آینده تحریمهای روسیه چه خواهد شد
روسیه و تنگه هرمز
نویسنده: گونزالو سایز اراوسکوین (Gonzalo Saiz Erausquin)، پژوهشگر مرکز امور مالی و امنیت در RUSI است که بر تحریم ها و تامین مالی مقابله با تهدید تمرکز دارد. او پیش از این مشاور حقوقی قربانیان قاچاق انسان برای بهرهکشی جنسی، و همچنین محقق جرایم سازمانیافته فراملی در اسپانیا و سراسر اروپا بود. او دارای مدرک لیسانس حقوق و روابط بینالملل از دانشگاه دوستو، و کارشناسی ارشد در مطالعات تعارض از دانشکده اقتصاد لندن است.
دیپلماسی ایرانی: وضعیت تنگه هرمز و مذاکرات صلح در حال انجام بین آمریکا و ایران همچنان در تیتر خبرها قرار دارد. امضای یادداشت تفاهم نشان داد که مذاکرات به سمت حل و فصلی میرود که میتواند تنگه هرمز را بازگشایی کند و تا حدی از حالت عادی به بازارهای کشتیرانی و انرژی جهانی بازگرداند. خوشبینی شکننده باقی ماند و ایالات متحده و ایران بار دیگر حملات خود را رد و بدل کردند و ایران ممکن است بار دیگر آبراه را ببندد. تحت چنین بلاتکلیفی، بازارها به زمان نیاز دارند تا تسویه شوند و ترافیک به آرامی با ادامه حق بیمههای ریسک بالا از سر گرفته میشود.
در ازای بازگشایی تنگه، این یادداشت ۱۴ مادهای وعدههای بحث برانگیز فراتر از توقف خصومتها، مانند لغو کامل تحریمهای آمریکا و سازمان ملل علیه ایران، دسترسی به وجوه بلوکه شده آن در حسابهای امانی آمریکا و خارجی، صندوق بازسازی ۳۰۰ میلیارد دلاری، و قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل در تأیید این نکات را ارائه کرد.
در حالی که وضعیت هنوز بی ثبات است، به نظر میرسد پایان دادن به بحران برای پرزیدنت ترامپ یک اولویت است و یک راه حل بالقوه احتمال احیای یکی از بزرگترین تلفات درگیری را به همراه خواهد داشت: فشار بینالمللی بر روسیه.
تمرکز بر ایران تحت استراتژی فشار حداکثری ایالات متحده تأثیر مستقیمی بر اولویت اروپا در محدود کردن درآمد روسیه از صادرات انرژی داشت. تلاشهای بینالمللی در حالی که دولت جدید ایالات متحده در اوایل سال ۲۰۲۵ توجه خود را از روسیه دور کرد و به سمت ونزوئلا و ایران معطوف کرد، با مشکل مواجه شد. از ژانویه سال گذشته، ایالات متحده هیچ عنوانی را علیه ناوگان سایه روسیه اتخاذ نکرده است. دو تحریم بزرگ علیه زیرساختهای نفتی روسیه با هدف قرار دادن لوک اویل و روسنفت در ماه اکتبر اعمال شد که شاید تاثیرگذارترین اقدام سال بود، اما هرگونه اختلال بیشتر در عملیات ناوگان سایه آن تنها از تعیین یا توقیف کشتیهایی که در ونزوئلا و نفت ایران تجارت میکردند و همچنین با روسیه ارتباط داشتند، ناشی میشد.
علیرغم اختلاف نظرهای فراآتلانتیکی، تحریمهای نفتی روسیه شروع به اثرگذاری کرده بود. تا دسامبر ۲۰۲۵، قیمت نفت اورال به زیر ۵۰ دلار در هر بشکه رسید و درآمد صادرات سوخت فسیلی روسیه به پایینترین سطح خود پس از حمله رسید. با این حال، درست زمانی که مسکو فشار را احساس میکرد، جنگ با ایران با افزایش شدید قیمت نفت، بازار را به شدت تحت تاثیر قرار داد، که ایالات متحده با مجوزهای عمومی برای خدمات نفت روسیه، میلیاردها دلار درآمد برای کرملین و ماشین جنگی آن ایجاد کرد. با کاهش فشار بر ایران، محدودیتها بر روسیه باید بار دیگر تشدید شود.
خشم حماسی بر ایران، شکست حماسی بر روسیه
کارزار بمباران ایالات متحده تحت عملیات خشم حماسی با انبوهی از تحریمهای اعمال شده تحت خشم اقتصادی علیه زیرساختهای تجاری پشت صادرات نفت ایران همراه بود.
