بررسی جوانب مختلف یک پدیده اجتماعی
سهگانه مهاجرت ایران؛ خروج نخبگان، جامعه برونمرزی و چالش اتباع
نویسنده: کیمیا ملکیان اصفهانی، کارشناسی علوم سیاسی
دیپلماسی ایرانی: در سالهای اخیر، مهاجرت در ایران از یک پدیده صرفاً اجتماعی فراتر رفته و به یکی از مسائل مهم در حوزه توسعه، حکمرانی و امنیت انسانی تبدیل شده است. ایران امروز همزمان با سه روند اثرگذار روبهرو است: خروج بخشی از نیروهای متخصص و سرمایه انسانی، افزایش نقشآفرینی رسانهای و سیاسی بخشی از ایرانیان مقیم خارج، و تداوم ورود و حضور مهاجران افغانستانی در قالبهای قانونی و غیرقانونی.
در شکلگیری این روندها، مجموعهای از عوامل داخلی و خارجی نقش دارند؛ از شرایط اقتصادی، فرصتهای شغلی و افقهای آموزشی در داخل کشور گرفته تا تحولات منطقهای، تنشهای ژئوپلیتیکی، سیاستهای مهاجرتی کشورهای مقصد و فضای رسانهای پیرامون مهاجرت. از همین رو، وضعیت مهاجرت در ایران را نمیتوان صرفاً از زاویه امنیتی یا اقتصادی بررسی کرد. این پدیده امروز ابعادی چندگانه دارد و به تحلیلی دقیق و واقعبینانه نیازمند است.
در سالهای اخیر، موضوع مهاجرت بخشی از نیروهای تحصیلکرده و متخصص دوباره مورد توجه قرار گرفته است؛ پدیدهای که میتواند در بلندمدت بر ظرفیت علمی، فناوری و رشد اقتصادی کشور اثر بگذارد. دادههای نهادهای بینالمللی، از جمله آمار مربوط به دانشجویان ایرانی خارج از کشور و حضور متخصصان ایرانی در بازار کار سایر کشورها، نشان میدهد ایران نیز مانند بسیاری از کشورهای در حال توسعه با روند مهاجرت نیروهای متخصص مواجه است.
در شکلگیری این روند، عوامل مختلفی نقش دارند؛ از تفاوت فرصتهای شغلی، سطح درآمد، ثبات حرفهای و امکانات پژوهشی در کشورهای مقصد گرفته تا سیاستهای فعال جذب نیروی متخصص در برخی کشورها. در کنار این عوامل، تصویرسازی رسانهای از وضعیت اقتصادی و علمی ایران و تبلیغات گسترده درباره کیفیت زندگی و فرصتهای مهاجرتی نیز میتواند بر تصمیم بخشی از متقاضیان مهاجرت اثرگذار باشد.
در مقابل، بهبود دسترسی عادلانه به منابع علمی، تقویت ارتباط دانشگاه و صنعت، بهبود روند جذب هیئت علمی و ایجاد مسیرهای روشن پیشرفت حرفهای می تواند به افزایش ماندگاری سرمایه انسانی کمک کند. همچنین توسعه همکاری علمی با ایرانیان متخصص خارج از کشور و اجرای برنامههای هدفمند برای بازگشت نخبگان میتواند بخشی از ظرفیت مهاجرت را در خدمت توسعه علمی و اقتصادی کشور قرار دهد.
در کنار مهاجرت نخبگان، جامعه قابل توجهی از ایرانیان در خارج از کشور شکل گرفته است. این جمعیت در حوزههای علمی، اقتصادی، رسانهای، فرهنگی و فناوری نقشآفرین است و در سالهای اخیر و در سالهای اخیر، بهویژه همزمان با افزایش تنشهای منطقهای و بینالمللی مرتبط با ایران، بخشی از آن حضور پررنگ تری در فضای رسانهای و سیاسی پیدا کرده است.
جامعه ایرانیان خارج از کشور یکدست نیست و تجربههای متفاوتی از مهاجرت دارد. برخی سالهاست در کشورهای دیگر زندگی میکنند و بهتدریج تحت تأثیر فضای اجتماعی، رسانهای و سیاسی کشور محل اقامت خود قرار گرفتهاند. بخشی دیگر نیز با انتظاراتی متفاوت مهاجرت کردهاند و تجربه زیسته آنان نگاهشان به ایران و کشورهای مقصد را تغییر داده است. همین تفاوت تجربهها باعث شده است دیدگاههای متنوع و گاه متضادی درباره مسائل ایران در میان این جامعه شکل بگیرد.
