تبادل زندانیان میان ایران و امریکا به معنای هیچ چیز نیست

شرایط کنونی، بدتر از دوران جنگ

۲۳ آذر ۱۳۹۸ | ۱۸:۰۰ کد : ۱۹۸۸۱۹۰ خاورمیانه انتخاب سردبیر
فریدون مجلسی در گفت وگو با دیپلماسی ایرانی پیرامون ارتباط و تاثیر تبادل زندانیان ایران و آمریکا با آمادگی دو کشور برای مذاکره در خصوص مسائل مهمتر معتقد است: اگر چه این مسئله با ابتکار و وساطت سوئیس صورت گرفته، اما شرط اصلی چراغ سبز تهران و واشنگتن برای انجام این تبادل بوده است. بنابراین اگر این دست اقدامات و تبادل زندانیان دوباره در دستور کار قرار گیرد و شاهد تکرار این اقدامات باشیم می تواند از عمیق تر شدن گسل جلوگیری کند.
شرایط کنونی، بدتر از دوران جنگ

گفت وگو از عبدالرحمن فتح الهی، عضو تحریریه دیپلماسی ایرانی 

دیپلماسی ایرانی – به موازات تبادل زندانیان بین ایران و ایالات متحده آمریکا شاهد برخی تحرکات مقامات عمانی به ایران و همچنین سفر آتی حسن روحانی به ژاپن هستیم. مجموعه این تحولات اکنون این ظن را تقویت می‌کند که هم تهران، هم واشنگتن و هم برخی کشورهای میانجیگر به دنبال کاهش تنش و ایجاد بستر برای مذاکره میان ایران و آمریکا هستند. اما آیا به واقع می توان از دل این تبادل زندانیان و تحرکات دیپلماتیک شاهد این مهم بود؟! دیپلماسی ایرانی پاسخ به این سوال را در گفت وگویی با فریدون مجلسی، دیپلمات اسبق کشور و کارشناس و پژوهشگر مسائل بین‌الملل پی گرفته است که در ادامه می‌خوانید:

بعد از تبادل مسعود سلیمانی، دانشمند ایرانی و ژائو وانگ، محقق آمریکایی که به جرم جاسوسی در ایران در زندان به سر می برد، بسیاری از رسانه ها و کارشناسان معتقدند که این تبادل می‌تواند به‌عنوان آمادگی دو کشور برای تداوم این دست اقدامات و در ادامه گفت وگو بر سر مسائل مهمتر تعبیر شود، به خصوص که تبادل این زندانیان در بحبوحه جنگ اقتصادی ایالات متحده آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران صورت گرفته است. آیا شما این تحلیل و برآورد را درست می دانید؟

خیر چرا که اساسا مسئله تبادل زندانیان میان ایران و ایالات متحده آمریکا را نمی‌توان در قالب یک پروسه دیپلماتیک و مذاکره جای داد. این اقدام با وساطت و میانجیگری سفارت سوئیس صورت گرفته و در این میان تهران و واشنگتن گفتوگوی مستقیمی با هم نداشتند، بلکه ابتکار عمل در دست سوئیس بوده است. نباید فراموش کرد که اگرچه این تبادل در بحبوحه سیاست فشار حداکثری علیه جمهوری اسلامی ایران، آمریکا اقدام به تبادل زندانیان کرده است، اما نمی توان عنوان کرد که ایالات متحده اکنون به دنبال گفت و گو و مذاکره است. بلکه دونالد ترامپ در این شرایط به دنبال آن است که نمایش مذاکره را با ایران داشته باشد. چون به هر حال سطح گسل میان تهران و واشنگتن به قدری جدی است که اساساً در این شرایط مسئله مذاکرات نمی‌تواند محلی از اعراب داشته باشد. البته با تمام این تفاسیر من معتقدم که انجام این تبادل می‌تواند از بغرنج تر شدن شرایط بکاهد. به هر حال اگر چه این مسئله با ابتکار و وساطت سوئیس صورت گرفته، اما شرط اصلی چراغ سبز تهران و واشنگتن برای انجام این تبادل بوده است. بنابراین اگر این دست اقدامات و تبادل زندانیان دوباره در دستور کار قرار گیرد و شاهد تکرار این اقدامات باشیم می تواند از عمیق تر شدن گسل جلوگیری کند.

