بیبی ظاهرا آنچه میخواست نگرفت
سفر نه چندان موفق نتانیاهو به واشینگتن
دیپلماسی ایرانی: دیدار بین دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا و بنیامین نتانیاهو نخستوزیر اسرائیل، در اواخر دسامبر در فلوریدا هیچکدام از اهمیت حیاتی دیدار سه ماه پیش آنها را در بر نداشت؛ دیداری که در آن ترامپ نتانیاهو را تحت فشار قرار داد تا با طرح آتشبس در غزه پس از دو سال جنگ موافقت کند.
آن نشست در پایان سپتامبر با پذیرش طرح ۲۰ مادهای ترامپ از سوی نتانیاهو خاتمه یافت. اما دیدار این هفته هیچ اصل کلی تازهای برای فصل جدید منطقهای ترسیم نکرد و بیشتر تکرار مواضع پیشین بهویژه در خصوص سوریه و ترکیه، و تا حدودی غزه بود، در حالی که امروز موضوعات جدید دیگر از برنامههای هستهای و موشکی ایران مطرح هستند.
نشست فلوریدا در چارچوب شناخته شده تعاملات آمریکا و اسرائیل باقی ماند؛ شراکتی که به نظر نمیرسد با وجود تحولات اخیر، بهویژه جنگ اسرائیل در غزه و پیامدهای منطقهای آن طی دو سال گذشته، تحت فشار جدی قرار گرفته باشد. با این حال، گفته میشود ترامپ و نتانیاهو، بهویژه به دلیل تفاوت منافع ملی، برداشتهای متفاوتی از تحولات منطقه دارند، و همین امر باعث شده تحلیلگران بهدنبال نشانههای اختلاف بین آنها باشند.
در حین اینکه «قیمومت آمریکا» بر اسرائیل همچنان بحثی زنده در تلآویو است صداهای تأثیرگذار اطراف ترامپ و درون جنبش گستردهتر MAGA (آمریکا را دوباره به عظمت می رسانیم) حمایت بیپایان آمریکا از اسرائیل را زیر سؤال میبرند و هشدار میدهند که این امر ممکن است آمریکا را به جنگ دیگری در خاورمیانه بکشاند. با این حال، در فلوریدا هیچ نشانه آشکاری از شکاف دیده نشد و در حالی که رابطه شخصی میان دو رهبر همچنان پابرجا به نظر میرسد، روابط آمریکا و اسرائیل همچنان زیر ذرهبین قرار خواهد داشت.
ترامپ و نتانیاهو رویکردهای متفاوتی نسبت به موضوعاتی چون غزه، سوریه، ترکیه، لبنان و تا حدی ایران دارند. متحدان منطقهای آمریکا، از جمله ملک عبدالله دوم پادشاه اردن، پرسشهایی درباره ادامه حضور نتانیاهو در قدرت مطرح کردهاند، اما این نارضایتیها هنوز به حدی نرسیده است که ترامپ را به تجدیدنظر در حمایت از این رهبر کهنهکار اسرائیلی وادارد؛ در عین حال به نظر هم نمیرسد که نخستوزیری نتانیاهو مانعی جدی در برابر راهبرد منطقهای واشنگتن باشد.
فعلاً دستکم، ایده جایگزینی نتانیاهو به حاشیه رفته است (اگر روزی تغییر کند، احتمالاً به توانایی بازیگران منطقهای برای مانور و اعمال فشار بر واشنگتن بستگی خواهد داشت). در فلوریدا، ترامپ از نتانیاهو تمجید کرد و گفت اسرائیل صددرصد به توافق آتشبس پایبند است، در حالی که نسبت به پایبندی دیگران ابراز تردید کرد.
ترامپ همچنین از نقش ترکیه، و بهویژه رئیسجمهور رجب طیب اردوغان در سرنگونی بشار اسد رئیسجمهوری پیشین سوریه تمجید کرد. ترامپ حتی به نظر میرسید، با وجود اختلافات جدی تلآویو و آنکارا بر سر مسائلی چون سوریه و شاخ آفریقا، از دخالت ترکیه در غزه حمایت میکند. این موضوع تحلیلگران را به پرسش واداشت که ترامپ در قبال متحدان منطقهای که خود با یکدیگر اختلاف دارند، چه موضعی دارد.
