نگاهی واقع بینانه به انتخابات امریکا

ممکن است ترامپ تک دوره ای شود؟!

۲۸ تیر ۱۳۹۹ | ۱۶:۰۰ کد : ۱۹۹۳۳۱۳ اخبار اصلی آمریکا
مهدی نوربخش در یادداشتی می نویسد: ترامپ چهل‌وپنجمین، رئیس‌جمهور آمریکا در تاریخ این کشور است. تابه‌حال ۹ رئیس‌جمهور در بین رئیس‌جمهورهای مختلف در این کشور یک‌دوره‌ای شده‌اند. این، به این معنی است که ۲۰درصد روسای‌جمهور آمریکا یک‌دوره‌ای شده‌اند. جان آدم (۱۷۹۷-۱۸۰۱)، جان کواینسی (۱۸۲۵-۱۸۲۹)، مارتین وان برن (۱۸۳۷-۱۸۴۱)، بنجامین هریسون (۱۸۸۹-۱۸۹۳)، ویلیام هوارد (۱۹۰۹-۱۹۱۳)، هربرت هوور (۱۹۲۹-۱۹۳۳)، جرالد فورد (۱۹۷۴-۱۹۷۷)، جیمی کارتر (۱۹۷۷-۱۹۸۱) و جورج اچ دبلیو بوش (۱۹۸۹-۱۹۹۳) همه یک‌دوره‌ای شده‌اند. آخرین رئیس‌جمهور آمریکا، بوش، که نه در زمانی دور یک‌دوره‌ای شد، در بین جمهوریخواهان محبوبیت بسیار بالایی را احراز کرده بود و جمهوریخواهان همه به او رای دادند.
ممکن است ترامپ تک دوره ای شود؟!

نویسنده: مهدی نوربخش، استاد روابط خارجی و تجارت جهانی دانشگاه هریسبرگ

دیپلماسی ایرانی: استاد محترم روابط بین‌الملل دانشگاه تهران، جناب آقای دکتر نقیب‌زاده، در یادداشتی زیر عنوان: "تک‌دوره‌ای شدن ترامپ بعید است/ ایران واقع‌بین باشد"، در مورد انتخابات آمریکا اظهارنظر کرده‌اند. با بخش اول تیتر یادداشت ایشان که "بعید به‌نظر می‌رسد ترامپ تک‌دوره‌ای شود"، مخالف و با بخش دوم آن که "ایران باید واقع‌بین باشد" کاملا موافقم.

در ابتدا، با احترام باید با دو پیش‌فرض ایشان در مورد سیاست‌خارجی آمریکا، عدم موافقت خود را اعلام کنم. پیش‌فرض اول ایشان این است که بین یک دولت دموکرات و جمهوریخواه در آمریکا فرق‌های فاحشی وجود ندارد. بدون اینکه به ارزیابی سیاست‌های خارجی آمریکا بعد از جنگ سرد بنشینیم، حداقل باید گفت که نگرش سیاست‌خارجی در زمان دولت دموکرات کلینتون با خاتمی و اوباما با روحانی در مقایسه با جورج بوش با خاتمی و ترامپ با حسن روحانی قابل‌مقایسه نیست. در زمان این دو دولت دموکرات فرصت‌هایی ایجاد شد که کشور ما از این فرصت‌ها استفاده بهینه نکرد و آنها را سوزاند. دو دولت بوش و ترامپ هر دو به تحریم و دیپلماسی اجباری (Coercive Diplomacy) و فشار بر روی ایران روی آوردند، بدون آنکه فرصتی را ایجاد کنند که یک مذاکره برد – برد مانند برجام شکل گیرد.

پیش‌فرض دوم جناب دکتر نقیب‌زاده این است که سیاست‌های خارجی آمریکا در مورد ایران کلا یکسان است. بنده با این فرض ایشان هم موافق نیستم و دلیل من هم فرق بین نگرش سیاسی دموکرات‌ها و جمهوریخواهان در مورد برنامه هسته‌ای ایران است. دولت‌های دموکرات حق غنی‌سازی اورانیوم توسط ایران را در محدوده قراردادی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی پذیرفته‌اند؛ درحالیکه جمهوریخواهان این حق را برای ایران قائل نبوده و نیستند. کلا دموکرات‌ها در سیاست‌ خارجی بیشتر به سمت لیبرالیسم سیاسی و همکاری‌های بین‌المللی روی می‌آورند و جمهوریخواهان به سمت رئالیسم و ایجاد توان نظامی برای مقابله با آنچه برای منافع آمریکا خطر می‌دانند. فرق بین این دو نگرش در سیاست بین‌الملل کاملا روشن است و نیازی به توضیح ندارد.