اما در آن سو برخی معتقدند که شرایط ایالات متحده آمریکا به شدت متفاوت از جمهوری اسلامی ایران است و در این راستا واشنگتن به شدت مشتاق است با تکرار این اقدامات بستر را برای مذاکرات جدی تر شکل دهد، در صورتی که در طرف ایرانی این اشتیاق مشاهده نمی شود و تنها مواضع آقای ظریف برای آمادگی در خصوص انجام تبادلاتی از این دست و نه بیشتر از آن مطرح شده است. آیا ایالات متحده آمریکا، ذیل نکات شما فقط به دنبال نمایش مذاکره است که این گونه مشتاق است از دل این تبادلات، مذاکرات جدی تری با ایران داشته باشد؟ در این شرایط منطقی است که تهران از دالان تبادل زندانی به سمت مذاکره پیش رود؟ 

نکته مهمی که در این میان نباید فراموش کرد این است که فارغ از اینکه ایالات متحده آمریکا به دنبال نمایش مذاکره با جمهوری اسلامی ایران است یا خیر و یا اینکه آمریکا بازیگر قابل اعتمادی برای مذاکره هست یا نیست، باید عنوان کرد که اکنون شرایط داخلی کشور به خصوص از نظر معیشتی و اقتصادی به قدری حاد و بحرانی است که اساسا نمی‌توان مسئله مذاکره را نادیده گرفت. ما چند هفته پیش شاهد یکی از جدی‌ترین اعتراضات مردمی علیه ساختار سیاسی بودیم چرا که برخی ناکارامدی ها به موازات فشارهای اقتصادی ایالات متحده آمریکا تنها و تنها زندگی را برای مردم سخت کرده است. یعنی عملا مردم هستند که زیر بار تحریم و سیاست فشار حداکثری آمریکا و بی کفایتی مسئولین داخلی متحمل سختترین مشکلات و فشارها هستند. آقایان که غصه ای ندارند، بنزین لیتری ده هزار تومان هم که بشود فرقی برای نماینده مجلس، وزیر و برخی مسئولین و دیگران ندارد، اگر دارو در کشور یافت شود یا نه برای مسئولین مهم نیست، اگر قیمت‌ها و تورم به شکل نجومی افزایش پیدا کند که می کند کسی از مسئولین خم به ابرو نمی آورد. این وسط فقط مردم هستند که زیر بار این فشارها له شده اند و همین فشار تحریم و بی کفایتی مسئولین دولتی و غیر دولتی، جامعه را به انبار باروت بدل کرده است. دیگر شعار و مقصر جلوه دادن آمریکا پاسخگوی این شرایط نیست. 
ببینید اکنون تنها تحریم فروش نفت جمهوری اسلامی ایران نیست که مشکلات جدی برای کشور ایجاد کرده است به موازات آن، مسئله عدم مراودات بانکی، انزوای سیاسی و دیپلماتیک، عدم صادرات و واردات کالاهای اساسی، عدم رونق تولید و حتی طی تحریم چهارشنبه گذشته ما دیگر از سال آینده نمی توانیم شاهد ورود دارو به کشور باشیم. این وضعیت هر لحظه جامعه را به واکنش وا می دارد. چون با در نظر داشتن آستانه تحمل مردم که در دی ماه سال ۹۶ و آبان امسال لبریز شد، نشان می دهد که جامعه مستعد هرگونه شورش و اعتراض به مراتب جدی‌تری از آبان ماه امسال است. بنابراین اکنون مسئله تنها این نیست که آمریکا به دنبال نمایش مذاکره است و یا نمی توان به آمریکا اعتماد کرد، بلکه باید به دنبال شرایطی بود که از دل آن وضعیت داخلی را تغییر داد. 
