از چشم سیاستمداران دو کشور جهت استفاده از آنها در حل موضوعات مورد اختلاف سیاسی دور مانده است. همچنین بسیاری از دانشمندان مشهور، از این حوزه مشترک تمدنی برخاسته اند و متعلق به هر دو ملت هستند. بسیاری از مشاهیر ادبی و تاریخی که شاید ایرانی بدانیم، زادگاهشان در افغانستان امروزی قرار دارد. ازجمله این مشاهیر می‌توان به مولانا جلال الدین بلخی، خواجه عبدالله انصاری، انوری، عنصری بلخی، دقیقی بلخی، ابوریحان بیرونی، عبدالقادر بیدل، امیر علیشیر نوایی، عبدالرحمن جامی، رابعه بلخی، ناصر خسرو، سنایی غزنوی، کمال‌الدین بهزاد، ملافیض‌محمد کاتب، ابوعبید عبدالرحمن محمد جوزجانی، حمیدی بلخی و ابونصر فارابی و ... اشاره کرد و یا بسیاری از متونی را که امروزه مطالعه می کنیم و یا پشت ویترین کتابفروشی های میدان انقلاب و یا جاهای دیگر کشور، برای خوانندگان ایرانی جذابیت دارند و به چاپ چندم رسیده اند، از جغرافیای سیاسی افغانستان هویت یافته، هرچند که در جغرافیای فرهنگی واحدی معنا می یابند؛ مانند کتاب های خالد حسینی، عتیق رحیمی، محمد حسین محمدی، احمد مدقق، محمد آصف سلطان‌زاده، صدیقه مسعود، حمیرا قادری و زریاب ها ... ازجمله نویسندگان افغانستانی هستند که آثار آنها در میان ایرانی‌ها از محبوبیت زیادی برخوردار است. علاوه بر این، برگزاری جشن نوروز به‌عنوان جشن سال نو، چیدن هفت‌سین، برگزاری مراسم سنتی مشابه با چهارشنبه‌سوری، طبخ و صرف غذاهای مشابه در ایام نوروز و دید و بازدید نوروزی از تشابهات فرهنگی میان دو کشور ایران و افغانستان است. تقویم دو کشور در دورانی که هنوز هویت واحد سیاسی بودند، توسط سلطان جلال‌الدین ملک‌شاه سلجوقی بر مبنای محاسبات دقیق نجومی، به تقویم خورشیدی تبدیل شد و تا به امروز دو کشور از همین تقویم استفاده می‌کنند. این عوامل و مولفه ها، علیرغم دو هویت سیاسی، نشان از یگانگی فرهنگی و تمدنی دارد که توانسته است در سده های طولانی، پلی بین دو کشور باشد.

به گفته نجیب بارور شاعر افغانستانی:

هر کُجا مرز کشیدند، شما پُل بزنید            حرف «تهران» و «دوشنبه» و «سرپُل» بزنید

مشتی از خاک بخارا و گِلی از شیراز           با هم آرید و به مخروبه ی کابل بزنید

...

هرکجا مرز... ببخشید که تکرار آمد            فرض بر این که کشیدند، دوتا پُل بزنید

و یا در جایی دیگر اینچنین می سراید:

لهجه‌ام-درّ دری اما زبانم پارسی‌ است           روح من شهنامه است و جسم و جانم پارسی‌ است

و یا:

فرق شعر بیدل و اقبال و غالب در کجاست       رودکی و حضرت جامی و خاقانی یکی‌ است


مرزها دیگر اساس دوریِ ما نیستند             ای برادر! اصل ما را نیک می‌دانی یکی‌ است


تاجیکی، یا فارسی، یا خویش پنداری دری       این زبان پارسی را هرچه می‌خوانی، یکی‌ است!

افغانستان در سال 1919 و پس از امضای معاهده راولپندی، به استقلال دست یافت. در اوایل پادشاهی امان‌الله ،سعی به عمل آمد که رابطه برقرار شود و در سال ۱۲۹۹ نماینده افغانستان وارد ایران شد و پیشنهاد پنج ماده‌ای را به دولت ایران پیشکش کرد که حاوی این مطالب بود: افتتاح مذاکره دوستی، مبادله سفرا، اقامه کنسول افغانی در مشهد، استقرار روابط پستی و روابط تجاری. این مذاکرات بعد از یک سال منجر به امضای یادداشت مودت اول سرطان (تیر) در سال ۱۳۰۰ میان نمایندگان دو کشور شد. امروز با گذشت یک قرن، علیرغم فراز و نشیب های فراوان، روابط ایران و افغانستان با یکدیگر فراتر از مناسبات دوجانبه بوده و دارای ابعاد منطقه‌ای و بین‌المللی است. پذیرش این اصل که بدون اینکه حق انتخاب همسایه خود را داشته باشیم، در درون یک سیستم و مجموعه قرارگرفته‌ایم که تنش و ثبات در یک کشور، می‌تواند دیگر کشورهای درون سیستم و همسایه را تحت تأثیر قرار دهد، ضرورت همکاریها را چند برابر می سازد.

