گزارش تحیلی رصد ژئوپولیتیک فناوری (بخش ۲)
از نبرد تراشهها تا جنگ بر سر ظرفیت محاسباتی
نویسنده: سجاد عبادی، پژوهشگر قدرت و سیاست فناوری، دکتری سیاستگذاری بین الملل و عضو هیات علمی دانشگاه
دیپلماسی ایرانی: "رصد ژئوپلیتیک فناوری" مجموعهای از گزارشهای تحلیلی است که با اتکا به دادهها و اسناد منتشرشده توسط نهادهای معتبر بینالمللی، دولتها و اندیشکدههای سیاستپژوهی، مهمترین روندهای جهانی در حوزه فناوریهای راهبردی را بررسی میکند. این نوبت، دومین گزارش از این مجموعه با بررسی آخرین اتفاقات و رویدادهای سه حوزه مهم دیگر تهیه شده که برای مطالعه مخاطبان محترم ارائه میشود.
نبرد چهارم؛ رقابت برای برق؛ وقتی انرژی به گلوگاه فناوری تبدیل میشود
اگر در سالهای گذشته کمبود تراشه مهمترین دغدغه صنعت فناوری بود، امروز بسیاری از تحلیلگران معتقدند گلوگاه اصلی رقابت جهانی در حال تغییر است. گزارشهای منتشرشده از سوی آژانس بینالمللی انرژی (IEA)، اندیشکده Carnegie Endowment و مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی (CSIS) نشان میدهد که مسئله اصلی دیگر تنها تولید نیمههادیهای پیشرفته نیست؛ بلکه توانایی تأمین برق پایدار برای مراکز دادهای است که این تراشهها را به کار میگیرند. به بیان دیگر، رقابت فناوری به تدریج از کارخانههای تولید تراشه به شبکههای برق منتقل میشود.
ابعاد این تحول چشمگیر است. برآوردهای آژانس بینالمللی انرژی نشان میدهد مصرف برق مراکز داده در جهان تا سال ۲۰۳۰ بیش از دو برابر خواهد شد و بخش عمده این افزایش ناشی از توسعه سامانههای پردازش الگوریتمی و مراکز داده پیشرفته خواهد بود. تنها یک مرکز داده نسل جدید ممکن است به بیش از یک گیگاوات برق نیاز داشته باشد؛ ظرفیتی که با مصرف برق یک شهر متوسط برابری میکند. در چنین شرایطی، دسترسی به برق ارزان، پایدار و قابل توسعه به یکی از عوامل تعیینکننده در رقابت فناوری تبدیل شده است.
به همین دلیل، دولتها دیگر تنها برای جذب شرکتهای فناوری رقابت نمیکنند؛ بلکه برای توسعه زیرساختهای انرژی نیز وارد مسابقهای تازه شدهاند. در ایالات متحده، بسیاری از پروژههای بزرگ مراکز داده با چالش اتصال به شبکه برق روبهرو هستند و در برخی ایالتها زمان انتظار برای تأمین برق به چند سال رسیده است. در مقابل، کشورهایی مانند امارات متحده عربی و عربستان سعودی با سرمایهگذاری همزمان در نیروگاهها، شبکههای انتقال و پروژههای عظیم مراکز داده، تلاش میکنند مزیتی ایجاد کنند که تنها بر فناوری استوار نیست، بلکه بر ظرفیت تأمین انرژی نیز متکی است.
این روند، مفهوم تازهای از امنیت انرژی را نیز شکل داده است. اگر در قرن بیستم امنیت انرژی عمدتاً به معنای دسترسی پایدار به نفت و گاز بود، امروز امنیت انرژی دیجیتال بیش از هر چیز به توانایی تأمین برق برای زیرساختهای پردازشی وابسته است. در واقع، بدون برق پایدار، پیشرفتهترین تراشهها، مراکز داده و سامانههای الگوریتمی نیز کارکردی نخواهند داشت.
