ایران‌ستیزی در سه سطح قابل بررسی است

خشایارشا در آتن، روبیو در بن‌بست

۲۲ مهر ۱۴۰۵ | ۰۸:۰۰ کد : ۲۰۴۰۸۵۴ اخبار اصلی آمریکا خاورمیانه
شهرام شمالی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: پرسش اصلی این است: چرا وزیر أمور خارجه آمریکا در این برهه حساس، به جای پرداختن به مسائل معاصر، به تاریخ باستان پناه برد؟ و ایران چگونه باید به این «جنگ روایت‌ها» پاسخ دهد؟
خشایارشا در آتن، روبیو در بن‌بست

نویسنده: دکتر شهرام شمالی

دیپلماسی ایرانی: در هفتم اکتبر ۲۰۲۶، مارکو روبیو، وزیر أمور خارجه ایالات متحده، در تپه پنیکس در آتن، در سایه آکروپولیس، سخنرانی‌ای ایراد کرد که به سرعت به یکی از جنجالی‌ترین اظهارات دیپلماتیک سال تبدیل شد. او با استناد به لشکرکشی خشایارشا، پادشاه هخامنشی، به یونان در ۴۸۰ پیش از میلاد و آتش زدن آکروپولیس، کوشید تقابل کنونی واشینگتن و تهران را در قالب یک «جنگ تمدنی» ۲۵۰۰ ساله بازتعریف کند. روبیو در این سخنرانی، جمهوری اسلامی را «فرقه مرگ» خواند و مدعی شد تهدیدهایی که امروز با آن روبه‌رو هستیم، به همان اندازه که در دوران باستان واقعی بودند، واقعی‌اند.

این اظهارات واکنش‌های گسترده‌ای در ایران برانگیخت؛ از مقامات ارشد حکومتی تا تاریخ‌نگاران و کاربران شبکه‌های اجتماعی، تقریباً همگی آن را روایتی تحریف‌شده و سیاسی از تاریخ دانستند که هدفش توجیه‌گری برای ادامه جنگ است. پرسش اصلی این است: چرا وزیر أمور خارجه آمریکا در این برهه حساس، به جای پرداختن به مسائل معاصر، به تاریخ باستان پناه برد؟ و ایران چگونه باید به این «جنگ روایت‌ها» پاسخ دهد؟

تحلیلگران چند لایه برای این انتخاب روبیو برشمرده‌اند. نخست، زمینه دیپلماتیک و اقتصادی: روبیو در سفر خود به آتن، قراردادهای تسلیحاتی میلیاردی با یونان امضا کرد، از جمله فروش جنگنده‌های F-35 و سیستم‌های دفاعی پیشرفته. یونان به عنوان خریدار سنتی تسلیحات آمریکایی و متحد کلیدی ناتو، برای واشینگتن اهمیت استراتژیک دارد. سخنرانی در آکروپولیس و یادآوری «دشمن مشترک باستانی» ر – پارس – می‌توانست فضای روانی لازم برای توجیه این همکاری نظامی و تقویت اتحاد را فراهم کند. روبیو یونان را «منبع ثبات در جهانی بی‌ثبات» خواند و بر نقش آن به عنوان «متحد ضروری ناتو» تأکید کرد.

دوم، تغییر استراتژی روایی واشینگتن. پس از هفت ماه جنگ و ناکامی در دستیابی به اهداف اولیه اعلام‌شده، واشینگتن روایت خود را از «مبارزه با تروریسم» به  «دفاع از تمدن غرب» تغییر داده است. انتقال به گفتمان تمدنی، هم فرسودگی روایت جنگی اولیه را نشان می‌دهد و هم وزن سنگین‌تر نومحافظه‌کاران در اطراف کاخ سفید را. روبیو در سخنرانی خود، آمریکا را وارث «امپراتوری قاره‌ای» خواند و از «تعقیب بی‌اعتذار قدرت ملی» تمجید کرد.

سوم، جلب حمایت اروپا. روبیو صریحاً از کشورهای اروپایی خواست که به «ارزش‌های یونان باستان» بازگردند و در برابر آنچه «افول تمدن غرب» می‌خواند، متحد شوند. او با برجسته کردن تهدید مشترک – ایران – کوشید شکاف‌های فراآتلانتیک را التیام بخشد و اروپا را به همراهی در سیاست‌های خصمانه واشینگتن ترغیب کند.