در بخش دیگری از یادداشت خود، ایشان اظهار می‌دارند که: "بسیار بعید است که دونالد ترامپ رئیس‌جمهور تک‌دوره‌ای باشد. اکثریت خاموش به ترامپ رای می‌دهند". برای توضیح بیشتر این فرض، ایشان اظهار می‌دارند که گروهی بحث می‌کنند که جمهوریخواهان در صحنه سیاست آمریکا از ترامپ روی برگردانده‌اند. ایشان آن را نفی کرده و در پاسخ به این سئوال می‌گویند: "این رویه البته موقت است. بدون شک و در نهایت در روزهای منتهی به انتخابات بسیاری از این معادلات تغییر می‌کند".

آنچه برای من قابل فهم نیست این است که چگونه استاد محترم می‌توانند بدون پشتوانه سند، آمار و یک تحلیل دقیق عالمانه ادعا کنند که این رویه‌ها موقت است و یا در آینده تغییر می‌کنند؟ با کدام داده‌ها می‌توانیم چنین فرض و ادعایی داشته باشیم؟ آیا می‌توان از تجارب گذشته مطالعاتی خود برای این انتخابات هم، چنین نتیجه‌ای گرفت؟ آیا صحنه‌های سیاسی در کشورهای مختلف مرتب دستخوش تحولات جدیدی نمی‌شوند و بازیکنان جدیدی به صحنه نمی‌آیند و آیا اصولا، سیاست پدیده سیال و پرتحرکی نیست؟
 
اما در مورد اینکه استاد نقیب‌زاده تک‌دوره‌ای شدن ترامپ را بعید می‌دانند، باید عرض کنم که ترامپ چهل‌وپنجمین، رئیس‌جمهور آمریکا در تاریخ این کشور است. تابه‌حال ۹ رئیس‌جمهور در بین رئیس‌جمهورهای مختلف در این کشور یک‌دوره‌ای شده‌اند. این، به این معنی است که ۲۰درصد روسای‌جمهور آمریکا یک‌دوره‌ای شده‌اند. جان آدم (۱۷۹۷-۱۸۰۱)، جان کواینسی (۱۸۲۵-۱۸۲۹)، مارتین وان برن (۱۸۳۷-۱۸۴۱)، بنجامین هریسون (۱۸۸۹-۱۸۹۳)، ویلیام هوارد (۱۹۰۹-۱۹۱۳)، هربرت هوور (۱۹۲۹-۱۹۳۳)، جرالد فورد (۱۹۷۴-۱۹۷۷)، جیمی کارتر (۱۹۷۷-۱۹۸۱) و جورج اچ دبلیو بوش (۱۹۸۹-۱۹۹۳) همه یک‌دوره‌ای شده‌اند. آخرین رئیس‌جمهور آمریکا، بوش، که نه در زمانی دور یک‌دوره‌ای شد، در بین جمهوریخواهان محبوبیت بسیار بالایی را احراز کرده بود و جمهوریخواهان همه به او رای دادند.

موضوع بعدی اشاره‌ای هست که جناب دکتر نقیب‌زاده به اکثریتی خاموش در صحنه سیاست آمریکا دارند. این اکثریت خاموش نه تعریف شده و نه نشانه مشخصی در تحلیل ایشان از آن وجود دارد. ایشان ادعا می‌کنند که این اکثریت خاموش در مورد ترامپ قضاوت نکرده است.

