بازخوانی پیامدهای راهبردی برای ایران و محور مقاومت:

تحولات جدید غزه و آینده موازنه قدرت در غرب آسیا

۱۷ تیر ۱۴۰۵ | ۱۸:۰۰ کد : ۲۰۳۹۸۶۲ اخبار اصلی خاورمیانه
امیرحسین عسگری در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: تحقق ثبات بلندمدت در غرب آسیا مستلزم رسیدگی هم‌زمان به مسائل امنیتی، سیاسی و انسانی، ایجاد ترتیبات منطقه‌ای فراگیر و یافتن راه‌حل‌هایی است که بتواند مطالبات طرف‌های مختلف را تا حد امکان در قالب سازوکارهای سیاسی مدیریت کند.
تحولات جدید غزه و آینده موازنه قدرت در غرب آسیا

نویسنده: امیرحسین عسگری، پژوهشگر ارشد اندیشکده سرآمد و پژوهشگر دکتری حقوق بین‌الملل عمومی

دیپلماسی ایرانی: تحولات اخیر در نوار غزه، به‌ویژه اعلام انحلال کمیته اضطراری دولتی و ساختار اداری غیرنظامی وابسته به حماس پس از حدود دو دهه، از جمله مهم‌ترین رخدادهای سیاسی این منطقه در ماه‌های اخیر محسوب می‌شود. این اقدام در چارچوب توافق آتش‌بس و روند سیاسی میانجی‌گری‌شده میان طرف‌های درگیر انجام شده و زمینه انتقال بخشی از مسئولیت‌های اجرایی و خدماتی به «کمیته ملی اداری غزه» (National Committee for Administration of Gaza or NCAG)، نهادی متشکل از مدیران و کارشناسان فلسطینی با حمایت برخی بازیگران بین‌المللی از جمله سازمان ملل، را فراهم کرده است. این تحول در شرایطی رخ می‌دهد که نوار غزه همچنان با بحران انسانی گسترده، تخریب زیرساخت‌ها، محدودیت‌های شدید اقتصادی، حضور نظامی اسرائیل در بخش‌هایی از این منطقه و ابهام درباره آینده ترتیبات امنیتی و سیاسی مواجه است.

انحلال ساختار حکمرانی حماس؛ عقب‌نشینی یا بازتنظیم راهبرد؟

این تصمیم را می‌توان از زوایای مختلف مورد بررسی قرار داد. از یک سو، برخی تحلیلگران آن را نشانه‌ای از کاهش توان حماس برای اداره مستقیم غزه در نتیجه جنگ، فشارهای نظامی و شرایط پیچیده انسانی می‌دانند. از سوی دیگر، گروهی دیگر معتقدند که این اقدام می‌تواند بخشی از یک راهبرد تطبیقی باشد که هدف آن کاهش هزینه‌های حکمرانی، افزایش شانس اجرای توافق‌های سیاسی و فراهم کردن امکان ادامه نقش‌آفرینی این جنبش در عرصه سیاسی و اجتماعی فلسطین، بدون پذیرش مسئولیت مستقیم اداره روزمره غزه است.

بر اساس این برداشت، واگذاری امور اجرایی لزوماً به معنای خروج کامل حماس از معادلات فلسطینی نیست. این جنبش همچنان دارای ساختار سازمانی، شبکه اجتماعی و ظرفیت نظامی قابل توجهی است و انتظار می‌رود در آینده نیز یکی از بازیگران اصلی صحنه سیاسی فلسطین باقی بماند. در مقابل، مخالفان این دیدگاه معتقدند که تداوم فشارهای نظامی، خسارت‌های گسترده جنگ و افزایش مطالبات عمومی در غزه ممکن است در بلندمدت بر جایگاه سیاسی و اجتماعی این گروه تأثیرگذار باشد.

همزمان، یکی از مهم‌ترین موضوعات مورد اختلاف میان طرف‌های درگیر، مسئله آینده ساختار نظامی حماس و نحوه اجرای مراحل بعدی توافق آتش‌بس است. اسرائیل بر تغییر ترتیبات امنیتی و محدود شدن توان نظامی این گروه تأکید دارد، در حالی که حماس تاکنون مخالفت خود را با خلع سلاح کامل اعلام کرده است. همین اختلافات موجب شده است که بسیاری از ناظران، روند کنونی را شکننده ارزیابی کنند و احتمال بازگشت تنش‌ها را همچنان منتفی ندانند.