تضاد با روسیه آشکار است. با بسته شدن تنگه هرمز توسط ایران و محدود شدن بازارهای انرژی، نفت روسیه به کالایی مفید برای ورود به بازار نه محدود کردن آن تبدیل شد. قیمت نفت برنت از ۱۰۰ دلار در هر بشکه فراتر رفت و ایالات متحده مجوز عمومی برای تحویل و فروش نفت خام و فرآوردههای نفتی روسیه که قبلاً در کشتیها بارگیری شده بود، صادر کرد. پس از سومین تکرار، ایالات متحده اجازه داد که این مجوز در ماه ژوئن منقضی شود، اما اقتصاد رنجدیده روسیه از قبل کمکهای بسیار مورد نیاز خود را دریافت کرده بود.
منطق سیاسی قابل درک بود زیرا دولتهایی که با شوک انرژی مواجه بودند، نمیخواستند بشکهها را از بازار حذف کنند، اما منطق تحریمها ضعیفتر بود. ایالات متحده در حالی که به محمولههای روسی اجازه میداد به جریان خود ادامه دهند، علیه شبکههای قاچاق نفت ایران تشدید میشد. تلاشهای گروه هفت برای محدود کردن درآمد روسیه برای تأمین مالی جنگ خود در اوکراین، درست زمانی که فشارها مؤثر بودند، به زانو درآمد. مجوز ایالات متحده از نظر قیمتگذاری یا مبدا تبعیض قائل نمیشد، به این معنی که معاملات نفت روسیه میتوانست بالاتر از سقف قیمت و از یک منبع تحریمشده باشد. تحریمهای اتحادیه اروپا و بریتانیا هنوز پابرجا بودند، که در عمل به این معنی بود که این مجوز در درجه اول در خدمت منافع ناوگان سایه روسیه بود.
در یادداشت تفاهم ایالات متحده و ایران آمده است که ایالات متحده «تمام انواع تحریمها علیه جمهوری اسلامی ایران، از جمله قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل، قطعنامههای شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی و تمام تحریمهای یکجانبه ایالات متحده – اولیه و ثانویه – را در یک برنامه توافق شده به عنوان بخشی از توافق نهایی لغو خواهد کرد.» رئیس جمهور ترامپ پس از حملات اخیر ایران به کشتیهای عبوری، اعلام کرد که این توافق به پایان رسیده است و مجوز عمومی که تولید، تحویل و فروش نفت ایران را تنها ده روز پس از معافیت ۶۰ روزه خود مجاز میکرد، لغو کرد. در صورت بازگشت به توافق و میز مذاکره و از سرگیری حمل و نقل از طریق تنگه هرمز، شرکای گروه ۷ باید پیامدهای چنین وعدهای را پس از بازگشت تحریمهای سازمان ملل علیه ایران، و همچنین به عنوان فرصتی برای بازگرداندن فشار بر روسیه، به دقت بررسی کنند.
سقف قیمت نفت روسیه به پایان رسیده است
سقف قیمت نفت گروه ۷ با یک مصالحه آغاز شد، که در آن اعضای ائتلاف میخواستند درآمد کرملین را بدون ایجاد شوک بزرگ در بازار جهانی انرژی محدود کنند. سقف قیمت نفت برای انجام هر دو کار طراحی شده بود و سرویسهای غربی همچنان میتوانستند از فروش نفت روسیه حمایت کنند، اما تنها در صورتی که این محمولهها پایینتر از سقف تعیینشده، که در ابتدا ۶۰ دلار در هر بشکه تعیین شده بود، فروخته شوند.
بحران هرمز باید لحظهای برای اعمال سقف مناسب میبود. نفت خام روسیه میتوانست در بازار باقی بماند، اما فقط تحت نظارت دقیق قیمتها برای ارائه شرایط بیمه و پرداخت که حاشیه سود کرملین را محدود میکرد. در عوض، صدور مجوز اضطراری ثبات بازار را در اولویت قرار داد و هرگونه استفاده از سقف را نفی کرد.
