تحلیلی برای اوضاع سخت کشور

تمرکز طولانی بر استراتژی بقاء، گرفتار شدن در تله عقب ماندگی

۲۲ تیر ۱۳۹۸ | ۱۱:۱۳ کد : ۱۹۸۴۸۲۶ خاورمیانه انتخاب سردبیر
غلامرضا مصدق در یادداشتی می‌نویسد: رقبای منطقه ای و همسایگان ما فارغ از دغدغه حفظ بقاء، به سرعت در حال اجرای برنامه های توسعه ای خود هستند. معلوم نیست ما در آینده ای نه چندان دور با شکاف عمیق عقب ماندگی اقتصادی خود و پیشرفت سریع رقبا و همسایگان خود چه خواهیم کرد؟
تمرکز طولانی بر استراتژی بقاء، گرفتار شدن در تله عقب ماندگی

نویسنده: غلامرضا مصدق، استاد دانشگاه و مدیرکل و رئیس سابق سازمان صنایع و معادن استان لرستان 

دیپلماسی ایرانی: در دوران جنگ هشت ساله و در یکی از عملیات ها، عراقی ها در مقابل فشار ما برای شکستن خط سخت مقاومت می‌کردند. با طلوع آفتاب دستور عقب نشینی صادر شد. بعد از اطمینان از عقب نشینی همه نیروها، من هم شروع به عقب نشینی کردم، هنوز چند قدم نرفته، که خمپاره ای نزدیک من منفجر شد، دو سه متر به هوا پرت شدم، از سوزش جای اصابت ترکش ها و خونی که تمام بدنم را در برگرفته بود مطمئن بودم تا لحظات دیگری خواهم مرد. اما هرچه منتظر مرگ ماندم خبری نشد. چون این اتفاق لب خط عراقی ها افتاد، بعد از حدود یک ساعت سر و کله آنها پیدا شد که در حال زدن تیر خلاص به مجروحان بودند. به پشت خوابیدم تا آنها تصور کنند زنده نیستم. سه نفرشان که پوتین های آنها را می دیدم به بالای سرم رسیدند، یکی از آنها گفت این فلان فلان شده مرده و از من دور شدند.

تا نزدیک ظهر همچنان منتظر حضرت عزرائیل بودم ولی خبری از او نبود. کم کم به احتمال نجات از مخمصه فکر کردم. برای نجات یک امتیاز و چند مشکل داشتم، امتیازم داشتن شناخت کامل از منطقه بود اما کل زمین مسیر بازگشت رملی (شن روان) و تا نیروهای خودی ۱۵ کیلومتر فاصله بود، چون لگنم شکسته، روده ها سوراخ، زانو و مچ پایم زخمی بودند قادر به راه رفتن نبودم و علی رغم همراه داشتن آب و شدت تشنگی ناشی از خونریزی و گرما نمی توانستم آب بخورم، به علاوه در مناطق رملی روزها حتی در زمستان بسیار گرم و شب ها بسیار سرد است. خلاصه اینکه دو شبانه روز چهار دست و پا، بدون نوشیدن قطره ای آب و ذره ای غذا، با سختی که از توصیف آن عاجزم  خود را به نیروهای خودی رساندم.

هدفم از ذکر این خاطره شبیه سازی آن با شرایط  کشور است. با اینکه در آن دو شبانه روز تنها بودم و وقت زیادی داشتم، در مسیر طولانی حرکت هم اتفاقات زیادی در اطرافم می افتاد، اما به جز در لحظات اولیه زخمی شدن که کمی به خانواده فکر کردم که چطور با مرگ من کنار می آیند، در تمام این مدت به بقاء و نجات از مهلکه فکر می کردم. به مسائلی از این قبیل که، چطور انرژی محدود خود را حساب شده صرف کنم، به کمین دشمن نیفتم، از مسیر درست منحرف نشوم. انگیزه حفظ بقاء، به من برای فکر کردن به درد، تشنگی، گرسنگی و حتی خانواده فرصتی نمی داد.

وقتی انسان در شرایطی قرار می‌گیرد که بقایش در خطر است، تا رفع خطر از آن،  کاملاً طبیعی است به مسائل دیگری غیر از حفظ بقاء فکر نکند. وضعیت ایران در ۴۰ سال گذشته به گونه ای بوده که همواره عمده دغدغه ما حفظ بقاء بوده و از اینکه همچنان سرپا هستیم، احساس پیروزی و افتخار می کنیم. ما که قرار بود برای سعادت بشریت دنیا را هم شکل خود کنیم، چند دهه است که با تحریم و فشار همین دنیا با چنگ و دندان در حال تلاش برای زنده ماندن هستیم.  

