آوار مشکلات ساختاری بر سر نخست‌وزیر جدید بریتانیا

اندی برنهام؛ وعده های بزرگ در میان محدودیت‌های مالی و سیاسی

۱۸ مرداد ۱۴۰۵ | ۱۳:۰۰ کد : ۲۰۴۰۱۲۸ اخبار اصلی اروپا
فرهاد قادری در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: برنهام در حالی سکان هدایت دولت را در دست می‌گیرد که با انبوهی از مشکلات ساختاری دست به گریبان است. این یادداشت می‌کوشد ابعاد مختلف این انتخاب و چالش های پیش روی او را بررسی کند.
اندی برنهام؛ وعده های بزرگ در میان محدودیت‌های مالی و سیاسی

نویسنده: فرهاد قادری، کارشناس امور بین‌الملل

دیپلماسی ایرانی: در بیستم ژوئیه ۲۰۲۶، اندی برنهام، شهردار پیشین منچستر بزرگ، به عنوان پنجاه نهمین نخست وزیر بریتانیا سوگند یاد کرد. او که پس از استعفای استارمر و بدون برگزاری رقابت درون حزبی به رهبری حزب کارگر رسید، در شرایطی قدرت را به دست میگیرد که بریتانیا از سال ۲۰۱۶ تاکنون هفتمین نخست وزیر خود را تجربه میکند.

برنهام در حالی سکان هدایت دولت را در دست می‌گیرد که با انبوهی از مشکلات ساختاری دست به گریبان است: رشد اقتصادی کند، بدهی بالای دولت، بحران در نظام سلامت، و شکاف‌های عمیق سیاسی. او با بسیاری از همان مسائل ساختاری مواجه است که از سال ۲۰۱۶ باعث شده کشور هر چند سال یک بار نخست‌وزیر خود را عوض کند. با این حال، او در سخنرانی های اولیه خود تأکید کرده که می‌خواهد «بزرگترین تغییرات در ۴۰ سال اخیر» را به اجرا بگذارد.

برنهام که دوران سیاسی خود را با شکست در دو نوبت رهبری حزب کارگر در سالهای ۲۰۱۰ و ۲۰۱۵ و سپس خروج از وست مینیستر در ۲۰۱۷ آغاز کرد، با تجربه های نزدیک به یک دهه در قامت شهردار منچستر بزرگ به این جایگاه رسیده است. در دوران شهرداری، او توانست محبوبیت قابل توجهی کسب کند تا جایی که او را «پادشاه شمال» لقب دادند. اقتصاد منطقه منچستر در دوران مدیریت او سالانه حدود دو برابر میانگین کل کشور رشد کرد.

برنهام در سخنرانی معروف خود پس از تأیید رهبری حزب کارگر، بریتانیا را متهم کرد که در دهه ۱۹۸۰ «مسیر اشتباهی» را طی کرده است؛ زمانی که «قدرت سیاسی متمرکز و قدرت اقتصادی خصوصی سازی شد». او وعده داده که «بزرگترین تعادل قدرت در تاریخ کشور» را محقق کند. یکی از نخستین اقدامات نمادین او، افتتاح پایگاه جدید دولت در منچستر با عنوان «شماره ۱۰ شمال» بود که قرار است حداقل یک روز در هفته در آن مستقر شود. این اقدام را میتوان تلاشی برای ایجاد وزنه‌ای در برابر جاذبه وایت ‌هال توصیف کرد و آن را بخشی از جنگی فرهنگی با «بلوک وایت‌هال» به شمار آورد که در آن برنهام قصد دارد اختیارات را از روسای دپارتمان‌های مستقر در لندن به رهبران منطقه ای واگذار کند. با این حال، برخی ناظران هشدار داده اند که برای تمرکززدایی از قدرت، به یک مرکز قدرتمند نیاز است.