 سئوال اول این است که این اکثریت خاموش کیست؟ این اکثریت خاموش در کجای سیاست آمریکا قرار گرفته است؟ آیا ایشان از مستقلین صحبت می‌کنند یا آنهایی که در دو حزب رای خود را مخفی نگه می‌دارند؟ از چنین اکثریت خاموشی با این تعاریف در این انتخابات آنچنان خبری نیست. در مقایسه با انتخابات گذشته در آمریکا که جامعه بین دو حزب جمهوریخواه و دموکرات تقسیم شده و گروهی هم در حزب دموکرات به ترامپ رای دادند، در این انتخابات جامعه آمریکا به‌طور مشخص کاملا دوقطبی شده و کسانی که حامی ترامپ هستند حتی با اسلحه به صحنه می‌آیند و آن کسانی که مخالف او هستند، ابایی ندارند که مخالفت خود را با او علنا اعلام و دلایل خود را به‌وضوح بیان کنند.

این‌بار دموکرات‌ها و کل جامعه آمریکا در مقابل یک رئیس‌جمهور پوپولیست با پایه اجتماعی بعضا نژادپرست در حزب جمهوریخواه قرار گرفته است. همه جمهوریخواهان برخلاف انتخابات گذشته حامی ترامپ نیستند. لذا در این انتخابات، دموکرات‌ها و جمهوریخواهان با یکدیگر رقابت انتخاباتی نمی‌کنند؛ بلکه انتخابات بر سر ریاست‌جمهوری ترامپ و دیگری است.

در این انتخابات، گروه بزرگی از جمهوریخواهان به‌خاطر کاندیداتوری جو بایدن به دموکرات‌ها پیوسته‌اند. لذا اکثریت خاموشی وجود ندارد و آنچه در صحنه سیاست آمریکا کاملا مشهود است، مخالف و موافق ترامپ است. در اننتخابات آینده دیگر دو حزب دیده نمی‌شوند. در این انتخابات، آنچه مشهود است طرفداران ترامپ و مخالفین او هستند. این انتخابات با انتخابات گذشته در آمریکا بسیار فرق کرده و دوستانی در درون کشور که با داده‌ها و مطالعات گذشته خود در مورد این انتخابات قضاوت می‌کنند، اشتباه فاحشی را مرتکب می‌شوند. اکثر مستقلین هم در حال حاضر در نظرسنجی‌های مختلف از زوایای مختلف و در زمان‌های مختلف، مخالفت خود را با ترامپ اعلام کرده‌اند.

در مورد مخالفت بخشی از جمهوریخواهان با ترامپ و اینکه آنها هم در جامعه سیاسی و هم مذهبی این کشور در مقابل ترامپ ایستاده‌اند، باید گفته شود که با جناب دکتر نقیب‌زاده موافق نیستم که این اختلاف را یک دوئل درون‌جناحی حزبی دانسته‌اند. افرادی مثل جورج ویل که یک تئوریسین محافظه‌کار است و یا اشمیت اسمیت که چندین کمپین انتخاباتی جمهوریخواهان را اداره کرده و آخرین انها کمپین مک کین بوده و یا کالین پاول که یک شخصیت منصف جمهوریخواه است، در بحث‌های علنی خود ترامپ را آفتی برای سیاست آمریکا و حزب جمهوریخواه دانسته‌اند و این مخالفت ربطی به تقابل‌های درون‌حزبی ندارد. این مخالفت‌ها علنی است و آنها در حال حاضر خود را جمهوریخواه نمی‌دانند. اختلافات درون‌حزبی معمولا درون حزب می‌ماند و به صحنه علنی سیاست کشیده نمی‌شود تا یک حزب را تضعیف کند.

استاد نقیب‌زاده درست می‌گویند که جمهوریخواهان کاندیدایی به‌جز ترامپ ندارند. اما این به معنی این نیست که به‌خاطر نبودن کاندیداهای دیگر، جمهوریخواهان همه به‌خاطر جمهوریخواه بودن‌شان به ترامپ رای می‌دهند. باز نداشتن کاندیدا به‌خاطر فروپاشی ته‌مایه حزب جمهوریخواه است که اگر کاندیدای دیگری معرفی شود، از این حزب هویتی باقی نمی‌ماند. کاندیدای دیگر از طرف حزب جمهوریخواه در مقابل ترامپ سخت شکست می‌خورد؛ به‌خاطر اینکه پایه‌های اجتماعی این حزب در حال حاضر حامی ترامپ است. در انتخابات گذشته آمریکا بیش از ده میلیون دموکرات یا به ترامپ رای دادند و یا اصلا رای ندادند.

