روابط ما با چین و فرانسه چه تغییراتی خواهد کرد؟

رفتار ایران در پسا برجام

حسین ملائک، سفیر سابق ایران در چین در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی به روابط تهران با پکن و پاریس در دوره پسابرجام پرداخته است.
رفتار ایران در پسا برجام

نویسنده: حسین ملائک*

دیپلماسی ایرانی: نحوه رفتار ایران در پسا «برجام» مورد توجه بسیاری از تحلیلگران است. دوران دوازده ساله تحریم ها اقصاد و جامعه و نهایتا سیاست از جمله سیاست خارجی ایران را همچون جنگ هشت ساله با عراق متحول نموده است. لذا اینکه ایران چه مسیری را برای بازگشت به وضعیت عادی انتخاب خواهد کرد سئوال درستی است که بسیاری علاقمند به جواب آن می باشند. هم اکنون ایران در فضای اقتصادی با انتخاب های بیشتری روبروست. در فضای بین المللی تعامل دیپلوماتیک را نیز به گزینه های خود افزوده است. در محیط سیاسی اما هنوز شرایط خیلی واضح نیست.

یک مورد که بزودی شاهد آن خواهیم بود را مورد بررسی قرار می دهیم. ایران در خلال چند روز آینده پذیرای ریاست جمهور چین و همچنین احتمالا میهمان دو قدرت اروپایی فرانسه و ایتالیاست.

چین یک قدرت شرقی (نه چندان در مقابل غربی) که بسیاری از نظریه پردازان و تحلیلگران ایرانی این کشور را دوست ایران می دانند که سابقه ای جز همکاری با ایران ندارد. در طول جنگ ایران و عراق این کشور تقریبا توازن در روابط با دو کشور را نگه داشت و اگر کاری به همکاری اش با عراق نداشته باشیم در جنگ کمک بسیاری به ایران کرد. در طول تحریم های ناشی از مسئله هسته ای نیز علیرغم موضع هماهنگش با آمریکا در شورای امنیت اما مهم ترین کشور تامین کننده کالاهای مورد نیاز ایران در فضای سنگین تحریمی علیه ایران بود. در طول تحریم چین تنها کشوری بود که آمار روابط اقتصادی و تجاری اش سال به سال با ایران افزایش می یافت. بطور کلی اگر چین نبود این مقدار مقاومت اقتصادی ایران میسر نمی شد. اگر چین نفت و فرآورده های ایران را نمی خرید همین نقدینگی ناچیز که با آن بودجه جاری کشور ترمیم می شد نیز قابل دسترس نبود. اما چین یک قدرت سوداگر است که در این مسیر سود سرشاری نیز بدست آورد و بسیاری از کالا هایش را که ما در شرایط عادی و رقابتی نمی خریدیم مجبور به خرید شدیم. در برخی از پروژه های نفتی و صنعتی ما با راندمانی که از نظر متخصصان ایرانی انصافا بالا نبود وارد شد که در اصل طرف ایرانی رضایت چندانی نداشت.

از سوی دیگر فرانسه کشوری به اصطلاح متفاوت از کمپ غرب است. بسیاری مدعی هستند که آن کشور دنباله رو آمریکا و انگلستان نیست اما در عمل و نهایت با آن ها هماهنگ است. در طول جنگ ایران و عراق یکی از مهم ترین حامیان صدام حسین بود. تا آخر جنگ و حتی در زمان حمله آمریکا به عراق از صدام دفاع کرد. حمایتش از عراق طوری بود که ناچار شد هواپیماهای جنگی خود را برای زدن پایانه نفتی خارک به عراق اجاره دهد. در کنار آلمان یکی از تامین کنندگان سلاح شیمیایی برای عراق بود که خسارات انسانی زیادی برای ایران بوجود آورد. از نظر نظامی تامین کننده هیچ یک از اقلام نظامی ایران نیست و تابحال حتی از نظر فروش رادار غیرنظامی و قطعات آن نیز ایران را تحریم کرده بود. در همه قطعنامه های سازمان ملل در مورد ایران یا پیشنهاد دهنده بود و یا امضاکننده. این کشور در طول مذاکرات هسته ای و اعمال تحریم ها چیزی کمتر از مواضع اسراییل علیه ایران را نداشت. بانی هر نوع فشار متصور علیه ایران تا آخرین لحظه بود. اعراب خلیج فارس با اتکاء به سیاست عربی فرانسه مواضع سخت تری برابر ایران داشتند. فرانسه اما قدری رابطه تجاری را با ایران نگاه داشت و بعد از توافق هسته ای فرصت طلبانه اولین کشوری بود که وزیر خارجه خود را با یک هیئت تجاری بزرگ به ایران گسیل داشت و حتی رئیس جمهور این کشور اخطار نمود که اگر با فابیوس انتقادی برخورد شود عکس العمل نشان خواهند داد. به این مفهوم که ایران آنقدر نیازمند فرانسه است که هر موضع فرانسه را باید درک کرده بپذیرد.

