پرسشهایی که مطرح است
نکاتی درباره سفر عراقچی به عراق
دیپلماسی ایرانی: سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه کشورمان روز یکشنبه در راس هیئتی دیپلماتیک راهی عراق شد. قبل از انجام این سفر اعلام شده بود که هدف از انجام آن هماهنگی تشییع پیکر رهبر شهید انقلاب در عراق و مناسبات دوجانبه ایران و عراق به عنوان دو کشور دوست و برادر بوده است.
درباره موضوع تشییع رهبر فقید انقلاب باید گفت شاید سفر اسکندر مومنی، وزیر کشور که به شکل میدانی درگیر موضوع مراسم است مناسبتر میبود تا شخص وزیر امور خارجه کشورمان که طبیعتا قرار نیست در مسائل لجستیکی، فنی و میدانی مراسم تشییع نقش خاصی داشته باشد.
درباره موضوع مناسبات دوجانبه ضمن اینکه تا کنون اعلام نشده که این سفر چه دستاوردی داشته، ابهاماتی مطرح است که پاسخی برای آنها نیست. این درست است که در دیدارهای وزیر امور خارجه با همتا و دیگر مقامات ارشد عراقی، آنها تاکید کردهاند که هرگز اجازه نخواهند داد از خاک عراق علیه کشورهای همسایه استفاده شود، اما این حرف تازهای نیست و همیشه به مناسبتهای مختلف بیان شده است و موارد بسیاری هم هست که نقض آن را شاهد بودهایم. بنابراین صرفا بیان این مواضع نمیتواند دستاورد این سفر محسوب شود.
در این میان تحولاتی را در عراق شاهد هستیم که بر سفر وزیر امور خارجه به بغداد سایه میاندازد.
نخست اینکه، سفر وزیر امور خارجه دقیقا در همان روزی انجام شد که دولت عراق کارزار مبارزه با فساد به ریاست علی الزیدی، نخست وزیر این کشور را آغاز کرد. طی آن فرودگاه بغداد، ورودیهای منطقه سبز و دیگر مناطق بغداد بسته شدند و حالت فوقالعاده در کشور بهوجود آمد. در حالی که در رسانههای عربی ادعاهایی درباره این بگیر و ببندها مطرح است، جای سؤال است که چرا برای آقای وزیر این روز برای سفر به بغداد انتخاب شد؛ درحالیکه از چند روز و حتی چند هفته قبل از آن در رسانهها و افکار عمومی عراق مطرح بود که نخستوزیر جدید عراق کارزاری را در این زمینه به راه انداخته و چند نفری هم دستگیر شده بودند که طبیعتا سفارت ایران در بغداد نیز موضوع را زیر نظر داشته است؟!
دوم اینکه، نخستوزیر عراق در کنار کارزار مبارزه با فساد خلع سلاح گروههای مسلح ازجمله گروههای مقاومت را نیز در دستورکار قرار داده است. او امروز دوشنبه در سخنرانی خود در کابینه گفت که از امروز صفحه تازه در تاریخ عراق گشوده خواهد شد و از حالا به بعد سلاح و قدرت صرفا و انحصارا در دستان دولت عراق خواهد بود.
سوم اینکه، در حالی که عزل و نصبهای متعدد در جریان است و برخی چهرههای نزدیک به ایران ازجمله قاسم الاعرجی، مشاور امنیت ملی عراق، از سمتهای خود کنار رفتهاند، و در حالی که هنوز ۹ وزیر برای دولت تعیین تکلیف نشده و گروههای سیاسی عراق مشغول رایزنی برای تکمیل کابینه هستند، تنظیم سفر وزیر امور خارجه در بحبوحه این تغییرات آیا مناسب بوده است؟!
چهارم اینکه، از حدود یک ماه پیش اعلام شده بود که قاسم الاعرجی، مشاور امنیت ملی سابق عراق قرار است به ایران سفر کند. این سفر با تغییر مشاور امنیت ملی عراق انجام نشد. در حالی که با توجه به دغدغههایی که تهران نسبت به امنیت مرزها دارد، انتظار میرفت جانشین او به تهران سفر کند اما چنین اتفاقی نیفتد. آیا بهتر نبود پیگیری سفر به تعویق افتاده مشاور امنیت ملی عراق دنبال میشد به جای آنکه وزیر امور خارجه به بغداد میرفتند؟!
پنجم اینکه، به دلیل تحریمهای امریکا و فشارهایی که واشینگتن بهویژه در دولت ترامپ به بغداد وارد شده، مناسبات اقتصادی ما با عراق بهویژه درباره مطالبات مالی تهران از بغداد و موضوع قراردادهای دوجانبه در زمینه برق و گاز تحت تاثیر قرار گرفته است. ای کاش در این سفر حداقل این موضوعات مطرح میشد تا سفر وزیر امور خارجه به بغداد دستاوردی ملموس به همراه میداشت.
ششم این که، علی الزیدی ابایی ندارد بگوید اولویت مناسباتش واشینگتن، راضی نگه داشتن ترامپ و در راستای آن تقویت روابط عراق با کشورهای عربی بهویژه کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس است. هم او و هم سخنگوی دولت عراق تا کنون بارها اعلام کردهاند که گسترش روابط با کشورهای عربی و امریکا در اولویت برنامههای دولت است. از سوی دیگر تماسهای مکرر و مداوم مقامات امریکایی از جمله وزیر دفاع، وزیر امور خارجه، دستیار رئیس جمهوری ایالات متحده در امور عراق و دیگر مقامات امریکایی سبب شده است تا کل ذهن دولت عراق به روابط با امریکا معطوف باشد. اکنون نیز الزیدی در حال تدارک مقدمات سفر خود به واشینگتن به دعوت رئیس جمهوری امریکاست که قرار است نیمه دوم ماه آینده میلادی انجام شود. همچنین ترکیه و عراق در حال برنامهریزی برای انجام سفر نخستوزیر عراق به آنکارا در اواخر ماه آینده میلادی هستند. درحالی که در این مناسبات ایران حضور کمرنگی دارد. در اینجا شاید گفته شود به همین دلیل هم شده باید مقامات سیاسی ارشد کشورمان ازجمله وزیر امور خارجه به عراق سفر میکردند تا روی مناسبات بینالمللی دولت عراق اثر گذاشته شود. در پاسخ باید گفت، اولا، این سفر بهتر بود زودتر و قبل از آغاز تحولات اخیر عراق انجام میشد تا نشان داده شود که ایران نه در حاشیه بلکه در بطن مناسبات بینالمللی عراق است. ثانیا، حالا که این تاخیر رخ داده، چه بهتر بود که این سفر در زمانی نزدیک به سفر نخستوزیر عراق به واشینگتن انجام میشد تا پیامهای لازم خود را به پایتختهای مختلف میرساند.



نظر شما :