از این منظر، شبکههای برق در حال تبدیل شدن به یکی از حلقههای راهبردی زنجیره قدرت فناوری هستند. همانگونه که کمبود نفت در دهههای گذشته میتوانست رشد اقتصادی کشورها را متوقف کند، محدودیت در ظرفیت تولید و انتقال برق نیز میتواند توسعه زیرساختهای محاسباتی را با مانع مواجه سازد. به همین دلیل، رقابت ژئوپلیتیکی آینده تنها بر سر مالکیت فناوری یا مواد معدنی نخواهد بود؛ بلکه بر سر زیرساختهای انرژی مورد نیاز برای بهکارگیری این فناوریها نیز جریان خواهد داشت.
نبرد پنجم؛ رقابت بر سر ظرفیت محاسباتی؛ قدرتی که دیگر با کارخانه سنجیده نمیشود
اگر در قرن بیستم ظرفیت تولید فولاد، نفت یا خودرو یکی از شاخصهای قدرت اقتصادی کشورها محسوب میشد، در نیمه دوم دهه ۲۰۲۰ ظرفیت محاسباتی به تدریج در حال تبدیل شدن به یکی از مهمترین شاخصهای قدرت فناورانه است. رقابت امروز دیگر تنها بر سر طراحی الگوریتمها یا تولید تراشههای پیشرفته نیست؛ بلکه بر سر ایجاد زیرساختهایی است که بتوانند این الگوریتمها را آموزش دهند، اجرا کنند و در مقیاس جهانی به کار گیرند.
ابعاد این تحول در حجم سرمایهگذاریهای جهانی بهخوبی قابل مشاهده است. بر اساس تازهترین گزارش آژانس بینالمللی انرژی (IEA)، هزینه سرمایهای تنها پنج شرکت بزرگ فناوری جهان در سال ۲۰۲۵ از ۴۰۰ میلیارد دلار فراتر رفت و پیشبینی میشود این رقم در سال ۲۰۲۶ حدود ۷۵ درصد دیگر افزایش یابد. نکته قابل توجه آن است که سرمایهگذاری این پنج شرکت اکنون از کل سرمایهگذاری جهانی در بخش نفت و گاز نیز بیشتر شده است؛ نشانهای از آنکه زیرساختهای محاسباتی در حال تبدیل شدن به یکی از مهمترین داراییهای راهبردی اقتصاد جهانی هستند. این رقابت تنها به افزایش تعداد مراکز داده محدود نیست. دادههای ماهوارهای IEA نشان میدهد ظرفیت مراکز داده تخصصی هوش مصنوعی یا آنچه این نهاد از آن با عنوان AI Factories یاد میکند، تنها طی هجده ماه بیش از سه برابر شده است. در همین حال، تعداد کاربران فعال خدمات هوش مصنوعی طی یک سال سه برابر و درآمد شرکتهای ارائهدهنده این خدمات حدود پنج برابر افزایش یافته است؛ روندی که نشان میدهد تقاضا برای ظرفیت محاسباتی با سرعتی بسیار بیشتر از ظرفیت عرضه در حال رشد است.
رقابت برای ظرفیت محاسباتی، رقابت برای زمان نیز هست. هر ماه تأخیر در احداث یا اتصال یک مرکز داده به شبکه برق میتواند میلیاردها دلار فرصت اقتصادی را از بین ببرد. به همین دلیل، امروز دولتها تنها برای جذب شرکتهای فناوری رقابت نمیکنند؛ بلکه برای تسریع صدور مجوزها، توسعه شبکههای برق، تأمین تجهیزات و جذب سرمایه نیز وارد مسابقهای کمسابقه شدهاند. به تعبیر برخی تحلیلگران، کارخانههای قرن بیستویکم دیگر کارخانههای تولید خودرو یا فولاد نیستند؛ مراکز دادهای هستند که ظرفیت پردازش تولید میکنند.
شاید مهمترین پیام این تحولات آن باشد که ظرفیت محاسباتی به تدریج در حال تبدیل شدن به یک دارایی ژئوپلیتیکی است. همانگونه که در گذشته ظرفیت پالایش نفت یا تولید فولاد بخشی از بنیان قدرت کشورها را تشکیل میداد، امروز نیز توان ایجاد و توسعه زیرساختهای محاسباتی به یکی از مؤلفههای رقابت قدرتهای بزرگ تبدیل شده است.
