ژئوپلیتیک و مقاومت؛ حلقه مفقوده تصمیمسازی و تصمیمگیری
گفتمان قدرتمند «عاشورایی - ایرانی» را دریابیم
نویسنده: علی رحیمی پور، کارشناس ارشد روابط بین المل و مدیریت دفاعی
دیپلماسی ایرانی: سیر تحولات ایران معاصر، روایتگر یک دور باطل و پرهزینه است: ناآرامیهای مستمر داخلی هدایتشده توسط غرب، از اعتراضات سیاسی دهه ۶۰ و شورشهای قومی پس از انقلاب گرفته تا جنبشهای اجتماعی گستردهای چون فتنه ۸۸، آشوبهای آبان ۹۸ و ۱۴۰۱ و این روزهای زمستانی ۱۴۰۴، همگی منابع ملی، انرژی حکمرانی و سرمایه اجتماعی را به میزان فراوانی مصروف خود کردهاند.
در سوی دیگر، نظام تصمیمسازی در مواجهه با تحولات پیچیده منطقهای و بینالمللی، از جنگ اوکراین تا شکلگیری محورهای جدید ضد ایرانی، غالباً واکنشی، کوتاهمدت و فاقد ابتکار عمل راهبردی ظاهر شده است. ریشه مشترک این دو عارضه، در غیبت یک «نقشه راه ژئوپلیتیک» مشترک و درک شده توسط مردم و حکمرانی نهفته است.
عدم آگاهی دوسویه و هزینههای دوچندان، از یکسو، تصمیم سازان و تصمیم گیران کشور، در غیاب درکی نظاممند از موقعیت ایران در نظریههای کلانی چون «هارتلند» مکیندر (قلب اوراسیا) یا «ریملند» اسپایکمن، نتوانستهاند تحولات جهانی را نه بهعنوان تهدیدات پراکنده، بلکه بهمثابه اجزای یک جورچین بزرگ برای مهار ایران در اوراسیا تحلیل کنند.
نتیجه، افتادن در «تله مکیندر» یا همان درگیریهای فرسایشی حاشیهای (از سوریه تا یمن) بوده است که اگرچه در کوتاهمدت ضروری مینمود، اما در بلندمدت منابعی را که میبایست صرف تبدیل ایران به «هاب ترانزیتی» یا ایجاد موازنههای اقتصادی پایدار شود، بهمصرف رساند.
این سیاستهای پرهزینه و کم بازده خارجی، مستقیم و غیرمستقیم، بر اقتصاد داخلی فشار آورده و به نارضایتیهای معیشتی دامن زده است.
ازسویدیگر، بخشهایی از جامعه و نیروهای اعتراضی نیز، به دلیل فقدان همان آگاهی ژئوپلیتیک، به درک پیوند عمیق و حیاتی امنیت ملی، تمامیت ارضی و موقعیت راهبردی کشور باثبات داخلی قادر نبودهاند. آنان هر نارضایتی اقتصادی یا اجتماعی را مستقل از بازی بزرگ ژئوپلیتیکی میبینند که دشمنان ایران برای تضعیف این گره ساختاری هاپ – کریدور طراحی کردهاند. این ناآگاهی، فضای اعتراضات صنفی و اجتماعی را برای تبدیل به عرصهای برای نفوذ و تحریک بازیگران منطقهای و فرامنطقهای مستعد میکند، امری که هزینه امنیتی اعتراضات مشروع را بهطور تصاعدی افزایش میدهد و تمرکز کشور را از پروژههای کلان توسعهای منحرف میسازد؛ بنابراین، عدم درک ژئوپلیتیک، هم در بالا و هم در پایین هرم اجتماعی – سیاسی، به اصلیترین عامل تفرقه، اتلاف منابع و کاهش شتاب پیشرفت ملی بدل شده است.
راه برونرفت را میتوان تلفیق علم ژئوپلیتیک با گفتمان عاشورایی – ایرانی دانست، گفتمان عاشورایی و مقاومت، یک سرمایه کمنظیر ایدئولوژیک و انسجام بخش در ایران است؛ اما این گفتمان، زمانی به حداکثر اثرگذاری داخلی و بینالمللی خواهد رسید که با علم ژئوپلیتیک قدرتمند ایران اسلامی آمیخته شود. ایران نهتنها یک قدرت ایدئولوژیک که یک ابرقدرت ژئوپلیتیک بالقوه است. ترکیب این دو، یک فرمول بینظیر میسازد: مقاومتی آگاه، هوشمند و مبتنی بر محاسبه راهبردی.
فرآیند آموزش و گزینش کشور باید بهگونهای بازطراحی شود که نسل آینده مسئولان، از رئیسجمهور و وزیر، استاندار و مدیرکل تا نماینده مجلس تا معلم و... از مدیران جزء تا فرماندهان ارشد نیروهای مسلح و همچنین نخبگان اجتماعی، همزمان به عمق گفتمان عاشورایی و به ژرفای قدرت بیبدیل ژئوپلیتیک ایران مسلط باشند. آنان باید بیاموزند که چگونه میتوان از موقعیت کریدور ایران نهفقط برای رفاه ملی که برای تقویت جبهه مقاومت و افزایش هزینه اقدام متخاصمان علیه تمامیت ارضی کشور استفاده کرد. آنها باید بتوانند تحریم را نه یک بنبست که یک «موقعیت ژئوپلیتیک» برای ایجاد اتحادهای جدید اوراسیایی تحلیل کنند.
از این بحث میتوان نتیجه گرفت که دورههای متمادی اعتراضات و ناآرامیهای داخلی، حلقههای یک زنجیره ازهمگسیختگی و اتلاف بودهاند که در یک «عدم بصیرت راهبردی» جمعی ریشه دارد. با همین نگرش شایسته است، انجام یک انقلاب آموزشی و گزینشی که در آن، آگاهی از علم ژئوپلیتیک ایران بهعنوان پیششرط صلاحیت برای حکمرانی و نشانه بلوغ فکری برای کنشگری اجتماعی، سیاسی، نظامی شناخته شود. آنگاه است که گفتمان قدرتمند عاشورایی – ایرانی، با پشتوانهای استوار از محاسبات ژئوپلیتیک دقیق، میتواند هم انسجام داخلی بیافریند و هم نقشآفرینی بینالمللی ایران را از حالت واکنشی به وضعیت پیشدستانه و معماری کننده ارتقا دهد. این گذار، نه یک انتخاب که تنها مسیر ممکن برای تبدیل هزینههای سرسامآور گذشته به سرمایهای برای پیشرفت شتابان آینده است.


نظر شما :