روبیو در سخنرانی خود، سپاهیان خشایارشا را «متجاوز» و «مهاجم به مدنیت غربی» خواند و از مقاومت «مشت گروهی از آتنی‌ها» در آکروپولیس تمجید کرد. اما تاریخ‌نگاران این روایت را به شدت ناقص و گزینشی می‌دانند. تورج دریایی، ایران‌شناس برجسته، یادآور می‌شود که آتش زدن آتن در خلأ تاریخی رخ نداد: در ۴۹۸ پیش از میلاد، در جریان شورش ایونی، شورشیان مورد حمایت آتن و ارتریا، ساردیس، مرکز ساتراپی پارس در لیدیه را به آتش کشیدند و بخش مهمی از شهر را ویران کردند. به بیان دیگر، حمله خشایارشا، دست‌کم تا حدی، پاسخی به یک اقدام پیشین بود، نه تجاوزی بی‌دلیل.

پاسخ ایران به این سخنرانی باید فراتر از واکنش‌های تدافعی و یادآوری شکست‌های تاریخی باشد. این پاسخ می‌تواند در سه سطح طراحی شود:

سطح اول: روایت‌سازی تاریخی معکوس. ایران باید به جای انکار یا تحقیر تاریخ باستان، آن را به مثابه منبع قدرت و مشروعیت بازخوانی کند. امپراتوری هخامنشی، با منشور کوروش به عنوان نخستین اعلامیه حقوق بشر، نظام اداری پیشرفته، و تساهل مذهبی، یکی از درخشان‌ترین تمدن‌های تاریخ بشر بوده است. روبیو خود ناخواسته به این قدرت اعتراف کرد: او سپاهیان خشایارشا را «بزرگترین امپراتوری آن عصر» خواند. این اعتراف باید برجسته شود: دشمنی آمریکا با ایران، دشمنی با یک «دولت» یا «رژیم» نیست، دشمنی با یک تمدن ریشه‌دار است که همواره در برابر هژمونی‌های خارجی ایستاده است.

سطح دوم: افشای تناقض‌های روایت غربی. ایران می‌تواند به جای دفاع تدافعی، به تهاجم روایی دست بزند. تمدن غربی که روبیو از آن سخن می‌گوید، همان تمدنی است که استعمار، برده‌داری، نسل‌کشی بومیان آمریکا، و دو جنگ جهانی را تولید کرد. دکتر ولایتی به درستی پرسید: «کسانی که فجایع هیروشیما، ویتنام، عراق و افغانستان را رقم زدند، حق ندارند درس اخلاق بدهند.» ایران می‌تواند این پرسش را جهانی کند: آیا تمدنی که با بمباران اتمی و اشغال نظامی، «ارزش‌های یونان باستان» را صادر می‌کند، صلاحیت دفاع از «تمدن» را دارد؟

سطح سوم: دیپلماسی فعال و اتحادسازی. ایران باید این سخنرانی را به عنوان فرصتی برای تقویت روابط با کشورهایی ببیند که خود قربانی «جنگ تمدنی» غرب بوده‌اند از چین و روسیه تا کشورهای آمریکای لاتین و آفریقا. تشکیل یک «جبهه روایی» در برابر غرب‌محوری، نیازمند سرمایه‌گذاری در دیپلماسی عمومی و فرهنگی است، نه صرفاً بیانیه‌های واکنشی.

مطرح شدن مجدد بحث جنگ در این برهه، محصول سه عامل همزمان است: بن‌بست مذاکرات، محاسبات انتخاباتی، و ناتوانی در دستیابی به اهداف از طریق ابزارهای غیرنظامی. توافق ژوئن ۲۰۲۶ که قرار بود به جنگ پایان دهد، در عمل ناکام ماند. آمریکا تسلیم کامل ایران در مورد برنامه هسته‌ای و محدودسازی نفوذ منطقه‌ای را خواستار بود، در حالی که ایران بر حفظ حقوق خود و پایان تحریم‌ها اصرار داشت. با فروپاشی توافق، هر دو طرف در موقعیتی قرار گرفتند که یا باید به میز مذاکره بازگردندکه این به معنای امتیازدهی است یا به گزینه نظامی متوسل شوند. جنگ می‌تواند به عنوان یک «ابزار انتخاباتی» عمل کند: نمایش قدرت در برابر دشمن خارجی، توجه رسانه‌ها را از مشکلات داخلی منحرف می‌کند و پایگاه سیاسی رئیس‌جمهور را تحکیم می‌بخشد.