اگرچه برنهام به طور کلی دارای نرخ اعتماد خالص ۱۱+ درصد است، اما این رقم یک شکاف منطقه ای عمیق را پنهان میکند: در شمال انگلستان، نرخ اعتماد به او ۲۲+ درصد است، در حالی که در جنوب این رقم به ۳- درصد میرسد. برنهام برای تغییر کامل چشم انداز حزب کارگر، باید هویت قوی خود با شمال را حفظ کند بدون اینکه فرصت های ارتباط با چالش های لندن، اسکاتلند، ولز و بقیه نقاط جنوب را از دست بدهد.
برنهام برنامه ای ده ساله برای «رشد خوب در هر کدپستی» در بریتانیا ترسیم کرده و وعده داده که از طریق کنترل عمومی بیشتر بر خدمات اساسی، بازسازی صنعت و حمایت از تولید داخلی، رونق اقتصادی را احیا کند. او به صراحت از «کنترل عمومی بیشتر» بر انرژی و حمل ونقل سخن گفته و خصوصی سازی های دوران مارگارت تاچر را مورد انتقاد قرار داده است. اما برخی محافل اقتصادی این رویکرد را «انحراف دیگری به چپ» توصیف کرده و هشدار داده اند که حمایت او از نرخ ۵۰ درصدی مالیات بر درآمد، افزایش رفاه و ملی سازی بخشهایی از صنعت بریتانیا، مشکلات اقتصادی حزب و کشور را بدتر خواهد کرد. این نگرانی در بازارهای مالی نیز بازتاب داشته؛ برخی سرمایه گذاران برنهام را جایگزینی کمتر هماهنگ با جریان رایج بازار برای استارمر میدانند.

نگاه واشینگتن به نخست وزیری برنهام، آمیزه ای از مدارای مشروط، بدبینی راهبردی و فشار عملیاتی است. دونالد ترامپ در اظهارنظرهای پیش از نخست وزیری، برنهام را «فوق‌العاده لیبرال» و «شهردار یک شهر» توصیف کرده بود و پیش بینی کرد که «احتمالاً دریای شمال را برای اکتشاف نفت باز نخواهد کرد». مقامات کاخ سفید اذعان داشته اند که ترامپ برنهام را «تحمل» خواهد کرد، اما این تحمل مبتنی بر این انتظار است که «او آخرین نخست وزیر دوران ریاست جمهوری ترامپ نخواهد بود». تفکر در واشنگتن این است که دولت کارگر نهایتاً فرو میپاشد؛ انتخابات سراسری برگزار میشود و نایجل فاراژ ممکن است نخستوزیر بعدی باشد.

با وجود این بدبینی اولیه، تماس تلفنی ۲۰ دقیقه ای برنهام و ترامپ «بسیار گرم» توصیف شده و ترامپ در پیام خود در شبکه اجتماعی خود نوشت که نخست وزیر جدید «کار بزرگی پیش رو دارد، اما از عهده آن برخواهد آمد» و قول داد که آمریکا «برای کمک در کنار او خواهد بود». برنهام نیز در این تماس، ترامپ را به منچستر دعوت کرد و تعهد خود را به تقویت دفاع و امنیت بریتانیا تکرار کرد.

با این حال، با اشاره به تجربه سه نخست وزیر پیشین برنهام در مواجهه با ترامپ، برخی هشدار داده اند که «همدستی اجباری، چاپلوسی متملقانه و در نهایت لمس سلطنتی» همگی در جلب نظر رئیس‌جمهور آمریکا ناکام مانده اند و وظیفه برنهام نیز به همین اندازه دشوار است. رابطه ویژه با یک رابطه تحقیرآمیز جایگزین شده است.

