چرا ایران فقط باید واکنش نشان دهد؟

مذاکره زیر سایه تهدید

۰۲ خرداد ۱۴۰۵ | ۱۴:۰۰ کد : ۲۰۳۹۱۱۳ خاورمیانه انتخاب سردبیر
رضا معصومی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: ایران معمولاً تلاش کرده در چهارچوبی مشخص، منطقی و قابل پیش‌بینی عمل کند؛ یعنی حتی در شرایط فشار نیز خواسته‌های معینی را مطرح کرده و از مواضع رسمی خود خارج نشده است. اما پرسش اساسی اینجاست: چرا این روند همواره یک‌طرفه باقی مانده است؟ چرا آمریکا می‌تواند هم‌زمان تهدید کند و مذاکره بخواهد، اما ایران باید صرفاً در موضع دفاعی باقی بماند؟ و مهم‌تر از آن، چرا ایران نباید متناسب با هر تهدید، هزینه‌ای واقعی و ملموس برای طرف مقابل تعریف کند؟
مذاکره زیر سایه تهدید

نویسنده: رضا معصومی، کارشناس روابط بین‌الملل

دیپلماسی ایرانی: در تمام سال‌های اخیر، یک الگوی تکرارشونده در رفتار آمریکا در قبال ایران دیده می‌شود؛ الگویی که از فشار آغاز می‌شود، با تهدید ادامه پیدا می‌کند و در نهایت به دعوت برای مذاکره ختم می‌شود. واشینگتن از یک‌سو تحریم می‌کند، تهدید نظامی به زبان می‌آورد و حتی از گزینه حمله سخن می‌گوید، اما از سوی دیگر همواره خواهان بازگشت به میز مذاکره است. در مقابل، ایران معمولاً تلاش کرده در چهارچوبی مشخص، منطقی و قابل پیش‌بینی عمل کند؛ یعنی حتی در شرایط فشار نیز خواسته‌های معینی را مطرح کرده و از مواضع رسمی خود خارج نشده است.

اما پرسش اساسی اینجاست: چرا این روند همواره یک‌طرفه باقی مانده است؟ چرا آمریکا می‌تواند هم‌زمان تهدید کند و مذاکره بخواهد، اما ایران باید صرفاً در موضع دفاعی باقی بماند؟ و مهم‌تر از آن، چرا ایران نباید متناسب با هر تهدید، هزینه‌ای واقعی و ملموس برای طرف مقابل تعریف کند؟

واقعیت این است که در ادبیات روابط بین‌الملل، مذاکره بدون اهرم فشار معنای چندانی ندارد. حتی قدرت‌های بزرگ نیز زمانی وارد مذاکره می‌شوند که بدانند طرف مقابل توان ایجاد هزینه دارد. آنچه امروز آمریکا را به سمت مذاکره با ایران سوق داده، صرفاً تمایل به گفت‌وگو نیست؛ بلکه ترکیبی از نگرانی‌های امنیتی، تحولات منطقه‌ای، وضعیت انرژی، شکست سیاست فشار حداکثری و البته توان بازدارندگی ایران است. بنابراین مذاکره، نتیجه «توازن قدرت» است، نه صرفاً حسن نیت سیاسی.

با این حال، در فضای فعلی به نظر می‌رسد واشینگتن همچنان تلاش می‌کند میان «تهدید» و «مذاکره» نوعی هم‌زمانی ایجاد کند؛ یعنی از یک طرف پیام مذاکره بفرستد و از طرف دیگر، با تهدید نظامی یا فشار رسانه‌ای، امتیاز بیشتری طلب کند. حتی در مقاطعی که تبادل پیام‌ها با میانجی‌ها در جریان بوده، باز هم زبان تهدید کنار گذاشته نشده است. این دقیقاً همان نقطه‌ای است که باید درباره آن بازاندیشی کرد.

اگر آمریکا اعلام می‌کند که در صورت عدم توافق، گزینه‌های دیگری روی میز دارد، چرا ایران نباید متقابلاً اعلام کند که هر تهدید جدید، سطح جدیدی از اقدامات هسته‌ای یا راهبردی را به دنبال خواهد داشت؟ برای مثال، اگر در روند مذاکره صحبت از محدودیت سطح غنی‌سازی مطرح است، ایران می‌تواند روشن و شفاف اعلام کند که ادامه تهدیدها، معادله را تغییر خواهد داد. به بیان دیگر، تهدید باید «هزینه‌زا» شود، نه اینکه صرفاً در سطح بیانیه باقی بماند.

در روابط بین‌الملل، بازدارندگی فقط به معنای قدرت نظامی نیست؛ بلکه یعنی طرف مقابل بداند هر اقدام او، واکنشی مشخص و قابل محاسبه به همراه خواهد داشت. آمریکا سال‌هاست دقیقاً بر همین مبنا عمل می‌کند. زمانی که از تحریم جدید سخن می‌گوید، هدفش صرفاً اعمال فشار اقتصادی نیست؛ بلکه می‌خواهد محاسبات طرف مقابل را تغییر دهد. بنابراین اگر ایران بخواهد صرفاً در موضع پاسخ‌گویی باقی بماند و برای تهدیدهای مکرر هزینه‌ای تعریف نکند، عملاً توازن روانی مذاکره را به سود طرف مقابل واگذار کرده است.

