امنیت بی‌کیفیت با صلح نارس

صلح امنیت را تضمین نمی‌کند

۱۸ مهر ۱۴۰۵ | ۱۳:۰۰ کد : ۲۰۴۰۷۹۴ اخبار اصلی خاورمیانه
نویسنده خبر: اسلام ذوالقدرپور
اسلام ذوالقدرپور در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: امنیت در وضعیت هابزی یا جهان جنگلی، راز بقای بازیگران قلمداد می‌شود، بازیگرانی که نتوانند امنیت خود آن‌هم امنیت پایدار را برقرار سازند، به روند ناتوانی و فروپاشی ژئوپلیتیک کشانده می‌شوند. این امنیت پایدار افزون بر بازیگر اصلی، ‌باید دوستان یا محور ژئوپلیتیک این بازیگر را نیز دربرگیرد.
صلح امنیت را تضمین نمی‌کند

دیپلماسی ایرانی: در جهان قرن بیست و یکم به مرور زمان انگاره فریبنده دیپلماسی عمومی و قدرت نرم، جای خود را به قدرت سخت و جنگ داده است. قانون زور یا همان قانون جنگل بر جهان چیره شده و امنیت به نایاب‌ترین کالای جهان تبدیل شده که احساس امنیت را راز بقای بازیگران برساخته است.

رویکرد قدرت‌طلب، ستیزه‌جوی بسیاری بازیگران نظام جهانی، سبب شکلگیری وضعیتی شده که نظم پیشین یا همان نظم موجود فروپاشیده اما نظم جدید شکل نگرفته است. این وضعیت که مؤلفه اصلی آن آنارشی، برقراری قانون زور و ناامنی است را می‌توان جهان جنگلی نامید، زیرا همخوانی بسیاری با انگاره وضعیت طبیعی توماس هابز دارد که: "انسان گرگ انسان است" و "همه علیه همه" هستند.

امنیت در وضعیت هابزی یا جهان جنگلی، راز بقای بازیگران قلمداد می‌شود، بازیگرانی که نتوانند امنیت خود آن‌هم امنیت پایدار را برقرار سازند، به روند ناتوانی و فروپاشی ژئوپلیتیک کشانده می‌شوند. این امنیت پایدار افزون بر بازیگر اصلی، ‌باید دوستان یا محور ژئوپلیتیک این بازیگر را نیز دربرگیرد.

امنیت پایدار در مقابل امنیت بی‌کیفیت و شکننده قرار دارد که جهان کنونی در شکننده‌ترین وضعیت امنیتی پسا فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی قرار گرفته است. رخدادهای چند سال گذشته به‌ویژه بحران فراگیر و جنگ روزافزون در شمال آفریقا، تهاجم روسیه به اوکراین، تهاجم اسرائیل به فلسطین و ویرانی غزه، تهاجم اسرائیل به لبنان، ... تهاجم امریکا و اسرائیل به ایران را می‌توان مؤلفه‌های امنیت شکننده و بدون کیفیت برشمرد که در دو محور زیر تحلیل می‌شود:

یکم – صلح افسونگر: از میان آرزوهای دیرین بشر، انگاره صلح پایدار همواره در افکار شهروندان، ادبیات سیاسی و اجتماعی جای داشته و یکی از ارکان شکلگیری نظام جهانی بوده است. اگر چه دوگانه صلح و جنگ زیربنای هندسه قدرت هستند، اما افسون صلح بر نفرین جنگ برتری ذهنی داشته است.

برتری صلح بر جنگ که در افکار عمومی، ادبیات سیاسی و روابط بین الملل، روندی دارد که افسون صلح نام می‌گیرد، همواره انسان و حکمران را فریب داده است!

صلح افسونگر همپای روابط انسان، روابط سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و... به برسازی حکمرانی پرداخته، مناسبات قدرت را دگرگون می‌کند. برتری صلح بر جنگ، یک انگاره ذهنی است که گویای واقعیت کنونی جهان نیست. جهان برآشفته قرن بیست و یکم نشان می‌دهد صلح نمی‌تواند پایدار و تضمینی برای امنیت دانسته شود. استیون کینزر Stephen Kinzer در بررسی هندسه قدرت در آسیای جنوب غربی به صراحت می‌گوید: «واژه فریبنده صلح، امنیت را تضمین نمی‌کند.»1

صلح انگاره‌ای افسونگر است که چشم سیاستگذار را بر واقعیت نظام بین‌الملل و جهان جنگ‌زده می‌بندد تا بازیگر نظام جهانی را قربانی قدرت‌های بزرگ کند. روندی که اروپا و امریکا در چند دهه اخیر آن را برساختند، مدعیان صلح که خود کارگزاران جنگ و کشتار جهانی بودند! 
        
