چالش‌های مراوداتی در روابط تهران با دهلی‌نو و بغداد به قوت خود باقی است

هر قدمی در رابطه با هند و عراق باید قاطع و تضمین‌شده باشد

۲۳ دی ۱۳۹۷ | ۱۵:۰۰ کد : ۱۹۸۱۰۸۶ آسیا و آفریقا اقتصاد و انرژی انتخاب سردبیر
آلبرت بغزیان در گفت و گو با دیپلماسی ایرانی بر این باور است: باید دستگاه سیاست خارجی تعاملات، قراردادها و توافقنامه ها را به گونه ای تنظیم و امضا کنند که همه شرایط، حتی نبود معافیت‌های تحریمی ایالات متحده آمریکا را شامل شود.
هر قدمی در رابطه با هند و عراق باید قاطع و تضمین‌شده باشد

گفت و گو از عبدالرحمن فتح الهی، عضو تحریریه دیپلماسی ایرانی

دیپلماسی ایرانی – با وجود این که هنوز دستاوردهای سفر محد جواد ظریف در سفر به هند جای سوال دارد، اکنون وزیر امور خارجه کشورمان، عراق را مقصد سفر بعدی خود با همان رویکرد سفر هند قرار داده است. دیپلماسی ایرانی هم برای ضرورت بررسی اهداف و دستاوردهای تحرکات دیپلماسی اقتصادی دستگاه سیاست خارجی، گفت وگویی را با آلبرت بغزیان، اقتصاددان و استاد دانشگاه صورت داده است که در ادامه می خوانید:

دوشنبه هفته گذشته رئیس دستگاه سیاست خارجی در سفری سه روزه (7 تا 9 ژانویه) برای گسترش و تعمیق روابط تجاری تهران – دهلی نو در صدر هیاتی سیاسی واقتصادی عازم هندوستان شده بود. امروز هم محمد جواد ظریف با تیم اقتصادی متشکل از مدیران ارشد ده‌ها شرکت کارآفرین دولتی و خصوصی سفری مشابه را به مقصد کشور عراق آغاز کرده است. ارزیابی شما از دستاوردهای سفر 72 ساعته دستگاه دیپلماسی به دهلی نو چیست؟