با جنگ، سایه جنگ، تحریم، فشار اقتصادی، تورم، بیکاری، فساد، بهره وری پایین، فرار مغزها، فرصت سوزی و غیره، سال‌های سال کنار می آییم، چون در مقابل، موفقیتی عظیم به اسم حفظ بقاء را داریم، که رسیدن به آن ما را از دستیابی به موفقیت های دیگر مثل پیشرفت و توسعه اقتصادی بی نیاز می کند و یا اینکه موفقیت های غیر از حفظ بقاء به نوعی لوکس و غیرحیاتی به حساب می آیند.

برای حفظ بقاء سال های سال در حال باج دادن به همه دنیا هستیم. کالایی که در بازار جهانی یک دلار است ما باید دو دلار بخریم، اگر بخواهیم چیزی بفروشیم که دو دلار قیمت دارد باید آن را یک دلار بفروشیم، ماشین آلاتی که به قیمت دولا پهنا از خارج می خریم از گارانتی و خدمات بعد از فروش آنها بی بهره ایم، برای جابه جایی یک دلار از داخل به خارج و بالعکس باید حداقل ۱۰ تا ۲۰‎٪ آن را به دلالان خارجی باج بدهیم.

منابع محدود و فرصت های کشور تا چه زمانی باید به چاه ویل استراتژی حفظ بقاء بی هیچ چشم اندازی برای پایان آن ریخته شود؟ رقبای منطقه ای و همسایگان ما فارغ از دغدغه حفظ بقاء، به سرعت در حال اجرای برنامه های توسعه ای خود هستند. معلوم نیست ما در آینده ای نه چندان دور با شکاف عمیق عقب ماندگی اقتصادی خود و پیشرفت سریع رقبا و همسایگان خود چه خواهیم کرد؟ من قبل از حادثه مجروح شدنم ۷۵ کیلو وزن داشتم، سختی آن دو شبانه روز و عوارض بعد از درمان موجب شد در کمتر از ۱۰ روز ۲۵ کیلو وزن کم کنم و تا چند سال به شرایط عادی برنگشتم و با گذشت ۳۷ سال از آن واقعه هنوز از عوارض آن در رنج هستم. وقتی عوارض و هزینه عبور از چنین مشکلی که فقط چند روز بود برای یک انسان این قدر زیاد است، برای یک کشور ۸۵ میلیونی چقدر خواهد بود؟

آیا با ادامه بی پایان استراتژی  بقاء، نهایتاً أصل بقاء به خطر نمی افتد؟

کلید واژه ها: ایرانجمهوری اسلامی ایرانتحریم


( ۲۰ )

نظر شما :