متاسفانه گفته های من در مصاحبه با دیپلماسی ایرانی و دیگر رسانه‌ها به گونه‌ای تعبیر می‌شود که گویی من اعتقاد دارم باید کعبه آمال خود را آمریکا قرار داد و چشم و گوش بسته به سمت مذاکره با واشنگتن پیش رفت. خیر این گونه نیست. بلکه در سایه تمام گفته هایم من معتقدم که تنها و تنها راه برون رفت از فشار و چالش کنونی "دیپلماسی" است؛ دیپلماسی به معنای این نیست که ما فقط و فقط به دنبال مذاکره و پذیرش شروط و دادن امتیازات به دیگران باشیم. دیپلماسی یعنی افزایش میزان شعور، عقل، درایت و انعطاف سیاسی برای گرفتن بیشترین امتیاز در عین دادن کمترین هزینه. اگرچه برخی از آقایان و جریان های تندروی داخلی مسئله برجام را چماق کرده و بر سر تمام کسانی که خواهان پیگیری حل مشکلات از طریق دیپلماسی هستند، می کوبند، اما من معتقدم که همین برجام اگر با برخی مواضع، اقدامات و تصمیمات غلط داخلی توأم نمی‌شد، به اینجا نمی رسید. در ثانی خود برجام می تواند یک درس عبرت و الگویی جدی برای مذاکرات بعدی باشد. یعنی ما می توانیم از برجام به دنبال تصحیح اشتباهات سیاسی، غلط های دیپلماتیک و عدم تکرار برخی فرصت طلبی ها باشیم. بنابراین مذاکره و دیپلماسی باید به صدر امور بازگردد. چون ما یا مذاکره و دیپلماسی داریم و یا جنگ؛ حالت میانی وجود ندارد. اکنون که برخی معتقدند ما در یک شرایط بینابین قرار داریم، این سوال را پاسخ دهند که وضعیت معیشتی و اقتصادی کشور آیا از دوران جنگ هشت ساله با عراق بدتر است یا نه؟ پس چه تفاوتی می کند که جنگ روی دهد یا خیر؟ خود مسئولین و آقایان هم بارها و بارها صراحتا عنوان کردند که ما در یک جنگ به سر می بریم. حتی از واژه "تروریسم اقتصادی" یاد کردند، پس ما زمانی که از دیپلماسی نتوانیم استفاده کنیم در جنگ به سر می بریم. یعنی همین شرایطی جنگ اقتصادی که اکنون بر کشور حکمفرماست. من حتی معتقدم شرایط کنونی از شرایط جنگی هم بدتر است، چون بی کفایتی، بی لیاقتی، عدم صداقت، رانت خواری، فساد گسترده و سیستماتیک مسئولین هم بار مضاعفی بر تحریم ها است.

پس آیا در شرایطی که مذاکره با ایالات متحده آمریکا یک تابوی سیاسی است، انجام این تبادل می‌تواند یک پوست اندازی سیاسی و دیپلماتیک تلقی شود؟ اگر چنین نیست چرا این تبادل صورت گرفت؟ 

به این سوال شما قبلا هم پاسخ دادم اساسا نمی توان تبادل زندانیان میان ایران و آمریکا را یک اقدام و تصمیم جدی برای مذاکره در نظر گرفت. چون به هر حال این مسئله در چارچوب مقوله انسان دوستانه و حقوق بشری قرار دارد و حتی تکرار و تداوم آن نمی‌تواند به عنوان پالس برای مذاکره و دیپلماسی مستقیم و رو در رو تلقی شود. در بهترین حالت این دست اقدامات از حاد، بحرانی و بغرنج تر شدن شرایط جلوگیری می کند. پس نمی توان آن را واکنشی از سوی ایران برای پوست اندازی در قالب مذاکره تلقی کرد.