براساس آمارهای سازمان تجارت جهانی (WTO) در سال ۲۰۱۸ افغانستان بیشترین واردات کالا را از ایران داشته که نشان از فرصت طلایی برای تجار ایرانی دارد. آمارها نشان می‌دهد که در این سال کشورهای ایران (۱۷ درصد)، چین(۱۵ درصد)، پاکستان(۱۴ درصد)، قزاقستان(۱۰ درصد)، ازبکستان(۷ درصد)، ترکمنستان(۵ درصد) و هندوستان(۴ درصد) به ترتیب بیشترین نقش را در خصوص تامین کالاهای وارداتی کشور افغانستان داشته‌اند. در حالی که ظرفیت صادراتی کالا به افغانستان با نظر داشت مشکلات موجود، حدود ۷ تا 10میلیارد دلار است، اما نتوانسته ایم یک چهارم آن را محقق کنیم. نکته قابل توجه دیگر این که فقط کالا در جریان صادرات از ایران به افغانستان دارای اهمیت نیست، بلکه بخشی از حجم صادرات شامل خدمات فنی و مهندسی است و در  این ارتباط، کشور افغانستان در بخش توسعه زیرساخت‌های صنعتی از ظرفیت بالایی برخوردار است، لذا فرصت‌های صادراتی قابل‌توجهی در بخش صادرات خدمات فنی و مهندسی توأم با انتقال دانش فنی برای ما فراهم است. تاریخ روابط اقتصادی ایران و افغانستان، علیرغم ظرفیت های فراوان، متأثر از فرازونشیب های گفتمان های حاکم بر سیاست خارجیِ دو کشور و نظام بین الملل بوده است. دوم؛ بی ثباتی سیاسی-ـ اقتصادی، فساد اداری و اقتصاد رانتی در هر دو کشور، بازتاب های منفی بر تعاملات بازرگانی آنان گذاشته است. سوم؛ عدم وجود و یا ناکارامدی سازمان های منطقه ایِ اقتصادی نظیر اکو، نتوانسته اند در گسترش روابط اقتصادی ایران و افغانستان نقش بسزایی ایفا کنند. اگرچه تجار ایرانی علیرغم شناخت اندک و بعضا منفی از افغانستان، موفقیت نسبی در صادرات کالا به افغانستان به دست آورده اند، اما در مقابل، تجار افغانستان برای فعالیت در بازار ایران با موانع قابل توجهی روبرو هستند. در این راستا، قوانین تجاری ایران و نظام اداری نیاز است تا روزآمد شود تا تجار خارجی با سهولت بیشتری در بازار ایران به  فعالیت بپردازند. بااین وجود، انتظار می رود با فعال سازی ظرفیت های مغفول، حذف و کاهش مراوده تجاری یکطرفه وعملیاتی کردن موافقتنامه ترانزیتی سه‌جانبه بین کشورهای ایران، هند و افغانستان با هدف تسریع، تسهیل و ارتقای ترانزیت چابهار، کاهش ناامنی مسیرها و جاده های ترانزیتی، قاچاق کالا، انتقال مهاجران غیرقانونی در دو سوی مرز و ...، رشد تعاملات اقتصادی، برخلاف مسائل صرفاً سیاسی و امنیتی، بتواند منافع مشترک و پایداری برای دو دولت به ارمغان آورد. 

