اتفاقاتی که به یک برکناری منجر شد

زمینه ها و دلایل اصلی اختلافات ترامپ و بولتون از نقطه شروع تا زمان برکناری

۲۳ شهریور ۱۳۹۸ | ۱۱:۰۰ کد : ۱۹۸۶۱۷۹ آمریکا نگاه ایرانی
اکبر قاسمی در یادداشتی می نویسد: چنانچه بخواهیم ارزیابی دقیق تری ارائه کنیم یکدندگی بولتون نتوانست در برابر تکبر و شفیتگی ترامپ نمره قبولی را برای ادامه همکاری با ترامپ  فراهم کند. محصول این انباشت اختلافات در یک سال و اندی موجب، ازدست دادن پست و موقعیت بولتون در آخرین بازی شطرنج حساس بین خانواده ترامپ‌ و پمپئو را پدیدار کرد تا ترامپ‌ همچنان طیف مجیزگویان و بله قربان گویان او که شامل طیفی از نزدیکان او همچون پمپئو و منوچین که به نحوی شگرف در پیاده سازی افکار او، خدمات شایانی را انجام می دهند را بر بولتون ترجیج دهد.
زمینه ها و دلایل اصلی اختلافات ترامپ و بولتون از نقطه شروع تا زمان برکناری

نویسنده: اکبر قاسمی، سفیر پیشین دراوکراین و رئیس سابق دفتر حفاظت منافع ایران در مصر

دیپلماسی ایرانی: با بررسی‌ دقیق قرائن و روندهای حاکم بر مناسبات بین ترامپ و دیگر اعضای مهم‌ کلیدی شورای امنیت ملی امریکا که شامل بولتون، پمپئو و پنس و دیگر مقامات پنتاگون و سیا طی یک سال واندی پس از تصدی بولتون به عنوان دبیر شورای امنیت ملی امریکا می شود، دلایل اصلی برکناری بولتون توسط ترامپ را می توان ناشی از  دو طیف دانست؛ یکی بروز اختلافات فکری طرفین در پرونده های مختلف و دیگری فقدان ناهمطرازی در دو شخصیت به لحاظ روانشناسی تعامل با همدیگر است که نهایتا هر دو نوع و طیف اختلافات، موجب به هم خوردن توازن مناسبات بین دو مقام را در آخرین ایستگاه و پرونده اختلاف به اوج رسانید و موجب بر هم خوردن تعادل روحی و روانی ترامپ و اتخاذ تصمیم برکناری بولتون را به همراه داشت. 

از سوم فروردین سال ۱۳۹۷ که بولتون به این سمت توسط ترامپ ‌منصوب شد، بولتون با ترامپ در چندین پرونده با ترامپ اختلافات بارز داشت. هر چند بولتون به لحاظ تعاملات انسانی خود و ترامپ سعی می کرد این اختلافات را به سطح آشکار نکشاند لیکن به علت فقدان روحیه تعاملی و شخصیت خودخواهانه و نامتجانس بولتون در برابر رئیس خود، بولتون در خلال روابط فیمابین خود حاضرنبود دیدگاه های باطنی سیاسی و امنیتی خود را در برابر خاستگاه های ترامپ که اقتصاد با اولویت "امریکا اولا" بود را کنار گذارد و عملا نظرات خود را در قوه هاضمه خواهش ها و آرزوهای ترامپ جذب کند. وی همواره در عمل در دوره تصدی دبیری شورای امنیت ملی در یک سطح از اصطکاک و تقابل با ترامپ به سر می برد. در اینجا سیر و نحوه شکل گیری اختلافات  بین ترامپ و بولتون و مصادیق کلی این اختلافات از نقطه شروع تا زمان برکناری را با همدیگر بررسی می کنیم:

1-    کره شمالی و مانع تراشی واضح بولتون در ارتباط با تفاهم ترامپ با کیم (دردو جلسه سنگاپور و ویتنام).