به موازات این تحولات شاهد سفر یوسف بن علوی، وزیر امور خارجه عمان به ایران بودیم که این کشور هم به عنوان یکی از میانجیگران جدی در تنش تهران - ریاض و تهران - واشنگتن مطرح است و تا کنون هم توانسته برخی اقدامات را سامان دهد. در کنار آن آقای روحانی هم طی روزهای آتی سفری به ژاپن خواهد داشت. آیا همزمانی این تبادل و این تحرکات دیپلماتیک در این شرایط معنای خاصی را می دهد؟ آیا انجام تبادل زندانیان بین ایران و ایالات متحده آمریکا می تواند این فرصت را برای کشورهایی مانند عمان، سوئیس، ژاپن و فرانسه ایجاد کند که با پیگیری همین رویه، بستر و فضای لازم برای گفت وگو و مذاکره میان تهران و واشنگتن را فراهم کنند یا این کشورها نیز به عنوان میانجیگر و سرپل ارتباطی به اقتضائات بحران در روابط ایران و ایالات متحده آمریکا واقفند؟

اخیراً حواشی بسیار زیادی برای سفر مقامات عمانی به ایران و یا سفر آقای روحانی به ژاپن پیرامون مسئله کاهش تنش ایران و عربستان سعودی و یا حل بحران روابط تهران - واشنگتن مطرح کرده اند، اما به نظر من در این میان تصمیم‌گیر اصلی دستگاه دیپلماسی و دولت نیست، بلکه مسئله مذاکره و گفت و گو در هر سطحی، فراتر از چارچوب اختیارات دولتی است. بنابراین نمی توان عنوان کرد که اکنون مسئله مذاکره در چارچوب تحرکات دیپلماتیک مقامات مسقط و یا تحرکات ژاپنی ها می تواند کارساز باشد، به خصوص که در سفر آبه شینزو به ایران، چون نخست وزیر ژاپن با پاسخ "نه" قاطع ایران به هرگونه تلاش میانجیگرایانه با دولت ترامپ مواجه شد، توکیو را به این باور رسانده است که اکنون نمی‌توان از طریق ایران به فکر مذاکره و گفت وگو بود. خصوصا که تمام تلاش‌ها و تحرکات دیپلماتیک امانوئل مکرون، رئیس جمهوری فرانسه که تقریباً تلاش‌های کم مسابقه و حتی بی سابقه ای در دو دهه اخیر اروپا برای حل یک مشکل سیاسی بوده، به در بسته خورده است. چون اکنون، نه جمهوری اسلامی ایران به فکر مذاکره با ایالات متحده آمریکاست و نه آمریکایی ها هم به فکر انجام مذاکرات جدی با ایران هستند و در این شرایط اساساً هرگونه سفر سیاسی، رفت و آمد و تلاش دیپلماتیک نمی تواند اثرات جدی داشته باشد، ولو که اخیرا مسئله تبادل زندانیان میان ایران و آمریکا صورت گرفته باشد.

اگرچه شما به مسئله اعتراضات اخیر آبان ماه اشاره کردید و در کنار آن چالش ها و مشکلات معیشتی و اقتصادی را هم ذکر کردید. اما به موازات این مسائل برخی معتقدند چون کشور در آستانه انتخابات مجلس شورای اسلامی قرار دارد ترس ساختار سیاسی از عدم مشارکت مردم به عنوان یک واکنش منفی نسبت به فشارهای اقتصادی ناشی از تحریم ها و بی کفایتی مسئولین از یک‌سو و همچنین نگرانی دولت از شکل‌گیری یک مجلس رادیکال سبب شده است که در ماه‌های باقی مانده تا آغاز به کار مجلس یازدهم، دولت تلاش‌های خود را برای برخی تحرکات دیپلماتیک به منظور تداوم مذاکره داشته باشد. چون مجلس آتی که یقینا با رنگ و بوی جریانات تندرو سال آینده روی کار خواهد آمد، مانع از هرگونه ابتکار عمل در این خصوص خواهد شد و عملاً همه درها را به سمت مذاکره و گفت وگو حتی با اروپایی‌ها خواهد بست و این رویه تا ۱۴۰۰ تقویت خواهد شد. این تحلیل را تا چه انداره قبول  دارید؟

