ترامپ دنبال پیشبرد اصل «اراده مبتنی بر قدرت» است

سیاست آتش‌افروزانه امریکا

۲۱ فروردین ۱۳۹۸ | ۱۳:۰۰ کد : ۱۹۸۲۶۹۱ نگاه ایرانی خاورمیانه
جلال خوش چهره می نویسد: دولت ترامپ در همه زمان تصدی قدرت در امریکا به صورت ناکام کوشیده است گام به گام و با اعمال قدرت و نفوذ جهانی و منطقه‌ای خود، در حوزه‌های دیپلماسی و ‌اقتصاد، فضای تنفسی ایران را محدود و حتی به پیش از توافق‌هسته‌ای «برجام» باز گرداند. آخرین اقدام هم نزدیک شدن به دیواره امنیتی ایران با تروریست خواندن سپاه ‌پاسداران در چارچوب سیاست «فشار حداکثری» است.
سیاست آتش‌افروزانه امریکا
User Image

نویسنده : جلال خوش چهره

مطالب بیشتر

دیپلماسی ایرانی: «ایران باید مصالحه کند‌!» این جانمایه رویکرد دولت ترامپ در قبال ایران است که در مقاله «برایان هوک»، مسئول امور ایران در وزارت امورخارجه امریکا بازتاب یافته است.

هوک که بلافاصله پس از اعلام تروریست خواندن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از سوی دونالد ترامپ، مقاله خود را در روزنامه نیویورک تایمز انتشار داد، با متهم کردن جمهوری اسلامی ایران، سرانجام خواست‌های چهارگانه‌ای را از تهران بیان کرد: عدم دستیابی به سلاح هسته‌ای؛ توقف آزمایش‌ موشک‌های بالستیک؛ توقف حمایت از گروه‌های به‌زعم او تروریستی و توقف بازداشت دوتابعیتی‌ها. رفتار دولت ترامپ برای واداشتن ایران به عقب نشینی از مواضع اصولی خود، استفاده از سیاست «اراده مبتنی بر قدرت» است. این سیاست در دوران جنگ سرد، جنگ بالکان، جنگ‌های خلیج فارس و یا واداشتن کره شمالی به قبول گفت‌وگوی محدود با دولت ترامپ با دستاوردهایی نسبی همراه بوده است. اما در الگو برداری از سیاست‌های تطبیقی معمولاً باید به‌ دو عامل تعیین‌کننده توجه ویژه‌کرد: زمان ‌و ‌شرایط متفاوت که سبب ‌می‌شود اجرای سیاست‌های تطبیقی با مانع روبه رو شوند. نه زمانه مانند گذشته است و نه شرایط جاری در منطقه و جامعه جهانی ـ حتی درون نظام سیاسی ایالات متحده ـ به‌گونه‌ای است که سیاست اراده مبتنی بر قدرت برای واداشتن جمهوری اسلامی به قبول مصالحه با امریکا کامیاب شود. 

دولت ترامپ در همه زمان تصدی قدرت در امریکا به صورت ناکام کوشیده است گام به گام و با اعمال قدرت و نفوذ جهانی و منطقه‌ای خود، در حوزه‌های دیپلماسی و ‌اقتصاد، فضای تنفسی ایران را محدود و حتی به پیش از توافق‌هسته‌ای «برجام» باز گرداند. آخرین اقدام هم نزدیک شدن به دیواره امنیتی ایران با تروریست خواندن سپاه ‌پاسداران در چارچوب سیاست «فشار حداکثری» است. هدف در این کار اخلال در سیستم عصبی ایران با چند ابزار بوده است: نخست؛ ایجاد شوک در جامعه ایرانی و دوم؛ منزوی کردن ایران در جامعه بین‌الملل با ناگزیر شدن تهران به اقدام‌های واکنشی و دست کشیدن از ابزار دیپلماسی است. به‌عبارت دیگر همه تلاش واشنگتن در این بخش، محروم کردن تهران از امکان دیپلماسی است که موجب ماندگاری آن در جامعه بین‌الملل است.