در بخش سیاسی، نیز علیرغم فراز و نشیب های فراوان و تفاوت های ایدئولوژیک، روابط دو کشور از ثبات خوبی برخوردار بوده و به جز در دوره طالبان، گسستی در آن شاهد نبوده ایم؛ هر چند که مساله حق آبه ایران یکی از موضوعات اساسی از همان ابتدا بوده و علیرغم موافقت نامه دهه 50 شمسی، هنوز هم شاهد فراز و نشیب فراوان است که در سالهای اخیر موضوع اقلیم نیز بر آن تاثیر گذاشته است و این اختلاف، فرصت های همکاریهای مرزی و بخش مهندسی و نیرو را در بازسازی افغانستان کاهش داده است. درست است که باید جایگاه واقعی افغانستان در سیاست خارجی ایران ترسیم گردد؛ اما بی ثباتی سیاسی، بروکراسی و دولت های ناکارامد، وجود اقتصاد رانتی، اثرات تحریمی، نفوذ سیاسی و اقتصادی رقبای منطقه ای و ناکارامدی سازه های منطقه ای، عوامل فرامنطقه ای مانند دشمنی ایران و امریکا و تاثیرات آن بر حضور در افغانستان، رویکرد و تفاوت نگاه به اقتصاد جهانی باعث شده اند که دو کشور در بهره مندی از فرصت های موجود و ایجاد ارزش افزوده از ان برای منافع متقابل با دشواریهایی مواجه باشند.

موضوع مهاجرین، یکی از مسائل متاثر از تحولات داخلی افغانستان است که علیرغم مشکلات بر سر راه ایشان در حضور در ایران و یا امروزه در بازگشت به کشورشان، در شادی و غم شریکی-برای مثال در جنگ هشت ساله ایران و عراق و همچنین مدافع حرم، در کنار مردم ایران بوده اند. گاهی با موضوعاتی مانند قتل و تجاوز که شاید مرتبط با تعدادی اندک از مهاجرین و ایرانیان بود، متاثر شدیم و گاهی هم با نگاه سنگین و ادا کردن واژه «افغانی» در بعد منفی آن، آنان را آزردیم و تعبیر «در خانه برادر» ناکارآمد گشت و گاهی هم تغییر سبک زندگی و مشکلات اقتصادی ناشی از تحریم و ... بر ما فشار آورد و بخشی از این مشکلات را گردن آنها انداختیم و در حالی که سفره کوچک آنها با تغییر وضعیت اقتصادی ما کوچکتر شد و حتی توان زیست حداقلی را از آنها گرفت و در منگنه معیشت مهاجری و عدم امنیت دشت پرچی گرفتار آمدند. در این راستا، محمد کاظم کاظمی در شعری با عنوان بازگشت، غم غربت و مهاجرت و ناملایمی ها را ضمن قدردانی و سپاس از ما ایرانیان، در کنار حرم امام رضا(ع) اینگونه ترسیم می کند:

غروب در نفس گرم جاده خواهم رفت‌

پیاده آمده بودم‌، پیاده خواهم رفت...

راه حل بازگشت مهاجرین را باید در سازه همکاری های منطقه ای و امنیت سازی افغانستان در سطوح داخلی، منطقه ای و بین المللی جستجو کرد. از سوی دیگر، مانند بسیاری از کشورها، باید تسهیلات بهتر مانند فراگیری آموزش، حل مساله تابعیت، اشتغال و... تا زمان حضور آنان در کشور فراهم نمود. کارگزاران دو کشور باید از ظرفیت های مهاجرین در بازسازی و تقویت روابط استفاده کنند و ایران نیز عناصر همکاری خود را در تمام ابعاد به سراسر افغانستان فارغ از قوم و مذهب و...گسترش دهد.

با توجه به نقش و جایگاه دانشگاهیان و نخبگان فکری و فرهنگی دو کشور در گسترش روابط دوستانه در ابعاد گوناگون، دانشگاه بیرجند با همکاری دانشگاه علامه طباطبائی و شماری از دانشگاه ها و نهادهای علمی در دو کشور ایران و افغانستان برآن شده است تا در یکصدمین سال امضای پیمان دوستی میان دو کشور، اقدام به برگزاری یک سلسله نشست های علمی و فرهنگی تخصصی کرده و به بررسی زمینه های گوناگون همکاری میان دو کشور همسایه بپردازد. در پایان این سلسله نشست ها تخصصی، همایش بزرگداشت یکصد سال دوستی میان ایران و افغانستان در تیرماه ۱۴۰۱ برگزار خواهد شد. امید است با بررسی روابط دو کشور در یک قرن گذشته، فرصت ها و تهدیدها شناسایی گردد و متناسب با آن و بر اساس اصل عمق استراتژیک و اولویت همسایگی، برنامه ریزی صورت پذیرد.

کلید واژه ها: افغانستان ایران ایران و افغانستان کابل تهران


( ۵ )

نظر شما :

خسرو ۰۴ تیر ۱۴۰۰ | ۱۳:۲۱
عالی بود افغانستان برای ایران خیلی مهم است پیشنهاد می کنم آقای رئیسی -- معاونت همکاری با همسایه ها از جمله ساز وکار همکاری مشخص برای افغانستان را بر پا کند