چند نکته بسیار مهم در لابه لای سوال شما وجود دارد که باید به آن پاسخ داد؛ اول این که مسئله عدم مشارکت مردم در انتخابات چیز تازه ای نیست. در تمامی انتخابات مردم، نه به واسطه دلایل انتخاباتی که صرفاً به واسطه نگرانی از حضور برخی اشخاص و جریان ها به سمت مشارکت در انتخابات پیش رفته اند. نکته دومی که نباید فراموش کرد این است که ما نباید تنها مسئله مجلس یازدهم را کانون برخی چالش ها در آینده در نظر بگیریم. همین مجلس کنونی هم که به نظر من یکی از بدترین دوره های مجلس شورای اسلامی در طول ۴۰ سال گذشته بوده، خود برخی از مشکلات کشور را شکل داده است. بی کفایتی نمایندگان مجلس در این دوره به شدت مشهود است. تمام جریان ها و فراکسیون های سیاسی از هر جناحی به قدری ضعیف و ناتوان عمل کرده‌اند که اکنون خود آنها نسبت به خروجی مجلس دهم ناامید هستند. میزان تشتت آرای نمایندگان در همه مسائل به خصوص مسائل سیاسی، امنیتی، دیپلماتیک و اقتصادی به قدری پررنگ بود که عملاً مجلس به حاشیه و محاق رفت. شما دیدید که در مسئله لوایح اف ای تی اف چه میزان از چند دستگی و افتراق نگاه وجود داشت، همان گونه که در خصوص نظارت  بر برجام، تحریم، مذاکره، قیمت ارز، طلا، بیکاری و اشتغال، واردات، صادرات، مسکن، تورم و نظایر آن بی لیاقتی و بی کفایتی خود را نشان دادند. نکته دیگری که نباید فراموش کرد این است که اساساً مذاکره و یا پیگیری تلاش های دیپلماتیک برای این منظور، نه در اختیار مجلس و دولت که در اختیار نظام است. بنابراین حضور و یا عدم حضور یک مجلس تندرو و رادیکال نمی تواند اثرات چندان جدی بر این مقوله داشته باشد. تنها تبعاتی که می توان از حضور یک مجلس تندرو داشت این است که میزان چالش و تضاد آراء با دولت در خصوص همه مسائل به شکل پررنگی افزایش پیدا کند و دست دولت در برخی مسائل محدود و تنگ شود.

کلید واژه ها: فریدون مجلسیایرانآمریکاتبادل زندانیانبرجاممذاکره


( ۱۲ )

نظر شما :

سهراب ۲۴ آذر ۱۳۹۸ | ۰۲:۴۶
واقعا دکترین سیاست خارجی ایران چی هست؟ مساله عدم رابطه با امریکا ایا به خودی خود ارزش یک اصل هست؟ شوروی در تمام جنگ سرد با امریکا رابطه داشت.
ابراهیم قدیمی ۲۴ آذر ۱۳۹۸ | ۰۳:۵۱
مشکل ما درمجلس در این است که نمایندگان تعقل شخصی دارند ونماینده یک تعقل عمومی نیستند. نماینده نیستند شخص هستند..مسئولین امور فاسد نیستند .علاقه مند خدمت اند .گرچه ممکن است افراد متمایل شده به منافع شخصی در انها یافت شود.مشکل ما ساختار سیاسی واقتصادی انسجام نیافته کشور بدون توجه به متون قانون اساسی مصوب ومطابق بانظرات شخصی است.زمانی که یک شورا هم مفسر قانون اساسی است وهم مجری قانون اساسی است وهم دادگاه قانون اساسی وهم......است ایا میتوان به اجرای قانون اساسی دل بست.