این سقف همچنین مشکل اعتبار فزایندهای ایجاد میکند زیرا اتحادیه اروپا و بریتانیا همچنان به هدف قرار دادن شرکتهای کشورهای ثالث برای تسهیل صادرات روسیه ادامه می دهند. مدیران کشتی در امارات متحده عربی، پالایشگاهها در هند، اپراتورهای بندری در چین، پایانههای نفتی در اندونزی و دلالان در جاهای دیگر به دلیل معاملات خود با نفت روسیه هدف قرار گرفتهاند. با این حال، نزدیک به ۳۰ درصد از کل صادرات نفت خام روسیه در ماه آوریل با تانکرهای گروه ۷، به ویژه متعلق به یونان، حمل شد. در زمانی که اورال نزدیک به ۷۰ دلار معامله میشود، سخت است باور کنیم که این خدمات با سقف قیمت مطابقت دارند و هرگونه اسناد مرتبط به طور گسترده غیرقابل اعتماد در نظر گرفته میشود، بهویژه پس از اینکه اتحادیه اروپا و بریتانیا به طور یکجانبه سقف را به ۴۴.۱۰ دلار در خارج از چارچوب گروه ۷ کاهش دادند.
این اختلاف فزاینده بین شرکا ضربه اخیر دیگری را متحمل شد. اتحادیه اروپا و بریتانیا هر دو تلاش کردند راه گریز دیگری را برای توقف واردات نفت خام روسیه که در یک کشور ثالث به محصولات نفتی تبدیل شده است، ببندند. محدودیت اتحادیه اروپا در ژانویه به اجرا درآمد. بریتانیا محدودیتهای خود را در ماه مه دنبال کرد، اما این اقدام با مجوز کلی بحثبرانگیز برای واردات گازوئیل و سوخت جت همراه بود، با همان استدلال مجوز ایالات متحده در مورد بازار محدود انرژی.
آیندهای قابل قبول برای ممنوعیت خدمات دریایی
اتحادیه اروپا در بیستمین بسته تحریمهای خود، مبنای قانونی برای ممنوعیت خدمات دریایی را معرفی کرد که منوط به هماهنگی با شرکای گروه هفت است. تحت این ممنوعیت جدید، اپراتورهای غربی دیگر مجاز به ارائه خدمات حمل و نقل دریایی، بیمه، دلالی، تأمین مالی، پشتیبانی فنی یا خدمات مرتبط برای صادرات نفت روسیه، صرف نظر از قیمت، نخواهند بود. این اقدام کلی، ثبات سیاست را به همراه خواهد داشت و انطباق صنعت را سادهتر میکند و نفت روسیه را از محدوده مجاز خارج میکند.
ممنوعیت کامل خدمات دریایی خطراتی را به همراه خواهد داشت. روسیه حتی بیشتر به ناوگان سایه رو خواهد آورد و این بازار موازی رو به رشد عمیقتر خواهد شد. این خطر واقعی است، اما ممکن است دلیل کافی برای دست نخورده گذاشتن سیستم فعلی نباشد. روسیه در حال حاضر بخش زیادی از آن بازار موازی را ساخته است و با مجبور کردن مسکو به تکیه کامل بر آن، محدودیتهای خود را آشکار میکند. روسیه با هزینههای بیشتری برای خرید کشتیهای بیشتر و گسترش اکوسیستم بازیگران توانمند مواجه خواهد شد. روسیه در حال حاضر به حفظ میزان صادراتی که خدمات غربی از آن پشتیبانی میکنند، قادر نیست و با جسارت اتحادیه اروپا و بریتانیا برای مختل کردن سفرهای ناوگان سایه و تحمیل مسیرهای طولانیتر، هزینههای عملیاتی همچنان افزایش خواهد یافت.
نشست اخیر گروه هفت در اویان به ائتلاف فرصتی برای از سرگیری فعالیتها داد. رهبران گروه هفت، از جمله ایالات متحده، به افزایش فشار بر روسیه، از جمله در بخشهای نفت و گاز، متعهد شدند. سقف قیمت نفت یک مصالحه مفید برای مرحله اول جنگ بود، اما ناکارآمدی آشکار آن را نمیتوان نادیده گرفت. به محض بازگشایی تنگه هرمز و تثبیت قیمتها، هر زمان که ممکن باشد، گروه هفت باید آماده باشد تا سیاست خود در مورد انرژی روسیه را با هدفی روشنتر هماهنگ کند. این ائتلاف، در حالت ایدهآل با ایالات متحده اما نه وابسته به حمایت آن، باید هدف قرار دادن کشتیها و شبکههای فعال در اطراف تجارت نفت روسیه را گسترش دهد، دستیابی به کشتیهای ناوگان سایه را که همچنان به دست روسیه میرسند، محدودتر کند و به سمت ممنوعیت کامل خدمات دریایی حرکت کند تا بار دیگر صادرات انرژی روسیه را واقعاً محدود کند.
منبع: روسی (RUSI) / تحریریه دیپلماسی ایرانی/۱۱


نظر شما :