برگه های برنده ای که دونالد ترامپ در برابر ولادیمیر پوتین در اختیار دارد

شباهت درگیری های تنگه کرچ برای روسیه با واقعه خلیج تونکین در جنگ ویتنام

۱۰ آذر ۱۳۹۷ | ۱۳:۰۰ کد : ۱۹۸۰۳۷۵ اروپا انتخاب سردبیر
شهره پولاب در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: درگیری مسکو و کیف در تنگه کرچ که از دید رئیس جمهوری اوکراین واقعه ای بسیار مهم بوده که می تواند به یک جنگ تمام عیار تبدیل شود، تداعی کننده درگیری ایالات متحده و ویتنام در تاریخ دوم اگوست سال ۱۹۶۴ در خلیج تونکین است که سه فروند قایق اژدرفکن ویتنامی ناو یو.اس.اس مادوکس ایالات متحده را در خلیج یونکین در شمال غربی دریای چین جنوبی مورد حمله قرار دادند و تنها چند روز بعد کنگره امریکا قطعنامه ای را تصویب کرد که بر مبنای آن رئیس جمهوری امریکا اجازه داشت در درگیری های نظامی ویتنام دخالت کند. بدین ترتیب امریکا وارد جنگ ویتنام شد.
شباهت درگیری های تنگه کرچ برای روسیه با واقعه خلیج تونکین در جنگ ویتنام

نویسنده: شهره پولاب، دکترای جغرافیای سیاسی

دیپلماسی ایرانی: در 25 نوامبر 2018 درگیری نظامی میان نیروی دریایی روسیه و اوکراین در تنگه کرچ در دریای آزوف که موجب توقیف کشتی های اوکراینی شد، آغازگر مرحله دیگری از تنش ها میان دو کشور بوده است. ادعای روسیه مبنی بر ورود سه ناو کوچک جنگی اوکراین به آب های ساحلی روسیه نقض حریم دریایی این کشور و مغایر با کنوانسیون حقوق دریایی بوده است. این در حالیست که اوکراین استناد بر آزادی آمدوشد در دریای آزوف و تنگه کرچ را مبنا قرار می دهد.  

درگیری مسکو و کیف در تنگه کرچ که از دید رئیس جمهوری اوکراین واقعه ای بسیار مهم بوده که می تواند به یک جنگ تمام عیار تبدیل شود، تداعی کننده درگیری ایالات متحده و ویتنام در تاریخ دوم اگوست سال 1964 در خلیج تونکین است که سه فروند قایق اژدرفکن ویتنامی ناو یو.اس.اس مادوکس ایالات متحده را در خلیج یونکین در شمال غربی دریای چین جنوبی مورد حمله قرار دادند و تنها چند روز بعد کنگره امریکا قطعنامه ای را تصویب کرد که بر مبنای آن رئیس جمهوری امریکا اجازه داشت در درگیری های نظامی ویتنام دخالت کند. بدین ترتیب امریکا وارد جنگ ویتنام شد.

اهمیت شبه جزیره کریمه برای روسها به جهت دسترسی به دریای سیاه و سپس کنترل کشورهای شرق اروپا و قفقاز است و تنگه کرچ هم که کریمه را از روسیه جدا می کند به سبب پیوند دهنده دو پهنه خاکی ارزش ژئوپلیتیک خاصی برای روسیه دارد. بخصوص پس از 16 مارس 2014 که روسیه با الحاق کریمه توانست لااقل تاحدی از دست دادن اوکراین را جبران کند. پایگاه های نظامی روسیه در کریمه و بنادر استراتژیک آن مانند سواستوپل منافع استراتژیک روسیه را از طریق دستیابی به دریای سیاه، مدیترانه و اقیانوس اطلس تامین می کند. 

برای مسکو دریای آزوف حوضه ای است که می تواند اهرم فشاری بر کیف باشد تا از طریق آن بتواند بدون نگرانی در مقابل کشورهای پیرامونی قدعلم کند. سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه وزارت امور خارجه اوکراین را متهم به تهدید ترافیک حمل و نقل عمومی با نقض قوانین بین المللی دریایی و تلاش برای ایجاد بحران برای اهداف سیاسی داخلی کرده و اقدام تحریک آمیز اوکراین را بهانه ای برای تحریم های بیشتر از سوی غرب و تحرکات سیاسی ضدروسی برای کسب امتیاز بیشتر از مسکو دانسته است.

