نگاهی به فلسفهٔ سیاسی نیکولو ماکیاولی

واقعیت موثر در سیاست خارجی

۱۲ خرداد ۱۴۰۵ | ۱۱:۰۰ کد : ۲۰۳۹۲۵۶ اخبار داخلی انتخاب سردبیر
نیما عظیمی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: نام ماکیاول و ننگ ماکیاول، هردو در بستری شکل گرفته که او جسورانه به «دفاع از امرِ ملّی» برخاست.
واقعیت موثر در سیاست خارجی

نویسنده: نیما عظیمی 

دیپلماسی ایرانی: بی‌گمان اندیشه‌های ماکیاول را باید از مؤثرترین و شاید مؤثرترین عامل در «گذاردنِ سنگ بنای حکومت ملّی» در اروپا دانست.  

نام ماکیاول و ننگ ماکیاول، هردو در بستری شکل گرفته که او جسورانه به «دفاع از امرِ ملّی» برخاست.

کتاب «شهریار» او  به اذعان مخالفان و موافقانش، مهم‌ترین اثر اوست، که در سال ۱۵۵۹خواندنِ این کتاب از سوی کلیسای پاپ بر مؤمنان ممنوع اعلام شد! مفتشان عقاید نیز حکم به نابودی همهٔ آثار ماکیاول دادند؛ و «شورای ترنت» که جهت دفاع از کلیسای کاتولیک در برابر منتقدان برگزار می‌شد، این حکم را تایید کرد. از همین‌رو، در آغاز قرن هفدهم همهٔ فرقه‌های مذهبی، ماکیاول را یکی از منفورترین ناموران تاریخ اندیشه در اروپا دانسته و کوشیدند تا این نفرت را تبلیغ کنند.
اما چنانچه از این فضای بسته و تاریک که حاملان و وارثان فرهنگ قرون‌وسطایی  پیشتاز آن محسوب می‌شوند، عبور کنیم، اروپاییان پس از چندسال با روی آوردن به آیین ناسیونالیستی (ملت‌پرستی_ملّی‌گرایی)، خود را از جزمیت‌های کلیسایی رها ساختند.

دولت – ملّت‌های اروپایی که از زیر سایهٔ سنگین تفتیش‌های مذهبی رهایی یافته بودند، باری دیگر آثار نیکولو ماکیاولی را در ترازوی داوری نهادند؛ و دریافتند که اندیشه‌‌ٔ ماکیاولی را نه از بسترِ جزمیت‌های کلیسا و شورای ترنت، بلکه از بسترِ تأمل در آثارش باید دریافت نمود. تا جایی که در قرن نوزدهم او در زمرهٔ متفکران بزرگ سیاسی غرب، جایگاهی استوار یافت.

اما آنچه تاحدود زیادی ماکیاول را از آن اتهامات بدنامی رهاند، بیش از آنکه ارزش علمی کتابش «شهریار» باشد، "دلبستگی او به میهن‌پرستی و ملی‌گرایی" بود. تاجایی که: «وقتی ایتالیاییان در نیمهٔ دوم قرن نوزدهم به کوشش در راه یگانگی ملّی برخاستند، نه همان آثارش را از هرگونه منعی آزاد کردند بلکه او را به پایهٔ قدیس یا پیامبرخود برکشیدند؛ و در سال ۱۸۶۹ چهارصدمین سال تولد او را جشن گرفتند و روی لوحه‌ای که برفراز گورش نصب کردند، نوشتند "نامی چنین بزرگ را هیچ ستایشی بس نیست" ». ۱

ماکیاول در امر سیاسی، از پنداربافی‌های افلاطونی و نگاه‌های فراطبیعی و حالات مالیخولیایی به دور است؛ او با واقع‌بینیِ سیاسی در پیِ چاره‌جویی برای مشکلات میهنش می‌کوشد. 

هرچند که از دیدگاه نگارندهٔ این سطور، افلاطون نیز در نهایت _خواسته یا ناخواسته_ در برابرِ امرِ واقع سیاسی تسلیم شد. بیزاری و دوری او از سیاست و تشکیل آکادمی فلسفی توسط او، نشان از زانو زدنِ افلاطون و اتوپیایِ(آرمان‌شهر)او در برابر واقعیت موثر در امر سیاسی‌ و مملکت‌داری بود. باری!

باری! آن‌چه در میدان سیاست برای ماکیاول الویت اصلی را دارد، تامین منافع ملّی و دوری از هرگونه توهّمِ فراطبیعی می‌باشد. 