قبل از پاسخ به سوال مهم شما لازم است که چند نکته را یادآور شوم؛ اول این که کشور در شرایط حساس ناشی از فشارهای ایالات متحده در بستری غیرعادی قرار دارد، لذا این فضای ملتهب، حساس و غیرعادی، تهران را ناچار به انجام هرکاری می کند که بتواند دل آن برای بهبود شرایط کشور، به خصوص در حوزه اقتصادی و معیشتی کاری صورت دهد. نکته دوم ناظر بر این واقعیت است که گفت و گوی پیش روی من با دیپلماسی ایرانی، علی رغم ذکر انتقادها و یا تحلیل هایی که به دستاوردهای سفر آقای ظریف به هند و سفر کنونی عراق دارد، هیچ گاه برای تخطئه کردن و یا نادیده گرفتن تلاش‌های دستگاه سیاست خارجی نیست و صرفا به بیان مطالب و نکاتی خواهیم پرداخت که می‌تواند شرایط را کمی نگران کننده کند. 
اما فارغ از تمام نکاتی که گفته شد اکنون کشور عراق و هندوستان در سایه معافیت‌های تحریمی ایالات متحده آمریکا، فرصت‌های خوبی را برای ایران به وجود آورده است که سبب شده بغداد و دهلی‌نو، مقصد و کانون سفرها و تلاش های محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه و تیم اقتصادی کشور شود. ولی مسئله اینجاست که باید دید دستگاه سیاست خارجی اساساً متر و معیار قرار دادها، توافقنامه ها و مناسبات تجاری خود را با هندی ها و عراقی ها بر اساس دوره معافیت‌های تحریمی آمریکا برای این کشورها صورت داده و یا این که در این سفرها نگاهی به اقتضائات بعد از پایان معافیت‌های تحریمی وزارت خزانه داری آمریکا هم شده است. چون یقیناً با پایان یافتن برخی از معافیت ها، شرایط همکاری بغداد ، دهلی نو و هر کشوری که شامل معافیت های تحریمی ایالات متحده شده است بسیار سخت تر و پیچیده تر خواهد شد و امکان دارد میزان مناسبات ما با این بازیگران تا حد زیادی کاهش یابد. لذا باید دستگاه سیاست خارجی تعاملات، قراردادها و توافقنامه ها را به گونه ای تنظیم و امضا کند که همه شرایط، حتی نبود معافیت‌های تحریمی ایالات متحده آمریکا را شامل شود. به عبارت دیگر دستگاه سیاست خارجی باید در تنظیم معاملات و قراردادها به گونه ای عمل کند که طرف‌های تجاری در هر شرایطی موظف و متعهد به آن چیزی باشند که امضا کرده‌اند و در آینده با بازگشت تحریم ها و از میان رفتن معافیت‌ها، داستان برجام تکرار نشود که هر کشوری از زیر تعهدات خود به سادگی شانه خالی کند و در مواضعی عنوان کند به دلیل فشارهای آمریکا ناگزیر از محدود کردن مناسبات تجاری خود با ایران است. 
اکنون اگر نگوییم تمام شرکت های اروپایی که در سایه توافق هسته ای، قراردادهای کلانی را در حوزه های خودروسازی، نفت و گاز و دیگر عرصه ها با ایران امضاء کردند در قبال تعهدات خود فقط به دلیل تحریم های آمریکا به هیچ وجه پاسخگو نیستند. پس اگر از سوی دستگاه دیپلماسی قدمی برای توسعه و افزایش مناسبات تجاری با دیگر کشورها برداشته می‌شود، باید این قدم قاطع و تضمین شده باشد؛ یعنی به گونه ای نباشد که شرکت های هندی هم مانند اروپایی ها عمل کنند.

محور مذاکرات محمد جواد ظریف در سفر به هند پیرامون سه موضوع فروش نفت، نقل و انتقالات بانکی و توسعه بندر چابهار بود. در سایه دو محور اول، یکی از عمده ترین دستاوردهای دستگاه سیاست خارجی به دهلی نو، سرمایه گذاری پول های ناشی از فروش نفت ایران در خود کشور هند از جمله سرمایه گذاری 15 میلیارد روپیه ای (218 میلیون دلار) در پالایشگاه یا پتروشیمی "چنای پترولیوم" و نیز گرفتن امتیاز تاسیس بانکی طی سه ماه آینده در بمبئی است. در این راستا اگر چه برخی از کارشناسان معتقدند که این اقدام یک اقدام مثبت است و در دراز مدت می تواند منافعی برای تهران داشته باشد، اما در شرایط حساس و غیر عادی که شما به آن اشاره داشتید این دستاورد را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