نخستین تصمیم مهم برنهام در عرصه سیاست خارجی، پیش از آنکه یک هفته از نخست وزیری او بگذرد، اتخاذ شد. او در یکی از نخستین اقدامات خود، استفاده نیروهای آمریکایی از پایگاههای نظامی بریتانیا برای حملات به ایران را تمدید کرد سیاستی که از دوران استارمر به ارث برده بود. برنهام در جلسه ای با مقامات ارشد امنیتی، تصمیم پیشین استارمر را تأیید کرد که به آمریکا اجازه دهد از پایگاههای دیگو گارسیا در اقیانوس هند و نیروی هوایی سلطنتی فیرفورد در گلاسترشر برای عملیات هایی که لندن آنها را «دفاعی» توصیف میکند، استفاده کند. با این حال، دولت بریتانیا تأکید کرده که در عملیات های تهاجمی شرکت نخواهد کرد.

این تصمیم اما واکنش‌های فوری به دنبال داشت. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران هشدار داد که «هر پایگاهی که برای تجاوز به خاک ایران استفاده شود، هدفی مشروع برای نیروهای ما محسوب میشود» و دولت بریتانیا را به تیره تر کردن هرچه بیشتر کارنامه ی خود هشدار داد. در مقابل، دولت بریتانیا اعلام کرد که نیروهای مسلح این کشور «برای دفاع از خود آماده هستند». نظرسنجی ها نیز نشان داد که ۵۸ درصد از مردم بریتانیا با اجازه استفاده از پایگاه های بریتانیا توسط آمریکا مخالف هستند و تنها ۲۶ درصد از آن حمایت میکنند.

در عرصه دیپلماتیک، انتصاب اد میلیبند سیاستمداری با سابقه انتقاد از جنایات اسرائیل در غزه، مخالفت با جنگ عراق و سوریه، و طرفدار به رسمیت شناختن دولت فلسطین به عنوان وزیر امور خارجه، پیامهای متفاوتی ارسال کرده است. میلیبند که پدر و مادرش به عنوان پناهندگان یهودی از نازی‌ها به بریتانیا گریخته بودند، در نخستین اظهارات خود قول داده که «رویکرد نوین بین المللی » را به تلاشها برای صلح و امنیت «هم برای فلسطینیان و هم برای اسرائیلی ها» در پیش بگیرد

با این حال، انتصاب میلیبند نگرانی هایی را در واشنگتن برانگیخته است. مقامات آمریکایی نگران «اصطکاک های احتمالی» بین برنهام و دولت ترامپ—به ویژه بر سر انتصاب میلیبند—هستند. یک مقام ارشد آمریکایی حتی میلیبند را یک «کودک قرمز»—اصطلاحی تحقیرآمیز برای کسی که در خانوادهای کمونیست بزرگ شده—و «ابله» خوانده است. در مقابل، وزیر دفاع جدید برنهام، وس استریتینگ، گفته که اسرائیل «از استانداردهای بین المللی کوتاه آمده» و نگرانیهای خود را درباره اقدامات اسرائیل در غزه و کرانه باختری ابراز کرده است.

انتخاب اندی برنهام به نخستوزیری بریتانیا، نقطه عطفی در سیاست این کشور محسوب میشود. او که با وعده تحول بنیادین و بازتعریف رابطه میان لندن و مناطق پا به عرصه گذاشته، در عمل با محدودیتهای مالی، شکافهای منطقه ای و پیچیدگی های ژئوپلیتیکی مواجه است. برخی او را «مردی دوپاره» خوانده اند؛ زاده دو کلانشهر بزرگ شمالی و در عین حال، سیاستمداری که درگیر نبرد بر سر گذشته و آینده بریتانیا با نایجل فاراژ است.

رأی دهندگان امروز «حوصله ای اندک و انتظاراتی فزاینده» دارند و به برنهام «تنها یک پنجره محدود از فرصت» خواهند داد. پرسش اساسی این است که آیا او میتواند وعده های بزرگ خود را در چارچوب محدودیتهای مالی و سیاسی موجود به ثمر برساند، یا اینکه بریتانیا بار دیگر در نظاره گر چرخش سریع درِ شماره ۱۰ داونینگ‌استریت خواهد بود.

کلید واژه ها: اندی برنهام در انگلیس بریتانیا دولت بریتانیا نخست وزیر انگلیس فرهاد قادری


( ۱ )

نظر شما :