مسئله دیگر این است که برخی موضوعات اساساً نباید به حوزه چانه‌زنی با آمریکا وارد شوند. برای مثال، گاهی در فضای رسانه‌ای چنین القا می‌شود که آمریکا باید برخی واقعیت‌های ژئوپلیتیکی ایران را «به رسمیت بشناسد». این گزاره از اساس محل سؤال است. آیا حاکمیت ایران بر حوزه‌های راهبردی خود، نیازمند تأیید واشینگتن است؟ آیا موفقیت‌های امنیتی و نظامی ایران در منطقه باید از فیلتر رضایت آمریکا عبور کند؟ طبیعتاً خیر.

در نظام بین‌الملل، قدرت‌های بزرگ همواره تلاش می‌کنند خود را مرجع مشروعیت‌بخشی معرفی کنند؛ یعنی این تصور را ایجاد کنند که هر تحول مهم منطقه‌ای، زمانی رسمیت می‌یابد که مورد پذیرش آن‌ها باشد. در حالی که بسیاری از واقعیت‌های ژئوپلیتیکی، محصول موازنه قدرت در میدان هستند، نه نتیجه رضایت سیاسی واشینگتن. اگر کشوری توانسته موقعیت راهبردی خود را تثبیت کند، این تثبیت ناشی از قدرت ملی آن کشور است، نه موافقت یا مخالفت آمریکا.

از همین منظر، ایران نیز باید در مذاکرات احتمالی آینده، از موضع «واکنش دائمی» خارج شود. مذاکره زمانی می‌تواند متوازن باشد که هر دو طرف احساس کنند ادامه فشار، تبعاتی واقعی خواهد داشت. اگر آمریکا تصور کند می‌تواند هم تهدید کند، هم فشار بیاورد و هم بدون پرداخت هزینه، طرف مقابل را پای میز مذاکره نگه دارد، طبیعی است که این الگو را ادامه خواهد داد.

نکته مهم دیگر این است که تعریف هزینه برای تهدید، الزاماً به معنای خروج از مذاکره یا حرکت به سمت تنش افسارگسیخته نیست. اتفاقاً در بسیاری از موارد، وجود یک پاسخ روشن و قاطع می‌تواند احتمال درگیری را کاهش دهد. زیرا طرف مقابل درمی‌یابد که فشار بیشتر، لزوماً به امتیاز بیشتر منجر نخواهد شد. این همان منطقی است که بسیاری از قدرت‌ها در مذاکرات حساس امنیتی از آن استفاده می‌کنند.

تجربه سال‌های گذشته نیز نشان داده هر زمان ایران صرفاً در موضع دفاعی قرار گرفته، طرف مقابل سطح مطالبات خود را افزایش داده است. اما هر زمان که ایران توانسته هزینه‌های فشار را بالا ببرد، معادلات تغییر کرده است. بنابراین مسئله اصلی، نه مخالفت با مذاکره، بلکه نحوه ورود به مذاکره است. مذاکره زمانی معنا دارد که ابزار قدرت، پشت آن قرار داشته باشد.

امروز مسئله صرفاً چند درصد غنی‌سازی یا تعداد سانتریفیوژها نیست؛ بلکه بحث اصلی این است که آیا ایران می‌خواهد همچنان صرفاً دریافت‌کننده تهدید باشد یا قصد دارد قواعد بازی را نیز تحت تأثیر قرار دهد. در جهان امروز، کشورها صرفاً با بیانیه‌های دیپلماتیک از منافع خود دفاع نمی‌کنند؛ بلکه با ایجاد موازنه، طرف مقابل را وادار به تجدیدنظر در محاسباتش می‌کنند.

اگر آمریکا حق دارد برای هر اقدام ایران، گزینه‌های جدید تعریف کند، ایران نیز حق دارد اعلام کند که هر تهدید تازه، پاسخ و هزینه‌ای تازه خواهد داشت. این نه نشانه تندروی، بلکه بخشی از منطق بازدارندگی در سیاست بین‌الملل است؛ منطقی که بدون آن، مذاکره بیش از آنکه ابزار توافق باشد، به ابزاری برای اعمال فشار یک‌طرفه تبدیل خواهد شد.

کلید واژه ها: رضا معصومی ایران و امریکا مذاکرات ایران و امریکا مذاکرات هسته ای میانجیگری پاکستان میانجیگری اسلام آباد


( ۶ )

نظر شما :

ناشناس ۰۲ خرداد ۱۴۰۵ | ۱۶:۴۹
نه فضای مجازی که تحت کنترل آمریکا است بلکه در فضای حقیقی کسی از حاکمیت بیاید و مستدل و نه با دلایل من درآوردی ، بگوید چرا ایران به سراغ سلاح هسته ای نرفت در حالیکه که طرف مقابل به بهانۀ آن ، پدر ایران را درآورده ؟!
علی روا ۰۲ خرداد ۱۴۰۵ | ۱۸:۰۵
سلام برادر چی داری میگی سالهاست پدر آمریکا را ایران در آورده دیونه کردیدشون ترامپ اصلا مونده نمیدونه چی کنه ترامپ دیونه که بود دیونه ترش کردید حالا آمدی میگی چرا اونها میگن ما دفاع فقط کنیم خواهشا ملتمسانه صلح بشه این جنگ و جدل‌ها تموم بشه به کارمون برسیم به بدبختی‌های برسیم برای هر دو ملت ایران و آمریکا هم این صلح خوبه ترا قرآن به فکر قشر ضعیف زیر فقر امثال ما ها هم باشید اگر واقعا کسی بدونه باعث صلح بشه و نکنه فردای قیامت سخت مدیون خواهد شد صلح نه از روی ترس از روی علم از روی دانش و هنر جنگ این جنگ و جدل‌ها عامل کینه هاست قانون جنگ همیشه جنگاور را هنرش را در ادامه دار نشدن جنگ میدونه