اقدام به سرمایه‌گذاری در هند مختص به دستگاه دیپلماسی و سفر آقای ظریف نیست، بلکه در دولت های پیشین و حتی در زمان قبل از انقلاب هم اقداماتی برای سرمایه‌گذاری در هندوستان صورت گرفته است. به هر حال کشور هند در حال تبدیل شدن به یکی از قدرت‌های اقتصادی جهان است، به گونه ای که طبق برخی آمارها اکنون هند چهارمین قدرت برتر اقتصاد جهان به شمار می رود. از آن سو نیز روز به روز بر توانایی اقتصادی این کشور افزوده می‌شود، لذا سرمایه‌گذاری در این کشور می‌تواند منافع بلند مدتی را برای ما شکل دهد. البته اگر چه چند روزی است که سازوکار پرداخت بدهی نفتی به ایران با استفاده از پول ملی هند فعال شده و مضافا هندی ها پرداخت به روپیه برای خرید نفت از شرکت ملی نفت ایران را از مالیات سنگین معاف کرده است، اما در این راستا چند نکته وجود دارد؛ اول این که ارزهایی که بعد از فروش نفت به ایران تعلق می گیرند، ارزهای چندان قدرتمندی در مناسبات اقتصادی جهانی نیستند. واقعیت این است که روپیه و دینار عراقی که اکنون در سایه حذف دلار در دستور کار مناسبات ایران با هند و عراق قرار دارد، نمی‌تواند در شرایط کنونی برای کشور دستاوردهای اقتصادی زیادی را به همراه آورد، چرا که در صورت در اختیار گرفتن این منابع ارزی، ایران برای خرید خود از دیگر کشورها، شرایط پیچیده ای پیدا خواهد کرد. چون این ارزها، ارزهای پایه ای در مناسبات جهانی اقتصاد به شمار نمی روند. 
علاوه بر این نکته، مسئله تولید فرآورده‌های نفتی و ایجاد ارزش افزوده به شرطی مفید است که بتوان سرمایه آن را به کشور باز گرداند، نه این که ما تمام تلاش های خود را به واسطه نبود بستر نقل و انتقال پولی به انباشت سرمایه در دیگر کشورها بدل کنیم. تا همین چند وقت پیش هندی ها حتی از پرداخت بدهی یک ونیم میلیارد دلاری نفتی خود به ایران در سایه تحریم اجتناب می کردند، چون عملا مسیری برای انتقال پول وجود ندارد. از آن طرف کشور اکنون در شرایطی نیست که بتواند ریسک چنین سرمایه گذاری هایی را بپذیرد. فروش یک و نیم میلیون بشکه نفت با قیمتی مبهم برای سال بعد که مصوب دولت در بودجه 98 است، خبر از آینده ای خوب برای کشور در حوزه اقتصادی نمی دهد. پس سوال اینجا است که چرا این حجم از سرمایه باید در هند بماند؟ آیا دلیلش این نیست که نمی توان این سرمایه را به ایران در شبکه بانکی انتقال داد؟! 
البته باز تاکید دارم که نکات مطرح شده تخطئه کار و تلاش دستگاه سیاست خارجی نیست و صرفا بیان مشکلاتی است که وجود دارد. به هر حال شرایط تحریمی کشور سبب شده تا دست کشور چندان باز نباشد. 
نکته دیگر این است که سرمایه گذاری در یک پالایشگاه هندی با گرفتن امتیاز تاسیس بانکی در هند برای ایران متفاوت است، اگر چه ما می توانیم با سرمایه گذاری های کلان در یک پالایشگاه داخلی در هند، منابع نفت خام خود را در این کشور به دیگر فرآورده‌های نفتی با ارزش افزوده بالا تبدیل کنیم و منابع درآمدی برای کشور شکل دهیم، اما مسئله تاسیس بانک و واریز پول های ناشی از فروش نفت و فرآرده های نفتی به این حساب ها و نیز انجام هر گونه مرادوات بانکی میان ایران و هندوستان در سایه مشکلات کشور در خصوص نقل و انتقال پولی و بانکی، متفاوت است. چون عملا این بانک و حساب ها نمی توانند کاری برای کشور صورت دهند. حتی اکنون مناسبات سنترال بانک هند با ایران مشکلات جدی را با خود به همراه دارد. پس مسئله تاسیس بانکی در بمبئی، نحوه عملکرد و میزان کارآیی آن، جای سوال و اما و اگرهای زیادی دارد.

اما آقای ظریف عنوان داشتند که پاییز سال جاری توافق نامه بانکی مناسبی با هندی‌ها به امضا رسیده است که این امکان را برای تهران فراهم می کند صادرات، واردات و نیازهای مالی از آن مسیر تامین شود. مسئله دیگر نیز به نحوه واریز پول نفت در حساب بانک های ایرانی در یوکو (UCO) بانک باز می گردد. در این راستا تهران می تواند پول حاصل از فروش نفت را با احتساب به دلار و تغییر به ارز روپیه در حساب های خود به صورت جاری استفاده کند. مضافا این که اگر ایران در سایه عملیاتی شدن سازوکار ویژه مالی بتواند حساب یورویی را در اروپا افتتاح و فعال کند می تواند ۵۰ درصد از منابع روپیه ای خود را به یورو به حساب خود واریز کند؟