با جناب دکتر نقیب‌زاده موافقم که ممکن است در طول چهار ماه آینده تغییراتی در صحنه سیاست آمریکا اتفاق بیفتد که معادلات سیاسی را برهم زند؛ اما در حال حاضر، پیش‌بینی این تغییرات بسیار مشکل به‌نظر می‌رسد و اصلا نمی‌توان به تغییراتی فکر کرد که معادلات فعلی بین بایدن و ترامپ را برهم زند.

اما آنجایی که با استاد نقیب‌زاده کاملا موافق و همدلم این است که برای حفظ منافع و امنیت‌ملی کشور نباید منتظر هیچ فردی چه در آمریکا و یا هیچ کشور دیگری باشیم. در گذشته فرصت‌های زیادی را از دست داده‌ایم و سوزانده‌ایم. وضع اقتصادی فعلی کشور و همچنین امنیتی آن با انفجار در تاسیسات هسته‌ای کشور نظیر نطنز، میزان ضربه‌پذیری ما را سخت به نمایش گذاشته است. در زمینه اقتصاد؛ تورم، ازدست دادن ارزش پولی کشور، بیکاری و رکود اقتصادی وضع بحرانی کشور ما را بسیار روشن نشان می‌دهد.

زمان و شرایط داخلی و خارجی جای تعللی برای اندیشیدن به منافع‌ ملی و ایجاد مکانیسم‌های لازم برای عملی کردن آن نگذاشته است. خطرات اقتصادی، امنیتی و بهداشتی کشور را احاطه کرده است. این خطرات چالش تهدیدهای بزرگی را در مقابل کشور قرار داده است./راهبرد

کلید واژه ها: ایالات متحده امریکا دونالد ترامپ ایران و امریکا انتخابات ریاست جمهوری امریکا جو بایدن


( ۳۰ )

نظر شما :