در اندیشهٔ سیاسی ماکیاول، «شهریار باید روباه باشد تا دام را بشناسد و شیر باشد تا گرگ را بترساند. آنان‌که فقط مانند شیر عمل می‌کنند، احمق‌اند»! ۲

نام و ننگ ماکیاول و سیاست خارجی در عصر حاضر

نویسندهٔ فرانسوی «پیر مولر» تعریفی کوتاه اما بسیار شیوا از «سیاست‌گذاری» دارد، که می‌گوید: سیاست‌گذاری یعنی «علم دولت در عمل». بنابراین، «سیاست‌گذاری» تاثیری انکارنشدنی در تار و پود زندگی شهروندانِ یک سرزمین دارد.
با تمرکز روی این اصل که هدف اصلی تصمیم‌گیری در سیاست خارجی، «تامین منافع ملّی» است، امروز فنِّ «توازن در سیاست خارجی»، ما را رهنمون می‌سازد به همان جملهٔ «سیمور مارتین لیپست» که: «سیاستمدار باید روباه باشد تا دام را بشناسد و شیر باشد تا گرگ را بترساند. آنان‌که فقط مانند شیر عمل می‌کنند، احمق‌اند!»

در بین دولتمردان ایرانی که به چنین بلوغی در سیاست رسیده بودند، می‌توان از «قائم مقام فراهانی» یاد کرد که با اشاره به جملهٔ مشهور ماکیاول می‌گوید: «باید به هرشکلی از کشور دفاع کرد، به مردی یا نامردی».

فیلسوف سیاسی ایران، «سیدجواد طباطبایی» درباره او می‌گوید: «وی می‌گوید از کشور باید دفاع کرد، همان‌طور که ماکیاولی می‌گوید؛ به نام یا به ننگ باید از کشور دفاع کرد.»

طباطبایی همچنین با اشاره به تلاش‌های قائم‌مقام فراهانی در این زمین، در مورد او این مطلب کلیدی و مهم را می‌گوید: «در نامه‌های متعدد که می‌نویسد و وقتی که کسانی را برای مذاکره به روسیه می‌فرستد، در آنجا رهنمودهای بسیار مهمّی را عرضه می‌کند. اولاً کسانی را که انتخاب می‌کند به آنها می‌گوید که "تو الان نمایندهٔ مصلحت این کشوری" و باید این را بدانی که باید از "منافع ملّی ایران"_ به هر شکلی و طریقی _ دفاع کنی».

در ادامه نیز می‌نویسد: «شما نماینده‌ٔ ما هستید که از منافع ما دفاع کنید. اما اگر دیدید که نمی‌توانید، باید بگویید که ما اختیار نداریم و به نوعی از زیرِ بارِ نوشتنِ عهدنامه فرار کنید. در جریانِ نوشتنِ عهدنامه محمد صادق وقایع‌نگار می‌گوید اگر دیدید که کار پیش نمی‌رود و منافع ما را تأمین نمی‌کند و ناچارید که آن عهدنامه را بنویسید، "به زور میرزایی جملاتِ دوپهلو بنویسید" تا بعداً بشود از آن‌ها به نفع خودمان استفاده کنیم (عینِ گفتهٔ سید جواد طباطبایی: طوری بنویسید که بعدا اگر نیازشد، بتوانیم دبّه کنیم) و می‌گوید تا می‌توانید سرشان را کلاه بگذارید».

سیدجواد طباطبایی در ادامه و در همین‌راستا می‌افزاید: «موضوع سیاست، حفظ منافع ملّی و موجودیت یک کشور است؛ و لاغیر»! ۳

کوتاه‌سخن این‌که، واقعیتِ استانداردِ میدان دیپلماسی در رقابت بین دولتمردانِ همهٔ ممالک جهان، از سده‌های پیش _ و به طور ویژه در عصر حاضر_ چنین است که : «نامردی در سیاست خارجی را باید عین مردانگی دانست». چراکه این مفاهیم "صرفا و یکسره در جایگاه سیاسی خود" ارزشمندند و معنا دارند، و نه در جای دیگر. از همین‌روست که باید هربازیگری درک کند که "نمایندهٔ مصلحت یک کشور است"! هم‌او باید درک کند که اصولا قاعدهٔ بازی در این میدان، جُز این نیست. چه به نام، چه به ننگ!

۱.حمید عنایت. بنیاد فلسفهٔ سیاسی در غرب، از هراکلیت تا هابز. چاپ دوم، اسفند۱۴۰۲. ص۱۲۲.

۲. سیمور مارتین لیپست. انسان سیاسی(Political man)، ص ۳۱

۳. برشی از سخنرانی‌های سیدجواد طباطبایی

کلید واژه ها: دیپلماسی ماکیاولی نیکولا ماکیاولی سید جواد طباطبایی سیاست سیاست خارجی ماکیاول سیاسی ملّی منافع ملی دفاع منافعِ


( ۷ )

نظر شما :