مقامات تصمیم گیر ایران در مقابل این پارادوکس اقتصادی سیاسی چه رفتاری باید داشته باشند؟ آیا چین همانگونه که اقای روحانی رئیس جمهوری در پاسخ به خبرنگار چینی که دو روز قبل از نحوه عملکرد ایران در پسا برجام پرسید گفتند که ایران دوستان دوران تحریم را فراموش نخواهد کرد، دستی باز در اقتصاد و پروژه های ایران خواهد داشت؟ جواب قطعا منفی است. از طرف دیگر آیا فرانسه به خاطر دشمنی اش با ایران در طول این سال ها محدویت هایی را متحمل خواهد شد؟ این جواب هم مثبت نیست.

پاسخ را بنظر این نویسنده باید در بی برنامگی داخلی و نظام سیاسی – اجتماعی ایران دنبال کرد. وضعیتی که معمولا کشورهای خارجی برندگانش هستند. در کشور ما علیرغم تمام ادعاهای نظام سیاسی هنوز تعریف اجرایی مشخصی از اقتصاد، بخش خصوصی، رابطه دولت با مردم و..... تمام عواملی که اجازه می دهد یک سامان و سازمان تصمیم گیری با رعایت حقوق همه عوامل دست اندرکار تصمیم گیری ملی را شکل دهد وجود ندارد. به همین دلیل ایران در جرگه کشورهایی با کمترین شفافیت اقتصادی قرار دارد و شاخصه حکمرانی خوب در آن پایین است. به همین دلیل از اول انقلاب در ایران اساسا سرمایه گذار خارجی غیر از مختصری در بخش نفت آن هم با تضمینات بسیار جدی حضور پیدا نکرده است.

اگر چین و یا فرانسه مورد بحث بپرسند ایران چه اولویت هایی را در الگویی توسعه اقتصادی خود در نظر دارد؟ بدین مفهوم که اگر یک دلار داشته باشد در صنعت نفت هزینه می کند یا راه و راه آهن برایش مهم است و یا به فرهنگ و آموزش می پردازد؟ با اطمینان می توان گفت هیچ برنامه مدونی در این مسیر وجود ندارد و مسئول هر بخشی که به هسته قدرت نزدیک تر است اولویت را تعریف مقطعی می نماید. بنابراین بطور کلی ما با یک اغتشاش بوروکراتیک و قانونی روبرو هستیم.

جو شدید ضد چینی بعد از حضور دولت یازدهم در وزارتخانه های مسئول زیرساخت ایران با این ادعا که چین در یک شرایط غیررقابتی توانسته اکثر پروژه های اجرایی کشور را به خود اختصاص دهد مشهود بود که با دلخوری بسیار مقامات چینی نیز همراه شد. البته حق را باید به طرف ایرانی داد زیرا چینی ها با استفاده از شرایط ایران یک طرفه بسیاری از روابط را تعریف نموده بودند. اما مگر در حال حاضر پروژه هایی که مثلا با فرانسوی ها یا هلندی ها مذاکره می شود در یک مناقصه عادلانه به این نتیجه رسیده شده است؟ این گونه اقدامات که ناشی از فساد اداری و عدم شفافیت است در ساختار سیاسی - اقتصادی ایران مانع تصمیم گیری ملی است. بنابراین هر کشور خارجی بدنبال تشکیل گروه «لابی» برای خود به ضرر منافع ملت است و این گروه «لابی» فارغ از سابقه و تاریخ سیاسی کار خود را پیش می برد.

رفتار پسا «برجام» ایران را شاید بتوان در دو چارچوب طبقه بندی کرد. در اقتصاد و آنجا که پول برای پروژه ها تقسیم می شود حرف اول را قدرت «لابی» پیش گفته در ایران می زند که الزاما با گرایش سیاسی کشور هماهنگی زیادی می تواند نداشته باشد. در این مسیر می تواند بهترین خدمات و کالا مربوط به آلمان باشد اما نهایتا افریقای جنوبی برنده نهایی باشد. رفتار بعد از جنگ ایران در این حوزه نشان داد که مسیر انتخاب ها عمدتا با یک ارزیابی سیاسی منطقی همراه نیست. اما در بخش سیاسی گرایش های ایران کماکان با مسیر کشور های مثل چین و روسیه هماهنگ تر خواهد بود. البته با این کشور ها نیز ایران نقطه افتراقی چون اسراییل را دارد که باید دید تحولات شرایط را به چه سمت و سویی متمایل خواهد کرد.

* سفیر سابق ایران در چین و تحلیلگر مسائل سیاست خارجی

انتشار اولیه: چهارشنبه 30 دی 1394  / انتشار مجدد: دوشنبه ۵ بهمن 1394

کلید واژه ها: حسین ملائکایران و چینچینایران و فرانسه


نظر شما :