آیا این سخنرانی نشانه «کینه و دشمنی عمیق» آمریکایی‌ها با مردم ایران است؟ پاسخ پیچیده‌تر از یک «بله» یا «خیر» ساده است. آنچه مسلم است، وجود یک خصومت ساختاری است که ریشه در منافع ژئوپلیتیک و ایدئولوژیک دارد، نه صرفاً در احساسات. ایران به دلیل موقعیت استراتژیک، منابع انرژی، نفوذ منطقه‌ای، و مهم‌تر از همه، استقلال سیاسی و فرهنگی خود، همواره مانعی در برابر هژمونی آمریکا در خاورمیانه بوده است. قائد و رهبر شهیدمان به درستی تشخیص دادند که مشکل امریکایی‌ها با انقلاب اسلامی و نظام مقدس جمهوری اسلامی نیست؛ با تمدن قوی و مستقل ایران است.

با این حال، لحن تحقیرآمیز روبیو«فرقه مرگ» خواندن ملتی با تاریخ چند هزار ساله فراتر از یک محاسبه سرد استراتژیک است. این لحن، بازتاب یک تحقیر تمدنی است که ریشه در نگاه استعماری به «شرق» دارد. ادوارد سعید در «شرق‌شناسی» نشان داد که غرب همواره «شرق» را به مثابه «دیگری» فرودست، غیرمنطقی و خطرناک بازنمایی کرده است. روبیو در سخنرانی خود، دقیقاً در همین سنت فکری عمل می‌کند: ایران باستان به عنوان «متجاوز» به تمدن غربی، و ایران معاصر به عنوان «فرقه مرگ» بازنمایی می‌شود، در حالی که غرب، تجسم عقلانیت و تمدن است.

سخنرانی روبیو در آتن، در ظاهر یک درس تاریخ بود، اما در باطن، اعترافی به ناکامی روایت‌های مادی و امنیتی واشینگتن. وقتی یک ابرقدرت نمی‌تواند دلایل معاصر خود را برای جنگ با یک کشور توضیح دهد و به تاریخ ۲۵۰۰ ساله پناه می‌برد، این نشانه ضعف است، نه قدرت. همان‌طور که تورج دریایی اشاره می‌کند، روبیو «سعی دارد بمباران ایران را توجیه کند و بگوید چون خشایارشا ۴۸۰ سال پیش از میلاد آتن را به آتش کشید، پس ایرانی‌ها هنوز هم می‌خواهند این کار را بکنند» استدلالی که به گفته او، منطقاً معیوب است، زیرا این غرب و آمریکاست که همه جا پایگاه دارد و به خاورمیانه و کشورهای دیگر حمله می‌کند.

پاسخ ایران نباید در سطح انکار یا خشم باقی بماند. ایران باید این لحظه را به فرصتی برای بازپس‌گیری روایت تاریخی و تمدنی خود تبدیل کند. تمدن ایرانی نیازی به اثبات ندارد؛ آنچه نیاز به اثبات دارد، ناتوانی غرب در پذیرش یک «دیگری» مستقل و ماندگار است. ایران می‌تواند با تکیه بر میراث فرهنگی خود از منشور کوروش تا شعر حافظ و معماری اصفهان به جهان نشان دهد که «تمدن» چیزی فراتر از قدرت نظامی و ثروت مادی است. 

سخنان روبیو در یونان را نمی‌توان صرفاً یک اشتباه تاریخی یا یک موضع دیپلماتیک گذرا دانست. این سخنان بیان‌گر یک جهان‌بینی شکل‌گرفته در بستر تبعید کوبایی است: جهانی که در آن «دیگری» نه به‌عنوان یک بازیگر سیاسی، بلکه به‌عنوان یک تهدید تمدنی تصور می‌شود. روبیو ضدکمونیسم را از پدربزرگش به ارث برده و آن را در قالب ضدیت با ایران بازتولید کرده است. او همان‌قدر که با کوبا «حساب شخصی» دارد، با ایران نیز برخوردی هویتی و وجودی دارد.

مقامات ایرانی نیز دقیقاً به همین نکته اشاره کرده‌اند: «مشکل شما با انقلاب اسلامی نیست؛ با ایران قوی و مستقل است.» روبیو در یونان نه با یک دولت، بلکه با یک تمدن درگیر شد تمدن کهن‌تر از آنکه او بتواند با روایت‌های هالیوودی از آن عبور کند. و این درگیری، ریشه در همان «حس تبعیدی» دارد که او را به سیاست کشاند.

کلید واژه ها: مارکو روبیو ایران و امریکا ایران ستیزی تمدن جنگ خصومت ایران و آمریکا خصومت روبیو با ایران جمهوری اسلامی ایران جنگ با ایران حمله امریکا به ایران


نظر شما :