دوم – امنیت بدون کیفیت: بخش مهمی از منابع بازیگران روابط بین‌الملل برای ساخت، تقویت و نمایش امنیت بکار گرفته می‌شود. هزینه امنیت برای دولت‌ها، هزینه‌ای کمرشکن است که تنها با برچسپ راز بقا در جهان آشفته مورد پذیرش شهروندان قرار می‌گیرد.

فشار هزینه‌های امنیت بر بازیگران زمانی سخت‌تر شده و شهروندان را ناراضی می‌کند که امنیت از کیفیت بایسته برخوردار نبوده، امنیت شکننده و بی‌کیفیت سبب احساس ناامنی فزاینده شود.

امنیت شکننده و بدون کیفیت، مؤلفه بارز جهان آشوبناک قرن ۲۱ است که قانون زور و جهان جنگی بر بازیگران ناتوان چیره می‌شود، منابع و منافع دولت‌های شکننده در اختیار دولت‌های زورمدار قرار می‌گیرد. دولت‌های شکننده منابع امنیت خود در اختیار دولت‌های بزرگ قرار می‌دهند، در حالی که: «هیچ ملت یا قومی حاضر نخواهد بود امتیازات امنیتی بدهد، مگر اینکه امنیت خودش تضمین شده باشد.»2

رخدادهای چند سال اخیر غرب آسیا نشان داده که دادن امتیازات امنیتی برخی بازیگران منطقه‌ای در چارچوب روندهای آتش‌بس یا صلح و سازش نارس و ناکام نتوانست امنیت آنان را تضمین کند. این روند در دو همکنشی ژئوپلیتیک زیر دیده می‌شود: 

۱- امتیازات بزرگ دولت‌های عرب که به ایالات متحده امریکا، اسرائیل، ترکیه و... دادند، نتوانست امنیت جهان عرب را تضمین کند. اسرائیل به عنوان یک دوست و شریک ژئوپلیتیک که امتیازات بزرگی از اعراب گرفته بود، به خاک برخی از دولت‌های عربی تهاجم آشکار کرد که قطر نمونه باز آنهاست.

واکنش تهاجمی ایران به کشورهای عربی نیز مؤلفه برجسته دادن امتیازاتی است که اعراب به غرب دادند اما امنیت آنان تضمین نشد، بلکه اعراب فدای منافع امریکا و اسرائیل شدند!
 
۲- برخی امتیازات ایران در روند مذاکره و سازش با ایالات متحده امریکا در دو دهه اخیر نیز نتوانست تضمینی برای امنیت پایدار ایران باشد. تهاجم مشترک امریکا و اسرائیل به ایران در یک سال اخیر، نشان داده امتیازات امنیتی به‌ویژه سیاست حرام شمردن بمب اتمی، رویکردی اشتباه در راهبرد امنیتی ایران بوده است.

*

آنارشی فراگیر جهانی قرن ۲۱ که برخی آن را نظم جهانی چندپاره می‌نامند، بستری از تنش، ستیز و جنگ را برای بازیگران نظام جهانی فراهم نموده که گویا امنیت بار دیگر "جهان هابزی" را برمی‌سازد. جهان هابزی که همه علیه همه قرار دارند و هیچ شهروندی احساس امنیت ندارد. این جهان هابزی که بر پایه قانون زور یا قانون جنگل شکل می‌گیرد، جهان جنگلی را برمی‌سازد که انگاره امنیت از مسیر دیپلماسی را فریب بزرگ نشان می‌دهد!

بقا در جهان هابزی یا جهان جنگی قرن 21 که با گردنکشی ایالات متحده امریکا و اسرائیل در آسیای جنوب غربی همراه شده، بسیار سخت است. در چنین وضعیتی صلح و سازش، امنیت را تضمین نمی‌کند.

بر پایه رخدادهای سه سال گذشته به صراحت می‌توان ادعا کرد که صلح و سازش، امنیت را تضمین نمی‌کند و آنچه امنیت نامیده می‌شود، گونه‌ای امنیت شکننده و بدون کیفیت است که احساس امنیت را نیز برآروده نمی‌سازد. سیاستگذاران در این دهه گرفتار بازتعریف راهبرد امنیت و بلکه انگاره امنیت در نظام جهانی خواهند بود.     

منابع:

۱- کینزر، استیون. صف آرایی در خاورمیانه جدید. ترجمه عبدالرضا مهدوی. تهران. پیکان. 1392، ص 327

۲- کینزر، استیون. صف آرایی در خاورمیانه جدید. ترجمه عبدالرضا مهدوی. تهران. پیکان. 1392، ص 327 

اسلام ذوالقدرپور

نویسنده خبر

 کارشناس ارشد مسائل سیاسی و بین الملل و دکترای سیاستگذاری عمومی

اطلاعات بیشتر

کلید واژه ها: صلح ثبات امنیت جهان هابزی اسلام ذوالقدرپور جنگ و صلح امنیت پایدار امنیت کیفیت امنیت جهان جهان


نظر شما :