در فلوریدا، اگر موضوعی وجود داشت که نتانیاهو و ترامپ بیشترین همسویی را در آن نشان دادند، احتمالاً ایران بود. این امر با تهدید ترامپ به حملات تازه علیه ایران در صورت بازسازی توان هستهایاش برجسته شد.
نوسان ترامپ میان تهدید و احتمال توافق با ایران، بازتابی از ابهام مداوم در رویکرد واشنگتن است. ترامپ به آنچه «دستاوردهایش» علیه ایران میخواند افتخار میکند، اما نکته آشکار این بود که حملات آمریکا به ایران را به مفهوم صلح در خاورمیانه پیوند زد؛ موضوعی که بارها در سخنان او تکرار میشود. برخی معتقدند این بیشتر به جاهطلبی شخصی ترامپ برای دریافت جایزه صلح نوبل مربوط است تا یک هدف واقعی سیاست آمریکا.
در همین چارچوب، ترامپ همچنان بر اهمیت پایان جنگ غزه تأکید میکند و تمایلی به از سرگیری درگیریها نشان نمیدهد. با این حال، او بهطور علنی با ادامه بمبارانهای اسرائیل مخالفت نمیکند، مشروط بر آنکه توافق آتشبس و گذار به مرحله دوم را به خطر نیندازد. در اینجا ممکن است نوعی اختلاف میان واشنگتن و تلآویو وجود داشته باشد، زیرا ترامپ گفته بازسازی بهزودی آغاز خواهد شد و آن را به خلع سلاح کامل حماس هم مشروط نکرده است.
غزه برای نتانیاهو حساس است، زیرا وزرای تندرو راستگرای کابینهاش نمیخواهند او امتیازی به واشنگتن بدهد. این امر در روزهای اخیر در بحث بازگشایی گذرگاه رفح ــ یکی از شاخصهای کلیدی مرحله دوم ــ آشکار شد. نتانیاهو ابتدا به بازگشایی اشاره کرد، اما تحت فشار بزالل اسموتریچ، وزیر دارایی و ایتمار بنغفیر، وزیر امنیت ملی عقبنشینی کرد.
برخی معتقدند این یک مانور تاکتیکی پیش از نشست فلوریدا بود، بهویژه آنکه ارتش اسرائیل پیش از اجلاس دستور کاهش تنش در غزه دریافت کرده بود. در مورد ترامپ، او به حماس یک مهلت کوتاه برای خلع سلاح داد و گفت اگر چنین نکنند «جهنم» در انتظارشان خواهد بود. با این حال، هیچ ضربالاجلی تعیین نکرد. با این وجود، این شاید برای نتانیاهو نوعی اطمینان خاطر ایجاد کند.
در چشمانداز گستردهتر، یک همگرایی راهبردی در حال شکلگیری است که یونان، قبرس و اسرائیل را به هم پیوند میدهد. همگرایی اسرائیل و امارات، حول توافقهای ابراهیم، نیز همچنان قدرتمند به نظر میرسد. تحلیلگران میپرسند آیا اکنون همگراییهای متقابل شکل خواهد گرفت. در میان گزینهها، عربستان سعودی، ترکیه، و مصر مطرح هستند (پاکستان محدودیتهایی دارد).
تحولات یمن و شاخ آفریقا بهسرعت به بخشی جداییناپذیر از معادله گستردهتر منطقه و پویاییهای رقابتی درون آن تبدیل شده است. جداییطلبان جنوب یمن که از سوی امارات متحده عربی حمایت میشوند، مناطقی از جمله یک منطقه مرکزی غنی از نفت را تصرف کردهاند. این جداییطلبان، به رهبری «شورای انتقالی جنوب»، وعده دادهاند در صورت دستیابی به استقلال از شمال و پایتخت صنعا، -که اکنون در کنترل حوثیهای همسو با ایران است- به توافقهای ابراهیم بپیوندند.
در شاخ آفریقا، اسرائیل ماه گذشته نخستین کشور عضو سازمان ملل شد که «سومالیلند» ــ استان ساحلی جداشده از سومالی ــ را به رسمیت شناخت. مصر، که پیمان صلح ۱۹۷۹ آن با اسرائیل از اکتبر ۲۰۲۳ تحت فشار قرار گرفته، نگران شکلگیری همگرایی میان تلآویو، سومالیلند و رقیب منطقهایاش، اتیوپی، است؛ کشوری که بهدنبال دسترسی به دریای سرخ بوده و سومالیلند را بهترین مسیر برای تحقق این هدف میداند.