ببینید دوباره تکرار می کنم که اساساً ارزهایی مانند روپیه، دینار و ریال ایران پول های ملی هستند که فقط می‌توانند در مناسبات دوجانبه مورد استفاده قرار بگیرند و از آن طرف در مناسبات اقتصادی با کشور ثالثی مورد استفاده قرار نخواهند گرفت. چون این ارزها، ارزهای پایه ای در مناسبات بین المللی اقتصادی نیستند و قدرت مانور چندانی در برابر دلار و یورو ندارند. در این راستا چنان که اشاره داشتید ایران و هند در دوم نوامبر سال گذشته قراردادی دوجانبه مبنی بر واریز پول نفت به روپیه و از طریق یک بانک یوکو را امضاء کردند در صورتی که دو طرف می دانند روپیه به آسانی در بازارهای جهانی معامله نمی شود. این یک مشکل بزرگ را برای ایران ایجاد خواهد کرد. ضمن این که باز تأکید می‌کنم، چه بانک یوکو که یک بانک دولتی هندی است و چه سنترال بانک هندوستان، اکنون به واسطه شرایط تحریمی بانکی، عملا ارتباطی را با شبکه پولی و مالی ایران ندارند. 
بله ایران نیز می‌تواند از پول فروش نفت خود که در بانک دولتی UCO سپرده‌گذاری می‌شود، برای سرمایه‌گذاری مستقیم در طرح توسعه چنای پترولیوم استفاده کند، اما مسئله مهم بازگشت سرمایه و پول به ایران است؛ حال مهم نیست که این سرمایه حاصل از فروش مستقیم نفت است یا تبدیل ارزش افزوده در خود هند به واسطه حضور در چنای پترولیوم؛ واقعیت این است که بانک‌ها و مؤسسات عامل هندی به دلیل خطر مواجه شدن با تحریم ثانویه از سوی ایالات متحده از انجام مبادلات مالی با ایران خودداری می‌کنند. اکنون حتی مسئله تسویه یک ونیم میلیارد دلار معوقه هندی ناشی از خرید نفت از ایران هم به معنی انتقال پول آن به کشور نیست، بلکه به معنی آن است که دهلی نو پول حاصل از فروش نفت را از طریق بانک های عامل دولتیش مانند سنترال بانک و یوکو بانک به ایران در خود هند تحویل می دهد. از آن طرف ایران نیز می تواند از این روپیه پرداخت شده به گونه های مختلف استفاده کند مانند واردات از هند، هزینه ماموریت هایش در این کشور، سرمایه گذاری مستقیم در پروژه‌های هندی و تامین هزینه دانشجویان ایرانی در هند. همچنین می تواند این پول را در اوراق قرضه دولتی هند سرمایه گذاری کند. آیا در هیچ کدام از این موارد شما نشانی از انتقال سرمایه به کشور را می بینید؟! هندی ها در کمال ادب و احترام به ما گفته اند با پول نفت خودتان در هند هر کاری که می توانید انجام بدهید، اما خبری از دادن پول به شما و انتقال آن برای رسیدگی به اوضاع داخلی ایران نیست. حتی معافیت پرداخت به روپیه که برای واردات نفت ایران انجام گرفته، بیشتر بسترسازی برای حبس سرمایه ایران در هند است. حتی در خصوص همین معافیت هم نکته ای وجود دارد که ناظر بر این واقعیت است، قانون معافیت از مالیات تنها شامل نفت خام می شود. این یعنی واردات سایر کالاها مثل کودهای شیمیایی و گاز مایع مشمول آن نمی شوند. معنای دیگر این جمله آن است که پول ایران در هند شبه بلوکه است که نه تهران و نه دهلی نو توان خروج آن را ندارند. چون اگر داشتیم این سرمایه ها اکنون در کشور به مراتب واجب تر است و باید آن پول ها را به داخل منتقل می کردیم، اما نمی توان آن کار را کرد، به جایش سرمایه شبه بلوکه ما در هند به امر سرمایه گذاری به منظور عدم هدر رفت پول های کشور بدل می شود. تنها کاری که می شود کرد این است که بخشی از این پول ها صرف خرید کالا از هند شود و آن کالاها را به کشور منتقل کنیم. چیزی شبیه به نفت در برابر کالا در زمان احمدی نژاد. حتی در دور قبلی تحریم‌های آمریکا علیه ایران، هند ۴۵ درصد از پول واردات نفت ایران را به روپیه پرداخت می‌کرد و پرداخت مابقی آن به یورو انجام می‌گرفت، اما این بار در سایه شدت تحریم های ترامپ و توافقات صورت گرفته میان دهلی نو با تهران تمامی پول خرید نفت را به روپیه پرداخت خواهد کرد. یعنی عملا تمام سرمایه ایران به روپیه در هند می ماند. 
بله، اگر ما حساب یوریویی داشته باشیم، اگر پول های ما در سایه فروش نفت به آن حساب برود، اگر بتوان سرمایه و پول خود به واحد یورو را به داخل بازگرداند، آن گاه می توان این ادعا را درست دانست. اما تا کنون که تحریم های ثانویه سمبه پرزورتری داشته است. چون تمام این اگرها به قول شما زمانی محقق می شود که سازوکار ویژه مالی قاره سبز محقق شود، آن گاه می توانیم بخشی از منابع روپیه ای خود را به یورو و به حسابی که سازوکار مشخص می کند واریز کنیم. تازه آن هم در شبکه پولی و بانکی جای اما و اگر بسیار دارد. 
مضافا باید دید که در دوران بعد از پایان معافیتهای تحریمی، هند اساسا می تواند نفتی از ما خریداری کند یا خیر؟ باز هم برای چندمین بار تاکید دارم که در این شرایط ما ناچاریم برخی از این راه حلها به عنوان مسیر برون رفت از چالش های اقتصادی کشور به دلیل تحریم های آمریکا را بپذیریم. اگر نه در واقع نمی توان این راه حل ها را، راه حل های درست و حتی طولانی مدت در شرایط عادی دانست.