ناشناس ۲۸ تیر ۱۳۹۹ | ۱۷:۱۹
عالی بود ! - بعضی مثل آقای نقیب زاده ، آرزوهای خودشان را در غالب تحلیل بیرون می دهند و تلاش می کنند که به آن لباس منطق بپوشانند ! - وضعیت انتخابات ۲۰۱۶ و ۲۰۱۸ و عملکرد ترامپ و وضعیت امروز آمریکا در برخورد با کرونا و سطح بیکاری و وضعیت اقتصاد باید معیار تحلیل باشد ، نه جملات کلی و بدون پایه ! - انشاالله انشاالله انشاالله که جو بایدن پیروز انتخابات ۲۰۲۰ ریاست جمهوری یالات متحده آمریکا و رییس جمهور آمریکا است.
ناشناس ۲۸ تیر ۱۳۹۹ | ۱۷:۲۶
( پیش‌فرض دوم جناب دکتر نقیب‌زاده این است که سیاست‌های خارجی آمریکا در مورد ایران کلا یکسان است. بنده با این فرض ایشان هم موافق نیستم و دلیل من هم فرق بین نگرش سیاسی دموکرات‌ها و جمهوریخواهان در مورد برنامه هسته‌ای ایران است. دولت‌های دموکرات حق غنی‌سازی اورانیوم توسط ایران را در محدوده قراردادی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی پذیرفته‌اند؛ درحالیکه جمهوریخواهان این حق را برای ایران قائل نبوده و نیستند. کلا دموکرات‌ها در سیاست‌ خارجی بیشتر به سمت لیبرالیسم سیاسی و همکاری‌های بین‌المللی روی می‌آورند و جمهوریخواهان به سمت رئالیسم و ایجاد توان نظامی برای مقابله با آنچه برای منافع آمریکا خطر می‌دانند. فرق بین این دو نگرش در سیاست بین‌الملل کاملا روشن است و نیازی به توضیح ندارد. ) - واقعا عالی - کلا از طرف ما از دکتر نوربخش بابت این توضحات خوب و جامع تشکر کنید - یعنی من چقدر تلاش کردم این واقعیت بدیهی که امکان ندارد تفاوتی بین حزب دموکرات و جمهوری خواه نباشد رو توضیح بدهم !! - اصلا این جمله که سیاست کلی آمریکا ثابت است و در جزییات کوچک تفاوت دارد ، کودکانه ترین توضیح برای رفتار کاملا متفاوت احزاب جمهوری خواه و دموکرات است ( خصوصا وقتی تفاوت واضح بین ترامپ و اوباما را هم به صورت مشهود می بینیم ! ) - این جمله صرفا به درد کسانی می خورد که قصد از ریشه زدن روابط بین الملل ایران را دارند و همسان سازی بیشتر به کارشون می آید تا توجه به تفاوت های واضح و چینش استراتژی برخود با توجه به تفاوت ها !!
خسرو ۲۸ تیر ۱۳۹۹ | ۱۸:۵۷
دلایل ضعیف بود ، به نظر من آماری هم ارائه نشده است ، در بیشتر دوره هایی که رییس جمهور ها یک دوره ای شده اند ، در طرف مقابل شخصیت قوی و شاخصی وجود داشت مانند اوباما و بیل کلینتون ، ولی امروز بایدن همتراز ترامپ هست نه بیشتر
ابراهیم قدیمی ۲۸ تیر ۱۳۹۹ | ۲۳:۳۶
دولت امریکا مانند بسیاری از دولت های دیگریک شخصیت تصمیم گیر در سیاست ها مخصوصا سیاست خارجی ندارد. تصمیم گیری با نظر سیاست های تدوین شده شورا های عالی که تقریبا تغییر ناپذیرند و مجالس که تصویب کننده و مدیریت کادر اجرائی که باتوجه به نظرات شوراهای عالی ارائه طریق جهت تصویب واجرا جهت رسیدن به برنامه ها است .لذا تنها تغییرات به تغییر رئیس جمهور صورت نمی پذیرد.روسای جمهور یک سری اختیارات موقتی و محدود دارند ولی این اختیاات بایستی هم اهنگ با برنامه ریزی ها و مخالف نظرات مجالس نباشد.مولانامیگوید ظلمات ونور مشیت یک امر اند اصولا ما ظلمات نداریم. نور کم داریم. ما سرما نداریم گرمای کم داریم.لذا تفاوت زیاد نه موجود است نه میتواند باشد. فتیله را بالا وپائین میکشند وپیچ را شل وسفت میکنند واینطرف وانطرف جا گیری میکنند. بقول مثل معروف خودمان شل کن وسفت کن دراورده اند..انتخاب ها بستگی به توان ارائه خود در تبلیغات حتی تا اخرین لحظات دارد. بنظر من برخی اشتباهات عمدی است نه سهوی.دستور میرسد اشتباه کنید، زمین بخورید و......تا کسی از صندوق بیرون نیامده قابل پیش بینی دقیق برای تماشاچیان نیست..از طرف دیگر هر شخصیت اجرائی کار را از جائی شروع میکند که شخصیت قبلی تمام کرده است. درسیاست اجرائی دنده عقب نداریم..درسیاست های خارجی جهان شمول برجام وسوریه ولیبی و اوکراین و.... همه در پیوستگی با هم است. درسیاست های جهان شمول تیمی بازی میشود.افرا تیم قابلیت های خود را درسیاست های تیمی به نمایش میگذارند. این نکته بسیار مهم است که شما در سیاست های جهانی در کدام تیم بازی میکنید بازی های جهانی تیمی است.شما قابلیت برنامه ریزی درتیم خود باتوجه به تاکتیک های تیم مقابل دارید. شمانمی توانید در وسط زمین که یک بازی جهانی در جریان است یک توپ بردارید و به تنهائی بازی کنید وگل بزنید.شما میخواهید در غار باشید وتصاویر را بر صفحه دیوار ببینید یا خارج غار وتصویر ساز برای افراد داخل غارباشید.
Khammar ۰۷ مهر ۱۳۹۹ | ۲۲:۴۰
چرابایدماازپیروزی یک نامزد ریاست جمهوری آمریکا اینقدر به وجد بیاییم که انشآالله انشآالله کنیم