متحدان کاخ سفید در اعمال فشار حداکثری به تهران تاکنون به اسرائیل، عربستان و امارات عربی متحده محدود شده است. این درحالی است که نه تنها سازمان ملل متحد، بلکه اروپا، روسیه و چین با نگرانی و سوءظن به سیاست‌های دولتمردان امریکایی نگریسته و سرانجام آن را مغایر با منافع کوتاه و بلند مدت خود ارزیابی می‌کنند. مهم‌تر اینکه دولت ترامپ در اجرای سیاست‌های ضد‌ایرانی خود مجبور به نقض توافقنامه‌ها و قوانین بین‌المللی شده است. تروریست خواندن بخشی از حاکمیت یک‌کشور، اقدامی بی‌سابقه و خطر‌آفرین است که اگر مورد تأئید جامعه بین‌الملل قرار گیرد، به عنوان یک رویه ناصواب و ناقض حاکمیت نظام‌های سیاسی در هر نقطه از جهان معمول خواهد شد. از همین‌رو جامعه جهانی به‌رغم هراس از دامنه قدرت ایالات متحده، با تردید و سوءظن، ناظر اقدام‌هایی هستند که ناکامانه دنبال شده است. واکنش جامعه بین‌المللی به اقدام ناقض حاکمیتی اخیر دولت ترامپ، انتظاری است که باید به آن پاسخ داده شود. اما واکنش تهران در این بزنگاه از اهمیت ویژه برخوردار است. تلاش کاخ سفید تشدید عملیات روانی در دادن شوک مستمر و پلکانی به پیکره نظام سیاسی ایران است. واکنش تهران نمی‌تواند از دو حال خارج باشد؛ عکس‌العمل دفعی یا سیاست‌ برنامه‌ای در خدمت به مدیریت اوضاع. اگرچه اکنون کاخ سفید فشار حداکثری خود را برای واداشتن تهران به مصالحه، تا لبه رودررویی مستقیم نزدیک کرده، اما همه وجوه لازم برای انجام اراده مبتنی بر قدرت فراهم نیست. این سیاست می‌تواند آتش‌افروزانه باشد بی‌آنکه از حالا بتوان دامنه آن را تعیین کرد./ابتکار

کلید واژه ها: افزودن سپاه به فهرست گروه های تروریستیایالات متحده امریکادونالد ترامپایران و امریکا


( ۵ )

نظر شما :

ابراهیم قدیمی ۲۲ فروردین ۱۳۹۸ | ۰۲:۱۱
جنگ وصلح چه داخلی وچه خارجی ان نتیجه وبازتاب اوضاع در شرایط حال وپیش بینی برای اینده داخلی است. مذاکرات صلح با کره شمالی و فشار حد اکثری به ایران وامتیاز دهی به اسرائیل هر سه راه حل موقتی یک مشکل است. وان مشکلات حال و پیش بینی اینده داخلی است.پرزیدنت ترامپ بخوبی میداند که برای ادامه زمامداری خود وتیمش مردم نیاز به ارامش و ایشان نیاز به مقبولیت داخلی دارند ودارد. این ارامش ومقبولیت داخلی اگر بابهبود امکانات افتصادی اجتماعی داخلی میسر نباشد با افیون ناسیونالیسم ونشانه گرفتن دشمنان وکمک به دوستان تخیلاتی خارجی و موفقیت هائی در این زمینه میتواند بوجود اید.کره شمالی واسرائیل سعی دربهره برداری از شرایط امریکا را در نفع خود کردند وبهره برداری هم کردند.کره شمالی واسرائیل هر دو در یک جبهه در مقابل امریکا هستند وان بهره برداری به نفع خود از شرایط موجود امریکا است.ایران با توجه به قابلیت مانور محدود سیاسی از بهره برداری از شرلیط موجود از ابتدای مسئولیت پرزیدنت ترامپ غافل ماند،برای رسیدن از نقطه الف به نقطه ب مسیر مستقیم روش عملی نیست.مناسب ترین مسیر اقتصادی تر ین وکم خطر تر ین و امکان پذیر ترین است رسیدن از تهران به چالوس .بالا وپائین وشمال وجنوب وچپ راست زیادی دارد. ولی در انتها به چالوس میرسد به ته دره نمیرسد.ایران باچهره خونین واین همه شهید از جنگ با تروریسم تروریست نامیده میشود. واسرائیل خندان است وکره شمالی ساکت.