این عرصهها بیش از پیش به صحنههای اصلی خاورمیانه، بهویژه شام و سوریه، پیوند خوردهاند؛ جایی که ترکیه و اسرائیل هر دو منافع دارند. ترامپ به رابطه خود با نتانیاهو و اردوغان افتخار میکند. او در کنفرانس خبری پس از نشست فلوریدا، احتمال درگیری میان تلآویو و آنکارا را کماهمیت جلوه داد.
دونالد ترامپ گفت که با به رسمیت شناختن سومالیلند مخالف است، اما روز دوشنبه ایالات متحده در شورای امنیت سازمان ملل از تصمیم اسرائیل برای به رسمیت شناختن آن دفاع کرد. اعتماد ترامپ به روابط ترکیه و اسرائیل در سخنان او درباره سوریه و اسرائیل نیز بازتاب یافت؛ جایی که او تأکید کرد روابط همانگونه که واشنگتن میخواهد پیش خواهد رفت.
در فلوریدا، نتانیاهو نشان داد که اسرائیل به سوریه و لبنان از منظر امنیتی مینگرد و بر امنیت مرزها و حفاظت از اقلیتها، بهویژه دروزیها و مسیحیان، تأکید دارد. در مقابل، کاخ سفید معمولاً به سوریه و لبنان از زاویه سیاسی نگاه میکند و از دولت احمد الشرع حمایت میکند. الشرع به چهرهای کلیدی در همگرایی در حال شکلگیری عربی ـ ترکی تبدیل شده و ترامپ از این موضوع آگاه است.
در لبنان، واشنگتن بهطور پیوسته حمایت خود را از سازوکار نظارت بر آتشبس در جنوب افزایش میدهد، بهویژه پس از آنکه این سازوکار با حضور مذاکرهکنندگانی از اسرائیل و لبنان تقویت شد. با این حال، لبنان همچنان «نقطه آسیبپذیر» باقی مانده و هرگونه تشدید تنش اسرائیل علیه حزبالله احتمالاً از سوی واشنگتن تأیید خواهد شد؛ جایی که امیدها به تیم رهبری نسبتاً جدید لبنان، جوزف عون شامل رئیسجمهور و نواف سلام نخستوزیر، بسته شده است.
همانطور که ترامپ بارها تأکید کرده، واشنگتن محدودیتهای دولت و ارتش لبنانِ مورد حمایت آمریکا را در مقابله با زرادخانه حزبالله به رسمیت میشناسد. با این حال، اظهارنظر ترامپ مبنی بر اینکه حزبالله «رفتار بدی دارد» نشان میدهد که او ممکن است در آینده با اقدامات نظامی بیشتر اسرائیل موافقت کند.
مهمترین نکتهای که از نشست ترامپ ـ نتانیاهو در فلوریدا بیرون آمد این بود که هیچ معامله ساده و مستقیم میان واشنگتن و اسرائیل در خاورمیانه وجود ندارد. برای نمونه، این تصور که واشنگتن آرامش در سوریه را در برابر تشدید تنش در لبنان بپذیرد، رایج اما گمراهکننده است. چنین برداشتی جزئیات هر پرونده و پیچیدگی منافع آمریکا را نادیده میگیرد.
اسرائیل همچنان فضای مانور خود را حفظ کرده است، اما پیام اصلی دیدار فلوریدا تداوم وضعیت موجود منطقهای بود. این امر میتواند به سود نتانیاهو باشد، زیرا او همچنان در حال خرید زمان از واشنگتن است. همچنین ممکن است به ترامپ نیز کمک کند، چرا که او نمیتواند بهتنهایی همه وعدههایش درباره غزه و دیگر نقاط را عملی کند. واقعیت غالب «نه جنگ و نه صلح» برای او نوعی آرامش فراهم میآورد و تا حدی بار تعهدات زیادش را کاهش میدهد.
منبع: المجله / تحریریه دیپلماسی ایرانی/۱۱


نظر شما :