رفتار روسیه در قبال شبه جزیره کریمه و الحاق آن به خاک روسیه، نه فقط اوکراین را در از دست دادن بخشی از بدنه اصلی این کشور، بلکه مواضع ایالات متحده را نیز مکدر ساخته بود. شاید زمان آن فرا رسیده تا ترامپ بتواند نه تنها به منظور تسویه حساب برای الحاق شبه جزیره کریمه، بلکه دیگر منافع ملی واشنگتن را نیز از طریق تحت فشار قرار دادن روسیه محقق کند. برگ های برنده دونالد ترامپ در مقابل ولادیمیر پوتین عبارت خواهند بود از: 

اول اینکه ترامپ در ضمن محکوم کردن درگیری در تنگه کرچ با به زیر سوال بردن سیاست دوران اوباما که به روسیه اجازه داد بخش بزرگی از اوکراین را تصاحب کند، یک بار دیگر تفاوتهای سیاست خارجی دوره ریاست جمهوری خود را به منظور محبوبیت بیشتر در میان مردم امریکا به رخ کشید. مسکو با الحاق کریمه واکنش تندی از سوی اوباما دریافت نکرده بود و از آن جایی که پوتین در استراتژی خود همواره در پایش واکنشهای ایالات متحده دست به عمل زده، از جریان تنگه کرچ به عنوان آزمونی برای سنجیدن میزان واکنش ترامپ در برداشتن قدم های بعدی استفاده کرده است.

دوم اینکه ترامپ مناقشه میان مسکو و کیف را هشداری به سران کشورهای اروپایی دانسته تا بیشترین مراقبت را از امنیت در مرزها و حیاط خلوتشان با روسیه داشته باشند. ترامپ که نارضایتی خود را از دیدگاه امانوئل ماکرون برای ایجاد ناتوی اروپایی بدون اتکا بر ایالات متحده اعلام کرده بود، فرصت مناسبی را برای حقانیت واشنگتن در اتحاد استراتژیک با اتحادیه اروپا پیدا می کند. فرانسه و آلمان که در سال 2015 میلادی آتش بس و توافق موقت میان ولادیمیر پوتین و پترو پوروشنکو را امضا کرده بودند، اینک در وحشت خزش این گونه حرکت ها از سوی روسیه به سمت اروپا هستند. دبیر کل ناتو، ینس استولتنبرگ " Jens Stoltenberg" استفاده روسیه از نیروی نظامی را موجب تشدید بحران در منطقه دانسته و الگوی رفتاری اروپا را در سالهای اخیر ناشی از این گونه وضعیت ها دانسته است.

همچنین برخی کشورهای اروپایی مانند بریتانیا، لهستان و کشورهای حوضه بالتیک در نارضایتی از برخورد روسیه با اوکراین خواهان واکنش های تندتر مانند تحریم های جدید نسبت به مسکو در ماه دسامبر جاری شده اند. ایالات متحده نیز خواستار بازنگری در خط لوله گازی زیر دریایی روسیه به آلمان شده است. بنابراین تحریم های شدید اقتصادی، حمایت نظامی از اوکراین و افزایش حضور ایالات متحده در شرق اروپا برای تقویت ناتو می تواند از جمله اقدامات قاطع واشنگتن علیه اقدامات روسیه در زمینه حقوق بین الملل و تجاوز علیه کشورهای مستقل باشد.

سوم آن که ترامپ می تواند از وضعیت پیش آمده میان روسیه و اوکراین به نفع مواضع خود در قبال زیرپا گذاشتن پیمان منع موشک‌های هسته‌ای میان‌برد "آی. ان. اف" توسط روسیه و احتمال مسابقه تسلیحاتی با ایالات متحده و همچنین ساخت سلاح های هسته ای جدید و استقرار آنها در مرزهای اتحادیه اروپا بهره گیرد. 

چهارم اینکه محکوم کردن اقدام نظامی مسکو علیه کیف در اجلاس جی بیست در آرژانتین در سی نوامبر و یکم دسامبر 2018 حکم برگ برنده را برای ترامپ داشته است تا مواضع رهبران اروپایی شرکت کننده در اجلاس را با خود همراه کند.

همان گونه که واقعه خلیج تونکین توانست ایالات متحده را وارد یک جنگ طولانی با ویتنام کند، رویداد تنگه کرچ نیز دارای پتانسیل شکل گیری درگیری های وسیعتر در ورای دریای آزوف و دریای سیاه بوده که حاوی پیامی جدی برای روسیه خواهد بود تا بهانه دست حریف ندهد و به عدم تضعیف ایالات متحده و متحدانش متعهد باشد. 

کلید واژه ها: روسیهاتحادیه اروپاایالات متحده امریکاولادیمیر پوتیناوکراینشبه جزیره کریمهدونالد ترامپشهره پولابتنگه کرچ


۱۰ رای

نظر شما :