2-    خروج نیروهای امریکا از سوریه بعد از فرمان ناگهانی ترامپ برای خروج از سوریه و ساز ناهماهنگی بولتون درهم آوایی با نتانیاهو. 

3-    تاکید بولتون مبنی بر حمله امریکا به ونزوئلا پس از ورود هواپیمای راهبردی روسیه به خاک ونزوئلا که مغایر دیدگاه باطنی ترامپ بود.

4-    نحوه نگرش بولتون در مواجهه با روسیه در رخداد حمله به کشتی اوکراینی در تنگه کرچ نوامبر ۲۰۱۸  به اوج خود رسید. رویکرد تخاصمی بولتون در برابر روسیه، عملا موجب به هم خوردن همه نتایج و دستاوردهای تفاهم شده بین  ترامپ ‌و پوتین که در پرتو توافقات دو رهبر در نشست هلسینکی شکل گرفته بود را تسهیل کرد.

5-    رویکرد تهاجمی بولتون در دفاع از ناتو و سپر موشکی امنیت اروپا بعد از آزمایش موشکی 739ام ۹ روسیه و مقابله به مثل امریکا با خروج از توافق inf از دوم اگوست 2019 آشکارتر شد.

6-    با شروع سالگرد تحریم ها که موج مقابله ای ایران در گام های سه گانه از ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۸ شکل گرفت و همزمان طراحی دیپلماسی فشار معکوس جمهوری اسلامی ایران در سطح دیپلماسی‌ عمومی با طرح سنجیده مقابله با تروریسم اقتصادی و طرح افشای بی۴ در سطوح دیپلماسی عمومی و رسمی از سوی دکتر ظریف  کلید خورد و راهبرد امنیت  منطقه به تامین منافع همه کشورهای منطقه گره خورد و اقدامات حوثی ها در مقابله به مثل با سعودی ها، خطوط کشتیرانی و نفت عربستان را هدف قرارداد. رویکرد جنگ طلبانه بولتون در برابر رویکرد غیرمداخله ترامپ، مجددا با خاستگاه واقعی ترامپ هماهنگی نداشت.

7-    دراین میان، اتخاذ رویکرد خودسرانه بولتون در تبانی با دولت وقت انگلیس برای تصرف غیرقانونی کشتی گریس ایران در جبل الطارق و متعاقب آن مواضع سرسختانه مقابله به مثل بولتون در نحوه انهدام پهپاد امریکایی در ورود به حریم جمهوری اسلامی ایران اختلافات بین ترامپ و بولتون را به اوج خود رساند.

8-    سر برآوردن اختلافات عمیق بین بولتون و پمپئو به علت منزوی شدن چندین ماهه بولتون در پرونده افغانستان به عنوان یکی  ازکلیدیترین پرونده های امنیتی امریکا که خواست ترامپ را برای خروج از افغانستان همراه داشت، این امر موجب انزوای رسمی و حیثیتی بولتون از ماه اگوست به عنوان دبیر امنیت ملی امریکا شد و به سطح افکارعمومی و رسانه ها کشاند. همین ناشیگری بولتون و عدم تحمل ترامپ نسبت به این گونه امور، به ویژه اینکه ترامپ هرچه دارد در سطح افکارعمومی و رسانه ها آن را روزانه عرضه می دارد و برطبل آهنگ قهرمانی های خود در آستانه ورود به انتخابات داخلی با رقبای داخلی حزب جمهوریخواهان می نوازد و در دیگر سو برای کمپین های با دموکرات ها دراوائل سال بعد آماده می شود، بیانگر حساسیت فراوان ترامپ در دو پرونده کلیدی و راهبردی، یکی رقابت با دموکرات ها و دیگری منازعه با چین به عنوان حیاتی ترین مسائل فرارو ترامپ است که رای آوری بالایی برای صندوقهای انتخابات ریاست جمهوری ترامپ دارد و تاب آوری او را در برابر رخدادهای مانع ساز به حداقل رسانده است.