محور مقاومت در شرایط جدید؛ کاهش ظرفیت یا تغییر الگوی عمل؟

در سطحی گسترده‌تر، این تحولات بر وضعیت مجموعه بازیگرانی که معمولاً با عنوان «محور مقاومت» شناخته می‌شوند نیز تأثیرگذار است. این مجموعه که ایران و گروه‌های همسو در لبنان، فلسطین، عراق، یمن و تا پیش از تحولات اخیر سوریه در آن کشور را نیز شامل می‌شد، طی دو سال گذشته با فشارهای نظامی، سیاسی و اقتصادی قابل توجهی روبه‌رو بوده است. عملیات نظامی اسرائیل در غزه و لبنان، حملات مکرر به مواضعی در سوریه، تغییر موازنه‌های داخلی سوریه، افزایش حضور نظامی ایالات متحده در برخی مناطق و همچنین فشارهای اقتصادی ناشی از تحریم‌ها، شرایط جدیدی را برای این شبکه منطقه‌ای ایجاد کرده است.

در لبنان، حزب‌الله علاوه بر درگیری‌های مرزی، با چالش‌های اقتصادی و سیاسی داخلی نیز مواجه است و بخشی از توان خود را صرف مدیریت شرایط داخلی و بازسازی مناطق آسیب‌دیده کرده است. در غزه، حماس علاوه بر مسائل نظامی، با پیامدهای گسترده انسانی و تخریب زیرساخت‌ها روبه‌رو است. در عراق نیز گروه‌های نزدیک به ایران تحت تأثیر تحولات داخلی و فشارهای خارجی قرار دارند و در یمن نیز انصارالله ضمن حفظ توان بازدارندگی خود، با محدودیت‌های اقتصادی، لجستیکی و پیامدهای درگیری‌های طولانی‌مدت مواجه است.

با این حال، ارزیابی میزان تأثیر این تحولات بر آینده این مجموعه، محل اختلاف میان کارشناسان است. برخی معتقدند که فشارهای اخیر کاهش انسجام و ظرفیت عملیاتی این شبکه را موجب شده است و در صورت تداوم شرایط موجود، احتمال بازتعریف نقش و کارکرد آن وجود دارد. در مقابل، گروهی دیگر بر این باورند که ساختار غیرمتمرکز این مجموعه و استقلال نسبی هر یک از اعضا، امکان سازگاری با شرایط جدید را فراهم کرده و مانع از فروپاشی کامل آن شده است. تجربه سال‌های گذشته نیز نشان داده که این شبکه در مقاطع مختلف توانسته است متناسب با تغییر محیط راهبردی، شیوه‌های فعالیت خود را تعدیل کند.

جایگاه ایران در معادلات جدید منطقه

از منظر سیاست خارجی ایران، تحولات اخیر اهمیت ویژه‌ای دارد. طی سال‌های گذشته، حمایت از گروه‌های همسو در منطقه یکی از مؤلفه‌های سیاست بازدارندگی و امنیت منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران بوده است. در عین حال، افزایش فشارهای اقتصادی، تحریم‌های بین‌المللی، هزینه‌های امنیتی و ضرورت تمرکز بیشتر بر مسائل توسعه داخلی، موجب شده است که بحث درباره نسبت میان سیاست منطقه‌ای و الزامات اقتصادی داخلی بیش از گذشته مورد توجه محافل کارشناسی قرار گیرد. از این منظر، برخی تحلیلگران بر ضرورت ایجاد توازن میان ملاحظات امنیتی، منافع اقتصادی و دیپلماسی منطقه‌ای تأکید دارند.

سناریوهای محتمل پیش روی ایران و غرب آسیا

سناریوی نخست: تثبیت نسبی و بازسازی تدریجی

نخستین و از نگاه بسیاری از تحلیلگران محتمل‌ترین سناریو در کوتاه‌مدت، تثبیت نسبی آتش‌بس و آغاز فرایند تدریجی بازسازی غزه است. در این سناریو، اداره امور غیرنظامی به نهادهای تکنوکراتیک فلسطینی واگذار می‌شود، کمک‌های بین‌المللی افزایش می‌یابد و سطح درگیری‌های مستقیم کاهش پیدا می‌کند، هرچند اختلافات اساسی میان طرف‌ها همچنان باقی خواهد ماند. در چنین شرایطی، ایران احتمالاً تلاش خواهد کرد از طریق گسترش روابط با کشورهای منطقه، همکاری با قدرت‌هایی مانند چین و روسیه و مشارکت در روندهای دیپلماتیک، جایگاه منطقه‌ای خود را حفظ کند. در این وضعیت، گروه‌های همسو نیز ممکن است بیش از گذشته بر بازدارندگی و حفظ ظرفیت‌های موجود تمرکز کنند.