یک ایرانی ۲۲ تیر ۱۳۹۸ | ۱۱:۵۹
با تایید نگاه و نوشته نویسنده گرامی باید اینرا افزود که بدبختانه در این چهل سال یک نگاه فرادنیایی(بگفته ی خودشان اخروی) بر همه ی گستره های سیاسی ،اقتصادی ،فرهنگی و ... و تصمیم گیری و تصمیم گیران آن دراین کشور حکفرما بوده و گاهی آدمی را به این نتیجه گیری میرساند تو گویی از دریچه نگاه اینان این دنیا هیچ ارزشی ندارد چه برسد که برای آن برنامه ریزی برای پیشرفت و .. و این چیزهای لوکس و دنیایی کرد!!! و این میشود سرچشمه ی بدبختی و عقب ماندگی که در پی خود مشکلهای بیشمار حیاتی و امنیتی برای کشور و سرزمین ایران خواهد داشت و تا این رسوبهای فکری از مغز ایرانی زدوده نشود که آقا این دنیا برای عذاب کشیدن نیست بلکه برای لذت بردن و خوب زندگی کردن بسیار ارزشمند و جایگزین ناپذیر است ،نخستین گام بسوی پیشرفت برداشته نخواهد شد!!!
اوراز مشرقی ۲۲ تیر ۱۳۹۸ | ۱۲:۴۸
اول آیا مقاومت برای بقا جزئی از اجزا ایزوله شدن نیست دوم کشور ایران نروژ یا دانمارک نیست که در گوشه ای از جهان باشد و کسی با آن کاری نداشته باشد ایران بر سر چهار راه دنیا واقع شده و به لحاظ استراتژیک مورد هجمه سوم تاریخ نشان داده هیچگاه کشورهای غربی به دنبال صلح واقعی با ایران نبوده اند و همیشه به دنبال دیکته کردن خود بر ایران بوده اند چهارم در نگاه غرب دوستان و مرعوبین غرب عدم تلاش برای بقا یعنی تعامل با غرب به عبارت بهتر دیپلماسی بی حاصل و خسارت باری که کشور در حال چیدن گلابی های گندیده آن در برجام است پنجم در نگاه غرب و غرب دوستان دیپلماسی یعنی دادن امتیازهای بی پایان
حسین کاظمی ۲۲ تیر ۱۳۹۸ | ۱۴:۱۴
بقا به هر قیمتی , تجربه نشان داده است سیستمهای حکومتی که نتوانند خود را با شرایط موجود به روز کنند محکوم به فنا میشوند چین و شوروی هر دو برخواسته از یک ئیدولژی یکی محکوم به فنا و دیگری اگر اولین قدرت بزرگ جهان نباشد بدون شک دومین قدرت جهانی است , نویسنده محترم سوال را به خوبی مطرح نموده است اما در آخر مخاطب را با یک علامت سوال بزرگ رها کرده است ! آری ما به همه ی دنیا باج داده ایم تا بگوییم مرگ بر اسرائیل ما به کشورهایی چون سوریه و عراق و .... باج میدهیم تا بگوییم مرغ ما یک پا بیشتر ندارد اینکه اسرائیل غاصب است اینکه فلسطینیان در موقعیت مظلوم قرار گرفته اند را اکثریت مردم و دولتهای جهان کم و بیش باوردارند اما همه میدانند که تنها ظالم در جهان اسرائیل نیست و تنها مظلومین جهان فلسطینیان نیستند .نمونه بارزش را میتوان در کشور دوست چین عزیز دید چرا برخورد ما با مسئله مظلومیت ایغورها و ظلم دولت کمونیستی چین کمرنگ میشود اما در قبال اسرائیل وفلسطین اینقدر غلیظ ! , شرایط حکومتی ایران و عربستان فارق از احکام شیعی و سنی هر دو کم و بیش از یک ئیدولژی دینی نشاءت گرفته اند , ایران کماکان بر سر مواضع خود ایستاده است و عربستان طی چند سال اخیر به طور حیرت آوری در حال تغییر . بن سلمان قاتل و دستش به خون هزاران یمنی آلوده است درآن شکی نیست اما این دلیل بر شکست او در ساخت عربستان جدید میشود و آیا با ادامه مواضع ایران مردم ایران روی آرامش را خواهند دید شرایط مردم ایران و عربستان نشان دهنده واقعیت موجود است نه شعارها و آرزوهایی که در سر داریم .
سیاوش (دانشجوی دکترا اقتصاد) ۲۲ تیر ۱۳۹۸ | ۱۴:۲۱
ادامه این وضعیت ایران را تبدیل به یک کشور نیمه فقیر خواهد کرد تصمیم گیران کشور به روزمرگی و مشغول شدن به حواشی گرفتارند
محمد ۲۲ تیر ۱۳۹۸ | ۱۵:۲۷
مثال اشتباهی بود ، آن فردی که تیر و ترکش خورده و روی زمین چهاردست و پا می خزد ما هستیم ، وگرنه مسئولان اگر فقط یک ماه دغدغه معاش داشته باشند ، مشکل حل می شود ، یک روز محتاج نان شب بمانند ، دیگر شعار نمی دهند
سیدکاظم موسوی ۲۲ تیر ۱۳۹۸ | ۱۵:۵۸