در بسیاری از کشورها، بخشی از ایرانیان خارج از کشور دیدگاهها و انتقادهای خود را نسبت به تحولات ایران به صورت صریح و علنی بیان میکنند. این فعالیتها در برخی موارد میتواند بر افکار عمومی خارجی، فضای رسانهای و حتی روندهای سیاسی و دیپلماتیک مرتبط با ایران اثر بگذارد؛ بهویژه در دورههایی که تنش میان ایران و کشورهای غربی نظیرایالات متحده آمریکا و رژیم اسرائیل افزایش پیدا میکند.
در سالهای گذشته، رویکردهای متفاوتی نسبت به جامعه برون مرزی در داخل کشور وجود داشته است؛ از سیاستهای سختگیرانه در برخی مقاطع تا تلاش برای گسترش دیپلماسی عمومی، گفتوگو و حفظ ارتباط با ایرانیان خارج از کشور. بسیاری از کارشناسان معتقدند مدیریت این حوزه به سیاستی متوازن نیازمند است؛ سیاستی که ضمن توجه به ملاحظات امنیتی و سیاسی، از ظرفیتهای علمی، اقتصادی و فرهنگی ایرانیان خارج از کشور برای توسعه ملی بهرهبرداری کند.
در کنار این دو روند، ایران طی دهههای گذشته یکی از مهمترین کشورهای میزبان مهاجران افغانستانی در منطقه بوده است و بخش عمده این مهاجرتها از دهه ۱۳۶۰ و همزمان با جنگ افغانستان و اشغال این کشور توسط شوروی آغاز شد و در دورههای بعد، بهویژه پس از تحولات سال ۱۳۸۰ و سپس بازگشت طالبان به قدرت در سال ۱۴۰۰، دوباره افزایش یافت.
مهاجرت افغانستانیها به ایران ترکیبی از مهاجرت قانونی و غیرقانونی است. بخشی از این افراد مدارک اقامتی، کارت آمایش یا مجوز کار دارند و بخشی دیگر بهصورت غیرقانونی وارد کشور شدهاند. همین مسئله مدیریت این حوزه را با چالشهای حقوقی، اقتصادی و اجرایی روبهرو کرده است.
اتباع افغانستانی طی سالهای گذشته در بخشهایی مانند ساختمان، کشاورزی، خدمات شهری و مشاغل یدی نقش پررنگی در بازار کار ایران داشتهاند؛ حوزههایی که در برخی موارد با کمبود نیروی کار داخلی مواجه بودهاند. با این حال، اشتغال غیررسمی، دستمزدهای پایین و نبود پوشش بیمهای مناسب، هم زمینه بهرهکشی از بخشی از این مهاجران را فراهم کرده و هم در برخی مشاغل کممهارت موجب افزایش رقابت در بازار کار شده است.
در سالهای اخیر، دولتها سیاستهای متفاوتی در قبال مهاجران افغانستانی اجرا کردهاند؛ از اجرای طرحهای شناسایی و ساماندهی تا برنامههایی برای بازگشت بخشی از اتباع غیرمجاز. این اقدامات عمدتاً با هدف کنترل مهاجرت غیرقانونی و کاهش فشار بر خدمات عمومی انجام شده است. با این حال، همچنان مسئله تعیین تکلیف وضعیت حقوقی مهاجران مجاز، دسترسی آنان به خدماتی مانند بیمه درمانی، آموزش و برخی خدمات ارتباطی، و نیز مقابله با ورود غیرقانونی از چالشهای سیاستگذاری در این حوزه به شمار میرود.
در مجموع، مهاجرت در ایران امروز صرفاً یک مسئله جمعیتی یا اقتصادی نیست، بلکه به موضوعی مرتبط با توسعه، بازار کار، سرمایه انسانی، سیاست خارجی و انسجام اجتماعی تبدیل شده است. تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد مدیریت موفق این پدیده به سیاستی بلند مدت، منسجم و مبتنی بر آمار و اطلاعات دقیق نیازمند است؛ سیاستی که هم از ظرفیتهای انسانی و اقتصادی موجود استفاده کند و هم چالشهای اجتماعی، اقتصادی و امنیتی احتمالی را بهصورت مؤثر مدیریت کند.
در چنین چارچوبی، تقویت فرصتهای علمی و حرفهای در داخل کشور، توسعه تعامل سازنده با ایرانیان خارج از کشور و ساماندهی هدفمند حضور و اشتغال اتباع خارجی میتواند بخشی از یک سیاست جامع مهاجرتی برای ایران باشد؛ رویکردی که در صورت تداوم و اجرای هماهنگ، میتواند به مدیریت بهتر این سه روند مهاجرتی و استفاده مؤثرتر از ظرفیتهای انسانی کشور کمک کند.


نظر شما :