سناریوی دوم: بازگشت تنش‌های کنترل‌شده

در صورت شکست توافق آتش‌بس، ادامه عملیات نظامی اسرائیل یا افزایش فشارهای سیاسی و امنیتی بر بازیگران منطقه‌ای، احتمال وقوع درگیری‌های محدود اما مستمر وجود خواهد داشت. در چنین شرایطی، امکان افزایش فعالیت برخی گروه‌های مسلح در جبهه‌های مختلف منطقه مطرح می‌شود و سطح تنش میان ایران، اسرائیل و ایالات متحده نیز ممکن است افزایش یابد. هرچند هیچ‌یک از بازیگران اصلی احتمالاً خواهان جنگ فراگیر نخواهند بود، اما افزایش محاسبات اشتباه یا رخدادهای پیش‌بینی‌نشده می‌تواند خطر گسترش بحران را افزایش دهد.

سناریوی سوم: افزایش فشارهای اقتصادی و بازتعریف اولویت‌ها

ادامه تحریم‌ها، مشکلات اقتصادی داخلی، محدودیت منابع مالی و تغییر اولویت‌های برخی بازیگران منطقه‌ای ممکن است کاهش سطح نفوذ یا تغییر شیوه تعامل ایران با متحدان خود را موجب شود. در این چارچوب، توسعه روابط با کشورهای همسایه، کاهش تنش‌های منطقه‌ای و تمرکز بر همکاری‌های اقتصادی می‌تواند بخشی از راهبرد مدیریت این شرایط باشد. موفقیت این مسیر نیز تا حد زیادی به وضعیت اقتصاد داخلی، روند مذاکرات خارجی و تحولات محیط منطقه‌ای وابسته خواهد بود.

سناریوی چهارم: حرکت به سوی نظم منطقه‌ای جدید

در افق بلندمدت، احتمال شکل‌گیری نظم منطقه‌ای متفاوت با کاهش نقش درگیری‌های نیابتی و افزایش سهم بازیگران دولتی در ترتیبات امنیتی منطقه وجود دارد. در این سناریو، رقابت‌های ژئوپلیتیکی همچنان ادامه خواهد داشت، اما ابزارهای اقتصادی، فناوری، همکاری‌های چندجانبه و دیپلماسی نقش پررنگ‌تری نسبت به گذشته پیدا می‌کنند. 
برای ایران نیز در چنین فضایی، توسعه ظرفیت‌های فناورانه، تقویت اقتصاد، افزایش همکاری با سازمان‌های منطقه‌ای و گسترش روابط با قدرت‌های نوظهور می‌تواند اهمیت بیشتری نسبت به الگوهای سنتی رقابت پیدا کند.

نتیجه‌گیری

انحلال ساختار اداری وابسته به حماس را نمی‌توان صرفاً به عنوان نشانه پیروزی یا شکست یکی از طرف‌های درگیر تفسیر کرد. این اقدام بیش از آنکه بیانگر یک نتیجه قطعی باشد، بازتاب‌دهنده تلاش بازیگران برای انطباق با شرایط جدید پس از یک دوره درگیری گسترده است. آینده این تصمیم به میزان موفقیت اجرای توافق‌های سیاسی، روند بازسازی غزه، نحوه مدیریت اختلافات امنیتی و رفتار بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی بستگی خواهد داشت.

آینده مجموعه موسوم به محور مقاومت نیز احتمالاً بیش از آنکه تابع یک عامل واحد باشد، تحت تأثیر مجموعه‌ای از متغیرهای نظامی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی قرار خواهد گرفت. میزان انسجام داخلی اعضای این شبکه، روند تحولات فلسطین، وضعیت لبنان، آینده سوریه، روابط ایران با کشورهای عربی و قدرت‌های جهانی و همچنین شرایط اقتصاد داخلی ایران، همگی در تعیین مسیر تحولات نقش خواهند داشت.

آنچه در شرایط کنونی بیش از هر موضوع دیگری اهمیت دارد، کاهش تنش، ایجاد سازوکارهای پایدار برای مدیریت اختلافات و فراهم شدن زمینه بازسازی مناطق آسیب‌دیده است. تحقق ثبات بلندمدت در غرب آسیا مستلزم رسیدگی هم‌زمان به مسائل امنیتی، سیاسی و انسانی، ایجاد ترتیبات منطقه‌ای فراگیر و یافتن راه‌حل‌هایی است که بتواند مطالبات طرف‌های مختلف را تا حد امکان در قالب سازوکارهای سیاسی مدیریت کند. هرچند دستیابی به چنین وضعیتی با توجه به پیچیدگی رقابت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی آسان نخواهد بود، اما بدون حرکت به سمت راهکارهای سیاسی، احتمال تداوم چرخه‌های متناوب بحران و درگیری همچنان بالا باقی خواهد ماند.

کلید واژه ها: نوار غزه امیرحسین عسگری فلسطین غزه حماس جنبش حماس جریان مقاومت ایران و فلسطین ایران و مقاومت منطقه بازیگران منطقه ایران فشارهای نظامی


نظر شما :