اما مدیراجرایی بانک UCO اظهار کرد که پالایشگاه‌های هندی می توانند بدهی خود را به شرکت ملی نفت ایران از طریق واریز به حساب ۹ بانک ایرانی شامل بانک سامان، بانک پاسارگاد، بانک اقتصاد نوین، بانک کارآفرین، بانک سرمایه، بانک خاورمیانه، بانک شهر، بانک حکمت ایرانیان و بانک گردشگری پرداخت کنند. هر چند که قبلا تعداد این بانک ها 15 بانک بود که به دلیل شدت تحریم های ثانویه تا 9 بانک تقلیل پیدا کرده ایست. با این وصف آیا این مسئله نشان از انتقال پول به داخل نیست؟

در سایه تحریم های ثانویه وزارت خرانه داری آمریکا در حوزه بانکی و نقل و انتقال ارزی  ایران، کشور می تواند از این پول فقط برای واردات و سرمایه گذاری در هند استفاده کند. چرا که بسته شدن معامله های سایر بانک های اصلی با دیگر ارزهای جهانی برای ایران بستر انتقال پول حاصل از فروش نفت را به داخل غیر ممکن می کند. پس علاوه بر مسئله میزان فروش نفت، قمیت جهانی آن برای سال بعد، اکنون تحریم بانکی نیز سبب عدم بازگشت سرمایه به کشور شده است. ضمن این که تمام این مسائل نیم بند برای تسویه و انتقال یک و نیم میلیارد دلاری شرکت نفت، تنها و تنها به واسطه معافیت موقت تحریمی آمریکا است. حال باید دید که بعد از حذف معافیت، آیا هند می تواند حتی روپیه هم به حساب بانک های ایران، نه تنها از طریق یوکو بانک که حتی از طریق سنترال بانک هند پرداخت کند؟

کلید واژه ها: عراقایرانآمریکاهندفروش نفت ایرانآلبرت بغزیانتحریم بانکی ایرانسازوکار ویژه اروپایی‌ها برای حفظ برجام


( ۴ )

نظر شما :