نبرد ششم؛ جنگ استانداردها؛ رقابتی که کمتر دیده میشود
در حالی که توجه افکار عمومی بیشتر بر تراشهها، مراکز داده یا سرمایهگذاریهای میلیارددلاری متمرکز شده است، رقابتی آرامتر اما شاید ماندگارتر نیز در جریان است؛ رقابت بر سر تدوین استانداردها، قواعد و معماریهایی که آینده فناوری بر اساس آنها شکل خواهد گرفت.
تجربه فناوریهای پیشین نشان داده است که برنده واقعی همیشه کشوری نیست که نخستین محصول را تولید میکند؛ بلکه گاه کشوری است که قواعد بازی را مینویسد. از استانداردهای مخابراتی و اینترنت گرفته تا نسلهای مختلف ارتباطات سیار، تدوین استانداردها همواره یکی از ابزارهای مهم نفوذ فناورانه بوده است. امروز نیز رقابت بر سر استانداردهای هوش مصنوعی، امنیت سایبری، مراکز داده، رایانش ابری و تبادل داده به یکی از محورهای اصلی رقابت قدرتهای بزرگ تبدیل شده است. همزمان نهادهایی مانند IEEE، ISO، IEC و ITU در حال تدوین دهها استاندارد جدید برای زیرساختهای هوش مصنوعی، مراکز داده، امنیت سامانههای هوشمند و شبکههای ارتباطی هستند؛ استانداردهایی که در سالهای آینده میتوانند مسیر توسعه فناوری و حتی مزیت رقابتی کشورها را تحت تأثیر قرار دهند. در کنار این روند، اتحادیه اروپا نیز با تصویب مقرراتی نظیر AI Act تلاش کرده است نقش پررنگتری در شکلدهی به قواعد حکمرانی فناوری ایفا کند.
در واقع، رقابت فناوری تنها رقابت برای ساخت یک محصول پیشرفته نیست؛ رقابت برای تعیین قواعد استفاده از آن نیز هست. کشوری که بتواند استانداردهای فنی، الزامات ایمنی، چارچوبهای حقوقی و قواعد تعامل فناوریهای نوظهور را شکل دهد، بخش مهمی از مزیت راهبردی آینده را در اختیار خواهد داشت. به همین دلیل، بسیاری از دولتها امروز علاوه بر سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه، حضور فعالتری در نهادهای استانداردگذاری بینالمللی پیدا کردهاند؛ زیرا میدانند قدرت آینده تنها در آزمایشگاهها و کارخانهها تولید نمیشود، بلکه در اتاقهایی نیز شکل میگیرد که قواعد فناوری جهانی در آنها نوشته میشود.
از این منظر، رقابت ژئوپلیتیکی فناوری را میتوان زنجیرهای بههمپیوسته دانست؛ زنجیرهای که از معادن مواد معدنی آغاز میشود، از کارخانههای تولید تراشه، مراکز داده، شبکههای برق و ظرفیتهای محاسباتی عبور میکند و در نهایت به تدوین استانداردها و قواعدی میرسد که مسیر توسعه فناوری را برای سالهای آینده تعیین خواهند کرد. در چنین شرایطی، قدرت دیگر تنها به میزان دسترسی به منابع یا حجم اقتصاد وابسته نیست؛ بلکه به توانایی کشورها در کنترل و هدایت زیرساختها، زنجیرههای تأمین و قواعد حاکم بر فناوریهای راهبردی نیز گره خورده است.
*این گزارش بر پایه مجموعهای از اسناد رسمی، گزارشهای اندیشکدهای و دادههای منتشرشده توسط OpenAI، Carnegie Endowment، CSIS، Stanford AI Index، IEA، OECD، UNCTAD، Semiconductor Industry Association، کمیسیون اروپا و وزارت بازرگانی ایالات متحده تهیه شده است.


نظر شما :