تعریف منافع ملی و بازنگری در سیاست خارجی لازم است ، نمی توان از سویی کشور را فدای حمایت از اعراب کرد و همین اعراب با کسانی که ما بخاطر حمایت از ایشان به دشمن تبدیل کرده ایم علیه امنیت و اقتصاد و حتی موجودیت کشور ما متحد شوند. مسئولین کشور نباید هیچ هدفی بالاتر از اعتلای این کشور داشته باشند ، مناسفانه وقتی عده ای حتی موجودیت کشور را قبول ندارند و ارمان های خلاف منافع ملی ایشان بر هر چیز ارجحیت دارد نمی توان به تعریف درستی از منافع ملی رسید.
تماشاچی ۲۲ تیر ۱۳۹۸ | ۲۳:۲۲
در پاسخ به اوراز مشرقی متاسفانه در ایران جماعتی رشد کرده اند که هر نظر و صدای مخالف نظر خود را بر نمی تابند و آنها را با القابی مانند مرعوب غرب، وطن فروش، سکولار و ..... می نوازند و متاسفانه جنابعالی از همین دسته هستید. ایکاش به جای بیان تحلیلی بی محتوا و غیر منطقی پاسخ سوال نویسنده را می دادید که ما که با هدف ارائه الگوی جدید تمدن و فناوری و انسانیت انقلاب کردیم چرا اکنون نه تنها به هیچ یک از این اهداف نرسیدیم که وضعیت فرهنگی، صنعتی، اقتصادی و اخلاقی رو به زوالی یافته ایم. اگر هم قصد دارید پاسخهای کلیشه ای قبلی دوستان هم فکرتان را بدهید که ما در فلان جای قله توسعه علم ایستاده ایم، پاسخ من به شما اینست: تا زمانی که نتایج /ان به قول شما پیشرفتهای علمی را در سر سفره همه مردم و نه آقازادگان و نورچشمی ها و قشر خاص نبینیم، این پیشرفتهای به اصطلاح علمی ظواهری بیش نیست. فراموش نکینم شوروی سابق در بسیاری از امور از ما پیشرفته تر بود ولی نهایتا مقهور عقب ماندگی اقتصادی و رفاهی خود شد، البته پس از 70 سال. پس مغرور نشوید.
سیمین تقوی راد ۲۳ تیر ۱۳۹۸ | ۰۰:۰۰
با تسکر از نویسنده محترم باید گفت که اقتصاد کشور از سال ۹۰ تا ۹۹ گوی که هیچ رشدی نداشته و فریز شده است. بسیاری کشورها در این ده یال توانسته اند حجم اقتصاد خود دا دو برابر کنند و در جهان سربلندتر شوند. این که کشوری در طی ده سال هیچ رشدی نکند و حجم اقتصادش ثابت بماند هیچ عزت و احترامی برای آن کشور و گردانندگان آن لحاظ نخواهد شد و نمی توان در توجیه عقب ماندگی به عزتمند بودن بالید.
اربابی ۲۳ تیر ۱۳۹۸ | ۱۴:۱۵
سرعت توسعه کشورهایی اسیای میانه در شمال اایران در شاخص هایی مانند بهبود کسب و کار و سرمایه گذاری در دنیا چشم گیر هست.در شان این کشور نیست که بی جهت در ابتدای مسیر بمانیم .در شان این همه مجاهدتی که نمونه انرا عزیز نویسنده بیان کردند نیست که افاغنه هم کشور را ترک کنند و قابل کارکردن ندانند.باید ببینیم اشتباهاتمان کجاست که امروز برای بقا به دالانی دلاری از افغانستان وابسته باشیم؟!زنده ماندن و بقا با هر خفتی برای ایرانی قابل تحمل نیست و ماباید جایگاهمان را در دنیا داشته باشیم.
دکترای علوم سیاسی ۲۴ تیر ۱۳۹۸ | ۲۲:۵۲
امریکایها از قبل انقلاب با دکترین نیکسون عربستان و در اصل جهان عرب رو قدرت اقتصادی خاورمیانه و ایران رو قدرت نظامی این منطقه تحلیل کردن این موضوع تا همین امروز کم و بیش در جریانه و خود شاه قبل از انقلاب کدهای کلیدی زیادی داد مثل تلاش مخفی برای رسیدن به بمب از طریق اسراییل که با تحریم موشکی امریکا مواجه شد در شرایطی که همان زمان به عربستان اجازه خرید مخفی موشک بالستیک از چین رو داد عدم حاضر شدن برای قبول دائمی ان پی تی و موقتی که متاسفانه بعد انقلاب دائمی شد جمله عجیب ایشان درباره اینکه پس از من ایران ایرانستان می شود که نشون میده سیستم همان قبل انقلاب به یک تحلیل بسیار نگران کننده از دنیای که غرب برای ایران در آینده تحلیل کرده رسیده بود اما درباره توسعه منطقه مقایسه افریقا با اروپا نشون میده توسعه منطقه در نهایت شدیدها به نفع ایران تمام خواهد شد چون تقریبا نیمی از منابع توسعه خاورمیانه در داخل ایران هست و توسعه باعث ایجاد بازارها و نیازهای جدید برای ایران در منطقه میشه میل به توسعه رو هم بین مسئولین و هم مردم که از مسئولین مهمتر هستن به یک دغدغه تبدیل میشه و خرده فرهنگ و در نهایت فرهنگ توسعه گرایی شکل می گیره