نتیجه گیری:

در حالیکه برابر رویه متداول در ارتباط با تصمیم سازی ها  دبیر امنیت ملی امریکا همواره یک جایگاه سنتی در جمع بندی  و اتخاذ تصمیم گیری مربوط به امنیت ملی امریکا به عهده داشته و نقش مهم وکلیدی دارد، به طور طبییعی بولتون نمی توانست به راحتی از اعتبار و جایگاه خود بگذرد. لذا همین جا بود که رویارویی ها بین ترامپ و بولتون درعمق و خفا به اوج رسید و در آخرین مورد، پرونده افغانستان، دمل چرکین دیگر اختلافات بین بولتون و ترامپ را به نقطه ترکاندن رساند و در واقع مجموعه پرونده های هشتگانه اختلاف آمیز فوق الاشاره بین ترامپ و بولتون در آخرین موقعیت به خاطر مخالفت بولتون نسبت به نپذیرفتن توافقات خلیلزاد و طالبان و تحریک ترامپ در خصوص تبعات هولناک این توافق در قالب ملغی ساختن دیدارهای رهبران طالبان و حکومت در کابل را فاش ساخت و منجر شد تا بسترها و زمینه های متعدد اختلافات قبلی فیمابین ترامپ و بولتون هرچه بیشتر نمایان شود و نهایتا تصمیم ترامپ را در قالب برکناری بولتون در۱۰ سپتامبر به عنوان تصمیم گیر نهایی کاخ سفید، پدیدار گرداند. 

چنانچه بخواهیم ارزیابی دقیق تری ارائه کنیم یکدندگی بولتون نتوانست در برابر تکبر و شفیتگی ترامپ نمره قبولی را برای ادامه همکاری با ترامپ  فراهم کند. محصول این انباشت اختلافات در یک سال و اندی موجب، ازدست دادن پست و موقعیت بولتون در آخرین بازی شطرنج حساس بین خانواده ترامپ‌ و پمپئو را پدیدار کرد تا ترامپ‌ همچنان طیف مجیزگویان و بله قربان گویان او که شامل طیفی از نزدیکان او همچون پمپئو و منوچین که به نحوی شگرف در پیاده سازی افکار او، خدمات شایانی را انجام می دهند را بر بولتون ترجیج دهد.

و در پایان یادآوری می کند که جمهوری اسلامی ایران در تعامل با این بحران داخلی مدیریت سیاسی بین ترامپ و بولتون، رویکرد صرفا قضاوت بیطرفانه و نظاره گری محض را پیرامون نحوه مدیریت و سیاست گذاران در کاخ سفید را  برگزیده است. همان طور که در آخرین توئیت دکترظریف نیز به درستی آشکار کرد، موضع جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر تحولات داخلی امریکا، استوار  نبود و به ویژه چینش و تغییر افراد در داخل نظام امریکا امری کاملا داخلی امریکا و به سیاست جمهوری اسلامی ایران ارتباطی ندارد و نخواهد داشت. نگاه و راهبرد جمهوری اسلامی ایران همواره بر اساس فرایند و تغییر راهبرد امریکا در قبال جمهوری اسلامی ایران به ویژه تامین منافع و خاستگاه ایران بعد از لغو تحریم ظالمانه ترامپ و بازگشت به برجام شکل گرفته است.

کلید واژه ها: اکبر قاسمیایران و امریکاجان بولتوندونالد ترامپایالات متحده امریکا


نظر شما :

سهند ۲۳ شهریور ۱۳۹۸ | ۱۳:۰۵
سلام - تشکر بخش اول تحلیل مبتنی بر تحلیل شخصیت با رویکرد روان شناسی سیاسی است اگر اندکی بسط می یافت به شناخت بیشتر کمک می کرد.
بابک ۲۳ شهریور ۱۳۹۸ | ۱۳:۲۲
ممنون. سردبیر زحمت بکشد متن را بخواند. این همه اشکال جمله نگاری